کسایی که شایعه عدم سلامتی آقا سید مجتبی رو باور کردن،
همونایین که شایعه حضور آقا در طبقه -۴۰ رو باور کردن،
شایعه فرار ایشون به روسیه رو باور کردن،
شایعه فرار ایشون به ونزوئلا رو باور کردن،
و از همه مهمتر
با یه عکس فتوشاپی و تحلیل لاله گوش، شایعه جانشینی میرطاهر به جای ایشون رو باور کردن!
خلاصه اگه ملت هوش مصنوعی دارن ما اینجا یه مشت خنگ طبیعی داریم🤦♂
✍ امین شفیعی
@istadegi
ظاهرا روز اول جنگ رمضان این نقطه که نزدیک قله صفه هستش رو دشمن مورد اصابت قرار داده، نکته جالب اینه که دیوارهای این قلعه تاریخی که روی قله قرار داره، سالم هستند! (حداقل از زاویه دید من)
@istadegi
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 موج ۸۶ تا ۱۰۰، ضربات مهلک و تعیین کننده بر قلب دشمن
🔹️نوبت نابودی به مغز متفکر شر رسید، مقر موساد با تمام تجهیزات پیشرفتهاش به زیر آوار رفت
📍برشی از برنامه تلویزیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان "موجهای بی وقفه" گزارشی جامع از ۱۰۰ موج عملیات وعده صادق۴
🔗 قسمت ۵ از ۵
@istadegi
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📝 پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم
✍🏼 بسمالله الرّحمن الرّحیم
▫️ دو روزِ یازدهم و دوازدهم اردیبهشت، روزهایی است که در آن از مقام کارگر و منزلت معلم تقدیر بهعمل میآید. فارغ از تجلیل زبانی و نمادین که بهنوبهی خود کار بجا و صحیحی است، پیشرفت هر کشوری رَهینِ دو بال علم و عمل است.
▪️ معلم در اولین مرحلهی تحقق از این مقصود نقشآفرینی میکند. مسئولیت خطیر آموزشِ دانش، افزایش مهارت، و بخش مهمی از رشد بینش و قالبریزی هویت نسل آینده برعهدهی او است. دانشآموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد میکنند، در آینده نهچندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را بهکار بسته و اِی بسا در خُلقوخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصهها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینهای، نمایشدهندهی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.
▫️ از سوی دیگر، عرصهی کار، صحنهی وسیعی است بهوسعت کشور که از داخل خانهها، ادارات و واحدهای کسب و کار و مساجد گرفته تا مزارع و کارگاهها و کارخانهها و معادن و انواع زیادی از مشاغل خدماتی کشیده میشود. هرچقدر این پهنهی وسیع از دو عنصر سختکوشی و تعهّد که از ارکانِ هر توفیق بزرگی بشمار میروند بیشتر بهرهمند باشد، پیشرفتگی کشور، بیشتر و بهتر تضمین میگردد.
▪️ میدانیم یک کارگر در پرتو تعهّد و حُسنِ عمل، گاه آنچنان جایگاهی مییابد که شایسته است همچون دست پُرمهر معلم و مربّی، بر دست توانا و هنرمند او هم بوسهی تشکر و امتنان زده شود. این البته امری است که از دامان اولین مربیان هر کسی یعنی پدر و مادر او و پس از آن از درک محضر معلّم قابل تأمین است.
▫️ اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهلوهفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحلهی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.
▪️ معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ بهطوریکه میتوان ادعا کرد که این دو، به منزلهی ستون فقرات عرصهی فرهنگ و اقتصاد هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل ـ که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت میشود ـ بخوبی واقف باشند.
▫️ همچنانکه باید به موازات این امر، توجه داشت که تجلیلهای زبانیِ سالیانه یا هر چند وقت یکبار گرچه بجا و مناسب است ولی قدردانی از تلاشهای این دو قشر باید عمیقتر و عملیتر از این حد باشد. بنده تصور میکنم همانطور که ملت عزیز ایران با حضور در میادین و خیابانها از نیروهای نظامی کشور خود حمایتی درخور بهعمل میآورند، شایسته است در یاری کردن معلمان و کارگران هم پشتیبانی قویای از خود نشان دهند.
▪️ از جمله باید تعامل خانوادههای دانشآموزان و دانشجویان در ادارهی مدارس و دانشگاهها، بیشتر از پیش فراهم شود، و همچنین باید با اولویت دادن به مصرف کالاهای ساخت داخل کشور از کارگرانِ مولّد پشتیبانی نموده و بخصوص صاحبان کسب و کارهای آسیبدیده تا حدّ ممکن از تعدیل نیرو و جُداسازی نیروی کار خود، چه در واحدهای تولیدی و چه واحدهای خدماتی اجتناب نمایند و بلکه هر کارگری را بهمنزلهی ثروت آن واحد تولیدی و خدماتی، منظور دارند؛ و البته دولت محترم هم در حدّ مقدور از این عملِ خیرخواهانه حمایت نماید.
▫️ ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، انشاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجهی تلاش کارگران زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور بهسوی قلّههای پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود، و این البته با دعای خیر و وِساطت سرورمان عجّلالله تعالی فرجهالشریف هر چه سریعتر و بهتر صورت خواهد پذیرفت بِاِذنالله تعالی. والسّلام علیکم و رحمتالله و برکاته.
✍🏼 سیدمجتبی حسینی خامنهای
🗓 ۱۱/اردیبهشت/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| هـدفم از کار کردن... |
-🎙 شما صـدای معلم شهیـده فهیمه مقیمی را میشنوید"
روز تمام معلمان شهیده مبارک 💫
🖇 #لشگر_فرشتگان #روز_معلم
http://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
«حضور»
قدو قواره کوچک و ریزه میزه پسرک را که میدیدی میتوانستی بفهمی که چهارسال بیشتر سن ندارد، با آن پیراهن آبی رنگ و صورت گردش، بغ کرده، دست به سینه و چهارزانو کنار پدرش نشسته بود و با چشمانی که پشت شیشههای عینک آبی رنگش برق میزد خیره به پدرش نگاه میکرد.
چند دقیقهای بیشتر نگذشت که صدای گریهاش بلند شد، انگار تمام توانش برای حفظ بغضش، چند دقیقه بیشتر نبود.
آن قدر جگر سوز گریه میکرد که توجه همه آدمهای اطرافش را جلب کرده بود.
پسرک خود را در بغل پدر انداخته بود و بلند بلند گریه میکرد، گاهی هم لابهلای گریههایش بلند و از عمق جان پدرش را صدا میزد:
_بــــــــــــــــــــــــــابـــــــــــــــــــــــا.
مادر، همان طور که روبهروی همسرش نشسته بود، خم شد و صورت پسرک را نوازش کرد، پشت سر هم با او حرف میزد و همزمان اشکهایش را پاک میکرد، گاهی وعده اسباب بازی به او میداد و گاهی هم موبایلش را به سمت پسرک میگرفت تا او بگیرد و بازی کند؛ اما دریغ از لحظهای قطع شدن صدای پسرک.
او فقط پدرش را میخواست پدری که تنها سنگ قبری از آن به جا مانده بود با نامی قرمز رنگ، به نام شهید.
گلستان شهدا پر شده بود از صدای پسرکی که دلتنگ پدرش، از عمق جان گریه میکرد، پسرکی که نه با اسباب بازی آرام شد و نه با ناز و نوازشهای مادرش.
چنان سنگ قبر را بغل کرده بود که انگار پدرش را بغل کرده.
مادر، مستاصل نگاه میکرد و کاری از دستش ساخته نبود. ناگهان بی آنکه کسی بفهمد چه شد، صدای گریههای پسرک قطع شد، پسرک از روی سنگ قبر بلند شد و چهار زانو مقابل عکس پدر نشست، بدنش گرم شده بود، آرام گرفت، مثل تمام چهارسال عمرش آرامش حضور پدر را فهمید، پدر کنارش ایستاده بود و دست نوازشش را بر سر پسرک میکشید، مگرنه اینکه میگویند:
_شهدا زندهاند.
پسرک حالا هربار به پیش پدرش میآید، روبهروی قاب عکس بالای قبر میایستد و با بچهها بازی میکند، دیگر مطمئن شده است پدرش او را نگاه میکند نه از درون قاب عکس بلکه در کنارش، هرجا که او بخواهد.
«شادی روح شهید جنگ رمضان سرهنگ پاسدار علی عابدی صلوات»
✍🏻محدثه پیشه
#خرده_روایت
@istadegi
⚜به بهانه بزرگداشت مقام معلم⚜
از همان روزهای اولی که عاشق علم و آموختنش به دیگران بودم، از همان روز های اولی که سراسر لذت میبردم وقتی که چیزی را میگفتم که دیگران نمیدانستند اما حالا میدانستند، فهمیدم که واقعا معلمی شغل نیست، عشق است.
من از شعار های نمادین و عالِم بدون عمل بودن، بیزارم. اما چه شد که این شعار را تکرار میکنم که "معلمی شغل نیست، عشق است" ؟
آری در کشور مسلمان ایران، که پیامبر عظیمالشان اسلام فرمودهاند که دنبال دانش باشیم حتی در چین، چه شد که جایگاه معلم، فراموش شد؟
در سیستم اقتصادی کشور ما، واقعا معلمی شغل نیست! هرکسی که مشغول است قطعا دلیلش پول و مادیات نبوده! مگر میشود با حقوق پایینتر از مصوب اداره کار، روزش را شب کند؟
آری واقعا معلمی شغل نیست!
آموختن در میان مردمی که بعضا علاقهای به یاد گرفتن ندارند، خود را عالِم دهر میدانند و اینستاگرام برایشان موثق تر از کتاب است، چیزی جز عشق نمیتواند علتش باشد!
در زمانهای که همه، حتی گاهی بعضی از انقلابیون نا آگاه، نوجوانان را طرد میکنند و از نسل جوان، نا امید میشوند، معلمی شغل نیست! عشقی است که از کلام پدر انقلاب اسلامی ایران، وام گرفته شده است که امیدش به دبستانی ها و جوانان بود.
به امید روزی که با الگو گرفتن از شهید استاد مطهری گرامی، نه ما مردم عادی، بلکه مسئولین و پاسخگویان انقلاب پایندهی اسلامی، جایگاه و شان معلم را که همتراز با شغل انبیا دانسته میشوند، به این جماعت همیشه در صحنه باز گردانند.
شایستهی این قشر زحمتکش این نیست که به خاطر درد معیشت، پا بگذارند روی هرچه آرمان و تلاش خالصانه است. گرچه معیشت، درد همه اقشار امروز است...
به راستی که:
"معلمی امروزه شغل نیست، عشق است"
به یاد زندهیاد، استاد گرانقدر، شهید مرتضی مطهری🌷
قبلا یکی از مهمترین انگیزههام برای نوشتن، این بود که انقدر خوب بنویسم که وقتی چاپ شد، شما بخونیدش و تقریظ براش بنویسید.
همه عشقم همین بود.
هی مینوشتم و هی پاک میکردم و هی فکر میکردم، تا به چیزی برسم که لیاقت تقریظ شما رو داشته باشه،
و هنوز خیلی فاصله داشتم تا اون سطح و کیفیت نوشته... هنوز خیلی چیزها مونده بود که بخوام یاد بگیرم، هنوز خیلی جای تمرین داشتم که شما شهید شدید💔😭
از روز شهادتتون هر وقت به این فکر میکنم که شهید شدید و به تقریظ شما نرسیدم، دلم آتش میگرفت،
و دو ماهه که دست و دلم به نوشتن نرفته...
دیگه به امید تقریظ کی داستان بنویسم آخه؟😭
امروز سعی کردم دوباره نوشتن رو شروع کنم؛
به این امید که از بهشت نگاهم میکنید...🥲😭