لایا
شاملو تو کتاب _مثل خون در رگهای من برای آیدا نوشته: _بدبختی فقط هنگامی به سراغ من میآید که ببین
آیدای کوچولوی من!
همه ی شادی هایم در یک لبخند تو خلاصه می شود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری تا من همه ی شادی ها و خوش بختی های دنیا را در خطوط درهم فشرده ی آن، -چهره ای که خدا می داند چقدر دوستش می دارم- گم کنم!
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
"سهراب سپهری"
لایا
آیدای کوچولوی من! همه ی شادی هایم در یک لبخند تو خلاصه می شود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری ت
کیستی که من این گونه به اعتماد،
نام خود رابا تو می گویم
کلید خانه ام را در دستت می گذارم
نانِ شادی های ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و بر زانوی تو
این چنین آرام به خواب می روم؟
کیستی که من، این گونه به جِد
در دیار رؤیاهای خویش
با تو درنگ می کنم...
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر
لایا
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
تو مرا آزردی ......
که خودم کوچ کنم از شهرت ،
توخیالت راحت !
می روم از قلبت
می شوم دوترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی!
" سهراب سپهری"
لایا
کیستی که من این گونه به اعتماد، نام خود رابا تو می گویم کلید خانه ام را در دستت می گذارم نانِ شادی
~پیش از اینها نیز یکی دو بار تصور میکردم
عاشق شدهام. اما عشق من به تو ،
به هیچ چیز شبیه نیست: تو برای من همهی زندگی ، همهی امید ، همهی دنیا شدهای.
نقش تو، در ذهن من ، همه چیز را میزداید
و جانشین همه چیز میشود.
واقعیت قضیه یک سخن بیش نیست:
تو، یا مرا به آسمان خواهی برد یا به گورستان؛
اما تا هنگامی که زندگی و امکان زندگی هست،
باقی چیزها حرف مفت است.
من با تو میخواهم آسمان را فتح کنم:).
- از نامههایشاملو به آیدا
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر
لایا
~پیش از اینها نیز یکی دو بار تصور میکردم عاشق شدهام. اما عشق من به تو ، به هیچ چیز شبیه نیست: ت
نامه های شاملو به آیدا 💌:
~آیدای عزیز من
هر چه بیشتر میبینمت احتیاجم به دیدنت بیشتر میشود. دیروز چند لحظه ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سر شب، تنها و بی هدف در خیابانهای تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم شاید اگر بیرون نمیرفتم میتوانستم دفعات بیشتری ببینمت ولی چون به ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی فکر نمیکنی اگر مریض بشوی و بیفتی با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟
در هر حال ساعات درازی در خیابانهای خلوت راه رفتم و همان طور که گفتم به تو فکر کردم. به شخصیت و خانمی و برازندگی ،تو به مهربانیت و به لبخنده هایت فکر کردم به حرفهایی که از تو شنیده ام و اگر چه خیلی زیاد
نبوده مرا این طور خوش بخت کرده اند فکر کردم به تو گفتم: «زیاد خیلی خیلی زیاد دوستت دارم. » جواب دادی: «هر چه این حرف را تکرار کنی، باز هم می خواهم بشنوم!»🤍
- هفتم خرداد ۱۳۴۱
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر
لایا
نامه های شاملو به آیدا 💌: ~آیدای عزیز من هر چه بیشتر میبینمت احتیاجم به دیدنت بیشتر میشود. دیروز چند
‹از نگاه تو شاید آیدا فقط یک زن باشد،
اما برای من معنایی وسیعتر از این دارد.
بهتر بگویم آیدا برای من بهانهی زندگی کردن
و انسان بودن است.او تمثیل همهی مردمی
است که من دوستشان دارم. همانها که
با محبت خود مرا نوازش میکنند.
پس آیدا یک بهانه است.
او اشارتی به من و جامعهی من است.👩🏻♥️›
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر
بنازم چشمِ مستت را ...
قربان مردمک های سرگردان چشم هایت بروم ...
قربان غم و شادی ات بروم؛
توچه هستی که جز در تو
آرام نمی گیرم!
_فروغ فرخزاد
Shervin4_6044111607972236564.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
فروختم شعر هامو تو حراجی ها..
#شروین:)
لایا
‹از نگاه تو شاید آیدا فقط یک زن باشد، اما برای من معنایی وسیعتر از این دارد. بهتر بگویم آیدا برای م
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
به خاطر سایهی بام کوچکش
به خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشنتر از چشمهای تو
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر