eitaa logo
علمدارکمیل
344 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
43 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📢📢📢📢📢🌺🌺🌺🌺🌺 خانمهای عزیز و اعضای محترم توصیه معنوی در مورد پهن کردن سفره " " هنگام پهن کردن سفره هفت سین: 🏵40 مرتبه بگوید یا_باسط 🌺 🌀هنگام گذاشتن قرآن 100مرتبه بگوید یا_حکیم و 100 مرتبه بگوید یا_علیم 🌺 ♻️هنگام گذاشتن آینه 40مرتبه بگوید یا_مصور 🌺 🔆هنگام گذاشتن شمع 100مرتبه بگوید یا_نور 🌺 ⚜هنگام گذاشتن شیرینی,بدون پوشش 100مرتبه بگوید یا_رحیم و 100مرتبه یا_رحمن. 🌺 ✅هنگام گذاشتن تنگ آب یا تنگ ماهی 40 مرتبه بگوید یا_حی🌺 📖لای سوره یس 365 تومان یا 3650تومان پول گذاشته وبعد به نیت آقا امیرالمومنین به فقرا صدقه دهد.( مهم نیته صدقه دادنه) 🌺ان شاالله که سالی پر از برکت و سلامتی ,همراه با معنویت داشته باشید🌺 🌺🌺🌺التماس دعا🌺🌺🌺 هفت سوره قرآن با (سین) شروع میشود! 💕1.اسری 💕2.نور 💕3.حدید 💕4.حشر 💕5.صف 💕6.معارج 💕7.الاعلی ♻️💢♻️قبل از سال نو نام این سوره هارا تک تک روی کاغذ نوشته تا بزنید نام سوره پیدا نباشد و همه را لای قران صفحه ای که بسم الله دارد بگذارید. از روز اول عید تا روز هفت فروردین یکی از کاغذها را بردارید بطوریکه نمیدانید چه سوره ای است و آن سوره را همان روز تا قبل از اذان مغرب با توجه به معانی و حضور قلب بخوانید میتوانید از کسی بخواهید بامعنی بخواند و شما گوش دهید بعد از سوره دعای فرج (اللهم کن لولیک الفرج...) را از ته قلب بخوانید. بسیار در موفقیت شما در طی سال کمک میکند.برکت در کسب و کار و زندگیتان می افتد. ازخطرات ایمن و دست دشمن از زندگی شما کوتاه میشود. و سال ۱۴۰۰ ان شاءالله ظهور مولایمان باشد. خیلی التماس @komail31 🍃 🌸 🍃 التماس دعای فرج
📜 | با ابومهدی المهندس و بچه هاۍ حشدالشعبے آمده بود شادگان، کمکِ سیل‌زده‌ها. برای‌شان سفره انداختیم... تک‌تک نیروها و محافظ‌ها را به اسم صدا زد که بیایند سر سفره. برای‌شان لقمه مےگرفت و می گذاشت در دهان‌شان، مثل مادر..‌.. سلیـ❤️ــمانے عزیز🌷 @komail31
🎍هفت سین مناطق جنگی💥 👈" دوکوهـــــــه " سین  ندارد اما !👉 "ساختمانهـایش"سحرگاهانی را به خاطر دارد که رزمندگان ، با نوای دلنیشن مناجات نورایی همــدوش ِستارگان ، همپای فرشتگان و در کنــــار ِماه ،با خدا سخن میگفتند، سنگر سازان بی سنگر... 👈" فکـــــــــه " سین ندارد اما !👉 "سجده های"بسیجیانی را به خاطر دارد که با سربندهای سبز و سرخ ،سرهایشان را به خدا سپردند و با ندای" اعرلله جمجمتک " به دیدار معشوق شتافتند... 👈" شـــــــــرهانی " سین ندارد اما !👉 "سنگرهایش" زخم ِ تن ِ شقایق هایی را به خاطر دارد که در کربلای خمینی(ره)با رمــــز " یـــ زینب ــــــــا " هر آنچه داشتند تقدیم ِ حضـــرتِ ارباب نمودند.. 👈" کانال کمیــــــــــــل " سین ندارد اما !👉 "'سکــوی'"پرواز ِلب تشنگانی شد ، که مقتل شان یادآور کربلاست... 👈" طلائیــــــــــــــــه " سین ندارد اما !👉 "سه راه"شهادتش گــواه ِ رشادت ِمردانی ست که سبکبـــــــــــال ، تا عرش ِ اعــــلا ،پرستــــو شدند... 👈" ارونـــــــــــد "سین ندارد اما !👉 "ساحل"خونینش ، غواصانی را به خاطر دارد که در شبهای عملیات ، از سیم خادار ِ نـَفــس، گــذشتند و دل ، به دریای بیکران ِ عشق و عرفان زدن... 👈" شلمچــــــــــــه " سین ندارد اما !👉 "سرداران " بی نام و نشـانی را به خاطر دارد کــــــــه همچون مادرشان زهـــرا(س)فدایی ولایت شـــــــــــدند و گمنــــــام ماندند. "شادی روح شهدا صلوات @komail31 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
آقا امیرمؤمنان علی علیه السلام در روایتی، از هفت آیه قرآن نام برده اند که با کلمه سین شروع می شود.   هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است.   ۱- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/آیه ۵۸)" از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود."   ۲- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین. ( صافات /۷۹)" درود بر نوح در میان جهانیان."   ۳- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/۱۰۹)" درود بر ابراهیم."    ۴- سلامُ عَلی موُسی و هارون . (صافات/۱۲۰)" درود بر موسی و هارون."      ۵- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/۱۳۰)" درود بر پیروان الیاس"      ۶- سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ (رعد/۲۴) سلام بر شما به خاطر آن همه شکیبایی که ورزیده اید سرای آخرت چه سرایی نیکوست .   ۷- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفَجر. ( قدر/۵)" آن شب تا دم صبح، صلح و سلام است . "  @komail31 🍃🍃🍃🌸🌹🌸🍃🍃🍃
💢↶ *هفـت سـوره قـرآن* *که با «سیـن» شروع می‌شود* 1⃣⇦ *اسـری* 2⃣⇦ *نـور* 3⃣⇦ *حـدیـد* 4⃣⇦ *حـشـر* 5⃣⇦ *صـف* 6⃣⇦ *مـعـارج* 7⃣⇦ *الاعـلـی* *این سوره‌ها را جداگانه روی کاغذ نوشته تا بزنید* *نام سوره پیدا نباشد و همه را لای قرآن* *صفحه‌ای که بسم الله دارد بگذارید* ◽️**از روز اول عید تا روزهفتم فروردین* *یکی از کاغذها را بردارید به طوری که* *نمی‌دانید چه سوره‌ای است و آن سوره را* *همان روز تا قبل از اذان مغرب* *با توجه به معانی و حضور قلب بخوانید* ◽️**می‌توانید از کسی بخواهید* *با معنی بخواند و شما گوش دهید* *بعد از سوره «دعای فرج» را بخوانید* *بسیار در مؤفقیت شما در طی سال* *کمک می‌کند، برکت در کسب و کار* *و زندگیتان می‌افتد و از خطرات ایمن* *و دست دشمن از زندگی شما کوتاه می‌شود* **و در سال جدید طعم* *خوشبختی را می‌چشید* *ان‌شاءالله* ✨*خوش به حال آنکه* *روز عید برایش سوره «نور» بیفتد* °❀°🌺°❀°🌺°❀°🌺°❀° @komail31
‌ چه خوش آن بھاري ك با تولد تو آغاز شود جانا!💕 ‌تولدت‌مبارک‌سردار‌جان🌱 @komail31
🌺شهيدي که روز اول عید به آمد و روز اول عید شهید شد. بدون خداحافظی با مادر آخرین مرخصی که آمد قرار بود پانزده روز با ما باشد اما چون برادر بزرگ‌ترش در حال اعزام بود او هم بعد از شش روز به همراه برادرش رفت. رفتم بازار تا قدری وسایل و خوراکی برایش بخرم. وقتی برگشتم دیدم محمد نیست، دختر جاری‌ام گفت: "زن عمو شما نبودید، محمد رفت." وقتی فهمیدم او رفته است، از جایم نتوانستم تکان بخورم و دست و پایم سرد شد. توی دلم گفتم: "حالا چکار کنم که با پسرم خداحافظی نکردم." بدجوری دلم گرفته بود؛ این درحالی بود که در اعزام‌های قبلی اصلا چنین حس و حالی نداشتم؛ داشتم به همین حرف‌ها فکر می‌کردم که دیدم محمد آمد. گفتم: "کجا بودی؟" گفت: "مگر می‌شود بدون خداحافظی با مادر رفت؟" خلاصه خداحافظی کردیم و او را از زیر قرآن رد کرده و پشتش هم آب پاشیدم و رفت. روز اول عید بود که خبر شهادتش را آوردند. محمداسماعیل شب عید سال 1360 به شهادت رسیده بود و من یاد روز تولدش افتادم که شب عید سال 1341 بود. @komail31 🎍🎍🎍🎍
دیگر آشوبی در کار نبود "قدیر" دوازده سالش بود، اما همیشه گریه می‌کرد که من می‌خواهم بروم جبهه، رضایت بدهید. من می‌گفتم: "تو هنوز سنت کم است، هر وقت که بزرگ شدی می‌روی." می‌گفت: "اگر رضایت ندهید از شهر دیگری می‌روم جبهه." آن سال‌ها گذشت. هفده سالش بود و چند باری هم به جبهه رفته بود و آخرین باری که به مرخصی آمد، شب "یلدا" بود. همه دور هم جمع شده بودیم. صبح فردا هم قرار بود برود. آن شب تا دیروقت بیدار بودیم، هنوز خواب به چشمانش نرفته بود که با اضطراب از رختخواب بیدار شد و رفت وضو گرفت. چهره‌اش خیلی خندان بود، گفتم: "چی شده خیلی سرحالی؟" گفت: "قرار است من شهید بشوم، جایش را هم به من نشان دادند!" نماز شب که خـواند من هـم همراه او بیدار بودم امـا کم کم از هوش رفتم و چیزی نفهمیدم. صبح که بیدار شدم آماده‌ رفتن بود. از زیر قرآن ردش کردم و در جلوی در، پشت سرش آب ریختم، بی‌صبر شده بودم و به دنبالش به سپاه رفتم. سوار ماشین شده بود، همین که مرا دید از ماشین پیاده شد و گفت: "چرا آمدی؟" زبانم بند آمده بود و فقط تماشایش می‌کردم. انگار وقت دیگری برای این کار نبود! گفت: "حالا که آمده‌ای، بیا با همین ماشین می‌رسانمت." ته دلم هم همین را می‌خواست، اما انگار هنوز باشد را نگفته بودم که داشتم از اتوبوس پیاده می‌شدم. گفتم: "پسرم ان‌شاءالله به سلامت برگردی." گفت: "مادر دعا کن که من به آرزویم که شهادت است برسم." این را که گفت، توی دلم آشوب به پا شد؛ آشوبی که دقیقاً تا روز اول عید همراهم بود و درست روز اول عید بود که عیدی‌ام را از خدا گرفتم. وقتی خبر شهادتش را آوردند دیگر آشوبی در کار نبود! @komail31 🍃🍃🌺🍃🍃
علمدارکمیل
#معرفی_کتاب #کتاب بی برادر بی برادر روایتی خاص از #شهید_مدافع_حرم جواد محمدی از زبان دوستان صمیمی و
🔰برشی از کتاب بی‌برادر 1⃣خاطرات جواد محمدی از نگاه دوستان و همرزمان شهید در خصوص نحوه برخورد با همسر را بخوانید. 🌺روزی که با آقا جواد رفیق شدم با عیالم خورخورم(جر و بحثم)  بود. جواد چیزی نمی‌دانست یک شب گفت برو خانه عیالت را هم بیاور تا با عیال من برویم پارک. گفتم من نمی‌آیم. جواد خیلی تیز و باهوش بود من توی عمرم نتوانستم حتی یک‌بار هم جواد را سر کار بگذارم تازه همه بهم می‌گویند تو خیلی جلب و تیزی ولی جواد چنان فرز بود چنان مچت را می‌گرفت که می‌ماندی. گفت برای چی نمی‌آیی؟ ماندم چه بگویم شاید هم جواد از جای دیگری بو برده بود یا همان وقت چیزی فهمید پا سفت کرد که برو خانمت را بیاور... نشد روی حرفش حرف بزنم. زنگ زدم به عیالم. بنده خدا عیال خیلی تعجب کرده بود. گفتم سلام، خوبی خانم؟ گفت بله؟ چیه مجید؟ گفتم کارهایت را بکن می‌خوایم بریم بیرون. گفت چی؟ گفتم میایی؟ گفت بله که میام. ماشین را برداشتم و رفتم دنبال عیال. بعد هم با جواد و عیالش رفتیم توی خیابون تاب خوردیم. جواد از زندگی و زن و جایگاه زن و رفیق گفت. کمی پیاده شدیم و زن و مرد از همدیگر جدا شدیم. گفت بچه، داری اشتباه می‌روی. زن اینطور است، اونطور است، پیامبر این را گفته، امام آن را گفته، زن این است. روح و دلش آن است. یک پس گردنی، پس کله ام زد و گفت تو از نقش زن و نیاز زن به محبت شوهرش چه میدانی؟ بفهم داری چه کار می‌کنی. فلان کن و بیسار کن. مطمئنم آن شب به عیالش هم گرا داده بود که با عیال من صحبت کند. منبع: بی‌برادر @komail31 🍃🍃🌸🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 کلیپ ❣سال جدید همه می خوان برن سفر 💚اما من آرزومه کربلا برم💚 💔سالمو با حسین شروع کنم @komail31
1_915595447.mp3
2.34M
🎵حالت چطوره؟ پیشنهادی برای دید و بازدیدهای عید استاد_پناهیان ┅═ 🌿🌸🌿 ═┅ 📡حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید @komail31