چرا به فتنه ی گندم، آدم ازجِنان افتاد؟
چرا که نه؟..شیطان، خوش رُخی نشانش داد.
چه وعده ی ابلیس باشد و طمع به گندم وِی،
چه سان به گندم آمریکا، چه سان به گندم رِی.
به وعده ی شیطان گر پی هوس بروی،
چو گندمش بخوری هم تو بی لَبَس بِشوی.
✍️ شهاب الدین
امشب آن شبی است که برای اولین بار از عمق جانم، مکن ای صبح طلوع را درک میکنم🥺
#امام_شهید
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
این صحنه را صدبار بیشتر دیدم، کاش میتونستم جای حاج محمود باشم که کمتر از بیست ثانیه از شوق دیدار و گ
ای کاش پارسال با تمام ذوقم از این اتفاق جان داده بودم و فدای مردی میشدم که تاریخ دیگر به چشم نخواهد دید...🥺
و ای کاش باز همچون پارسال، یک دفعهای میآمد و دل تنگمان را آرام میکرد.
هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
مجموعه بغض--فاطمه شکیبا.pdf
حجم:
758.2K
📚فایل پیدیاف مجموعه داستان کوتاه #بغض 💔
🍂روایتی از بغضهای بیصدا و ناشنیده...🍂
🌱تقدیم به شهدای کربلا؛ آنان که ذوب در حسیناند...🥀
✍️به قلم: فاطمه شکیبا(فرات)
گروه نویسندگان مهشکن
http://eitaa.com/istadegi
#امام_حسین #محرم
عبیدالله بن عباس، یکی از سرداران سپاه امام حسن علیه السلام بود.
از خانواده پیامبر بود.
شخص محترم و نزدیکی به امام حسن علیهالسلام بود.
زمان امام حسن علیهالسلام، عبیدالله بن عباس فرماندار یمن بود.
وقتی بسر بن ارطاة، یکی از سردارهای خونریز معاویه به یمن حمله کرد،
عبیدالله بن عباس از ترس فرار کرد،
و بسر بن ارطاة، سر دوتا پسر خردسال عبیدالله بن عباس رو برید؛ اونم جلوی چشم مادرشون!
این اتفاق به حدی برای عبیدالله بن عباس و همسرش سنگین بود که هردو رو به مرز جنون کشوند.
اینجا،
انتظار داریم که عبیدالله بن عباس، پر از انگیزه انتقام بشه.
از معاویه و عوامل معاویه متنفر باشه،
و حتی اگر با امام حسن مجتبی علیهالسلام هم از نظر اعتقادی همسو نباشه، ولی بخاطر تنفر و میل به انتقام، هرجور میتونه جلوی معاویه وایسه.
یا حداقل، بهتر از بقیه قساوت و وحشیگری دستگاه معاویه رو بشناسه و بهش اعتماد نکنه.
ولی جالب اونجاست که توی جنگ امام حسن علیهالسلام با معاویه،
معاویه تونست با اماننامه و یه مبلغ پول گزاف، عبیدالله بن عباس رو بخره،
و کاری کنه که عبیدالله بن عباس با ۱۲ هزار نفر نیروی تحت امرش، امام حسن علیهالسلام رو تنها بذارن و برن طرف معاویه.
خندهدار نیست؟
دیروز داشتم توی اخبار میخوندم که دادگستری هرمزگان اعلام کرده هیچ چیزی از پیکر شهید ماکان نصیری پیدا نشده؛ یعنی گویا موشک دقیقا به خود ماکان خورده.
و با خودم گفتم چطور میشه یه نفر، انقدر راحت با کسانی که بچههای کوچک کشورش رو اینطور تکهتکه کردن، سر میز مذاکره بشینه، توافق کنه، اعتماد کنه و صلح کنه؟
اصلا مگه میشه؟
یعنی آقایون مسئول ما، با خودشون نگفتن کسی که توی این جنگ، به بچههای چند روزه هم رحم نکرد، امکان نداره حالا یهو دوست مهربون ما بشه؟
آقا اصلا اعتقاد و انتقام رهبر شهید و اینا به کنار
آدم چطور میتونه به چنین موجودات خونریز و وحشیای اعتماد کنه؟
با خودم گفتم مگه میشه اینهمه حماقت؟؟
بعد یاد عبیدالله بن عباس افتادم، دیدم میشه...
هعی.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
دیروز داشتم توی اخبار میخوندم که دادگستری هرمزگان اعلام کرده هیچ چیزی از پیکر شهید ماکان نصیری پیدا
تحلیلهای زیادی درباره علت این رفتار عبیدالله بن زیاد وجود داره.
بعضیها ممکنه بگن امامنشناس بود، یا دشمنشناسی و بصیرت نداشت، یا طمع کرد...
ولی به نظر من، مشکل عبیدالله معرفت به امام نبود.
یک نفر مثل عبیدالله بن عباس که پسرعموی پیامبره، معلومه که مقام امام رو شناخته.
مشکل دشمنشناسی هم نبود.
اون دشمنی معاویه رو لمس کرده بود. محال بود قماش معاویه رو نشناسه!
طمع میتونه علت بهتری باشه؛ ولی به نظر من طمع هم نبود یا اگر بود، بخش کوچکی از علت بود.
علت اصلی به نظر من، ترس بود.
بسر بن ارطاة با کشتن اون دوتا بچه، توی دل عبیدالله بن عباس ترس انداخته بود.
شاید عبیدالله بن عباس با خودش گفته بود بذار برم طرف معاویه، تا بلایی که سر بچههام اومد سر بقیه خانوادهم نیاد.
اون حتما با دیدن این حجم قساوت، به شدت از بیرحمی معاویه ترسیده بود که انقدر زود تن به اماننامه داد.
و البته طمع هم مزید بر علت شد.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
تحلیلهای زیادی درباره علت این رفتار عبیدالله بن زیاد وجود داره. بعضیها ممکنه بگن امامنشناس بود،
ترس چیز عجیبیه.
یه مکانیزم روانیه،
یه مکانیزم دفاعی برای حفظ بقاست.
یه واکنش بسیار ابتدایی، قوی، اصیل و غریزی.
وقتی امنیت و حیات انسان تهدید بشه، ترس فعال میشه، تا با فرار و دور شدن از خطر، بقا رو حفظ کنه.
همین باعث میشه ترس یکی از احساسات خطرناک انسان بشه.
خیلی قویتر و خطرناکتر از شهوت یا طمع یا خشم.
چون ترس در حالت خام و ابتدایی، یعنی چنگ زدن به هرچیزی برای نجات؛ و همین ترس رو خطرناک میکنه.
ترس یه جورایی، دنبال یه واکنش فوری و آنی به تهدیده؛
و همین باعث میشه عقل دیگه درست کار نکنه.
ترس، آدم رو دچار خطای محاسباتی میکنه.
و باعث میشه تصمیمات احمقانه و وحشتناک بگیره.
مثلا، عبیدالله بن عباس، بخاطر ترسش، یه تصمیم احمقانه گرفت: طرفداری از قاتل برای پیشگیری از قتل بیشتر.
ترس باعث خطای محاسباتی میشه،
و باعث میشه یه عده برن به قاتل بچههاشون باج بدن،
تا شاید قاتل دیگه دست از کشتن برداره...!😏