eitaa logo
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
333 دنبال‌کننده
57 عکس
4 ویدیو
0 فایل
‌ تحلیل‌گرِ مسائلِ هُنر. ‌ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
یکی از شاهکارهای آلبرشت دورر : شوالیه،مرگ و شیطان (The Knight, Death, and the Devil ) ( ۱‌۵‌۱‌۳ ) است . این شاهکار تصویری از عزت نفس و ایمان استوار در برابر سختی‌های زندگي است .
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
نماد شناسی این شاهکار : - شوالیه : نماد مسیحی متعهد، یا خود دورر است . او نماد انسان معاصر رنسانس است که با عقل و ایمان خود در برابر شر و شیطان می‌ایستد . زره او نشاندهنده‌ی زره‌ خدا در متون مقدس است . - مرگ ( مرد با کمان ) : مرگ در آن زمانه‌ اکثرا به صورت مردی با تیر و کمان نشان داده می‌شد ( اشاره به پیکان‌ مرگ ) . وی سعی می‌کند توجه شوالیه را جلب کند، اما شوالیه او را نادیده می‌گیرد‌ . این نشان‌دهنده بی‌تفاوتی به ترس از مرگ است . - شیطان ( سگ سیاه ) : سگ در قرون وسطی اغلب نماد خیانت، شهوت و یا شیطان بود . این سگ سیاه و زشت، نماد وسوسه‌های اخلاقی و گناه است که سعی می‌کند شوالیه را به گمراهی بکشاند‌ . - اسب سفید : نماد پاکی، شجاعت و کنترل‌ نفس است‌ . اسب در کنار سوالیه گام بر‌می‌دارد، که نشان‌دهنده‌ی هماهنگی بین روح و غرایز‌ ( شوالیه و اسب ) تحت فرمان عقل . - کوله پشتی : نماد بارهای‌ دنیوی‌ و یا گناهانی است‌ که شوالیه حمل می‌کند، اما آنها‌ را رها نمی‌کند .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کلود مونه - نقاشی که نور رو میکشید ! 🫐
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کلود مونه - نقاشی که نور رو میکشید ! 🫐
کلود مونه ، که اسم اصلیش اسکار-کلود مونه بوده، روز ۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ در پاریس به دنیا آمد. پدرش یه فروشنده خواربار بود و مادرش یه خواننده پرشور. وقتی کلود پنج ساله بود، خانواده‌اش رفتند لو آور ( بندر معروف شمال فرانسه ) تا تجارت خواربارفروشی رو دنبال کنند.
کسی رو دیدید که از مدرسه خوشش میاد‌ ‌؟ خصوصا وقتی که هنر همه ی سلول هات رو درگیر کنه - دوران مدرسه براش جذاب نبود. درس خواندن براش مثل زندان بود ؛ اما کلود کوچولو باهوش بود. ۱۵ سالش بود که فهمید می‌تونه با کارهایی که بلده پول در بیاره کاریکاتورهای زغالی ! توی لو آور معروف شد به این که از مردم کاریکاتور می‌کشد و هر کدام را ۱۰ تا ۲۰ فرانک می‌فروخت. پدرش این رو اینطور برداشت کرد که پسر آینده تجارت داره ، ولی کلود می‌خواست هنرمند بشه . اینجا بود که ناگهان تقدیر به دادش رسید...
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کلود مونه - نقاشی که نور رو میکشید ! 🫐
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ملاقات با اوژن بودن 🗞 ، سالی ۱۸۵۶ یا ۱۸۵۷ بود، تو سواحل نورماندی، به نقاشِ چیره‌دست به نام اوژن بودن دید که این پسر کاریکاتورهای جالبی می‌کشه . بودن بهش گفت: همه اینا خوبه، ولی بیا بریم بیرون و مستقیم از طبیعت کار کنیم! «نقاشی در فضای باز» . مونه اول کمی زد زیرش، اما بودن اونقدر پافشاری کرد که بالاخره این بچه ۱۷ ساله قانع شد. « من شما را از این تاریکی‌های استودیو نجات می‌دهم تا نور حقیقی را ببینید! » و از اون روز به بعد، مونه عاشق استفاده از نور شد. بودن نه تنها نقاشی رنگ و روغن را بهش یاد داد، بلکه فلسفه‌ی اصلی امپرسیونیست‌ها را در مغزش کاشت ؛ بگذار قلم موت تند تند بره، رنگ‌ها رو شفاف بزن، نباید قاطی‌شون کنی و مهمتر از همه، جادوی لحظه رو ثبت کنی ~
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کلود مونه - نقاشی که نور رو میکشید ! 🫐
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ سربازی و خدمت عجیب ، لج بازی مونه ؟🧾 سال ۱۸۵۹ مونه راهی پاریس شد تا حرفه‌ای نقاشی رو دنبال کنه. اما نقشه‌اش زیاد کار نکرد چون در ۱۸۶۱ برای سربازی به الجزیره فرستاده شد. لج کرد و کارهای عجیب و غریب می‌کرد تا اینکه تیفوئید گرفت و مجبور شد برگردد ؛ اما اونجا بود که با سبک‌های تازه و عجیب آشنا شد و وقتی برگشت گفت: « آموزش‌های قدیمی مزخرفه ! » سال ۱۸۶۲ رفت پیش چارلز گلیر و همانجا با دوستان همیشگی‌اش آشنا شد- رنوار، سیسلی، بازیل و پیسارو. این بچه‌ها دور هم جمع می‌شدند و ول می‌کردند به قلم موی خودشون دنیا رو ترسیم میکردن . مونه و رنوار در ۱۸۶۹ رفته بودن « لا گرنوییر » و آنجا بود که اولین اثر کاملاً امپرسیونیستی را زدند. قلم آن‌ها آنقدر تند و رها بود که مردم می‌گفتند « این‌ها فقط طرح اولیه هستن ، تمومش نمیکنن ؟ » اما مونه جواب می‌داد: « همینه دیگه این نوره ، این زندگیه ! »
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
در سال ۱۸۷۲ جناب آقای کلود مونه با این اثر جنبش امپرسیونیسم رو به یکی نحوی تاریخی کرد📰 طلوع آفتاب یا
وقتی اولین نمایشگاه مستقلشون در ۱۸۷۴ برگزار شد ، مونه تابلوی معروف "Impression, Sunrise" ( برداشت، طلوع آفتاب ) را نشان داد. یکی از منتقدها به نام لویی لروی مسخره‌شون کرد و گفت : «این نقاشی‌ها فقط یک "برداشت" (Impression) است!» اما جوکش ماندگار شد و اسم جنبش شد امپرسیونیسم.
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کلود مونه - نقاشی که نور رو میکشید ! 🫐
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ زندگی عاطفی مونه 🦢 ، ‌ ‌ ‌عشق ؟ کدوم عشق ؟ ببین مونه جون عشق فقط دو جوره - عشق امپرسیونیسم به تو و عشق پالت رنگ به قلم‌مو بقیه انواع عشق مجازی هستن و طی اختلالات هورمونی به وجود میان ! مونه با کامیل دونسیو ، مدل زیبا و باوقارش، رابطه عاشقانه‌ای را آغاز کرد. سال ۱۸۶۶ تابلوی "زن در لباس سبز" با بازی خودش نشان داد کامیل چه قدر الهام‌بخش است. سال ۱۸۷۰ باهم ازدواج کردند و صاحب دو پسر به نام‌های ژان و میشل شدند. اما زندگی به خوشی نگذشت. مونه مدام پول نداشت، قرض می‌کرد، بعضی وقتا حتی نمی‌تونست رنگ و بوم برای کار بخرد. سال ۱۸۷۸ کامیل باردار بود و بعد از زایمان سلامتیش تو خطر بود . سرطان یا بیماری صعب‌العلاج... مونه اون‌قدر ناراحت بود، دم مرگ کامیل را نقاشی کرد! او را در حال مردن کشید تا بگوید « نمی‌تونم باور کنم که او رفته است ». کامیل ۵ سپتامبر ۱۸۷۹ از دنیا رفت. مونه بعداً به یک دوست گفت: «همه‌ی رنگ‌ها از پالت من در آن لحظه رفته بودند، فقط سیاه مونده بود!» آخی ، الان میگید چه غم انگیز ولی مونه یکی دیگه رو میاره تو باغ زندگیش !
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ آلیس از طریق لینک به باغ زندگی مونه پیوست. 🫖 در همون دوران که کامیل زنده بود، خانواده ارنست هوشهد ( یک مجموعه‌دار هنری ) وارد زندگی مونه شدن . آلیس همسر ارنست بود. ارنست بعداً ورشکسته شد و زن و بچه‌اش را رها کرد و خودش را زد به کوچه علی چپ. آلیس مو ند و مونه. خیلی زود، شایعه رابطه این دو به گوش رسید. بعد از مرگ کامیل، آلیس و ۶ بچه‌اش و مونه با ۲ بچه‌اش همه با هم زیر یک سقف در ژیورنی زندگی کردند. ارنست بالاخره در ۱۸۹۱ مُرد و مونه بعد از چند ماهی در ۱۶ جولای ۱۸۹۲ رسماً با آلیس ازدواج کرد. خود مونه در مراسم عروسی آلیس با این جمله گفت: "ملکه ی باغ من از این به بعد تو هستی آلیس!" بعد از آن با هم تا سال ۱۹۱۱ که آلیس مُرد، زندگی آرامی در همان خانه ژیورنی داشتن.
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کلود مونه - نقاشی که نور رو میکشید ! 🫐
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ باغ ژیورنی🌳 سال ۱۸۸۳ از قطار پیاده شد و نگاهی به روستای ژیورنی انداخت. فوری دل باخت و خانه‌ای بزرگ با باغی سرسبز اجاره کرد. بعدها با پول نقاشی‌هایش آن را خرید و شروع کرد به ساختن بهشت شخصی خود ؛ یک باغ گل‌های خیره‌کننده با رنگ‌های شاد، و یک برکه مصنوعی پر از نیلوفرهای آبی که روی آن یک پل ژاپنی بنا کرد. مونه دیگر دیوانه‌وار درگیر این باغ شد. اسم اصلیش نقاش باغ‌ها بود. دائم نشسته بود کنار برکه و نور خورشید را روی آب می‌کشید. صبح تا شب قلم می‌زد؛ « نمی‌تونم از این همه زیبایی بگذرم ». نتیجه‌اش شد آن مجموعه مشهور "نیلوفرهای آبی" با حدود ۲۵۰ نقاشی فقط از همین آب و گل‌ها و انعکاس نور! . دیدن این تابلوها مثل خوابه - سطح آب پر از آبی و سبز و ارغوانی، حس زندگی.