eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
817 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
و اما کتابخانه دوست داشتنی من، که الان کتاب‌هایش بیشتر شده‌اند و قفسه کم آوردم برای منظم چیدنشان.
از دوست‌داشتنی‌ترین قفسه‌های کتابخونم این قفسه‌ است. 😎 سعی کردم گوشه کتابخونم یک پک کامل از رمان‌های تاریخ اسلام داشته باشم! 📕اگر علاقه‌مندید زندگینامه پیامبر(ص) را بهتر بدونید کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» را بخونید، میتونم بگم هیچ قلمی مثل استاد سرشار نیست و همه نوشته‌ها مستند و درست گفته شده. 📗اگر دوست دارید راجب امام رضا(ع) و اینکه چی شد ایشون ولیعهد شدن و به ایران اومدن بدونید کتاب «ولادت» رابخونید، یک رمان پر از فراز و نشیب البته از احادیث ضعیف هم درش استفاده شده. 📔اگر عاشق امیرالمومنین(ع) هستید و میخواهید بدونید در حکومتشان فضای شهر شام چگونه بود و معاویه چیکار میکرده کتاب «پس از بیست سال» را بخونید، کتابی که انگار برای همه زمان‌ها نوشته شده.(از کتاب‌هاییه که عاشقانه دوستش دارم، هرچند خداتومن پولش شده الان😢) 📘اگه خواستید با زنان شیعه و تاثیرگذار آشنا بشید حتما کتاب «من برمیگردم» را بخونید، کتاب از زبان زن هارون الرشید نقل شده است. 🌱همه کتاب‌های این قفسه از بهترین‌ها هستند اما نمیشد همشم معرفی کرد. 📚
📣 حکم متهمان پروندهٔ شهید آرمان علی وردی صادر شد. 🔴 مــــتهـــمان ردیف اول تا چـــهارم به مجازات اعدام محکوم شدند‌. 🟠 متهمان ردیف پنجم تا نهم نیز به حبس از یک تا پنج سال و مجازات‌های تکمیلی محکوم گردیدند. @istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگ‌نوشت قسمت ۲۴: صدای پای هیولا ✍️ش. شیردشت‌زاده علم روانشناسی، اخت
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 قسمت ۲۵: بادیگارد ✍️ش. شیردشت‌زاده آن روز تا ظهر پیکرها برای وداع آماده نشد، یا شاید خانواده‌ها برای وداع آماده نبودند. اول گفتند می‌توانید بروید چون وداع دیگری نداریم. بجز من و زینب که باید صبر می‌کردیم کار علی تمام شود، همه خادم‌های خانم رفتند. بعد گفتند یک وداع داریم؛ وداع دوتا خواهر. پنج و هشت ساله. خانه مادربزرگشان بودند، با دوتا از نوه‌های دیگر. مثل ما که وقتی کوچک بودیم با بچه‌های عمه و خاله خانه‌ی مادربزرگ می‌ماندیم، آن‌ها هم مانده بودند که بازی کنند. شاید شب قبل کلی آتش سوزانده بودند با هم. شاید کلی دور خانه دویده بودند. کارتون دیده بودند. خندیده بودند. خانه را روی سرشان گذاشته بودند. و بعد، نیمه‌شب، یک هواپیمای لعنتی، یک بمب لعنتی، همه‌ی شادی‌شان را زیر آوار دفن کرد. وقتی خانواده آن دوتا خواهر رسیدند، کمی از اذان ظهر گذشته بود. پیدا بود هنوز بهت‌زده‌اند، هنوز باور نکرده‌اند، هنوز داغند. شاید زمان خوبی برای وداع نبود. نمی‌دانم. بعضی‌هاشان حتی وقت نکرده بودند لباس مشکی بپوشند. خیلی نمی‌توانستند گریه کنند. گاهی کمی اشک می‌ریختند و بعد آرام می‌شدند. مثل بقیه خانواده‌ها نبودند. حتی طول کشید تا بفهمیم مادر دوتا دختر کیست؛ از بس آرام بود و فقط گاهی گریه می‌کرد. جوان بود؛ خیلی جوان. یک روسری فیروزه‌ای خوش‌رنگ سرش بود. نمی‌دانم بهت‌زده بود یا قوی. نمی‌دانم آن خانواده، خیلی صبور بودند یا هنوز باور نکرده بودند که دختران کوچکشان شهید شده‌اند. معمولا در زمان انتظار خانواده‌ها داخل حسینیه، آهنگ‌های غمگین بدون کلام پخش می‌کردیم. آهنگ‌های آلبوم بادیگارد کارن همایونفر را. و بعد که شهید را می‌آوردند، روضه و مداحی می‌گذاشتیم. آن روز هم آلبوم بادیگارد داشت پخش می‌شد. آن ریتم آرام و محزون و باشکوه. یکی از اعضای خانواده، یک خانم، آمد گفت زیارت عاشورا پخش کنیم. زیارت عاشورای علی فانی را که گذاشتیم، انگار بغض‌ها راحت‌تر ترکید. دوتا تابوت کوچک بود. دوتا دخترک. گذاشتندشان وسط حسینیه. یادم نیست بقیه چه حالی داشتند. دور از ازدحام دور تابوت، خانمی خودش را می‌زد. شاید خاله شهدا بود، نمی‌دانم. ولی معلوم بود دوتا دختر را خیلی دوست دارد. خودش را زد و شوهرش هم حریفش نبود که جلویش را بگیرد. حتی نتوانست تا خود تابوت برود جلو. غش کرد. با کمک شوهرش کمک کردیم به هوش بیاید. به‌هوش آمد و دوباره زد زیر گریه. انقدر گریه کرد که نفسش بند آمد. نمی‌توانست نفس بکشد. چندبار زدم میان کتف‌هایش و بعد نشستم جلویش. دست‌هایش را گرفتم و گفتم: منو نگاه کن! ببین! با من نفس بکش. قبلا هم اینطور شده بود، بستگان شهدا از شدت فشار عصبی و گریه انگار یادشان می‌رفت نفس بکشند. این کار معمولا فایده داشت. زن نفس کشید. شروع کرد برایم حرف زدن. حرف زدن از این که چقدر دخترها را دوست داشت، از این که چقدر شیرین بودند. چقدر ناز بودند. چقدر عزیز بودند. غصه مادرشان را می‌خورد. می‌گفت: جونم بودن. حالا چطور بدون اونا زندگی کنم؟ وقتی تابوت دخترها را باز کردند هم نتوانست برود جلو. بلند شد و گردن کشید و یک لحظه دید و خودش را زد و غش کرد. من هم یک لحظه صورت‌هاشان را دیدم. دوتا خواهر، عین هم. هردو سالم. صورتشان مثل دخترکی که چند روز پیش دیده بودیم خونی نبود. با خودم گفتم شاید کار موج انفجار بوده. بدن بچه مگر چقدر طاقت دارد؟ با موج هم آسیب می‌بیند. ریه‌هایش... قلبش... مغزش... مگر چقدر است روی هم؟ برای آسیب دیدنش یک موج انفجار هم کافی ست. زن وقتی به‌هوش آمد، اول کمی به جمعیت نگاه کرد. اولش گیج بود، بعد یادش آمد. نشست. دستم را گرفت. چشمانش رنگ التماس گرفتند و ابروهایش ملتمسانه جمع شدند. دستم را محکم فشرد و گفت: منو بکش! صدایش پر از خواهش بود، پر از جدیت؛ مصمم بود، جیغ نمی‌زد. فقط دستم را گرفته بود و التماس می‌کرد: منو بکش. تو رو خدا منو بکش. ادامه دارد... http://eitaa.com/istadegi
ولی من از این به بعد با شنیدن این آلبوم، یاد مادری می‌افتم که جلوی گریه‌ش رو می‌گرفت و خیلی جدی می‌گفت نه ان‌شاءالله بچه من نیست! یاد دختری می‌افتم که نمی‌تونست بشینه رو صندلی منتظر بمونه، هی بلند می‌شد می‌رفت دم در، نگاه می‌کرد ببینه ماشین حمل تابوت کی می‌رسه. یاد خواهری می‌افتم که نشسته بود یه گوشه و به خواهر دیگه‌ش می‌گفت ما اینجا چکار می‌کنیم؟ چرا اومدیم اینجا؟ یاد پدری می‌افتم که دستشو گذاشته بود روی صورتش و هی می‌نالید: عزیز دلم، بابا... قربونت برم بابا... یاد برادری می‌افتم که رفته بود یه گوشه زانوشو بغل کرده بود و گریه می‌کرد. یاد خانواده‌هایی می‌افتم که یکی یکی از در معراج می‌اومدن تو و یه نگاهی به معراج می‌کردن و بغضشون توی آغوش هم می‌ترکید. این آلبوم برای من دیگه آلبوم بادیگارد از کارن همایونفر نیست. این آلبوم، غم‌نامه‌ی مردم مظلوم و مقتدر این سرزمینه. این آلبوم برای من، همه‌ی ایرانه...
⚪️ توصیه‌های مهم حاج آقا مجتبی تهرانی برای شب و روز عرفه ▫️ دعا در شب عرفه مقبول و مستجاب است. «رُوی إنّ ليلة عرفة يستجاب فيها ما دعا من خير و للعامل فيها بطاعة الله تعالى أجر سبعين و مائة سنة.» در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند به اجابت می‌رسد؛ و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل ۱۷۰ سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‌‌شود. لذا می‌‌خواهم این مطلب را به دوستان عرض کنم که امشب را قدر بدانید! اوّلین مسئله‌‌ای که در امشب تأکید شده است «دعا کردن» است و در روایت دارد: دعا کنید! دعای خیر کنید! و بدانید که این دعاها به اجابت می‌رسد. ▫️ مقیّد باشید که امشب، مشغول غیر عبادت نباشید. مطلب دیگر اینکه مقیّد باشید که امشب مشغول به غیر عبادت نشوید! کاری کنید که اشتغالات کنار برود تا بتوانید به سوی عبادات و صالحات بروید! وقتی چنین معادله‌‌ای هست که عبادت امشب مانند عبادت ۱۷۰ ساله است، خیلی انسان باید مراقبت و جدیّت داشته باشد. این خیلی قابل توجه است، چون امشب یکی از بزرگترین فرصتهایی است که ما داریم. ▫️ اثر دعا برای دیگران و پشت سر آنها درباره دعا کردن هم بگویم که در روایتی از امام باقر «علیه‌السلام» آمده است که حضرت فرمودند: «أسرع الدعا نُجحاً للإجابة دعاء الأخ لأخیه بظهر الغیب» سریعترین دعایی که به هدف اجابت می‌‌رسد، دعایی است که یک برادر مؤمن، برای برادر مؤمن دیگرش می‌‌کند و پشت سر او برایش از خدا خیر می‌‌خواهد؛ نه در حضورش. یعنی هرکس برای دیگری دعا کند، بسرعت به اجابت می‌رسد. «فیقول له ملک موکّل به لبّیک»؛ وقتی این شخص شروع می‌‌کند به دعا کردن برای برادر مؤمنش و پشت سر او، آن فرشته‌‌ای که برای گرفتن دعاها موکّل شده است، جواب می‌‌دهد: بله! «و لک مثلاه». یعنی این خیری که برای برادرت خواستی، برای خودت دوبرابرش منظور و مستجاب ‌شد. ▫️ امشب را قدر بدانید. از غروب شبِ عرفه تا غروب روز عرفه زمان بسیار بزرگی است. این را گفتم تا امشب که به حسب ظاهر شب عرفه است و موقعیت بسیار خوبی است، هم دعا کنید و هم به اعمال صالحه مشغول شوید! ▫️ از خدا چیزی کم نمی‌‌شود... در روایتی است که از پیغمبر اکرم نقل شده است که خداوند وحی فرستاد به بعضی از پیامبرانش که این متن وحی الهی است که بر فرض که اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست کنند و به هرکدام هرچه که خواستند را بدهم، از خزانه، حکومت و فضل الهی ذرّه‌‌ای کاسته نمی‌شود؛ حتی مثل یک بال پشه هم از خزانه من کم نمی‌شود؛ و ‌چطور ممکن است که از فضل الهی کاسته شود در حالی که من سردمدار آن هستم!؟ ▫️ روز امید خوشبختی برای همه روایتی دیگری از زین العابدین «صلوات الله علیه» آمده که محدّث قمی هم آن را در مفاتیح نقل کرده است؛ در آن روایت آمده است که روز عرفه بود و حضرت دیدند که سائلی دارد از مردم، یعنی غیر خدا، درخواست می‌کند؛ حضرت به او فرمود: وای بر تو! در چنین روزی از غیر خدا تقاضا و درخواست می‌کنی!؟ و حال آنکه امید می‌رود در چنین روزی فضل الهی شامل طفل‌هایی شود که در رحم مادر هستند. امید است که اینها خوشبخت و سعادتمند شوند. ▫️ روز عرفه، روز دعا و درخواست. «رُوِيَ عَنِ البَاقِرِ عَلَيهِ‌‌السَّلَامُ قَالَ إِنَّ يَوْمَ عَرَفَةَ يَوْمُ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَةٍ». یکی از آن مقاطعی كه اين اسلحه بُردش بيشتر است و در اجابت سرعت دارد، ‌روز عرفه است. حتّی تعبير امام باقر«عليه‌‌السلام» این است كه اصلاً‌ روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. يعنی در اين مقطع زمانی بخصوص سرعت اجابت دعا بیشتر است. ▫️ فضیلت زوّار امام حسین در عرفه. مسئله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین«علیه‌‌السلام» است که در حدیث آمده است خداوند قبل از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زائرین امام حسین«علیه‌‌السلام»نظر می‌افکند و این نظر افکندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر می‌باشد که افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین«علیه‌‌السلام» است. ▫️ این روز را از دست ندهید. هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبهاست؛ بخصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! بخصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است.
خب ظاهرا فرودگاه بندرعباس رو دشمن زده! خبر مورد هدف قرار گرفتن قایق‌های تندرو سپاه هم برای ۴۸ ساعت گذشته بوده. آقایون مسولین میخوان صدای جنگ رو در نیارن که به مذاکرات صدمه نخوره؟ چه می‌کنه این آمریکا پرستی! @istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا