بچه ها واقعاً خوش به حالتون که انقدر منتظر محرمید تا برید هیئت و روضه و اینور اونور،گریه و عزاداری کنید.
منم خیلی منتظر محرمم ولی هر سال فقط میشینم کنج خونه و کربلا رفتن و هیئت رفتنای بقیه رو نگاه میکنم و حسرت میخورم:)
کی رو جز شما داریم مگه؟
کیه که انقدر خوب مثل شما بهمون پناه بده و دست نوازش بکشه رو سرمون؟
خزعبلات؛
بچه ها واقعاً خوش به حالتون که انقدر منتظر محرمید تا برید هیئت و روضه و اینور اونور،گریه و عزاداری ک
میدونید بچه ها؟
اصلاً بحثِ اینکه شرایط رفتن رو ندارم نیست ؛ بحث سر اینه که آدم اگه با لیاقت باشه و اگه اهل بیت بپذیرنش ، میره...
هر جوری که باشه میره...
این حسِ اینکه منو نخواستن و نمیخوان منو داره میکشه..
ولی همین گناه های کوچولو موچولو کم کم یسری چیزا رو از آدم میگیره ؛ آدمو از یسری چیزا دور میکنه ؛ اون حس و حال خوبو ازمون میقاپه و ما متوجهش نیستیم.
گاهی وقتا برای این که غذا های خونه ی مادربزرگ اسراف نشه،ننه جون قربونش برم یکم از قورمهسبزی اضافه اومده از دیروزو با یکم از قیمه ی پریروز قاطی میکنه و میریزه تو حلقمون.
وایب اینجا دقیقا شبیه اون غذای ترکیبیِ خوشمزس که در عین حال که ترکیب عجیبیه و پر از تضاده،ولی به دل میشینه و پر از خاطرس برام.