یک سوال مهم
یه شخصیت مرد توی داستان جدیدم دارم،
نمیدونم اسمشو چی بذارم😕
نمیخوام اسم خیلی خاص و کمیابی باشه. میخوام یه اسم معمولی و ترجیحا مذهبی باشه،
کوتاه هم باشه.
اسم پیشنهاد بدید لطفاً
هدایت شده از گرای انقلاب اصفهان
🔺داستان کوتاه «رهایی»🔺
روایت مبارزه یک مادر فلسطینی از زیر آوار
✍🏻به قلم: شکیبا شیردشتزاده
(دانشجوی ارشد رشته جامعه شناسی دانشگاه اصفهان)
🔻آنچه خواهید خواند:
ما پناهنده نیستیم، آواره نیستیم، زندانی نیستیم، برده نیستیم. ما فلسطینی هستیم. مثل همه آدمهایی که وطن دارن و سرشونو بالا میگیرن و میگن: من عراقیام. من چینیام. من ایرانیام. من آلمانیام... ما هم دوست داریم بگیم فلسطینیایم.
#گِرا
#بخوانید📖
#غزه_تحت_القصف
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•
🔻گِرا | نشریه گرای انقلاب
🌐https://eitaa.com/geraisfahan
هدایت شده از گرای انقلاب اصفهان
رهایی!.pdf
حجم:
6.1M
🔺داستان کوتاه «رهایی»🔺
روایت مبارزه یک مادر فلسطینی از زیر آوار
✍🏻به قلم: شکیبا شیردشتزاده
(دانشجوی ارشد رشته جامعه شناسی دانشگاه اصفهان)
⚠️منتشر کنید تا صدای فریاد فلسطین زیر آوار سکوت دفن نشود...
#گِرا
#بخوانید📖
#غزه_تحت_القصف
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•
🔻گِرا | نشریه گرای انقلاب
🌐https://eitaa.com/geraisfahan
ترامپ حتی علیه رژیم صهیونسیتی هم تعرفه گذاشته،
با مذاکره هم حاضر نشده کمش کنه یا برش داره،
سوال اینه که اون عزیزان ایرانیای که هنوز به مذاکره با ترامپ امید دارن، مواد مخدر سنتی مصرف میکنن یا صنعتی؟😕
چیزی که عمیقاً دلم رو به درد میاره، اینه که درحالی که مردم غزه دارن زیر حملات صهیونیستها و محاصرهشون له میشن،
تیم مذاکرهکننده ایرانی میخواد با قاتل مردم غزه بشینه سر میز مذاکره،
دیگه شهید امیرعبداللهیان نیست که محکم بایسته و از مظلوم دفاع کنه،
چقدر جای شهید امیرعبداللهیان و دیپلماسی عزتمندانه و عاقلانهش خالیه...💔😭
#غزه #غزه_تحت_القصف #مذاکره
🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🌱
کتابی از جنس آسمان
✍🏻زهرا اروند
کامران؛ نامی گمشده در پیچ و خم روزگار. گویی تقدیر چنین میخواست که این نام در سایۀ نامی دیگر به فراموشی سپرده شود.
زمانی او خود، تیشه به ریشۀ گذشته زد و هویت نوینی برگزید، در روزگاری که جهان متحیر یک حرکت عظیم در دل میهنی استوار بود. و آنگاه جهان دریافت که با انسانهایی استثنایی همچون او روبروست. از همان دم که قلمهای پیشین را به آتش کشید، نه از سر انکار که از سر عشق به حقیقتی برتر، زاده شد: مرتضی. سید مرتضی آوینی.
مرتضی را باید همچون کتابی نادر وصف کرد که هر ورقش جهانی نو میآفرید. کتابی که فصلبندیهایش نه بر اساس ترتیب صفحات، که بر مبنای سیر تحول یک روح بود. او عصری که هنر به بازیچۀ دست قدرتها بدل شده بود، دوربینش را به سوی آسمان چرخاند.
تفاوتهایش نه تصنعی که از جنس حقیقت بود:
در "فتح خون"، نه تاریخ که روح عاشورا را به تصویر کشید؛ گویی خود نیز در کربلا حاضر بوده است.
در خلوت شبهای قدر، وقتی دیگران به دنبال ظاهر قرآن بودند، او نوارهای مستندش را چون قرآن بر سر مینهاد؛ گویی این تصاویر، باطن قرآن و آیات زمینیاش بودند.
حتی شهادتش هم تابلویی از این تفاوتها بود؛ وقتی در دل خاکهای فکه، مین والمر نه برای نابودی که برای وصالش صبر کرده بود. گویی این معبر باید بهدست او گشوده میشد، چرا که او راههای آسمان را بهتر از راههای زمین میشناخت.
و آخرین درس او:
پرسیدند: "زندهای؟"
لبخندی زد و گفت: "هنوز نه..."
میدانست که حیات واقعی او از این لحظه آغاز میشود؛ زمانی که پیکرش به خاک میپیوندد اما روحش در آسمانها به پرواز درمیآید.
زیبایی کار او در این بود که در دنیایی که همه در پی ساختن "من" بودند، او "من" خویش را در آتش عشق به "او" یعنی خدا سوزاند. شاید به همین دلیل است که امروز، سالها پس از شهادتش، هر بار که روایت فتح را میبینیم، گویی تازهترین روایت ممکن را تجربه میکنیم.
برای آوینی، فلسطین فصل گمشدهی کتابی آسمانی بود. قدس در نگاه او نه تنها یک شهر، بلکه نماد مقاومت امت اسلام در برابر ظلم بود. او معتقد بود مبارزهی مردم فلسطین، ادامهی همان راه عاشوراست؛ همان روحی که در "فتح خون" روایت کرده بود.
و این است معجزهای به نام آوینی. مردی که نه تنها هنر که مفهوم شهادت را نیز بازتعریف کرد. او به ما آموخت که میتوان در دنیای مدرن زیست، بدون پیروی از تمدن نوین جهانی. میتوان دوربین به دست گرفت، اما رو به قبله داشت. میتوان فیلمساز بود، اما در نهایت، خود را "فاتحانی دیگر" خواند که نه با سلاح که با عدسی دوربین به میدان آمدهاند.
و امروز اگر بود...
بیتردید دوربینش را رو به طرف غزه میگرفت، تا صدای مظلومان را به گوش جهان برساند. همانگونه که آن زمان نیز میگفت: "قدس، فصل ناتمام کتاب امت ماست؛ صفحهای که روزی به دست مجاهدان حقیقی ورق خواهد خورد."
✍🏻به مناسبت سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم، شهید سیدمرتضی آوینی🥀
#مه_شکن #غزه
http://eitaa.com/istadegi