Hamed MiranHamed Miran - Ahay Delam [128].mp3
زمان:
حجم:
4.5M
همیشه تلخِ آخرش…(:🚶🏻♀️
دقت کردین عروسِ دریایی داریم ولی دومادِ دریایی نداریم؛
یعنی بیشوهری حتی تو عمق دریا هم موج میزنه🌚😂
هیچ پسری جذابتر از پسری نیست که برات یه چیزی رو با آرامش کامل و به زبون ساده طوری که متوجه شی توضیح میده و هرسوالی هم راجع به اون قضیه میپرسی، بدون اینکه بهت حس احمق بودن بده جواب میده.
به نظرم امروز علاوه بر اینکه آدم باید به خاطر گناهانش از خدا طلب ببخش کنه یه عذر خواهی هم از خودش بکنه بگه
ببخشید که احساسات تو رو خرج آدمای اشتباه کردم
که بخاطرشون، اشکت دراومد
قلبت ترک خورد و شب و روزت به هم ریخت..
من از اوناییم که راجبِ یه موضوع اینقدر حرف میزنم و هی میگم اینکارو انجام میدم، وهی نمیدم بعد یه مدت دیگه راجبش حرف نمیزنم و همه هم فکر میکنن از سرم افتاده؛
بعد یهو سوپرایزشون میکنم، میبینن همونکارو انجام دادم🌚🤝
#خانومِصاد
درحالی که صدایِ حامیم در گوشش پلی میشه تو شهر قدم میزنه و آروم باهاش میخونه. میخواد همهی فکرا و خاطراتی که تو ذهنش مرور میشن رو پاک کنه و ذهنشو از هرچی فکر وخیال آزاد کنه؛ ولی انگار تلاشش بیفایدهست، پس بیخیال میشه و با فکرهای جور وناجور به راهش ادامه میده…
خانواده؟ کدوم خانواده؟ پدری که آرزو داشت یهبار مرهم دردش بشه، یا پدری که خودش دردِ تک دخترش بود…؟
هروقت دختری رو میدید که میگفت: “دوست دارم باکسی ازدواج کنم که مثل بابام باشه” حسودیش میشد، آخه اون همیشه آرزو داشت کسی باشه که شبیهِ باباش نباشه…!
دوستاش؟ دوستایی که نیمهراه ولش کردن و اعتمادش رو به هر آدمی از بین بردن؟!
تکتکِ خاطراتی که در این خیابانهایی که ازشون رد میشه داشت، همه جلوی چشمش میان..
وبغضی تو گلوش گیر میکنه که احساسِ خفگی میکنه، با چشماش دنبالِ مغازهای میگرده تا آب بخره بلکه کمی آروم شه؛ اما نیست. دوباره به اطراف با دقت نگاه میکنه اما پیدا نمیکنه، چند نفس عمیق میکشه و دوباره به راه میافته.
و با صدایِ حامیم زمزمه میکنه: “کجای شهرو باید بگردم که خاطرههامونو یادم نیاره..؟!”
#خانومِصاد