𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
𝗂 𝖼𝖺𝗇 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗒𝗈𝗎 ~ 📨
Let's talk 🧱 .
ورمیر و مروارید ، این دو همیشه تو تاریخ هنر به هم گره خوردن .
از ۳۶ تابلویی که تا امروز معلومه از ورمیر به جا مونده، تو ۱۸ تاشون مروارید دیده میشه. انگار ورمیر هم شیفته ی مروارید بوده .
البته تو زمان ورمیر مروارید حسابی ترند بود.
ورمیر توی تاریخ هنر به عنوان نقاشی شناخته میشه که شاید مشهورترین مروارید تاریخ رو نقاشی کرده ! همون مرواریدی که دختر تو تابلوی "دختری با گوشواره مروارید" گوشش کرده.
از قدیم الایام ، مروارید به خاطر کمیاب بودن و قشنگیاش، خیلی باارزش بوده. تو قرون وسطی، مروارید نشون دهنده قدرت و جایگاه اجتماعی بالا بود. بعدها مروارید نماد مسیحیت شد و برای مریم مقدس و مسیح به کار میرفت تا پاکدامنی رو نشون بده . از قرن نوزدهم به بعد، مروارید رو بیشتر موقع عزاداری استفاده میکردن، ولی تو قرن هفدهم زمان ورمیر ؛ مروارید بیشتر علامت این بود " ثروت و اشرافیگری "
درست مثل اکثر نقاشیهای ورمیر . البته گاهی با توجه به فضای تابلو، یه معنی عمیقتری هم میتونه داشته باشه. مثلاً تو تابلوی "زنی با ترازو"، که یه حس و حال مذهبی داره، مرواریدها کنار سکهها و جواهرات طلایی که رو میز هست - میخوان به ما بگن که "دنیا فانیه" funny و آدم نباید زیادی به این مال دنیا دل ببنده، چون اینا گذران و ناپایدارن، برعکس ایمان به خدا که موندنیه حس میکنم دارم دینی رو درس میدم .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
از قدیم الایام ، مروارید به خاطر کمیاب بودن و قشنگیاش، خیلی باارزش بوده. تو قرون وسطی، مروارید نشون
زنی با ترازو - ورمیر - حدود ۱۶۶۴ میلادی.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
بانویی با گردنبند مروارید-ورمیر- ۱۶۶۳ تا ۱۶۶۵ میلادی.
اون زمان مردم هنوز نمیدونستن این
مروارید های قشنگ و جالب انگیز و اشرافی و کمیاب چطور درست میشه ، برای همین یه عالمه افسانه و داستان سرهم میکردن که بگن مروارید چطور به وجود میاد.
الان میدونیم که مروارید طبیعی آب شور وقتی درست میشه که یه ذره کوچولو یا دونه شن وارد پوسته یه نرمتن بشه - مثل صدف، گوش دریا یا حتی حلزون. نرمتن دور اون ذره رو یه لایه میگیره و این کار بارها و بارها تکرار میشه تا یواش یواش مروارید درست بشه و بزرگ بشه. مروارید به رنگای مختلف وجود داره، ولی زنایی که تو نقاشیهای ورمیر هستن، مرواریدهای عاجی رنگ به گوش و گردن دارن.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
نامه عاشقانه-ورمیر- حدود ۱۶۶۹ تا ۱۶۷۰ میلادی.
هلند تو کار تجارت مروارید حسابی پخت و پز کرده بود ؛ مروارید رو به همراه بقیه چیزای لوکس از آسیا به آمستردام میآوردن. خلیج مانار که بین جنوب هند و سریلانکاست، تو قرن هفدهم حسابی غواصی مروارید توش باب بود. غواصا از سنگای سنگین استفاده میکردن که سریعتر برن زیر آب، به امید این که بتونن چند تا صدف جمع کنن. گاهی مجبور بودن توی اعماق آب برن تا بیش از ۱۰۰۰ تا صدف جمع کنن تا شاید یدونه مروارید قشنگ گیرشون بیاد.
خودتون میتونید تصور کنید که یه گردنبند مثله همونی که توی "نامه عاشقانه" هست - که حداقل از ۲۰ تا مروارید درست شده چقدر می ارزه و با ارزشه . بهقدری که یه جورایی باورکردنی نبود. درسته که فقر گریبان ورمیر رو گرفته بود یه زمان ، یدونه این مروارید ها رو میفروخت والا میتونست همه کارا رو انجام بده !
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
زن جوان با عود-ورمیر-حدود ۱۶۶۲ تا ۱۶۶۳ میلادی.
گوشوارههای مرواریدی که ورمیر تو نقاشیهاش کشیده، معمولاً زیادی بزرگ و باورنکردنی به نظر میرسن ، مثلاً تو تابلوی "دختری با گوشواره مروارید" و "زن جوان با عود".
مروارید با اون اندازه خیلی خیلی کمیابه و بهقدری گرونه که خریدش غیرممکنه. شاید اون زنا مروارید تقلبی گوش میکردن ! درسته مروارید فیک .
از قرن شونزدهم به بعد توی ونیز درست میکردن ، این مرواریدهای تقلبی یا از فلز بودن یا از شیشه توخالی که روش رو رنگ میزدن تا یه حالت مات و مرواریدی داشته باشه. البته اینم ممکنه که ورمیر خودش تو نقاشیهاش هرجور دوست داشته، مرواریدهای خیالی کشیده . بالاخره اون نقاش بوده و میتونسته هرطور دوس داره ، هرچی دلش خواست رو نقاشی کنه.