eitaa logo
اشتعال و کارآفرینی کوثرِفدک
70 دنبال‌کننده
122 عکس
10 ویدیو
0 فایل
اشتعال و کارآفرینی؛ فضایی برای اعلام درخواست کار و نیروی کاری؛ تا شما بتوانید نیازهای اشتغالی خود از ساده تا متخصص را جویا شوید لینک گروه را در اختیار دیگران بگذارید... درخواستها و نیازهای خود را به آیدی @kosarefadak اعلام فرمایید.
مشاهده در ایتا
دانلود
یک خبر خوووووب... یک کار مهم... قابل توجه مستاجرین... تصویر بالا را ببینید و نشر دهید.... به کانال بپیوندید 👇🏻 @left_raight_news ‌‎‌‌࿐჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ࿐
64.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ی کارتون کوتاه ببینید از خدنات و حماتی که روحانی با کلیدش در کل کشور کشید... @left_raight_news
انتخاب جمهور چهاردهم در واپسین ساعات مانده به آغاز انتخابات دور دوم ریاست جمهوری مورخ 15تیرماه403 ✅ آغاز نظر سنجی از ساعت 00 روز جمعه پیش درآمدی از افکار سنجی شما هموطن عزیز را خواهیم داشت در قالب لینک زیر... با لمس لینک 👇👇👇 نظر خود را بصورت گزینه‌ی تک اعلام کنید... به شما اطمینان خواهیم داد نظر اعلامی شما حتی در دسترس خودما نیز قرار ندارد و صرفاً از آمار تجمعی قابل مشاهده مورد استفاده قرار می‌گیرد... لینک شرکت در نظر سنجی https://EitaaBot.ir/poll/94kiw لطفا با نشر حداکثری ابر کیفیت این کار بی‌افزائید کانال https://EitaaBot.ir/poll/94kiw
24.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷بزرگترین اجتماع ملی 🌹 🗓زمان : روز پنجشنبه مورخ ۴ مردادماه از ساعت۱۶:۳۰ 🏟مکان : نفری آزادی تهران ❤️همراه با اهدای متبرک به (ع) 🏴 با حضور و پذیرایی موکبهای اربعینی @left_raight_news
5.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهربازی حرم امام رضا(ع) حتماااا وقتی زیارت رفتی برای بچه‌ها در این محل خوب برنامه‌ریزی کنید..‌ @left_raight_news
دیگه دولت رئیس جمهور شهید تموم شد.... واسه تشکر ازش؛ چندتا صلوات ب اش میفرستی؟! فقط عدد داخل لینک زیر بزن https://EitaaBot.ir/poll/txrbin کانال @left_raight_news
شاااااااید درست شاااااااید غلط... اما خوبه که بدانید... 🛑هشدار 🚨شاید گوشی شما زنگ بخوره و یه خانم خوشصدا از طریق سرور بشما سلام کرده و با احترام سوال کنه که آیا دوز دوم یا سوم واکسن خودرا تزریق کردید یا خیر ؟ جواب بله ، عدد ۱ را بزنید جواب خیر ، عدد ۲ را بزنید 🚨هر عددی که بزنید گوشی شما بلافاصله خاموش شده و بمحض روشن کردن گوشی به سرور آقای هکر متصل میشین و به هیچ وجه تا خالی شدن اطلاعات گوشی ، خاموش نمیشه ⬅️اطلاعات گوشی یعنی اطلاعات کارتهای بانکی پسوردهای تمام اپلیکیشنهای نصب شده روی گوشی که در حافظه گوگل ذخیره شده و گالری و خلاصه هرچی ✅پس مراقب این تماسها باشید . ⬅️سوالی که پرسیده میشه شاید درباره واکسن ، شاید درباره داشتن پاسپورت یا کارت ملی جدید یا داشتن گواهینامه باشه 💢به همه اطلاع بدین تا مراقب باشن💢 @left_raight_news
خبر دارید جی شد؟؟؟ 👇👇👇👇👇 بعیده که بدونی... ⭕️طی ۲ روز تعطیلی در یک هفته از سال: 🔹حدود ۵ درصد مردم ایران به مشهد سفر کردند 🔸و حدود ۴ درصد به شمال کشور! 🔹ازدحام در فرودگاه امام خمینی به حدی بود که برخی به سختی به پرواز هایشان رسیدند. 🔸طی دوهفته قبل، مردم ۱۲ میلیارد دلار برای خرید خودرو در بانکها پول مسدود کردند. 🔹مجموع خودرو تولید داخل در سال به ۱۶۰۰,۰۰۰ دستگاه رسیده. 🔸ظرفیت کنسرت ها با بلیط ۲ و ۵ میلیونی به سرعت تکمیل می شود. 🔹طی هفته قبل اعلام شد مردم ایران چهارمین دارنده ارز دیجیتال جهان هستند. 🔸بالاترین سرانه مصرف بنزین، نان، برق، آب و لوازم آرایش جهان مربوط به کشور ما است. 🔹پس از روسیه، بالاترین میزان توریست ترکیه مربوط به ایران است 🔸اورژانس اعلام کرد یک نفر ۴۲۰۰۰ بار مزاحمت تلفنی داشته اما چون ممکن است روزی برایش مشکل پیش بیاید تلفنش را مسدود نمی کنیم! 🔹مغازه های محلات عموما یا هایپرمارکت شده اند، یا املاکی و یا فست فود های متعدد که تا نیمه های شب شلوغ هستند. ✍اما رسانه کاری کرده که عموم مردم احساس کنند فقیرترین و بدبخت ترین ملت دنیا هستند. @left_raight_news
بسم الله الرحمن الرحیم 🔥 🔥 💥 قسمت اول 💥 🔺 امان از مکان بی¬آدرس! سلام! طبق معمول، ارادتمند شما هستم. همین! لطفاً دنبال هیچ‌چیز دیگری نباشید و جسارتاً درباره هویّت راوی¬ها، مستندات، مدارک اصلی و فرعی و... سؤال نپرسید. بالاخره فرصت شد تا یکی از بزرگ¬ترین پروژه¬های تحقیقاتی را به‌صورت خلاصه برایتان بنویسیم. نقش خیلی کوچکی در این پرونده داشتم، شاید هم بتوان گفت اصلاً نقش مستقیمی نداشتم، امّا کارهای جمع¬آوری اطّلاعات، تجمیع سازمانی و یکی دو قدم کوچکش با من بود. همان‌طور که با روحیات من آشنا خواهید شد، یک اخلاقی دارم که تا ته و ریز همه ماجرا را در نیاورم از کنارش رد نمی¬شوم و دست از سرش بر نمی¬دارم. به‌خاطر همین، این مجموعه نیز مانند همه مجموعه¬های (حیفا، تب مژگان، همه نوکرها، کف خیابون و حجره پریا) نکات دقیق و مهمّی دارد و اهلش بهتر می¬گیرند که چه می¬گویم. قبل‌از شروع داستان باید یک مقدّمه برایتان بگویم تا قشنگ توی باغ بیایید و گیج نباشید! پس بسم‌الله بگویید و با صبر، دقّت و حوصله شروع کنید: دیگر این روزها پیدا کردن آدرس جایی، خیلی کار سختی نیست. کافیست یک خطّ و ربط ساده از آنجا داشته باشی تا بتوانی دنبالش بروی و با کمی پرس و جو بفهمی کجاست و آمارش را بیرون بیاوری. تا حدود ده سال قبل، بیرون آوردن آمار بعضـی از زندان¬های بزرگ دنیا کار بسیار مشکلی بود. زندان¬های بد نام و بد آوازه¬ای که یک هزارم رنج انسان¬های در بند آنجا را در فیلم¬های هالیوودی نمی¬بینید. بعداز حدوداً دو ماه تحقیق، توانستیم با یکی از فعّالان حقوق بشر در دنیا در یکی از روستاهای اطراف لندن قرار بگذاریم و چند دقیقه با او صحبت کنیم؛ این شخص که خواست نامش فاش نشود، پس‌از تحقیقات متوجّه شدیم به‌ خاطر روشنگری¬هایی که علیه دولت¬های استکباری دنیا داشته، تحت پیگرد است و برای جنازه¬اش هم جایزه تعیین کرده¬اند. صحبت¬های بسیار خوب و مفیدی مطرح شد، امّا مهم‌ترین چیزی که مورد گفتگو قرار گرفت این بود: در بررسی بدترین زندان¬های دنیا، نام زندان «آلکاتراز» در آمریکا مطرح است و گفته می¬شود خطرناک¬ترین زندانی¬ها در آنجا به سر می‌برند. جزیره آلکاتراز در مرکز خلیج سانفرانسیسکو در کالیفرنیا واقع شده است. این زندان تا سال¬ها قبل به‌عنوان یک محدوده نظامی شناخته شده بود و پس‌از آن نیز امن‌ترین زندان در جهان به شمار می¬رفت. این زندان به گونه¬ای طرّاحی و مراقبت می¬شد که در طول ۲۹ سال، هیچ فرار موفّقی در این تبعیدگاه ثبت نشد و در تمام تلاش‌هایی که انجام شد یا زندانیان هدف شلّیک گلوله قرار گرفتند و یا در آب‌های خلیج غرق شدند. از بین ۳۶ نفر زندانی که اقدام به فرار کردند، ۷ نفر با شلّیک گلوله به قتل رسیدند، ۲ نفر غرق شدند، ۵ نفر مفقودالاثر شدند و بقیّه مجدّداً توسّط مأموران زندان دستگیر شدند. در آمریکا داستان¬های بسیاری درباره این زندان نقل می¬شود. بعضـی از اتّفاقات عجیب و نامعلوم، طرفداران این فرضیه را که روحِ زندانی¬ها در این زندان سرگردان هستند، بیش‌تر می¬کند. به‌عنوان مثال مأموران موزه آلکاتراز همگی از درِ بخشـی از زندان سخن می¬گویند که هر روز سر ساعت مشخّصـی بسته می-شود؛ این قسمت اتّفاقاً همان‌جایی است که در سال ۱۹۴۶ سه نفر از زندانی-های در حال فرار کشته شدند. شنیدن صدای جیغ و فریاد، راه رفتن و دویدن در طبقات بالا هم برای مأموران کاملاً طبیعی شده است. آن‌ها می¬گویند هر بار فکر می¬کنند شاید یکی از بازدیدکننده¬ها جایی پنهان شده است و صدا بیرون می-آورد، امّا بعداز جستجوی همه سلّول¬ها، هیچ آدم زنده¬ای پیدا نمی¬کنند. پس‌از آلکاتراز، «پایگاه سیاسی 22 در کره شمالی» است که یک اردوگاه یا زندان نظامی است و زندانیان سیاسی در آنجا نگهداری می‌شوند. این کمپ در سال 1965 میلادی در مکانی کاملاً دور افتاده تأسیس شده و در حدّ فاصل سال¬های 1980 تا 1990 میلادی گسترش یافته است و 225 کیلومتر مربع وسعت دارد. کمپ 22 کره شمالی دارای حدّاکثر شرایط امنیّتی و حفاظتی است. این کمپ با استفاده از سگ¬های تربیت شده، سیم خاردارهای بیرونی، تله‌های امنیّتی ویژه و اتّصال دیوارهای آن به برق با ولتاژ 3300 ولت کنترل می¬شود تا هر گونه تلاش زندانیان برای فرار ناکام بماند. چند روز پیش با یکی از محقّقان کره¬ای صحبت می¬کردم؛ می¬گفت طبق جستجوهای او، تا کنون کسـی را نیافته است که کم‌تر از بیست سال از این زندان آزاد شده یا فرار کرده باشد. زندان «سن کوئنتین» آمریکا یکی دیگر از زندان¬های مخوف دنیاست که در ایالت کالیفرنیا قرار دارد. عکّاس روزنامه دیلی میل جزء اوّلین کسانی است که در سال¬های اخیر اجازه یافته است به این زندان قدیمی و مخوف وارد شود. این زندان، قدیمی¬ترین محلّ نگهداری زندانیان در کالیفرنیاست و صدها محکوم به اعدام در آن نگهداری می¬شوند. @left_raight_news ادامه...👇
بسم الله الرحمن الرحیم 🔥 🔥 💥 قسمت دوم 💥 🔺گاهی دوست نداری بیدار باشی، امّا دقیقاً خواب هم گران می¬شود! ➖ روز اوّل چشم¬هایم هیچ جا را نمی¬دید. حتّی متوجّه شب و روز هم نبودم؛ همین حالا هم از روی تخمین و احتمال می¬گویم یک هفته، شاید هم بیش‌تر بوده است وگرنه اصلاً اطّلاعی از وضعیّت روز و شب نداشتم. هر کاری می¬کردم نمی-توانستم خودم را با شرایط وفق دهم. روز اوّل فقط درد داشتم و همه بدنم کوفته بود. متوجّه نبودم کجا هستم و در چه شرایطی به سر می¬برم. گیج بودم و تا کمی تکان می¬خوردم، سرم محکم به یک چیزی می¬خورد! چیزی که بالای سرم بود، این‌قدر محکم و سفت بود که وقتی سرم به آن می¬خورد، تکّه¬هایی از آن در سرم فرو می¬رفت. ➖ روز دوّم به‌خاطر درد و کوفتگی بدنم، هر چه می¬خوابیدم تمام نمی¬شد؛ خستگی، درد، تنهایی و جای تنگ دست به دست هم داده بودند. تا چشم¬هایم را باز می¬کردم، می¬دیدم تاریک است و قدرت حرکت ندارم. دوباره خودم را به خواب می¬زدم، بلکه خوابم ببرد و متوجّه زمان نشوم، امّا از یک جایی به بعد، دیگر خستگی¬ام تمام شد و خوابم نبرد. تازه بدبختی¬ام شروع شد؛ چون دیگر خوابم نمی¬آمد و مجبور بودم بیداری را تحمّل کنم. با چشم¬های خیلی‌خیلی باز، امّا در یک جای تاریک و بدون ذرّه¬ای نور، هر چه دنبال خودم می¬گشتم پیدا نمی¬کردم. نمی-دانستم کجا هستم و قرار است چه بر سرم بیاید. ➖ روز سوّم بیداری¬ام تمام نمی¬شد، خیلی بد است تلاش کنی خوابت ببرد تا متوجّه خیلی از چیزها نشوی، امّا خوابت نبرد. نمی¬توانستم با شرایطم کنار بیایم، مخصوصاً اینکه هیچ صدایی هم نمی¬شنیدم. همه‌جا ساکت بود و فقط صدای ناله¬های خودم در آن فضا وجود داشت. ناگهان صدای کنار رفتن خاک کنار صورتم... صدایی شبیه به کشیده شدن بدن یک چیزی... یک چیزی شبیه مار را روی خاک¬ها شنیدم! این‌قدر ترسیدم و هول کرده بودم که دوست داشتم همان‌جا یک نفر سَرم را گوش تا گوش ببرد و روی سینه¬ام بگذارد تا راحت بشوم، امّا نه من می¬مُردم و نه آن جانورها را می-توانستم ببینم. فقط ترس، دلهره و تنهایی! احساس می¬کردم چیزهای ریز و یا حتّی بعضـی وقت¬ها درشت از روی بدنم رد می¬شدند. به علّت ترس زیاد، قدرت تحرّک نداشتم، امّا بعداز کمی حرکت از سرم رفع می¬شدند و می¬رفتند؛ جان، عمر و نفس من هم با آن‌ها می¬رفت و تا مرگ پیش می¬رفتم. ➖ روز چهارم پاها و پهلوهایم داشت زخم می¬شد از بس خودم را روی زمین کشیده بودم؛ چون نمی¬توانستم این طرف و آن طرف بشوم زخم بستر گرفتم؛ کسانی که زخم بستر می¬گیرند، روی تخت، پتو، زیرانداز و تشک نرم زخم بستر می¬گیرند، ولی من روی زمین، خاک نمور و این چیزها زخم پهلو گرفتم. خیلی جایم تنگ بود، فکر می¬کردم در سردخانه هستم و قرار بوده بمیرم، امّا زنده شده¬ام! ولی علی¬القاعده سردخانه¬ها خیلی سردتر از این حرفها هستند، امّا آنجا گرم بود. خیلی هم گرم بود. به‌خاطر همین نمی¬دانستم کجا هستم و چه غلطی می¬کنم. ➖ روز پنجم دلم درد می¬کرد و هر چقدر دستم را در دل و شکمم فرو می¬کردم تأثیری نداشت. نمی¬دانستم در آن وضعیّت چه خاکی باید توی سرم بریزم. معجون عجیبی شده بود! احساس کسی را داشتم که در جایی شبیه چاه دستشویی افتاده باشد. شرایط آنجا برایم غیرقابل تحمّل شده بود. رمان ادامه دارد... @left_raight_news