- واندروومن از DC
- گوون از بن تن
- در واپسین دم
واپسین خردمندِ غمخوارِ حیات
ارابهی جنگی را تمهیدی کرد
که از دودِ سوختِ رانه و احتراقِ خرجِ سلاحش
اکسیری میساخت
که خاک را بارورتر میکرد و
فضا را از آلودگی مانع میشد!
💞برای :
https://eitaa.com/Afterglow18
- استارفایر از DC
- ایمی از سونیک
- ما فریاد میزدیم: «چراغ! چراغ!»
و ایشان درنمییافتند
سیاهی چشمِشان
سپیدی کدری بود اسفنجوار
شکافته
لایهبر لایهبر
شباهت برده از جسمیّتِ مغزشان
گناهیشان نبود:
از جَنَمی دیگر بودند
💞برای :
https://eitaa.com/joinchat/2503607577Cb0b8cbfe75
- گوون استیسی از مارول
- کلئو از مانسترهای
- دستهی کاغذ
بر میز
در نخستین نگاهِ آفتاب
کتابی مبهم و
سیگاری خاکسترشده کنارِ فنجانِ چای از یادرفته
بحثی ممنوع
در ذهن
💞برای :
https://eitaa.com/xx1781xx
- گامورا از مارول
- رریتی از پونی کوچولو
- نه عادلانه، نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم
به عدلِ دستنایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد
💞برای :
https://eitaa.com/Unread_Poems