eitaa logo
ایران‌ اندیش | جعفر حسن‌خانی
390 دنبال‌کننده
36 عکس
25 ویدیو
5 فایل
نه غرب‌اندیشی، نه شرق‌شناسی و نه غرب‌شناسی، بلکه ایران‌اندیشی تأملات جعفر حسن‌خانی سیاست پژوه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فکرت
1404.07.16 استاد حسنخانی. پنل دوم.mp3
زمان: حجم: 9.7M
ایران و نظم پسا طوفان‌الاقصی جعفر حسنخانی حماس و ضرورت تاریخی 02:00 چرا منفعل شدیم؟ 06:00 حماس و غزه، نقطه استالینگراد 10:00 فتوای رهبری و مشارکت عمومی 14:00 تحجر اصلاح‌طلبانه 17:45 پیروزی در موقعیت کنونی 22:00 🌱فکرت| گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅@fekratmedia🔅
ایران از نظر تاریخی همواره «دیگریِ غرب» بوده است دکتر جعفر حسن‌خانی در سومین نشست روایت فتح و امید بیان کرد: 🔹 تصور اینکه اسلام و ایران دو موجودیت جداگانه‌اند که صرفاً در کنار هم قرار گرفته‌اند، خطای بزرگی است. این نگاه، محصول استعمار است و در تاریخ پیش از پهلوی، چنین تفکیکی در جامعه ایران وجود نداشته است. حتی اگر فردی انقلابی، اسلام و ایران را به‌صورت دوگانه و جداگانه ببیند و یکی را بر دیگری اولویت دهد، به نظر من این نوع نگاه همان «ذهنیت استعمارزده» است. 🔹 جامعه ایران همواره در تکاپو بوده و بیش از هزار و دویست سال زندگی مسلمانانه، و به‌طور خاص پانصد سال تجربه زیست شیعی در بستر ملی داشته است. هویت جمعی ما در همین بستر شیعی شکل گرفته است و این تجربه زیسته را نمی‌توان سانسور کرد. ایران امروز چیزی جدای از این نیست. ‌ 🔹 نگاهی که بخواهد ایران را به گذشته‌های دور و صرفاً به دوره هخامنشی تقلیل دهد، از واقعیت دور است. زیرا پس از هخامنشیان، سلسله‌های بعدی ایران نزدیک به هفتصد سال با امپراتوری روم جنگیدند و امروز آمریکا خود را میراث‌دار همان تمدن غربی می‌داند. ‌ 🔹 باید به نظریه هویت رهبر انقلاب توجه داشت. ایشان هویت ایرانی را در سه‌گانه «اسلام، ایران و انقلاب» تعریف می‌کنند. انقلاب در این نظریه، واکنش جامعه ایران به غرب است. یعنی غرب در این هویت دیده می‌شود، اما نه به‌عنوان عنصری سازنده، بلکه به‌عنوان عاملی که جامعه ایران در برابر آن ایستاده و واکنش نشان داده است. ‌ مشروح کامل این مباحث را در اینجا بخوانید. 🌐 gaame2.ir 🔗@gaame_2
📍انقلاب اسلامی آوردگاه مواجهه با چه پروژه‌های فکری‌ای بوده است؟ چهار دهه؛ چهار مواجهه (1) جمهوری اسلامی در مواجهه فکری خود با گفتارهای رقیب راه پر نشیب و فرازی را پیموده است. سوال اینجاست که در این راه، انقلاب اسلامی تاکنون با چه پروژه‌های فکری مواجه بوده است؟ و کدام چارچوب، توضیح بهتری از این هماوردی می‌دهد؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان به پروژه‌های خرد و کلان بسیاری اشاره کرد اما اگر بخواهیم در این مقال به اجمال اهم آنان را مورد توجه قرار دهیم شاید بتوان همه این تقابل‌ها و هماوردی‌ها در آوردگاه انقلاب اسلامی را ذیل چهار کلان‌پروژه دسته‌بندی کرد که هر یک اهدافی را دنبال کرده و تلاش نموده‌اند بخش‌هایی از جامعه را متأثر کنند. ▪️۱. پروژه چپ‌گرایی در جمهوری‌ اسلامی و پروژه چپ‌نمایی از جمهوری‌ اسلامی: هدف این پروژه همانند‌پنداریِ ایران و شوروی و انقلاب‌ اسلامی و انقلاب بلشویکی بود. این پروژه در عصر جمهوری‌ اسلامی بیشتر در دهه‌ی ۶۰ قرن قبلی رونق داشت. البته در همه سال‌های پس از آن هم با شدت و ضعف‌هایی دنبال شد. در آن دوران ایدئولوژی‌ها چپ سکه رایج زمانه خود شده و دانشگاه‌های جهان به خصوص دانشگاه‌های غربی را درنوردیده بودند. فضای ایران نیز مستثنی از وضعیت جهان نبود. در این دوران بسیار تلاش می‌شد خوانش‌های چپ بر انقلاب‌ اسلامی و نظام سیاسی برآمده از آن تحمیل شود. از هر امکانی که می‌شد در تاریخ و فکر ایرانی- شیعی به نفع ایدئولوژی چپ مصادره شود دریغ نمی‌شد. این پروژه بیشتر علیه طبقه سرمایه‌دار در جمهوری اسلامی عمل می‌کرد. با وجود آنکه شباهت‌هایی میان عدالتخواهی اسلامی و سوسیالیسم بود اما جمهوری‌ اسلامی پا در مسیر چپ‌گرایی ننهاد. هر چند که همه چپ‌ها علیه آن شدند و بر آن شوریدند و تلاش کردند به اجبار زور و اسلحه پروژه خود را به پیش ببرند که البته نتوانستند و شکست خوردند. با شکست چپ‌گرایی در جمهوری اسلامی، سوی دیگر این پروژه یعنی چپ‌نمایی از آن دنبال شد که البته بازیگران آن بیشتر طرفداران افکار راست مدرن بودند. همانندپنداری اسلام‌ سیاسی و مارکسیسم، جمهوری‌اسلامی و جماهیر شوروی و انقلاب اسلامی و انقلاب بلشویکی ناسازه‌های بسیاری دارد از جمله اینکه در جریان پروژه چپ‌گرایی در ایران، نیروهای انقلاب اسلامی در برابر سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی اقلیت و اکثریت ایستاد و در این راه متحمل هزینه سنگینی از جمله قتل هزاران شهروند و مسئول شد. ▪️۲. پروژه پروتستانتیسم اسلامی: هدف پروژه پروتستانتیسم اسلامی، بازآفرینی جنبش دین‌پیرایی اروپا در ایران بود. این پروژه بیشتر در سال‌های پس از جنگ و در دهه ۷۰ قرن قبلی در ایران رونق داشت و پس از آن نیز تا به امروز با فروغ بسیار کمتری دنبال شده است. این پروژه با هدف مدرن‌سازی ایران، خوانشی اروپایی از تاریخ مدرنیته داشت. پیش‌فرض این پروژه، همانندانگاری تاریخ ایران با تاریخ اروپای غربی بود. واعظان و واضعان این پروژه بر این تصور بودند که می‌توانند تاریخ اروپا را در ایران تکرار کنند. دراین‌باره فرض ایشان چنین بود که تاریخ انسان اروپایی، تاریخ نوع بشر بوده و لذا ضرورتاً تکرارپذیر است. خوانش اروپایی از مدرنیته بر این انگاره استوار است که مدرنیته حاصل رویداد پروتستانتیسم در تاریخ اروپا است؛ لذا این رویداد نیز برای ایرانی که می‌خواهد مدرن شود ضروری است. پروتستانتیسم یا همان جنبش دین‌پیرایی به رهبری مارتین لوتر به دنبال خوانشی از دین بود که دین را از انحصار کلیسا برهاند. بر همین اساس تلاش شد مارتین لوتر ایران نیز شناسایی و معرفی شود تا شاید آن تاریخ آن مکانی در این مکان تکرار شود. غربی‌ها در رسانه‌های خود عبدالکریم سروش را مارتین لوتر ایرانی معرفی کردند تا شاید او بتواند پروژه اصلاحات دینی را در اسلام و جمهوری اسلامی به سرمنزل مقصود برساند. اما واقعیت این است که نه الهیات مسیحی، الهیات اسلامی است، نه پندار خداوند در غرب و اسلام یکی است، نه تاریخ اروپا و ایران یکی است و نه انسان ایرانی، انسان اروپایی است. لذا این پروژه که علیه طبقه متوسط در جمهوری اسلامی عمل می‌کرد راه به جایی نبرد و بعد از تب تندش فروکش کرد. 👇ادامه در پست بعد... 🌐 کانال ایران اندیش‌|‌جعفر حسن‌خانی https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍انقلاب اسلامی آوردگاه مواجهه با چه پروژه‌های فکری‌ای بوده است؟ چهار دهه؛ چهار مواجهه (2) ادامه پست قبل... ▪️۳. پروژه اسلام اجتماعی و رحمانی: هدف این پروژه قدرت‌زدایی از تشیع و اسلام است. این پروژه در برابر پدیده اسلام‌ سیاسی، در جست‌و‌جوی خوانشی از دین بود که با دامن‌چینی دین از سیاست و قدرت، به گمان خود دین را از آلودگی قدرت پالوده کند. در همه سال‌های پس از انقلاب پروژه اسلام اجتماعی دنبال می‌شد اما در دهه ۸۰ بود که این پروژه بیش از همیشه مجال طرح یافت. البته نه آنچنان که باید؛ چرا که دلیل طرح این پروژه خالی بودن میدان دهه ۸۰ از دیگر ایده‌ها و پروژه‌ها بود. واعظان این پروژه در جهان اسلام فتح‌الله گولن و در ایران مرحوم علی گل‌زاده غفوری بودند. حاملان این پروژه هم در ایران بیشتر اعضای انجمن حجتیه هستند. این پروژه علیه طبقه دیندار در جمهوری‌ اسلامی عمل کرده و می‌کند. محدود کردن فعالیت دینی به امور فرهنگی، واقع‌گرایانه نیست. پر واضح است که نمی‌توان بدون دولت، صرفاً با اقدامات فرهنگی و خیریه‌ای به مقابله با نیروهای مهاجمی چون داعش، اسرائیل و نیروهای سنتکام آمریکا پرداخت. قدرت‌زدایی از تشیع در نهایت به تشیع‌زدایی از جامعه منتهی ‌خواهد شد. ▪️۴. پروژه کالونیسم اسلامی: هدف این پروژه، آشتی اسلام و سرمایه‌داری است. این پروژه بعد از شکست کامل پروژه پروتستانتیسم اسلامی در سال ۱۳۸۴ به شکل آشکاری آغاز شد اما حضور پرفروغ آن در عرصه عمومی به دهه ۹۰ قرن گذشته باز می‌گردد. حاملان این پروژه با هدف مدرن‌سازی ایران به سراغ خوانش آمریکایی از مدرنیته رفتند و با تعمیم آن خوانش از تاریخ اروپا به تاریخ ایران، در جهت تکرار آن تلاش کردند. خوانش آمریکایی از تاریخ مدرنیته، تحول را بیش از آنکه در جنبش دین‌پیرایی جست‌و‌جو کند، آن را حاصل عمل بورژواها می‌داند. در این بازخوانی تاریخی ژان کالون کشیش مسیحی نقش جدیی داشت. کالون در زمانه اصلاحات مذهبی اروپا، اصلاحات دینی را به سمت و سوی آشتی با دنیا برد. ماکس وبر معتقد است عرفی شدن آموزه‌های کالون درباره نجات انسان آن هم از طریق فعالیت‌ها و کارهای این‌جهانی، تأثیر عمیقی بر پیدایش سرمایه‌داری داشت. سرمایه‌داری هم در تحقق مدرنیته نقش اساسی ایفا کرد و لذا برای مدرن کردن ایران از منظر کالونیست‌های مسلمان باید راهی برای آشتی سرمایه‌داری با اسلام ‌یافت و یا ‌ساخت. ناگفته نماند تجربه ترکیه در سال‌های اخیر در برجسته شدن این پروژه در ایران موثر بود. در دهه‌های اخیر در ترکیه مسلمانان سرمایه‌داری ظهور کردند که با راه‌اندازی حزب عدالت و توسعه و به دست گرفتن قدرت، ترکیه را از منظر اقتصادی با جهش اقتصادی مواجه کردند. اینان خود را کالونیست‌های مسلمان می‌خواندند و پروژه‌شان آشتی دادن اسلام و سرمایه‌داری بود. کار این جریان به سرعت در ایران طرفدار یافت و برایشان راه همان شد که آنان رفتند. پروژه کالوینیسم اسلامی در دهه ۹۰ علیه طبقه مستضعف جمهوری اسلامی عمل کرد و برای این طبقه بدترین دوران پس از انقلاب را رقم زد. ▪️فرجام سخن: اسلام، مالکیت خصوصی را به رسمیت می‌شناسد اما سرمایه‌داری نیست. نقطه مرکزی فلسفه سیاسی اسلام، عدالت است اما اسلام، مارکسیسم نیست. اسلام وجوه فرهنگی و اجتماعی قدرتمندی دارد اما ناواقع‌بین نیست که از قدرت چشم‌پوشی کند. اسلام اقتضائات زمان و مکان را لحاظ می‌کند و به پویایی فقه نظر دارد اما عرفی، سکولار نیست. واضعان، واعظان و حاملان این چهار پروژه در هماوردی با جمهوری اسلام سیاسی تلاش کردند برای منطق خود، دستگیره‌ای در اسلام جست‌وجو کنند تا شاید مقبول نظر ایرانیان شوند؛ اما به جای اقبال، ادبار نصیبشان شد و نتوانستند کاری از کارهای ایران به پیش ببرند. 🌐 کانال ایران اندیش‌|‌جعفر حسن‌خانی https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍انقلاب اسلامی آوردگاه مواجهه با چه پروژه‌های فکری‌ای بوده است؟ چهار دهه؛ چهار مواجهه ▫ متن این تحلیل را در 🔗 اینجا بخوانید. 🌐 کانال ایران اندیش‌|‌جعفر حسن‌خانی https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍سپیده‌دم یک قدرت؛ نقشه راه آیت‌الله خامنه‌ای برای ایرانِ تاریخ‌ساز تحلیل راهبردی صحنه سیاست ایران پس از جنگ 12 روزه تاریخ، بزنگاه‌هایی دارد که در آن یک ملت نه در برابر یک پرسش که بر سر یک چهارراه می‌ایستد. هر مسیر، به سرنوشتی متفاوت ختم می‌شود و دیگر راه بازگشتی نیست. امروز، ملت ایران دقیقاً در یکی از همین بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز ایستاده است. ▪️در سپیده‌دم جهان نو جنگ کوتاه اما پرمعنای 12 روزه و پیش از آن ماجرای 7 اکتبر در منطقه غرب آسیا، بیش از آنکه یک دور از درگیرهای تاکتیکی باشند، نشانه‌های تحولات استراتژیک هستند، جهان در حال گذار از نظم تک قطبی به چندجانبه‌گرایی است. در این وضعیت آرایش نیروهای سیاسی در ایران مهم است. ▪️ساحت سیاست‌ورزی ایران پس از جنگ تحمیلی 12 روزه 1. جریان تحجر؛ زنجیرهای وفاداری به نظم در حال احتضار جریان تحجر، جریانی سیاسی - اجتماعی است که ذهنیت آن در چارچوب‌های نظم قدیم منجمد شده است. ویژگی اصلی این جریان، ناتوانی در درک پویایی‌های تحول قدرت در سطح جهان و اصرار بر نسخه‌هایی است که تاریخ مصرف آنها گذشته است. 2. جریان تهور؛ شجاعت بی‌بهره از حکمت در نقطه مقابل انفعال جریان تحجر، جریان تهور قرار دارد. تهور، مرزی باریک میان شجاعت و حماقت است؛ شجاعتی که با محاسبات دقیق استراتژیک همراه نشده و به ورطه رمانتیسم انقلابی‌نمایی می‌غلتد. این جریان که عمدتاً در میان برخی نیروهای جوان و پرشور انقلابی طرفدار دارد، خواهان ورود ایران به بیشینه‌ترین حالت درگیری در جنگ‌ها و زد و خوردهای دوران گذار است. 3. جریان محافظه‌کار؛ خطر مهلک انفعال در قلب توفان جریان سوم، جریان محافظه‌کار است که به طور گسترده در بدنه بروکراسی کشور ریشه دوانده. این جریان، مبتلا به نوعی اینرسی سازمانی است و ترس از تغییر دارد. منطق اصلی آنها این است که در موقعیت پرآشوب گذار جهانی، اگر ایران با جهان کاری نداشته باشد و منفعلانه عمل کند، جهان نیز با ایران کاری نخواهد داشت. این تفکر، یک خوش‌بینی ساده‌لوحانه و بشدت خطرناک است که ریشه در عدم درک یک واقعیت بنیادین دارد و آن موقعیت ژئوپلیتیک ایران است. ایران همچون استرالیا یا کانادا نیست که در حاشیه جغرافیای سیاسی جهان قرار گرفته باشد. ایران در هارتلند انرژی، در چهارراه کریدورهای استراتژیک شرق - غرب و شمال - جنوب و در میانه جغرافیای قدرت جهانی واقع شده است. 4. جریان تحول؛ درک عمیق تاریخ و کنشگری هوشمندانه برای آینده در میان این ۳ جریان، جریان چهارم، یعنی جریان تحول، یگانه مسیری است که با واقعیات پیچیده جهان امروز و منافع بلندمدت ایران سازگاری دارد. این جریان، برخلاف ۳ جریان دیگر، از یک آگاهی تاریخی عمیق برخوردار است. می‌داند جهان در حال گذار است، می‌فهمد این لحظه، یک فرصت تاریخی برای بازتعریف جایگاه ایران است و باور دارد نقش‌آفرینی فعالانه و هوشمندانه می‌تواند سهم ایران را از آینده قدرت جهانی به طور چشمگیری افزایش دهد. ▪️فرجام سخن: سیاست ایران پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در مواجهه با جهان در حال گذار، صحنه تقابل این ۴ جریان است. جریان تحجر با نگاه به گذشته، ایران را به تسلیم در برابر نظمی رو به زوال فرامی‌خواند؛ جریان تهور، با هیجان‌زدگی، کشور را به سوی درگیری‌های فرسایشی و پرهزینه سوق می‌دهد؛ جریان محافظه‌کاری، با انفعال، ایران را در معرض خطرات ژئوپلیتیک قرار می‌دهد که تاریخ بارها تلخی آن را به ما چشانده است. در این میان، تنها جریان تحول است که با ترکیبی از آگاهی تاریخی، واقع‌بینی استراتژیک، عقلانیت انقلابی و اراده برای ساختن آینده، مسیری روشن و عزتمندانه را فراروی ملت ایران قرار می‌دهد. 📌 متن کامل این یادداشت را در 🔗 روزنامه وطن امروز می‌توانید بخوانید. 🌐 کانال ایران اندیش‌ |‌ جعفر حسن‌خانی https://eitaa.com/jafarhasankhani
49.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍سیاست ایران، پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه ◾روزگاری در میانه جنگ ایران و روس تزاری، طرفداران ایده پیشرفت برون‌زا اصرار داشتند که برای مقابله با دشمن باید با یک قدرت بزرگ مذاکره و توافق شود، بر این اساس حکومت قاجار با ناپلئون بست و توافق کرد اما این توافق در هنگامه جنگ هیچ به کار ایران نیامد. این ماجرا نمونه‌ای از تاریخ چالش‌آفرینی طرفداران ایده پیشرفت برون‌زا است که در یک دهه گذشته در ایران قدرت را به دست داشتند. ◾در سوی دیگر ماجرا طرفداران ایده پیشرفت درون‌زا هستند. ◾در برنامه جریان صحنه سیاست ایران را مبتنی بر این دوگانه و جریان‌های شکل گرفته پس از جنگ ۱۲‌روزه مورد تأمل قرار دادم. 🌐 کانال ایران اندیش‌ |‌ جعفر حسن‌خانی https://t.me/jafarhasankhani
46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍۷۰۰ روز پس از ۷ اکتبر | پنل دوم: ایران و نظم پسا طوفان‌الاقصی ◽ به جهان در حال گذار چگونه باید نگریست و رویداد بزرگ ۷ اکتبر را در این جهان در حال گذار به چه نحو باید تحلیل کرد؟ ◽این سخنرانی در رویداد رسانه فکرت ایراد شده است. 🌐 کانال ایران اندیش‌ |‌ جعفر حسن‌خانی https://eitaa.com/jafarhasankhani
هدایت شده از فکرت
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| 💠 جامعه‌ی ایران کدام است؟ جعفر حسنخانی 📌مردم ایران همان‌هایی هستند که در تمام بزنگاه‌های مهم، وفاداری خود را به ساختار سیاسی و اجتماعی موجود نشان دادند و هیچگاه تمرد نکرده‌اند. ➕نسخه کامل ویدیو 🌱فکرت| گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از فکرت
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| 💠 تهوُر؛ شجاعت یا حماقت؟ جعفر حسنخانی 📌نیروهای تهور، مدام جامعه را به استفاده از قدرت نظامی در صحنه‌های مختلف هدایت می‌کنند بدون آنکه بدانند گاهی پیروزی در یک صحنه، به مثابه شکست در کلیت تاریخی آن جامعه است. ➕نسخه کامل ویدیو 🌱فکرت| گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅@fekratmedia🔅
43.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍آسیب‌شناسی صحنه سیاست ایران از منظری‌ نو سخنرانی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ◽️ چرا در بخش‌هایی از جامعه با پدیده رجوع به پهلوی مواجهیم؟ ◽️ چرا سیاست در ایران امروز دچار انسداد شده است؟ ◽️چرا سیاست در ایران امروز آینده‌نگر نیست و گذشته‌گرا است؟ ◽️ چرا باید از احساس بودن در وضعیت بحرانی عبور کرد؟ ◽️چرا باید از تجربه به امکان گذار کرد؟ ◽️ چگونه می‌توان سیاست ایران را نو کرد؟ 🌐 کانال ایران اندیش‌ |‌ جعفر حسن‌خانی https://eitaa.com/jafarhasankhani
♦️وقتی نخبگان به فروش آهن می‌رسند، باید به فکر فرو رفت! بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «فکرآورد» در گفت‌و‌گو با جعفر حسن‌خانی/ بخش اول من دوستی در حوزه علوم‌انسانی داشتم که مدتی هم ژورنالیست اندیشه بود و اخیراً در یک شرکت فولادی خصولتی به‌عنوان مدیر فروش، مشغول فروش آهن است... مدیر فرهنگی کشور الان باید به این موضوع فکر کند که نیروی نخبه کنشگر رسانه‌ای برای فروش آهن، ۱۰۰ میلیون تومان می‌گیرد، اما برای تولید فکر نهایتاً ۲۵ میلیون تومان دریافت می‌کند. شبه علم، علوم‌انسانی را عقب می‌زند؛ چون گفتار عامه پسندی دارد و مخاطب را از فضای علوم‌انسانی کشور می‌دزدد. شبه علم از گفتار تقریباً علمی قدری استفاده می‌کند تا مطامع خودش و جمع‌بندی خود را در یک بیان زرد یا به تعبیری «علوم‌انسانی زرد» به جامعه برساند... در این فضای گل‌آلود دیگر نمی‌شود بگوییم که چه چیزی علمی است و چه چیزی غیرعلمی نیست. 🔹متن کامل را از اینجا بخوانید🔹 🔶 پایگاه مطالعاتی-تحلیلی سدید🔶 🆔 @farhangesadid 🌐 https://eitaa.com/farhangesadid