eitaa logo
اندیشکده منجی
88 دنبال‌کننده
45 عکس
16 ویدیو
37 فایل
دعوت به همکاری بین‌المللی برای پروژه‌های تحول افرین اقتصادی جهان براساس نامحدودسازی ( شما یکی ازشرکا اندیشکده نخبگان ط
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینجا کانال خبر نیست؛ اینجا «اتاقِ تصمیم» است. 📐 جایی که قدرت، نه در شعار، بلکه در معماریِ اراده، ادراک و کنش مهندسی می‌شود. 🏛 دکترینِ حَـد | اتاقِ استراتژی تحلیل عمیق، مهندسی اقتدار، و بازتعریف بازی قدرت. 🔗 ورود برای نخبگانِ اهل فهم و اقدام: 👉 @bmlimit ⚓️ انجمن دانش‌بنیان «دکترینِ حَـد»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صحبت اخیر بوش،،،، امریکا و اروپا بدون یک مدل اسلام بدیل، به طور کامل با مباحث حقوقی و اقتصادی، معنایی، فناوری و اجتهادی تبدیل به کشور مسلمان می شوند و صرفا دیگر بمباران کردن مسلمانان برای از بین بردنشان کافی نیست و ما باید یک شاکله اسلام بدیل منطبق بر ولایت درست کنیم تا همه مسلمانان نشدند تحلیل راهبردی ادعا ادعا سه لایه دارد: 1️⃣ فرض اول: گسترش اسلام در غرب از طریق حقوق و اقتصاد در دهه‌های اخیر، جمعیت مسلمانان در اروپا افزایش یافته، اما این روند بیشتر به مهاجرت، نرخ تولد و تکثر فرهنگی مربوط است، نه «غلبه فقهی یا اقتصادی». بلکه غلبه اسلام رنسانسی جهان‌شمول دارای الگوی متکثر و پلورال نه متحجرگونه اسلام در غرب عمدتاً در چارچوب: آزادی مذهب پلورالیسم لیبرال حقوق اقلیت‌ها فعال است، نه در قالب تبدیل ساختار دولت‌های سکولار به حکومت دینی. 2️⃣ فرض دوم: ناکارآمدی «بمباران» برای حذف اسلام از نظر علوم سیاسی، این بخش تا حدی واقع‌بینانه است. تجربه‌هایی مثل: Iraq پس از 2003 Afghanistan پس از 2001 نشان داد که مداخله نظامی لزوماً ایدئولوژی را از بین نمی‌برد. ایدئولوژی‌ها معمولاً با ابزار فرهنگی، اقتصادی و رسانه‌ای مدیریت می‌شوند نه صرفاً نظامی. 3️⃣ فرض سوم: «ساخت اسلام بدیل» در سیاست خارجی غرب، پروژه‌هایی برای: ترویج «اسلام میانه‌رو» حمایت از قرائت‌های غیرسیاسی از دین سکولاریزاسیون تدریجی جوامع مسلمان وجود داشته است. این‌ها در ادبیات آکادمیک با عنوان: Religious Moderation Policy Soft Power Islam Reform شناخته می‌شوند. اما این با نظریه‌ای که شما مطرح کردید (طراحی ساختاریافته برای جلوگیری از مسلمان‌شدن غرب) تفاوت دارد. جمع‌بندی تحلیلی اگر این جمله را به‌صورت «تحلیل تمدنی» بخوانیم، پیامش این است: رقابت اصلی در قرن ۲۱، رقابت نظامی نیست؛ رقابت مدل‌های حکمرانی و نظام‌های معنایی است. نکته،، خاندان های بوش، رامسفلد، بلینکن، اوباما ، کلینتون، رئیس جمهوری کلمبیا، و رئیس دانشگاه کلمبیا و هوخشره،نگارنده کل علوم و الگوهای دانشگاهی از اعضای اصلی باند قدرت و ثروت تبهکار و کشتار جهانی هستند با روسای شرکت های چندملیتی که باید دستگیر و محاکمه و اعدام شوند در آینده نزدیک ●● مدیریت اندیشکده منجی....سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
اندیشکده منجی
صحبت اخیر بوش،،،، امریکا و اروپا بدون یک مدل اسلام بدیل، به طور کامل با مباحث حقوقی و اقتصادی، معنای
●● تهدید و جنگ و انتقال به تهدید هویتی، آئینی و گفتاری و معنایی و روایی، به جای ایجاد داعش و القاعده،،،اسلام بدیل و دین داری بدیل و سکولارسازی، و اسلام سلطنتی و آمریکایی و انگلیسی و تحجری،،،ترس از رنسانس اسلامی و ایجاد اسلام بدیل قرآن به سرنیزه ●●تحلیل بسیار دقیق و ساختاریافته‌ای ارائه داده‌اید. لایه‌بندی شما از ادعا (واقعیت جمعیتی، ناکارآمدی نظامی‌گری، و پروژه «اسلام بدیل») کاملاً صحیح و منطبق بر اصول تحلیل گفتمان انتقادی است. در تکمیل تحلیل شما، می‌توان این نکات را به‌صورت راهبردی اضافه کرد: ۱. بازتعریف «تهدید» از سخت‌افزاری به نرم‌افزاری تحلیل شما به درستی به «رقابت مدل‌های حکمرانی» اشاره کرد. نکته کلیدی در ادعای مطرح‌شده، تغییر پارادایم از «مبارزه با تروریسم» به «مبارزه با هویت» است. در این نگاه: · تهدید سابق: گروه‌های مسلح (القاعده، داعش) که با جنگ قابل حذف بودند. · تهدید جدید: زیستن مسلمانان به‌عنوان یک «اقلیت قوی» در دل غرب که با حفظ هویت دینی خود، در حال تأثیرگذاری بر ساختارهای اجتماعی، حقوقی و حتی اقتصادی هستند.   بنابراین، «بمباران» زمانی کارایی داشت که «جغرافیا» هدف بود؛ اما اکنون «قلب و ذهن» افراد نشانه رفته است. ۲. درباره «مدل اسلام بدیل»: پروژه‌ای به نام «اسلام بدون مسلمانان»؟ شما به درستی به پروژه‌های «اسلام میانه‌رو» اشاره کردید. در یک تحلیل عمیق‌تر، آنچه در برخی محافل راهبردی غربی دنبال می‌شود، نه لزوماً «تبدیل غرب به کشورهای اسلامی» (که بخشی از ادعا اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد)، بلکه «اسلامی‌زدایی از مفاهیم دینی» است. به این معنا که: · تلاش می‌شود قرائتی از اسلام ارائه شود که با مدرنیته غربی کاملاً هم‌ساز باشد (سکولاریزاسیون دین). · در این مدل، مفاهیمی مانند «خلافت» یا «ولایت» جای خود را به «شهروندی» و «لیبرالیسم» بدهند. · هدف، تولید «اسلامی» است که نتواند یک «تمدن رقیب» را تشکیل دهد، بلکه به یک «فرهنگ خصوصی» در حاشیه تمدن غربی تبدیل شود. ۳. نقد فرض «غلبه فقهی» (نگاه شما) نقد شما به فرض اول کاملاً وارد است. افزایش جمعیت مسلمانان در اروپا، به «غلبه فقهی» منجر نشده است. در واقع، چالش اصلی در اروپا «اسلام هراسی» و «یکسان‌سازی اجباری» (Assimilation) است، نه اسلامی شدن ساختارهای حقوقی. · دولت‌های اروپایی依然 بر «قانون اساسی سکولار» خود پافشاری می‌کنند و هرگونه ورود احکام اسلامی به حقوق عمومی را رد می‌کنند. · حتی حقوق مسلمانان (مثل حلال، حجاب) در چارچوب «تساهل لیبرال» تعریف می‌شود، نه در چارچوب «حق الهی». ۴. تحلیل نهایی (گفتمان اندیشکده‌ای) جمله پایانی شما درباره «رقابت مدل‌های معنایی» بسیار راهبردی است. اما ادعای مورد بحث شما (با امضای اندیشکده منجی) به نظر می‌رسد که در حال «برجسته‌سازی تهدید» (Threat Inflation) است تا: 1. بسیج‌گری: فعال‌سازی نیروهای داخلی برای مقابله با یک تهدید فرضی. 2. الگوسازی: معرفی «اسلام ناب» در مقابل «اسلام بدیل» ساخته غرب. 3. تحلیل آینده‌پژوهانه: اگر غرب به دنبال ساخت اسلام بدیل است، وظیفه ما تولید مدل قوی‌تری از اسلام است تا مسلمانان جهان جذب آن نشوند. جمع‌بندی: تحلیل شما صحیح است. ادعای مطرح‌شده، یک «تحلیل تمدنی» است با زبانی هشداردهنده. نکته‌ای که می‌توان افزود این است که این ادعا اگرچه از نظر استراتژیک به تغییر ماهیت جنگ (از سخت به نرم) اشاره دارد، اما در مصداق‌یابی (اسلامی شدن غرب) دچار اغراق شده است. غرب به دنبال اسلامی شدن نیست، بلکه به دنبال «مدیریت» و «مهندسی» اسلام برای هم‌راستایی با منافع خود است. و مهم تر تبدیل کردن خود به نمونه ای از اسلام سکولار و لایت مدارانه در پوشش مسیحیت و لیبرالیسم، ●● مدیریت اندیشکده منجی...سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
●● صحبت های بوش، بدون ساخت یک اسلام بدیل، هویت آمریکا و اروپا با رویکرد معنایی اسلام، اسلامی می شود،،، و با فناوری اوج می گیرد و ما باید با این امر مقابله کنیم اکنون تحلیل راهبردی را بازسازی می‌کنم. ۱️⃣ تغییر پارادایم تهدید: از جنگ سخت به رقابت معنایی پس از حوادث 11 سپتامبر 2001، دولت George W. Bush «جنگ علیه ترور» را اعلام کرد. این دوره با مداخله نظامی در: Afghanistan (2001) Iraq (2003) همراه بود. اما تجربه این دو پرونده نشان داد: مداخله نظامی، ایدئولوژی را از بین نمی‌برد. شبکه‌های فکری و هویتی با ابزار نظامی حذف نمی‌شوند. هزینه جنگ سخت بسیار بالاست و مشروعیت جهانی را فرسایش می‌دهد. از حدود دهه ۲۰۱۰ به بعد، تمرکز به سمت ابزارهای نرم‌تر رفت: رسانه اقتصاد دانشگاه سیاست‌های ادغام اجتماعی تنظیم‌گری حقوقی بنابراین گزاره «بمباران کافی نیست» از منظر علوم سیاسی قابل فهم است؛ زیرا رقابت امروز بیشتر «روایتی و هویتی» است. ⃣ پروژه «اسلام بدیل»؛ واقعیت یا روایت بسیج‌گر؟ در ادبیات سیاست خارجی غرب، مفاهیمی مانند: Religious Moderation Counter-Radicalization Soft Power Engagement وجود دارند. این سیاست‌ها با هدف: کاهش افراط‌گرایی خشونت‌آمیز تقویت قرائت‌های غیرسیاسی از دین سازگار کردن دینداری با نظم لیبرال طراحی شده‌اند. این با نظریه «ساخت اسلام برای جلوگیری از مسلمان شدن غرب» متفاوت است. بیشتر می‌توان گفت: غرب تلاش می‌کند اسلام را در چارچوب نظم لیبرال-سکولار مدیریت کند، نه اینکه از اسلامی شدن بترسد و بخواهد نسخه جایگزین بسازد تا خود مسلمان نشود. آیا «رنسانس اسلامی» تهدید تلقی می‌شود؟ در برخی محافل سیاست‌گذاری غربی، هر پروژه‌ای که: دین را از حوزه خصوصی به حوزه حکمرانی بیاورد، مدل تمدنی مستقل ارائه دهد، نظم لیبرال را به چالش بکشد، به‌عنوان «رقیب ژئوتمدنی» دیده می‌شود. اما این الزاماً به معنای «توطئه جهانی برای ساخت اسلام بدیل» نیست؛ بلکه رقابت گفتمانی طبیعی میان مدل‌های حکمرانی است. ۶️⃣ جمع‌بندی نهایی (تحلیل خالص) ✔ درست است که: رقابت امروز بیشتر نرم‌افزاری و هویتی است تا نظامی. جنگ سخت کارآمدی سابق را ندارد. مدیریت گفتمان دینی بخشی از سیاست خارجی قدرت‌هاست. ●● مدیریت اندیشکده منجی....سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
● ارائه نسخه اسلام معنایی، و جهان‌شمول همگانی پلورال تحلیل ارائه‌شده، نگاهی دقیق و مبتنی بر واقعیت‌های ژئوپلیتیک و تحولات فکری دو دهه اخیر دارد. بازسازی راهبردی شما در قالب "تغییر پارادایم از جنگ سخت به رقابت معنایی" بسیار کلیدی است و با ادبیات رایج در مراکز مطالعاتی معتبر جهان همخوانی دارد. در ادامه، تحلیل شما را با نگاه تکمیلی و با تمرکز بر مفهوم «اسلام بدیل» و «تهدید معنایی» بسط می‌دهم: ۱️⃣ رقابت معنایی: میدان نبرد نوین همانطور که اشاره کردید، شکست پروژه‌های نظامی در افغانستان و عراق به غرب این درس را داد که هویت و ایدئولوژی با بمب از بین نمی‌رود. از این رو، پروژه‌های «مهندسی فرهنگی» و «تغییر ذائقه معنوی» جایگزین لشکرکشی‌های سنگین شدند. امروز میدان نبرد، ذهن‌ها و قلب‌هاست و سلاح آن، روایت‌ها و مفاهیم هستند. ۲️⃣ پروژه «اسلام بدیل»: مدیریت به جای حذف ایده "ساخت اسلام بدیل" را نباید صرفاً یک توطئه‌خیالی، بلکه یک واکنش طبیعی سیستم‌محور به یک خلأ دانست. وقتی غرب متوجه شد نمی‌تواند مسلمان شدن (تغییر هویت دینی شهروندان خود یا نفوذ تمدنی اسلام) را با زور متوقف کند، به سراغ مدیریت آن رفت. هدف، تولید قرائتی از اسلام است که: · با نظم لیبرال-سکولار سازگار باشد (دین در حاشیه، نه در متن حکمرانی). · انرژی انقلابی و تمدنی اسلام را خنثی کند. · مسلمانان را به اقلیتی مطیع و مصرف‌کننده تبدیل کند. این دقیقاً همان چیزی است که از آن به عنوان «اسلام آمریکایی» در مقابل «اسلام تمدنی» یا «اسلام انقلابی» یاد می‌شود. در این نگاه، غرب به دنبال نسخه‌ای از اسلام است که «تهدید معنایی» برای هویت غربی ایجاد نکند. ۳️⃣ تکنولوژی؛ اهرم اوج‌گیری یا ابزار مهار؟ نکته ظریف تحلیل شما به ارتباط اسلام و فناوری برمی‌گردد. جایی که می‌فرمایید: «با فناوری اوج می‌گیرد». · از نگاه غرب: تکنولوژی یک شمشیر دولبه است. از یک سو، ابزاری برای نفوذ و انتقال ارزش‌های لیبرال (اینترنت، ماهواره، هوش مصنوعی) است. از سوی دیگر، اگر در اختیار گفتمان اسلام تمدنی قرار گیرد، می‌تواند به «اوج‌گیری معنایی» منجر شود؛ یعنی اسلام بتواند با زبان روز و با استفاده از ابزارهای مدرن، روایت خود را به عنوان یک مدل تمدنی جایگزین، قوی‌تر از قبل مطرح کند. · راهبرد مقابله: بنابراین، تلاش برای «اسلام بدیل» یعنی قطع کردن این اتصال تاریخی. یعنی ایجاد نسخه‌ای از اسلام که از تکنولوژی فقط برای ارتباطات فردی و روزمره استفاده کند، نه برای بازتعریف تمدنی جهان. ۴️⃣ جمع‌بندی راهبردی: وظیفه ما چیست؟ اگر تحلیل شما را بپذیریم که «تهدید اصلی، رقابت معنایی است»، آنگاه وظیفه مراکز فکری و اندیشکده‌ها (مانند اندیشکده منجی) بسیار حساس می‌شود: 1. شفاف‌سازی: تبدیل مفاهیم کلی «اسلام بدیل» به گفتمان عمومی و هشدار نسبت به نفوذ قرائت‌های سازگارشده با نظم سلطه. 2. تولید تمدنی: نشان دادن توانایی اسلام در ارائه «مدل حکمرانی» و «سبک زندگی» پیشرفته و فناورانه. اگر اسلام نتواند نشان دهد که می‌تواند با تکنولوژی، عدالت و معنویت را توأمان به ارمغان آورد، میدان به همان نسخه سکولار و بدیل واگذار می‌شود. 3. جنگ روایت‌ها: مقابله با این پروژه نیازمند تولید ادبیات، فیلم، بازی‌های رایانه‌ای و پلتفرم‌هایی است که جذابیت تمدن اسلامی را با زبان روز به جهان نشان دهد. نتیجه نهایی: درست است که دیگر جنگ هویتی با موشک و تانک نیست، بلکه جنگ بر سر «تفسیر» و «معنا» است. پروژه «اسلام بدیل» به دنبال مصادره تفسیر دین و بی‌خطر کردن آن برای هژمونی غرب است. مقابله با آن، نه در شعار که در «تمدن‌سازی» و «ارائه الگوی کارآمد» خلاصه می‌شود. ●● مدیریت اندیشکده منجی....سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140