° ژاژ | 𝐽𝑎𝑗 °🕰
اهل کاشانم. روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم، بهتر از برگ درخت. د
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.
در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف.
سنگ از پشت نمازم پیداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتی می خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پی«تكبیره الاحرام» علف می خوانم،
پی «قد قامت» موج.
كعبه ام بر لب آب ،
كعبه ام زیر اقاقی هاست.
كعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود
شهر به شهر.
«حجر الاسو » من روشنی باغچه است.
اهل كاشانم.
پیشه ام نقاشی است:
گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما
تا به آواز شقایق كه در آن زندانی است
دل تنهایی تان تازه شود.
چه خیالی ، چه خیالی ، … می دانم:)
پرده ام بی جان است.
خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است...:)
هدایت شده از ━╋𝖻⍺𝗍 𝗐𐔖ɱ⍺𝗇
586.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا