🔴 بازم امان از خانواده...
🔻 بیایم موضوع خانواده رو از یک زاویه دیگه هم بررسی کنیم. #فرض_بگیریم همه حواشی خانواده دکتر قالیباف درست باشه. خب حالا اینجا مبحث برای بررسی و تحلیل دقیق به وجود میاد:
🔸 آیا هر شخصیتی که یکی از اعضاء خانواده اش دارای حاشیه و مشکل شد باید طرد شود؟ و از درجه اعتبار خارج گردد؟!
🔹 اگه بخوایم با این مبنا تحلیل و نتیجه گیری کنیم پس باید بگوئیم:
▪️ حضرت نوح علیه السلام بخاطر همسر و پسرش
▪️ حضرت لوط علیه السلام بخاطر همسرش
▪️ امام حسن مجتبی علیه السلام بخاطر همسرش
▪️ امام جواد علیه السلام بخاطر همسرش
▪️ امام هادی علیه السلام بخاطر پسرش
▪️ امام خمینی رحمه الله علیه بخاطر نوه اش
▪️ مقام معظم رهبری بخاطر دامادشان
▪️ و ...
🔹 از دایره اعتبار ساقط شده اند!!!!!
🔻 طبیعتا حاشیه دار بودن اعضا خانواده یک شخصیت فی نفسه نمیتواند بر اعتبار او خدشه ای وارد کند بلکه باید بررسی شود که:
1️⃣ آیا این عضو حاشیه دار بر عملکرد شخصیت اثرگذاری منفی داشته است؟
2️⃣ آیا این عضو حاشیه دار مورد حمایت آگاهانه آن شخصیت بوده است؟
3️⃣ آیا آن شخصیت نقشِ موثری در حاشیه های آن عضو خانواده داشته است؟
✅ اگر حاشیه های اعضا خانواده یک شخصیت هیچ خللی در اراده و عملکرد و نظام فکری او ایجاد نکرده باشند و در هیچ یک از موارد خلاف قانون مورد حمایت او نباشند عملا ما نمیتوانیم آن شخصیت را با چون اعضا خانواده اش مجازات کنیم.
✅ هر چند عموم حاشیه های پیرامون خانواده دکتر قالیباف یا دروغِ محض است یا خلط راست و دروغ ( یک مورد را در پست قبل توضیح دادم و ان شاالله مابقی حاشیه ها را نیز در پست های بعد توضیح میدهم.)
✍️ سید احمد رضوی
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
💐 ◍⃟💗◍⃟💐 ◍⃟💗◍⃟💐 ◍⃟ 💗
#حکایت
💟داستانی واقعی از یک قاضی مصری
یک قاضی با ایمان مصری به نام محمد عریف در کتابی که خودش نوشته بود یک رویداد واقعی از خودش را تعریف میکند:
15 سال پیش وقتی وکیل دادگستری بودم هر روز صبح میرفتم سر کار و تا شب به خانه برنمی گشتم.
یک روز جلو درب محل کارم یادم افتاد که چند برگه مهم را خانه جا گذاشتم و فورا سوار ماشینم شدم و به خانه برگشتم تا برگه ها را بردارم.
وقتی وارد خانه شدم دیدم یک مرد غریبه با زنم همبستر شده و نمیدانستم چکار کنم.
خودم وکیل بوم و قوانین را خوب میدانستم و اگر آن مرد را میکشتم هیچ شاهدی نداشتم.
تصمیم گرفتم با مرد هیچ کاری نکنم و به او گفتم: از خانه من برو بیرون و من این کار را به خدا می سپارم.
آن مرد هم رفت بیرون و کمی به من خندید. یعنی به عقل من میخندید که باهاش هیچ کاری نکردم.
او رفت و به زنم گفتم: وسایلت را جمع کن تا تو را به خانه ی پدرت ببرم و از هم جدا می شویم. سوار ماشین شدیم و به راه افتادیم.
خانه پدر زنم تو یک شهر دیگر بود و تو راه فقط به آن موضوع فکر می کردم و بغض گلویم را گرفته بود تا به آنجا رسیدیم.
من کار خودم را به خدا سپرده بودم و نخواستم آبروی زنم را ببرم و به خانواده ی زنم گفتم: ما دیگر به درد هم نمیخوریم و میخواهیم از هم جدا شویم.
خانواده ی زنم میگفتن: شما تا حالا با هم مشکل نداشتید و از این حرفها. و من هم تاکید میکردم که به درد هم نمیخوریم و باید از هم جدا بشویم.
وقتی از خانه می آمدم بیرون زنم به من گفت: واقعا درود بر شرفت تو خیلی بزرگی که آبرویم را نبردی. من هم بهش گفتم: برو و توبه کن از کاری که کردی.
خلاصه از هم جدا شدیم و مدتها فکرم درگیر آن قضیه بود و همیشه وقتی توی تلویزیون یا خیابان یا محل کارم کسی را می دیدم که میخندید یاد آن مرد می افتادم که موقع رفتن به من میخندید.
بعد از مدتی دوباره ازدواج کردم و یک زن با تقوا، با ایمان نصیبم شد. سالها گذشت و بعد از 15 سال من قاضی دادگستری شدم.
یک روز یک پرونده ی قتل آمد جلو دستم و مرد قاتل را داخل آوردند.
به نظرم میرسید که آن مرد را جایی دیده ام و بعد از کلی فکر کردن یادم افتاد که همان مرد است که با زن قبلیم همبستر شده بود. ولی او مرا نشناخت.
بهش گفتم: ماجرا را برایم تعریف کن که چرا مرتکب قتل شدی.
گفت: جناب قاضی رفتم خانه دیدم یک مرد غریبه با همسرم همبستر شده و نتوانستم جلو خودم را بگیرم و با چاقو کشتمش.
گفتم: شاهد داری؟
گفت: نه
گفتم: اگر راست میگویی پس چرا زنت را هم نکشتی؟
گفت: زنم زود از خانه فرار کرد.
گفتم: نباید می کشتیش چون قانون میگوید که باید 3 شاهد ماجرا را می دیدند.
گفت: جناب قاضی اگر این اتفاق برای شما می افتاد آن مرد را نمی کشتی؟
گفتم: نه، در زمان خودش قاضی هم بوده که این اتفاق برایش افتاده و با مرد هیچ کاری نداشته.
آن موقع بود که یادش افتاد من آن وکیل 15 سال پیش هستم که با زنم همبستر شده بود و باهاش کاری نکردم.
گفتم: من آن روز کار خودم را به خدا سپردم و من الان با نوک خودکارم حکم اعدامت را صادر میکنم.
و طبق قانون باید آن مرد اعدام میشد و من حکم اعدامش را صادر کردم.
💫"به در هر خانه ای بزنی فردا در خانه ات را میزنند
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
سالروز شهادت جوادالائمه، امام محمد تقی(ع) تسلیت باد.
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای مهربان سلام...
آجرک الله فی مصیبت جدِّک 🖤
تانمک گیر سر سفره ی احسان توایم
هر شب جمعه به هر زاویه مهمان توایم
یوسف فاطمه عمری است که چون حلقه ی در
چشم در راه تو ودست به دامان توایم
جان به لب آمده از شوق زیارت آقا
عاشق روی تو وگوش به فرمان توایم
جمعه ها می گذرد اسب تو تنهاست هنوز
بیرق سبز تو کو ما همه خواهان تو ایم
وای برمن اگراین عمر به پایان برسد
چشم روشن نشود بر تو که ویران توایم
سید حسن کیخسروی(شاعرخوشابی)
تعجیل در امر فرج زمزمه می کنیم اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...
راهبُرد(مرتضی تیجانی )
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
⭕️چکیده تحلیل های انتخاباتی روز
🔴 انتقاد روزنامه جوان از رائفیپور: به اسم امام زمان پول میگیرد و به اصولگراها حمله میکند/ در انتخابات مجلس گذشته نیز به جای نشاط سیاسی، تفرقه و یأس بین جریان حزباللهی ایجاد کردند
🔴 تقی آزاد ارمکی: در صورت ردصلاحیت همه باید حول محور چهرههای باقی مانده، توافق کرد تا کشور به دست رادیکالها نیفتد/ حضور علی لاریجانی میتواند فرصت مغتنمی برای جریان اصلاحات باشد
🔴 عباس آخوندی: براساس قانون اساسی ایران تنها یک دولت باید داشته باشد نه دولت های مستقل! دولتهای چندگانه به جای پرداختن به درد مردم در پی جنگ و نزاع با یکدیگرند
🔴 انتقاد محسن هاشمی از جبهه اصلاحات: در ساماندهی اولیه ثبت نام کاندیداها موفق نبودید نحوه حضور اصلاحطلبان و معتدلین در این انتخابات نسبت به انتخابات سال ۹۲ و ۹۶ حاکی از افتراق اولیه است
🔴 روزنامه جوان: اینکه از یک جریان سیاسی تقریباً واحد، کاندیداهای متعدد میآیند، نشانه بیارزشی و نابلدی کار تشکیلاتی در این جریان است/ انقلابیها نشان دادند حتی سیاستورزی زیرکانه هم ندارند
🔴 عباس عبدی فعال اصلاح طلب: نامزدهای انتخاباتی باید موضع صریح خود را نسبت به عملکرد سه سال گذشته روشن کنند/ کسی که موافق است مسئولیتهای آن را بپذیرد، اگر مخالف است باید صریحا نقد و اعلام برائت کند
🔴روزنامه فرهیختگان: میزان مشارکت در انتخابات پیشرو، حدود 60 درصد است/ خاتمی هنوز در پذیرش و تایید پیشنهاد کاندیدای نیابتی تردید دارد/ نارضایتیهای عمومی ناشی از عملکرد روحانی باعث شد خاتمی سکوت را بر هرگونه سخن گفتن ترجیح دهد.
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
@khoshab1 مداحی سید مرتضی حسینی شهادت امام جواد ع.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
مداحی حجتالاسلام سید مرتضی حسینی سالروز شهادت امام جواد علیه السلام در سلطانآباد مرکز #شهرستان_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
امام جمعه خوشاب تاکید کرد؛لزوم استفاده از کلاسهای تعلیم و تربیت قرآن در سلطانآباد
امام جمعه خوشاب با تاکید بر استفاده از کلاسهای تعلیم و تربیت قرآن در سلطانآباد گفت: یکی از برکات قرآن در شهرستان خوشاب فعالیت مراکز و جلسات قرآنی است.
به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام مرتضی تیجانی ظهر جمعه در خطبههای نماز جمعه سلطان آباد مرکز شهرستان خوشاب با تقدیر از فعالان قرآنی در شهرستان اظهار کرد: یکی از اقدامات بسیار ارزنده در خوشاب فعالیت گسترده مراکز و جلسات قرآنی در روستاها و شهرهای این شهرستان است که با حسابی سرانگشتی از نگاه آماری با شهر بزرگی مانند نیشابور برابری میکند.
امام جمعه خوشاب با تاکید بر بهره گیری از کلاسهای تابستانی برای فرزندان و شرکت در کلاسهای آموزشی ازدواج جوانان به ویژه دختران گفت: متأسفانه مشکلات ازدواج در شهرستان سه علت اصلی دارد که میتوان به ازدواج زودهنگام یا دیرهنگام و ازدواج ناآگاهانه اشاره کرد.
وی با تاکید بر استفاده از کلاسهای تعلیم و تربیت قرآن در سلطانآباد افزود: یکی از برکات قرآن در شهرستان خوشاب فعالیت مراکز و جلسات قرآنی است که با شهر بزرگی مانند نیشابور برابری میکند.
تیجانی با توصیه به نامزدهای انتخاباتی درباره رعایت اخلاق گفت: مردم مراقب سیاست بازان باشند و نگذارند با سیاه نمایی عزت و اقتداری که در دولت شهید رئیسی به دست آمده است با یکقطعنامه شورای حکام به حاشیه برود.
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
#حکایت 💫
✍ مراقب امضاهایمان باشیم
🔹جوانی روستایی ظرفی عسل برای فروش به سمرقند آورد.
🔸مامور تفتیش دروازه شهر، بار او را گشت و چون از جوان خوشش نیامد، حس کرد چیزی برای رشوه ندارد، به عمد درب ظرف عسل او را باز نگه داشت تا مگسها بر آن بنشینند.
🔹جوان هرچه اصرار کرد که او را رها کند، مامور رهایش نکرد.
🔸پس از آنکه مگسها در داخل ظرف عسل گرفتار شدند، مامور درب عسل را بست و اجازه ورود به شهر را به جوان داد.
🔹عسل به قدری به مگس آلوده شده بود که کسی در شهر آن را نخرید. جوان خشمگین شد و شکایت به قاضی سمرقند برد.
🔸قاضی گفت:
مقصر مگسها هستند، مامور به مگسها امر نکرده که در عسل بنشینند و وقتی مینشستند قدرت مقابله را نداشته است. برو و هر جا مگس دیدی بکش.
🔹جوان روستایی وقتی فهمید که قاضی، با مامور در اخذ رشوه همدست است، گفت:
آقای قاضی لطف کنید یک نوشته بدهید تا من هر جا مگس دیدم، انتقام خود را بگیرم.
🔸قاضی نوشتهای داد. روز بعد جوان روستایی در خیابان، دید مگسی روی صورت قاضی نشسته است. نزدیک شد و با سیلی محکمی مگس را کشت.
🔹قاضی از ترس از جا پرید و همه به او خندیدند.
🔸قاضی دستور داد او را زندانی کنند. جوان بیدرنگ نوشته را از جیب خود درآورد و به قاضی نشان داد و گفت:
حکمی است که خودتان امضا فرمودید.
#بصیرت_خوشاب
┈┈┈┈••✾🌿🌺🌿✾••┈┈┈┈
•✾📚 @khoshab1 📚✾
Basiratkhoshab.ir
┈┈┈┈••✾🌿🌺🌿✾••┈┈┈┈