eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 و فرخنده اعیاد شعبانیه بر محبین و ارادتمندان امیرالمؤمنین(ع) مبارک باد. شعبان شد و ما اگر چه عصیان داریم بر لطفِ حق امید فراوان داریم از زمره‌ی اَیْنَ الرجبیّون ماندیم امید به وعده‌های شعبان داریم ✍️مرحوم
برخاست شمیم جان‌فزا با صلوات پُرگشت تمامی فضا با صلوات این پرچم انقلاب باید برسد بردست امام عصر ما با صلوات ✍️
بی دلم بی‌بهانه می‌خوانم غزلی عامیانه می‌خوانم آن قدر از خودم رها شده‌ام از خودم یک ترانه می‌خوانم شب شعری چنین ندیده کسی تا سحر عاشقانه می‌خوانم ماهی حوض خانه‌ات هستم پای تو بی کرانه می‌خوانم نفسم در هوای تو جاری‌ست جان تو هر کجا نمی‌خوانم خواندنم پای تو فقط زیباست خواندنم با تو خط به خط زیباست :: با دم تو کسی که دمپر شد با دم تو مسیح پرور شد کوچه پس کوچه‌ی بهشت خدا با گل خنده‌ات معطر شد فطرس از برکت قدومت بود صاحب بال و پر نه شهپر شد از همان ابتدای آمدنت کشتی عشق تو شناور شد شدی از هر نظر رسول خدا شیره‌ی جانت از پیمبر شد معنی فجر و انّما هستی خامس آل مصطفی هستی :: ای قبولی طاعت همگان مهر پیوسته لطف بی پایان رحمت واسعه؛ فضیلت جود ای سراج المنیر؛ کهف امان آیه‌ی عصمت و صحیفه‌ی نور ای جهاد و عقیده و ایمان آمدی و زمین شد آرزوی آسمان؛ روز سوم شعبان می‌نویسم حسین جانم حسین می‌نشیند کنار نامت “جان” بأبی انت سیدالشهدا روزی‌ام کن دوباره کرببلا
فرازی از یک بوی گل از سپیده می‌آید اشک شوقم ز دیده می‌آید اختران لحظه لحظه با تسبیح دم‌به‌دم می‌کنند کار مسیح همه سیّارگان همه افلاک تا سحر سجده می‌برند به خاک آیۀ نور، زینتِ فلک است سورۀ فجر، بر لب مَلَک است نُه فَلَک باغ نرگس‌اند امشب اختران ماه مجلس‌اند امشب انبیا اشک شوق می‌بارند همه سوی مدینه رو آرند همه آرند در حریمِ عفاف دورِ گهوارۀ حسین طواف شب جشن و سرورِ خلق و خداست شب میلاد سیدالشهداست شب لبخند احمد است امشب شب عید محمّد است امشب.. عالم از عفو، گشته گل‌باران این حسین است ای گنه‌کاران مهر او تا ابد به ذِمّۀ ماست بعد حیدر ابوالائمۀ ماست.. عقل کلّ محو در نظارۀ او چشم فطرس به گاهوارۀ او.. خواجۀ کائنات، فخر بشر چون کتاب‌اللَّهَش گرفته به بر به چه خوش گفت سَیدالکونین: که حسین از من است و من ز حسین.. انبیا زنده‌اند از خونش تا قیامت نماز مدیونش حجّ ز خون حسین محترم است حرم از کربلای او حرم است به نیازش نیاز برده نیاز از نمازش نماز گشته نماز کربلا کعبه، حجّ شهادت او قتلگه کُشتۀ عبادت او لب خشکش حیاتِ آب بُوَد بعد حیدر ابوتراب بود مکتبش تا خداست مشعل راه نهضتش بعثت رسول‌الله دست حقّ بازوی علمدارش جان ما خاک پای انصارش روی آزادگی و عشق و امید از غلام سیاه اوست سفید روی «جُونش» چراغ دیدۀ ناس عابسش را شجاعت عبّاس مسلمش پیر عشق و پیرو راه در حبیبش کمال حُبّ‌الله روی حُرّش چراغ حرّیّت لالۀ سرخ باغِ حرّیت اکبرش حجّت خدای همه اصغرش پیر پارسای همه قاسم او قسیم ظلمت و نور چشم بَد از مه جمالش دور روح، سرمست روضۀ یاسش جان عالم فدای عبّاسش.. ✍️
سحر که چلچله‌ها بال شوق وا کردند سفر به دشت دل‌انگیز لاله‌ها کردند سفر به سوی سلیمان، سفر به سمت بهار سفر به آینه با هُدهُد سبا کردند به سایه‌سار نبوت در آستانۀ وحی ملائک از سر اخلاص رَبَّنا کردند شنیده‌اند که در دامن رسول خداست عطیّه‌ای که به زهرای او عطا کردند به شوق آن‌که بچینند گل ز دیدارش فرشتگان مقرّب، خدا خدا کردند سرود عاطفه را با مهاجران خواندند به رسم سابقه، انصار را صدا کردند به یک نگاه محبت امیدها بستند شبی که دیده به دیدار دوست وا کردند در او ترانۀ خورشید و ماه جاری بود اگر تلاوتِ وَالشّمسِ وَالضُّحی کردند.. مدینه شاهد لبخند ناز کوثر بود که جشن عاطفه وعشق را به پا کردند حدیث روشن معراج سیدالشهدا حکایتی‌ست که با خیل انبیا کردند جمال دلکش این ماه را، نگاه کنید که نذر بوسۀ پیغمبر خدا کردند :: در آن محیطِ صفا، موج می‌زد آرامش چه شد که صحبت طوفان کربلا کردند دخیلِ اشک به شش‌گوشۀ ضریحِ حسین گره زدند و به اصحاب او دعا کردند حسین گفت به یاران، حدیثی از عرفات که دست شُسته ز جان، روی بر منا کردند حسین درس شهادت به عاشقان آموخت که هر کجا چمنی بود، نینوا کردند حسین داد به هر روز رنگ عاشورا بنی‌اُمیّه اگر عید را عزا کردند حسین روح شهامت دمید در گل‌ها که ارغوان و شقایق به خون شنا کردند حسین غرق مناجات بود مثل نسیم نگاه زینب او را گره‌گشا کردند مجاهدان فضیلت به عرصۀ ایثار به این امامتِ بشکوه اقتدا کردند تمتّعی که حسین از ثواب عمره گرفت حصار محکم آیین مصطفی کردند به پاس آن همه سعی بلیغ و صبر جمیل جمال روشن او را خدانما کردند به ساق عرش نوشتند نام ثارالله بر این صحیفۀ فرخنده مرحبا کردند شمیم تربت پاکش به هر کجا که رسید کبوتران حرم نیت شفا کردند حیات در نظر او عقیده است وجهاد که این ودیعه نهان در نهاد ما کردند به آفتاب قسم، جلوه در محبت اوست خوش آن گروه که بر عهد او وفا کردند «شفق» به ساقی لب‌تشنگان چو دل می‌بست «معاشران گره از زلف یار وا کردند» ✍️
فرشته آمده تا دورت ازدحام کند بگو مسیح به قنداقه‌ات سلام کند به شاعرت بده اذن غزل که بعد از این دوات تیره بپوشد، قلم قیام کند بیا و خال لبت را نشان بده به خلیل بگو بر این حجر الاسود استلام کند شده‌ست زائر تو زائر خدا در عرش به جبرئیل بگو وصف این مقام کند برو به دوش رسول خدا که می‌خواهد از این طریق تو را باز احترام کند تو نور چشم خدایی، علی‌ست عین الله خدا بناست که نسل تو را امام کند به نص "لحمک لحمی" پیمبر آمده است به شوق روی تو خورشید با سر آمده است بعید نیست نگاهت به مرده جان بدهد و یا به دست سلیمانِ عصر، نان بدهد بعید نیست ز نامت بلال مست شود به عشقت از سر شب تا سحر اذان بدهد بعید نیست که روزی سه بار قبله نما به جای کعبه ضریح تو را نشان بدهد طلای اصل بریزد به جای گرد و غبار اگر عبای تو را یکنفر تکان بدهد اجل اسیر غم توست، کشته مرده‌ی توست بگو که ابرویت این‌بار را امان بدهد تو کیستی که جهان مست شد از آمدنت رسول اکرم ما خورد از می دهنت بکش در آینه‌ای روی دلربایت را برای آنکه ببینیم ما خدایت را گذاشته‌ست از این شانه روی آن شانه نبی به فخر عوض کرده باز جایت را تو را زمین بگذارد دلش نمی‌آید به دست باد دهد گرد رد پایت را! گرفته ای سر یک دوش کیسه‌ی اطعام و روی دوش دگر عشق مرتضایت را به کوری همه‌ی دشمنان دین، تک تک علی گذاشته‌ای اسم بچه‌هایت را دل من این دل سرمست باز حیران شد ز نام نامی او شعر من پریشان شد علی امام ابوذر، علی معلم سلمان علی‌ست اسم خدا طبق نقل‌های فراوان علی‌ست مظهر توحید و قلب سوره‌ی انسان کتاب مدح علی هم خلاصه‌اش شده قرآن علی‌ست مالک یوم الجزا و معنی میزان و نام عشق علی را خدا گذاشته ایمان علی امیر، علی شیر حق، علی یل میدان دوباره معرکه و شاه و ذوالفقار پریشان شده‌ست با رجزش بین جنگ هجمه‌ی طوفان نگاه با جبروتش شده‌ست معرکه گردان نداشته زرهش پشت و لشکری شده حیران شنیده‌اند که سربند زرد گشته رجزخوان نظر به تیغ دو دم هم نبوده ساده و آسان به سادگی نرسد کار کارزار به پایان شده‌ست لذت توصیف این نبرد دوچندان که بعد کشتن کفار آمد و همه دیدند علی گرفته ابالفضل را دوباره به دامان! که خورده است گره جان او به جان ابالفضل چقدر بوسه علی زد به بازوان ابالفضل
آمد همان که علتِ شیدایی من است از وصف این شکوه، زبان نیز الکن است چشمِ علی به دیدنِ این ماه روشن است فطرس بیا! که لحظه‌ی حاجت گرفتن است دریا رسیده است که سیراب‌مان کنند امشب بناست صاحب ارباب‌مان کنند امشب بناست خاک زمین کیمیا شود درهای آسمان به رویِ خلق وا شود امشب دوباره فاطمه حاجت‌روا شود امشب بناست کل زمین کربلا شود مجنون کجاست؟ حضرت لیلا رسیده است تنها پناهِ زینب کبری رسیده است قنداقه‌ی حسین که حبل‌المتین ماست هر جا که نام اوست بهشت برین ماست ما نوکریم... نوکری‌اش کُلِ دین ماست مُهر غلامی‌اش همه جا بر جبین ماست بی راهه نیست محو شکوهش شدیم ما آری سوار کشتی نوحش شدیم ما همراه با تلاطم دریا بگو حسین شادی قلبِ حضرت زهرا بگو حسین تا بشنوند مردم دنیا.. بگو حسین امشب کنار زینب کبری بگو حسین این نامْ تا همیشه جنون می‌دهد به ما حی علی الحسین، سلیمانِ کربلا در خاکِ ماست ذره ای از خاکِ تربتش بی انتهاست تا ابد الدهر رحمتش اما چه شد شکسته شد آن روز حُرمتش در قتلگاه بود و ندادند مهلتش در کنج قتلگاه تنش چاک چاک بود رأسش به روی نیزه، تنش روی خاک بود ✍️
آمد همان که علتِ شیدایی من است از وصف این شکوه، زبان نیز الکن است چشمِ علی به دیدنِ این ماه روشن است فطرس بیا! که لحظه‌ی حاجت گرفتن است دریا رسیده است که سیراب‌مان کنند امشب بناست صاحب ارباب‌مان کنند امشب بناست خاک زمین کیمیا شود درهای آسمان به رویِ خلق وا شود امشب دوباره فاطمه حاجت‌روا شود امشب بناست کل زمین کربلا شود مجنون کجاست؟ حضرت لیلا رسیده است تنها پناهِ زینب کبری رسیده است قنداقه‌ی حسین که حبل‌المتین ماست هر جا که نام اوست بهشت برین ماست ما نوکریم... نوکری‌اش کُلِ دین ماست مُهر غلامی‌اش همه جا بر جبین ماست بی راهه نیست محو شکوهش شدیم ما آری سوار کشتی نوحش شدیم ما همراه با تلاطم دریا بگو حسین شادی قلبِ حضرت زهرا بگو حسین تا بشنوند مردم دنیا.. بگو حسین امشب کنار زینب کبری بگو حسین این نامْ تا همیشه جنون می‌دهد به ما حی علی الحسین، سلیمانِ کربلا در خاکِ ماست ذره ای از خاکِ تربتش بی انتهاست تا ابد الدهر رحمتش اما چه شد شکسته شد آن روز حُرمتش در قتلگاه بود و ندادند مهلتش در کنج قتلگاه تنش چاک چاک بود رأسش به روی نیزه، تنش روی خاک بود
امشب دوباره عشق را تحکیم کردند با دست حق نقشی دگر ترسیم کردند یک دسته گل دادند بر زهرا و حیدر از فاطمه وز مرتضی تکریم کردند دُردانه‌های آفرینش شوق خود را با فرشیان و عرشیان تقسیم کردند این است آن انسان که در عرش الهی خیل ملائک پیش او تعظیم کردند می‌خواستم پرسم که میلاد چه نوری‌ست کامشب به آل مصطفی تقدیم کردند دیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین است هستی پُر از عطر دل انگیز حسین است آن شب ملائک زآسمان‌ها نور دیدند از آسمان‌ها تا مدینه پر کشیدند سجّاده‌ی شکر و دعا را پهن کردند وقتی طنین بال فطرس را شنیدند با عرض تبریک و درود حق تعالی در محضر پیغمبر اکرم رسیدند اذن ورود خانه‌ی حیدر گرفتند در دست زهرا گوشوار عرش دیدند وارستگان عشق در میلاد آن گل وقتی که از جام وصالش می‌چشیدند دیدم جهان پُر از فروغ و زیب وزین است هستی پُر از عطر دل انگیز حسین است تنها نه مه محو نگاه روشنش بود خورشید هم یک خوشه‌چین از خرمنش بود آفاق پُر شد از شمیم لاله آنگاه هستی بهشت عشق از عطر تنش بود این باغبان عشق و ایثار و شهادت یک بوستان لاله به روی دامنش بود بر صد‌هزاران تاج گل هم برتری داشت دستی که همچون طوق گل بر گردنش بود دیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین است هستی پُر از عطر دل انگیز حسین است امشب خدا در عرش او را میهمان کرد از او پذیرایی میان آسمان کرد او را نشان شب‌نشینان فلک داد خاصان درگه را دوباره شادمان کرد در مصحف نورانی خود تا به محشر نام همیشه سبز او را جاودان کرد گل‌های دیگر گَر بِه رنگ یاس بودند در لاله‌زار عشق او را ارغوان کرد با خلقت نور حسین آل طاها امشب که عشق و معرفت را ترجمان کرد دیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین است هستی پُر از عطر دل انگیز حسین است امشب شب اعجاز صورت آفرین است فصل شکوفایی ایمان و یقین است ای دل شب نور است وین نور هدایت بر رهروان حق امام راستین است با این همه قدر و جلال او عجب نیست گهواره جنبانش اگر روح الأمین است منزلگه و قدر و مقامش آسمانی‌ست یک چند روزی گرچه مهمان زمین است امشب که از نور ولایت روشنم من امشب که با یادش دلم خلوت‌نشین است دیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین است هستی پُر از عطر دل انگیز حسین است ای تشنگان عشق! او آب حیات است سرمنشأ خیر تمام کائنات است گر درمسیر نهی از منکر قدم زد احیاگر امربه‌معروف و زکات است تسنیم و زمزم تشنه‌ی لعل لب اوست کِی تشنه‌ی یک جرعه از آب فرات است؟! می‌گفت پیغمبر «وفایی» کاین حسینش نورهدایت، کشتی اهل نجات است گرچه شب میلاد او گفتم زمدحش گرچه زقدر و جاه او ادراک مات است دیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین است هستی پُر از عطر دل انگیز حسین است
هر صبح با خیال تماشای گنبدت می‌ایستم به رسم ادب رو به مرقدت تو راه مستقیمی و من وصل می‌شوم با تو به رودخانهٔ لطف سرآمدت هر صبح با زیارت از راه دور تو نزدیک می‌شوم به تو و راه و مقصدت پیش از سلام من به تو، ناگاه می‌وزد از سمت کربلای تو عطر خوش‌آمدت از پشت بام تا حرمت راه اندکی‌ست قدر «سلام» فاصله دارم ز مرقدت حال خوشی دوباره به من دست داده است حال نماز، زیر رواق زبرجدت با هر سلام بیعت من تازه می‌شود هم با تو، هم تمام شهیدان مشهدت سینِ سلام، در دهنم خشک می‌شود شرمنده‌ام از این همه الطاف بی‌حدت پیچیده در هوا نفحات سلام تو آقا! تو را به مِهر و مرام زبانزدت محتاج کن همیشه به این رزق‌ها مرا محتاجِ مهربانی و رزق مجدّدت ✍️
خلیل خواست که در راه حق جوان بدهد بنا نبود کسی جز تو امتحان بدهد نبی شبیه عبایی تورا به دوش گرفت که تار و پود کسا را به ما نشان بدهد کسی که قدر تو را چون حبیب فهمیده رواست پای غمت لحظه‌لحظه جان بدهد ندیده بود به چشمش زمین، ز خلق کسی که خون کودک خود را به آسمان بدهد نماز از تو بجا مانده و سزاوارست اگر به نام تو هر مأذنه اذان بدهد کجاست غیر حسینیه مکتب درسی که پای روضه‌ی تو عشق یادمان بدهد
سلام، ای شرفِ عرش و فرش قنداقت خوشا به حالِ دلِ نوکران و عشاقت خدا و خلقِ خدا تا همیشه مشتاقت هزار سجده به دست خدایِ خلّاقت که او کتابِ جمالِ تو را قلم زده است حضورِ همچو تو را در جهان رقم زده است پری که سوخته، با لطف تو پریدنی است صفِ ملائکه دور و برِ تو دیدنی است صدای خنده‌ی روح الامین شنیدنی است عجیب، بوسه ز پیشانیِ تو چیدنی است به قلبّ خستۀ ما یک تَنَفُسی بدهید دوباره بال و پری نو به فطرسی بدهید خدا به عرش خدایی‌ش طرح نو انداخت خدا زِ خِلقت ارباب ما شگفتی ساخت بَرنده آنکه برایش به نوکری پرداخت حسین را به خدا جز خدا کسی نشناخت در این مقوله دگر حاجتِ مباحثه نیست حسین با احدی قابل مقایسه نیست برای قلب پیمبر سرور آوردند برای حیدر کرار، نور آوردند برای فاطمه سنگ صبور آوردند دلِ ملائکه را هم به شور آوردند به یُمن سوم شعبان بهشت آذین شد حسین گفتم و کامم دوباره شیرین شد خودم فدای خودِ حضرت و سه تا پسرش و مادر و پدرم نذر مادر و پدرش چقدر عاشقِ سائل نشسته پشت درش تمام هستیِ ما وقف حضرت قمرش هنوز در به روی هیچ کس نبسته حسین خدا کلید جنان را سپرده دست حسین گلاب و گل به هوا پخش می‌کند زهرا علی جدا و جدا پخش می‌کند زهرا میانِ ما و شما پخش می‌کند زهرا برات کرببلا پخش می‌کند زهرا همین یکی دو سه شب جمع کن خیالت را بگیر از کرمش کربلای سالت را ✍️