eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
571 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سیزده بدر؛ روزی که زمین نفس می‌کشد... ✍  علی اکبر ملکی ۱۳ فروردین روزی است که آسمان آبی، دستان سبز بهار را می‌فشارد و باد، قصه‌های کهنهٔ زمستان را با خود می‌برد. سیزده بدر، روز رهایی از عددِ نحس نیست؛ روز عشق ورزیدن به خاکی است که در هر ذره‌اش زندگی می‌جوشد. روزی است که خنده‌هایمان را به رودها می‌سپاریم تا پایان دریا، شادی را با خود حمل کنند.  برگ‌های سبز درختان، زیر نور خورشید رقصانی می‌کنند و زمین، فرشی از گل‌های وحشی پهن کرده تا پای ما را ببوسد. اینجا، در آغوش طبیعت، زمان ایستاده است. مادران سفره‌های رنگین را میان سبزه‌ها پهن می‌کنند و پدران با دستانی مهربان، نهال امید را در خاک می‌کارند. کودکان، پروانه‌وار از این سو به آن سو می‌دوند و فریادهای شادشان با آواز پرندگان درهم می‌آمیزد.  @khoshab1 سیزده بدر، روز گره زدن آرزوها به سبزه‌هاست... گره‌هایی که باد آنها را می‌دزدد تا به آسمان برسند و ستاره‌ها بخوانندشان. در این روز، زمین و آسمان با هم همزاد می‌شوند و قلب‌های ما تپشی یکسان با جریان رودها پیدا می‌کنند. این روز، یادآوری است که ما هم بخشی از این گردش بی‌پایانیم؛ بخشی از شکفتن، بخشی از ریشه‌ها، بخشی از رقص باد در دشت‌ها.  پیش از آنکه خورشید، آخرین شعله‌های طلایی‌اش را به کوه‌ها بسپارد، سبزه‌ها را به آب می‌سپاریم. با هر سبزه‌ای که رود را در آغوش می‌گیرد، غم‌های سال کهنه را می‌شوییم و در دلِ آب، زمزمه می‌کنیم: «سال دیگر نیز بیا، تا دوباره در کنار تو زنده شویم...»  سیزده بدر، روز وداع با گذشته نیست؛ روز نوازش زندگی است. روزی که زمین به ما می‌گوید: «هرگز تنها نیستی؛ من همیشه اینجا هستم، زیر پای تو، در نفس‌های تو، در رگ‌های تو...»  امشب، وقتی ماه بالا می‌آید، ستاره‌ها را صدا می‌زنیم تا آرزوهایمان را برای زمین بخوانند. فردا، زندگی دوباره آغاز می‌شود؛ سبزتر، پرآوازتر، و پر از یادِ روزی که با زمین همقدم شدیم...  @khoshab1 Basiratkhoshab.ir
«مرغ و تخم مرغ» روزی مردی به دنبال حقیقت می گشت و در جستجوی پاسخ پرسشهای بی پایانش بود. به خانقاهی رسید و از شیخی پرسید: «ای شیخ! چگونه میتوانم به یقین برسم؟ شیخ در پاسخ، تخم مرغی از جیبش درآورد و گفت: «این تخم مرغ را بگیر و به مرغدانی ببر. هر روز به آن نگاه کن و ببین چه میشود.» مرد با تعجب تخم مرغ را گرفت و هر روز به آن خیره میشد. روزها گذشت و تغییری نیافت. کم کم خسته شد و نزد شیخ بازگشت و گفت: «این تخم مرغ جز سنگینی و سکون چیزی ندارد!» شیخ پاسخ داد: «صبر کن...» چند روز بعد، مرد دید تخم مرغ ترک خورد و جوجه ای از آن بیرون آمد. شیخ پرسید: «آیا اکنون میفهمی؟ یقین مانند این جوجه است؛ تا زمانی که در پوسته ی شک و ظن اسیر باشی، نمیتوانی پرواز کنی. باید صبر داشته باشی و بگذاری نور حقیقت، پوسته ی جهل را بشکافد.» برگرفته از کیمیای سعادت پند این داستان نمادی از سیر روحانی انسان است. غزالی در آثارش همواره بر اهمیت صبر، تفکر و شکستن قالب های ذهنی تأکید دارد. همانگونه که جوجه برای تولد نیاز به زمان دارد، رسیدن به «یقین» نیز صبر و تلاش می طلبد. @khoshab1
مرد خسیس و مهمان نا خوانده گفت مردی بخیل را مهمان رسید خواست نان، بخیل از غصه جان رسید! گفت: «امشب ز خُردی خانه شرمم باد شمع هم نیست، ای برادر، جز شبم باد!» مهمان باهُوش، آهی کشید از دل گفت: «من در تاریکی بنشینم خَلَـو! خود تو بنشین به کوچه، تا من نپرم… شمع را روشنی بخشد نفس گرم!» بخیل سرخگون شد، خنده گرفت نان و شمع آورد و شرمنده گرفت! سعدی در این ابیات، با طنزی شیرین، خستِ آدمی را به تمسخر میگیرد. مرد خسیس به جای پذیرایی، بهانه ای مضحک می آورد که «خانه اش تاریک است»، اما مهمان با زیرکی، نقاب ریاکاری او را برمیدارد و با پیشنهادِ «نفس گرم» به جای شمع، او را شرمسار میکند! نکته ی ظریف اینجاست که سعدی حتی در طنز نیز پیام اخلاقی را فراموش نمیکند: خست و ، آبروی انسان را میبرد، اما ذکاوت و شوخ طبعی میتواند پرده های را بدراند! @khoshab1
هفت درس مولانا 🔹درس اول عشق را بی معرفت معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن 🔹درس دوم گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گلها، زشت یا زیبا نکن 🔹درس سوم پیرو خورشید یا آیینه باش هر چه عریان دیده ای افشا مکن 🔹درس چهارم ای که از لرزیدن دل آگهی هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن 🔹درس پنجم دل شود روشن زشمع اعتراف با کس ار بد کرده ای، حاشا مکن 🔹درس ششم زر بدست طفل دادن ابلهی ست اشک ر ا نذر غم دنیا مکن 🔹درس هفتم خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا مکن. 🍃🤍🍃 .....................Join............... ❀✦• @khoshab1 •✦❀
قوی تر از شمشیر! نویسندگی و نویسنده شدن، چیزی فراتر از ترکیب کردن کلمات روی کاغذ و یا صرفاً نگاشتن آن‌ها بر صفحه‌ی رایانه است. نویسندگی، نیازی درونی و مسیری برای ابراز احساس، افکار و شیوه‌ی جهان‌بینی نویسنده است. اما چرا با وجود این‌که می‌دانیم افکارمان عریان خواهند شد، باز هم برای نویسندگی تلاش می‌کنیم؟ میل به جاودانگی ریتا مائه بران در کتاب جنگل میوه‌های یاقوتی می‌گوید: «قلم قوی‌تر از شمشیر است، اما شمشیر راحت‌تر پاک می‌شود.» ما با نوشتن چیزی را خلق می‌کنیم که می‌تواند از مرز زمان و مکان عبور کند و تا سال‌ها بعد هم باقی بماند. درواقع تلاش برای نویسندگی، تلاشی برای بر جای گذاشتن یک اثر از «خود» است. صدایی که اگر نباشیم هم، شنیده می‌شود. ارتباط با دیگران نویسندگی راه ملاقات و گفت‌وگو با آدم‌هایی است که آن‌ها را از دور و نزدیک دیده‌ایم و یا شاید هم هرگز ملاقات‌شان نکرده‌ایم. درواقع زمانی که نوشته‌ای از ما توسط مخاطب خوانده می‌شود، احساسات و تجربیات مشترک و سپس بازخوردهای او، به ما نشان خواهد داد که «ما تنها نیستیم». و فرصتی برای کشف عمیق‌تر خود را در اختیارمان قرار می‌دهد. خَلقِ طرحی نو دنیای نوشتن و نویسندگی، آزادی بی‌پایانی را برای خلق کردن در اختیار ما قرار می‌دهد. زمانی که احساس کنیم چیزی فراتر از کلمات کاربردی و متداول روزمره دارد در ذهن‌مان پرسه می‌زند، احتمالاً وقت آن رسیده است که کاغذ و قلم خود را دربیاوریم و طرحی نو خلق کنیم. ما برای نویسنده شدن تلاش می‌کنیم، چون عاشق کلمات هستیم. عاشق کشف و کاوش و کوشش در دنیای ادبیات، برای درک بهتر جهان بیرون و درون خود. چون می‌خواهیم بخشی از این جهان بزرگ باشیم و با کلمات، جهانی معنادارتر را خلق کنیم. @khoshab1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پادشاه و کنیزک پادشاهی عاشق کنیزکی شد که به بیماریِ عجیبی دچار بود: هرچه میخورد، لاغرتر میشد! پزشکان از درمانش عاجز ماندند، تا مردی دانا گفت: «بیماری او نه جسمی، که دلدارش را از یاد برده است! او را به دیدار یارش ببرید تا شفا یابد.» کنیزک را به روستای زادگاهش بردند. او با دیدن گاوی که روزگاری با آن بازی میکرد، اشک ریخت و سلامت خود را باز یافت. این داستان رمزی است از اشتیاق روح به وطنِ حقیقی (ملکوت). مولانا می گوید: > «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش > باز جوید روزگار وصل خویش» یعنی بیماریهای روحی انسان، نشانۀ فراموشیِ «اصلِ الهی» خویشتن است./مثنوی معنوی @khoshab1
203.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای موسیقی ارکستر در تمام منازل به زودی... @khoshab1
عدالت، آبادانی و ستمگری ویرانی است! ✍علی اکبر ملکی به گزارش پایگاه خبری بصیرت خوشاب حضرت علی (ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر نخعی، که در نهج البلاغه ثبت شده، توصیه های عمیقی درباره عادلانه و اجرای ارائه داده است. این نامه یکی از مهمترین متون اسلامی در حوزه حکمرانی و است. در زیر خلاصه ای از نکات کلیدی مرتبط با قضاوت و عدالت از این نامه درج شده است: ۱. انتخاب قضاتی شایسته و امام علی(ع) تأکید میکند که باید دارای ویژگیهای اخلاقی والا باشد: - به قوانین و احکام شرعی. - پرهیز از ، ، و . - و در شنیدن سخنان طرفین دعوا. - مطلق؛ به گونه ای که حتی دشمنانش نیز به عدالتش اطمینان داشته باشند. قاضی پیش از قضاوت، باید خود را فرو نشاند و به گونه ای رفتار کند که حتی نزدیکانش از او به عدالت نشوند. ۲. برابری همگان در پیشگاه عدالت - بین افراد به دلیل جایگاه اجتماعی، دین، یا نژاد. - حق شنیدن هر دو طرف دعوا به صورت کامل و بدون تعجیل. - امام علی(ع) میفرماید: «مردم یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش با تو برابرند.» ۳. اجتناب از قضاوت در حالت یا شتاب - قضاوت باید پس از با اهل علم و شواهد انجام شود. - پرهیز از تصمیم گیری که ممکن است به منجر شود. ۴. لزوم رعایت حقوق مظلوم و مقابله با ظالم - حمایت از مظلوم و ایجاد امنیت برای او تا بتواند حق خود را بگیرد. - مقابله قاطع با ظالم و بازداشتن او از ستمگری. - امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر میگوید: «برای خداوند با کسی که به تو کرده، جنگیده ایم و برای خداوند با کسی که به دیگران ستم کرده، میجنگیم.» ۵. به مثابه پایه حکومت - امام علی(ع) عدالت را اساس استحکام حکومت میداند و بیان کرده: «عدالت، آبادانی است و ستمگری ویرانی.» - اجرای عدالت موجب افزایش محبوبیت حکومت و کاهش اجتماعی میشود. ۶. مسئولیت پذیری در برابر خداوند - قاضی و حاکم باید همواره به یاد داشته باشند که در برابر عدل الهی هستند. - امام علی(ع) میدهد: «بدان که بالاترین چیزی که موجب رضایت پروردگار میشود، عدالت در میان مردم است.» ۷. توجه به رفع نیازهای مردم - پیش از قضاوت، باید به رفع فقر و محرومیت در جامعه پرداخت، زیرا ممکن است افراد را به سوق دهد. - حضرت در این قسمت بیان می کند «فقر، مرگ بزرگ است.» @khoshab1