eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
764 ویدیو
86 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
هر وقت بابا به من و خواهرم احترام می‌گذارد، یادم می‌افتد که چقدر دوستتان دارم. بابا شما را خیلی دوست دارد و چون شما را خیلی دوست دارد، مثل شما دخترهایش را هم خیلی دوست دارد. مثل شما به دخترهاش احترام می‌گذارد. و من هم شما را خیلی دوست دارم؛ ولی چه فایده؟ ما هیچ‌وقت در دوست داشتن به پای شما نمی‌رسیم. من هرقدر دوست بدارمتان، جبران نمی‌شود. شما من را از خودم بیشتر دوست دارید و این زیباست. انقدر که شما به خوشبختی من حریصید، خودم نیستم. انقدر که شما برای من دل می‌سوزانید و نگرانید، مادرم هم اینطور نیست. هیچ مادری، هیچ عاشقی به پای شما نمی‌رسد و این عجیب است که شما برای همه مردم همینطورید. چقدر یک قلب باید بزرگ باشد که همه آدم‌ها را بیشتر از خودشان دوست بدارد؟ چقدر یک قلب باید بزرگ باشد که حتی غصه بخورد برای ضلالت دشمنانش؟ خیلی خیلی دوستتان دارم. حتی از خودم هم بیشتر. از پدر و مادرم هم بیشتر. و تعجب می‌کنم از این که بعضی‌ها شما را دوست ندارند. البته شما دوست نداشتنی هستید ولی نه برای آدم‌های خوب. نه برای آن‌ها که هنوز ذره‌ای خوبی در وجودشان دارند. شما را فقط آن‌هایی دوست ندارند که مُرده‌اند، ولی هنوز میان زنده‌ها راه می‌روند. راستی آقای مهربان من، با آن قلب مهربانتان، چطور تکه‌تکه شدن مردم غزه را تاب می‌آورید؟ شما همه‌ی مردمی که توی غزه‌اند را هم از خودشان بیشتر دوست دارید... راستی آقای مهربان من، با این که خیلی دوستتان دارم، ولی کاش روز محشر نبینم‌تان که می‌میرم از شرمندگی. من ترسو بودم. من صدای کمک‌خواهی شان را شنیدم و کاری نکردم... خواهش می‌کنم دستتان را بالا ببرید و دعا کنید خدا به من و همه‌ی امت‌تان، شجاعتی بدهد که بساط این ظلم را برچینیم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
38.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نتایج تحقیقات پژوهشگران آمریکایی درباره یک ترور بیولوژیکی در تاریخ... "قتل نجیب زاده عرب" ♥️🍂🏴 حتما ببینید
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
#مستند نتایج تحقیقات پژوهشگران آمریکایی درباره یک ترور بیولوژیکی در تاریخ... "قتل نجیب زاده عرب"
🥀﷽🥀 کلرید جیوه یا جیوه سفید، ترکیبی شیمیایی با فرمول HgCl۲ است. وزن مولکولی کلرید جیوه، ۲۷۱.۵ گرم در مول، چگالی آن ۵.۴۳ گرم در سانتی‌متر مکعب، نقطه جوش آن ۳۰۴ درجه سانتی‌گراد و نقطه ذوبش ۲۸۰.۷ درجه سانتی‌گراد است. کلرید جیوه معمولا به شکل بلورهای ریز سپید دیده می‌شود؛ اما در مناطقی چون ازمیر در غرب ترکیه، آن را می‌توان به شکل یک پوسته طلایی رنگ هم پیدا کرد. در قرون وسطی، پزشکان مسلمان از جیوه سفید به عنوان ضدعفونی‌کننده استفاده می‌کردند؛ هرچند استفاده از آن در پزشکی مدرن منسوخ شد. این ماده کاربردهایی درمانی و صنعتی نیز دارد. اما در طول تاریخ، کلرید جیوه با خاصیت خورندگی و سمیت بالای آن شناخته شده است. سمیت آن نه‌تنها به‌علت محتوای جیوه، بلکه به دلیل خاصیت خورنده آن است که می‌تواند باعث آسیب جدی داخلی از جمله زخم معده، دهان، گلو و آسیب به روده شود. کلرید جیوه همچنین تمایل به تجمع در کلیه‌ها دارد که به نارسایی حاد کلیه منجر می‌شود. قرار گرفتن در معرض مقدار زیادی کلرید جیوه می‌تواند در کمتر از بیست و چهار ساعت به مرگ دراثر نارسایی کلیه یا آسیب به دستگاه گوارش بیانجامد. احساس سوزش در دهان و گلو، درد معده، ناراحتی شکمی، بی‌حالی، استفراغ لخته‌های خون و...، از عوارض جانبی مسمومیت حاد با کلرید جیوه‌اند. به عبارتی، کلرید جیوه مانند اسید از درون بدن را تکه‌تکه می‌کند. متلاشی می‌کند و باعث می‌شود رنگ پوست بیمار متمایل به سبز شود، باعث می‌شود بیمار پاره‌های جگرش را در تشت بالا بیاورد... ولی از آن بدتر، این است که این کلرید جیوه‌ی لعنتی را – که از روم برای معاویه فرستاده‌اند – همسر امام به امام بخوراند. از کلرید جیوه کشنده‌تر و دردناک‌تر، تنهایی امام است؛ این که قاتل امام در خانه امام باشد، همسرش باشد. از همه این‌ها کشنده‌تر، این است که سرداران سپاه امام برای معاویه نامه نوشته بودند که: حسن(ع) را زنده می‌خواهی یا مُرده؟ از این‌ها جگرسوزتر، این است که مردم نه وقت جنگ پشت امام‌شان ایستادند و نه وقت صلح. نه جنگ امام را فهمیدند و نه صلحش را. از کلرید جیوه سمی‌تر، مردمی بودند که سر سفره کریم اهل‌بیت(ع) نشسته بودند و حرف رسانه‌های معاویه را می‌شنیدند. مردمی که عقل مجسم* را رها کرده و دل به جهالت شیرینِ اموی سپرده بودند. اصلا حالا که فکرش را می‌کنم، تقصیر کلرید جیوه نبود. جگر امام را خیلی زودتر، مردمِ امام‌نشناس تکه‌تکه کرده بودند... ⚠️کاش ما برای امام زمانمان کلرید جیوه نباشیم...! ✍️ش. شیردشت‌زاده *:در منابع اهل‌سنت، روایتی هست از رسول الله(صلوات الله علیه و آله) که: اگر قرار بود «عقل» در قالب انسانی مجسّم شود، آن شخص حسن بن على (علیهماالسلام) بود. علیه‌السلام http://eitaa.com/istadegi
﷽ 🔰 پیامبر آزادی

▫️ پیامبر آمد كه انسان را همسان فرشته كند؛ درود خدا بر این پیامبر و درود خدا بر كسانی كه راهی راه این پیامبر هستند! ▫️ بخشی از برنامه ‌های رسول گرامی را در پایان سوره مباركه «اعراف» بیان كرد فرمود او آمده كه شما را آزاد كند؛ این قیودی كه دست و پای خودتان را با این قیود بستید و این زنجیرهایی را كه بستید، او آمده این زنجیرها را باز كند. برخی از زنجیرها را شما با دست خودتان بستید و برخی از زنجیرها را دیگران بر دست و پا و گردن شما آویختند؛ رسول خدا آمده این دو كار را كند: «وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ كانَتْ عَلَیهِمْ»
(سوره اعراف، آیه۱۵۷)
▫️ این تشریفات زاید، این تمنّیات زاید، این غرور، این خودخواهی، همه اینها زنجیر است كه ما با دست خود بر گردن و پای خود بستیم. اوصاف بد، اخلاق بد، رفتار بد، كردار بد، مَنش بد، گفتار بد، همه اینها زنجیری است كه بر دست و پای مردم است و اخلاق اسلامی، ادب اسلامی و رأفت اسلامی آمده که اینها را بردارد. ✍️🏻 استكبار و امثال استكبار كه از طرف دیگر دست و پای این جامعه را بستند، نظام بردگی را بر جامعه زیردست تحمیل كردند و نظام سلطه را تحمیل کردند، این غُل و زنجیر بیگانه را هم دین بر می ‌دارد. ▫️ فرمود رسول گرامی، آن زنجیرها را از گردن اینها، از دست اینها و از پای اینها بر می ‌دارد و اینها را آزاد می ‌كند. بخشی از زنجیرها مربوط به داخل و اخلاق داخل است و بخشی از زنجیرها مربوط به استكبار و استعمار بیرونی است. فرمود دین آمده كه انسان را آزاد كند؛ این برنامه پیامبر است! صلوات الله علیه و آله 📚 درس اخلاق تاریخ: 1394/09/19
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🥀﷽🥀 کلرید جیوه یا جیوه سفید، ترکیبی شیمیایی با فرمول HgCl۲ است. وزن مولکولی کلرید جیوه، ۲۷۱.۵ گرم د
بله درسته، «بالا آوردن تکه‌های جگر» که در روایات تاریخی ذکر شده، در واقع برداشت راوی‌ای بوده که امام رو در بستر دیده. دیده که امام دارن لخته‌های خون بالا میارن(😭😭😭) و به اشتباه اینطور تصور کرده که تکه‌های جگره. وگرنه احتمالا نتیجه‌ی آسیب به مری و معده بوده. نه کبد. چون حتی اگه کبد آسیب ببینه از راه مری دفع نمی‌شه. این که توی متن بهش اشاره کردم برای تقریب به ذهن و اشاره تلویحی به شهادت امام بود.
تاریخ همیشه در وجودش تحریف‌ها و دروغ‌هایی هست که باید از پشتشان حقایق و ناگفته‌ها را کشف کنی. تاریخ اسلام و تشیع، به علت داشتن دشمنان بسیار، به‌ویژه دشمنی دیرینه یهودیان، گاه با دروغ و گاهی با کتمان حقیقت مواجه شده. یکی از مواردی که با گذشت قرن‌ها، مردم از آن بی‌خبرند، شهادت پیامبر(ص) است. بیشتر افراد تصور می‌کنند که پیامبر(ص) ناگهان بیمار شده و در بستر قرار گرفتند؛ اما تا به حال از خودشان نپرسیده‌اند این بیماری چه بود؟ پیامبر(ص) که بر اساس روایات، پیش از آن هیچ بیماری‌ای نداشتند، چه شد که به این سرعت در بستر بیماری قرار گرفتند و پس از آن شهید شدند؟ در برخی از روایات نقل شده است که ایشان با گوشتی مسموم که از سمت زنی یهودی به ایشان داده شده بود، به شهادت رسیدند. در دنیای امروز، با کمی بررسی، این مسئله عقلانی به نظر می‌رسد. پرونده ترور پیامبر(ص) سال‌هاست که مخفی مانده است؛ پرونده‌ای مخفی که قاتلانش تا امروز پشت پرده بوده‌اند. همیشه پرونده‌های ترور، آن هم از نوع بیولوژیک، پنهان می‌مانند؛ یعنی یک جورهایی ناتمام می‌شود؛ مثل شهادت امام خمینی(ره). به هرحال با همه این تفاسیر و گفته‌های امنیتی و روایی، مردم با شنیدن چنین حرف‌هایی، یا تو را دیوانه می‌پندارند و یا سعی می‌کنند قانعت کنند که حرفت اشتباه است! علتش چیست؟ به نظر می‌رسد یهود پروژه رسانه‌ای خودش را خوب اجرا کرده است و توانسته پشت پرده مه‌آلود تاریخ، زیر تک‌تک کلمات و ناگفته‌ها چهره خودش را مخفی کند. ای کاش آدم‌ها تاریخ را شخم می‌زدند تا ناگفته‌ها را بشنوند. شهادت پیامبر اکرم(ص)، اولین شهید ترور بیولوژیک جهان اسلام را تسلیت عرض می‌کنم. ✍🏻 محدثه صدرزاده صلوات الله علیه
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱 📖داستان #دایره معمایی، تریلر، جنایی ✍🏻ش. شیردشت‌زاده ⚠️این داستان کاملا
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱 📖داستان معمایی، تریلر، جنایی ✍🏻ش. شیردشت‌زاده ⚠️این داستان کاملا غیرواقعی ست⚠️ قسمت 35 پرچم آن بالا موج برمی‌داشت. رنگش همرنگ خونی بود که داشت آرام از میان زخمم می‌جوشید و روی چادرم پخش می‌شد و راهش را روی زمین باز می‌کرد. نگران نبودم. می‌دانستم با صورت و دستان خونین دیگر توی مجلس عزاداری برنمی‌گردد و همین کافی بود؛ حداقل فعلا. می‌دانستم بقیه کار را تو تمام می‌کنی. مطمئن بودم می‌توانی زن را و بقیه عواملی که می‌خواستند به عزاداران آسیب بزنند را دستگیر کنی. زن داشت می‌دوید. چادرش از سرش افتاده بود و هیکل درشتش حین دویدن سنگین‌تر می‌نمود. من فقط تا همینجا از دستم برمی‌آمد. باور کن اگر زورش را داشتم و بلد بودم خودم می‌گرفتمش؛ ولی می‌دانستم تو هستی تا کار ناتمام من را تمام کنی. انقدر مطمئن بودم که با خیال راحت سرجایم ماندم و به پرچم نگاه کردم. خیالم راحت بود که خوابم تعبیر نمی‌شود؛ یعنی تعبیر شده بود، ولی فقط یک قسمت خیلی کوچکش. خیالم راحت راحت بود؛ آن لحظه، فقط دلم برای تو تنگ شده بود. *** زانوهایم خم شدند. نتوانستم خودم را نگه دارم. هوا را چنگ زدم که نیفتم و روی دیوار آوار شدم. دنیا دور سرم می‌چرخید. صدای کمیل را که با سرپرستار صحبت می‌کرد، از کیلومترها دورتر می‌شنیدم؛ گنگ و مبهم. صدایش در فضای خالیِ ذهنم می‌پیچید و نمی‌شد درست بفهمم چه می‌گوید. فقط کلماتی مثل هوشیاری و خونریزی و شرایط ناپایدار را می‌شنیدم. کلماتی مثل پارگی کبد و خونریزی معده؛ و ارتباطشان را با هانیه نمی‌فهمیدم. دستم را به سکوی ایستگاه پرستاری تکیه دادم. می‌خواستم بپرسم هانیه کجاست، ولی زبان یاری نمی‌کرد. فلج شده بودم؛ نه می‌توانستم تکان بخورم نه صدایم درمی‌آمد نه چیزی می‌فهمیدم. چشمانم هم درست نمی‌دید. پیشانی‌ام پر از قطرات عرق شده بود؛ عرق سرد. لب‌هایم و تا عمق گلویم از خشکی می‌سوخت. کمیل از پرستار پرسید: الان کجا هستن؟ پرستار توی بخش اورژانس گردن کشید و نگاهم دنبال نگاهش رفت که به یک برانکارد خالی با ملحفه‌ای پر از خون رسید. کف اورژانس هم چکه‌چکه خون ریخته بود، ردی از خون که خط راهنمای اتاق عمل را دنبال می‌کرد. یکی از خدمه بیمارستان، داشت زمین را تمیز می‌کرد و دیگری ملحفه پر از خون را از برانکارد برمی‌داشت. پرستار گفت: تا رسید بردنش اتاق عمل. جرات نکردم بپرسم این خون‌ها مال هانیه است یا نه. انقدر دهانم خشک بود که زبان درش نمی‌چرخید. مغزم اما سریع به این نتیجه رسید که خون هانیه است. زانوانم خالی کردند و محکم‌تر سکوی پرستاری را گرفتم. کمیل که دید من فلج شده‌ام، از پرستار پرسید: نمی‌دونید حالشون چطوره؟ -نه، هنوز از اتاق عمل بیرون نیومدن. -کی آوردشون بیمارستان؟ -یه خانم چادری همراهشون بودن. -الان کجان؟ -توی سالن انتظار. ادامه دارد... 🔗قسمت اول داستان: https://eitaa.com/istadegi/12546 ⚠️کپی مورد رضایت نویسنده نیست⚠️ http://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا