هدایت شده از étienne
آینده
راهنمای تو: دختری با چشمان نقرهای که اسمش رو هیچوقت نمیگه.
در آیندهای قدم گذاشتی که همهچیز با نور ساخته میشه و شهر مثل یک رویاست که نفس میکشه.
جمله خاطره:
«گفت: وقتی آینده تو رو صدا بزنه، نه میتونی پنهان شی نه برگردی.»
For my dear: https://eitaa.com/EBHAM_2
هدایت شده از étienne
گذشته
راهنمای تو: یک پیرمرد با ماسک چوبی و عصای سنگی.
به زمانی برگشتی که مردم هنوز به ستارهها دعا میکردن و دنیا بوی خاک خیس میداد.
جمله خاطره:
«پیرمرد گفت: گذشته همیشه منتظرته، نه برای دیدنت… برای امتحانت.»
For my dear: https://eitaa.com/joinchat/3968730627Cd98dc391ee
هدایت شده از étienne
زمان متوقف
راهنمای تو: یک ساعت شکسته که خودش راه میره.
در دنیایی افتادی که باد نمیوزد و هیچکس پلک نمیزند؛ سکوتش ترسناکتر از تاریکی بود.
جمله خاطره:
«ساعت گفت: اینجا نه امروز داره، نه فردا… فقط تویی که هنوز میتونی حرکت کنی.»
For my dear: https://eitaa.com/joinchat/3920889158Cfea1af1597
هدایت شده از étienne
آینده
راهنمای تو: پسری که فقط سایهاش دیده میشه
به دنیایی رسیدی که آدمها بدون حرف با ذهن هم صحبت میکنن و تو تازه فهمیدی ذهنها چقدر شلوغن.
جمله خاطره:
«سایه کنارم ایستاد و گفت: آینده جاییه که خودت رو گم میکنی تا دوباره پیدا شی.»
For my dear: https://eitaa.com/ghostgirli
هدایت شده از étienne
زمان متوقف
راهنمای تو: دختری با موهای بلند نقرهای که حتی باد هم تکونشون نمیده
به جایی رسیدی که لحظهها مثل گرد و غبارِ طلایی وسط هوا معلق مونده بودن. هیچ صدایی نمیاومد؛ حتی صدای قدمهای خودت انگار دیرتر میرسید.
جمله خاطره:
«دختر گفت: وقتی زمان وایمیسته، تنها چیز واقعی… چیزیِ که ازش فرار میکردی.»
For my dear: https://eitaa.com/joinchat/2238645295Cac6faaa2f2
هدایت شده از étienne
آینده
راهنمای تو: یک کلاغ مکانیکی با منقار فلزی
به آیندهای رفتی که آسمانش پر از ماشینهای پرندهست و زمان سرعت خودش رو فراموش کرده.
جمله خاطره:
«کلاغ روی شونهم نشست و گفت: آینده نه روشنه نه تاریک، فقط منتظر انتخابته.»
For my dear: https://eitaa.com/joinchat/478873147C8dbd821cc2