eitaa logo
خزعبلات؛
274 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
227 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
خزعبلات؛
میخوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین.
خزعبلات؛
میخوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین.
البته میتونم با استاد هم این کارو بکنم.
بالاخره یکیمون باید دعوت حق را لبیک بگه تا کلاس تموم بشه🙏🏻
یک ساعت و نیم فقط حرف زد نه کتاب معرفی کرد نه حتی اسم و فامیلشو گفت و خودشو معرفی کرد نه حضور غیاب کرد وا😭 تازه میخواد هر هفته هم برامون جبرانی بزاره😭😭
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حوصله تعریف کردن ندارم ولی امروز صبح واقعاً داشتم از استرس میمردم و خیلی روزم بد شروع شد.
خسته، خسته، خسته.
دیگه پروانه ای تو قلبم نمونده. چون یه قورباغه اومد تو زندگیم همشونو خورد.
داشتم قبل از خواب برای امیررضا یه کتاب داستان میخوندم. و داستان اینجوری تموم شد که پری دریایی قصه ما که عاشق شاهزاده شده بود و بخاطرش رفته بود پیش جادوگر تا اونو تبدیل به انسان کنه و بتونه با شاهزاده ازدواج کنه و پری دریایی هم در ازای این کار صداشو به جادوگر داده بود، بخاطر شاهزاده که با یکی دیگه ازدواج کرد خودکشی کرد و مرد. آخه لامصبا این چه قصه ایه. حتی منم بعد از خوندنش افسردگی گرفتم چه برسه به اون بچه😭
هدایت شده از ‹آبینه.›
و امان از درد غزه.
خزعبلات؛
و امان از درد غزه.
دلم ریش ریش شد:))) الهی واسش بمیرم
خزعبلات؛
حوصله تعریف کردن ندارم ولی امروز صبح واقعاً داشتم از استرس میمردم و خیلی روزم بد شروع شد.
حالا که حوصله تعریف کردنم اومد میگم. امروز ساعت ده کلاس داشتم منم چون بابام نبود که منو ببره خواستم با خط واحد برم دانشگاه و از ساعت نه و نیم نشستم تو خط واحدی که بعد از ظهرا باهاش از دانشگاه برمیگردم خونه و نمیدونستم که خط رفت و برگشت ممکنه باهم فرق داشته باشه چون تازگیا با خط اینور اونور میرم و زیاد آشنا نیستم. آقا این خط واحد بعد از کلی معطلی راه افتاد و تمام ایستگاه های دانشگاه های یزد ایستاد و تو آخرین ایستگاه جلوی اون یکی شعبه از دانشگاه علم و هنر ایستاد منم چون دیگه کسی توی خط نبود و اخرین ایستگاه بود پیاده شدم و بعد تازه فهمیدم ای داد بیداد خطو کلاً اشتباهی سوار شدم و الان نیم ساعت از کلاسم گذشته و منم یه جایی دور از دانشگاه خودمم. تازه شارژ هم ندارم به کسی زنگ بزنم. خلاصه خداروشکر که اینترنت و پول نقد داشتم و سریع اسنپ گرفتم و با یه بدبختی ای خودمو رسوندم دانشگاه ولی خیلی بد بود واقعاً نزدیک بود همونجا از شدت استرس بزنم زیر گریه.