eitaa logo
𝗗𝘂𝘀𝗸
219 دنبال‌کننده
51 عکس
2 ویدیو
0 فایل
[در تقاطعِ خیال و واقعیت] -برخی‌نوشته‌‌ها از خودم‌ هستند-
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗗𝘂𝘀𝗸
در من، هیاهویی است؛ چونان اسبی سرکش که می‌دود. روحم در جستجوی معناست، چیزی فراتر از این روزها. شاید این معنا آغوش تو باشد! چرا که آغوشِ تو برای من، تکیه‌گاه نه بلکه دریچه‌ای بود به جهانی دیگر؛ بگذار در آغوشِ تو گم شوم، و کسی دیگر مرا نیابد. me
𝗗𝘂𝘀𝗸
اینجا ایستاده‌ام، اما انگار روحی دیگر در من نشسته. روحی که خاطراتش مالِ من نیست، اما سنگینی‌اش را بر دوش می‌کشم. صداها، رنگ‌ها، حس‌ها… همه مالِ آن «منِ» دیگری‌ست که در گذشته جا مانده. گاهی دلم می‌خواهد آینه را بشکنم، شاید پشتِ آن، خودِ گمشده‌ام را پیدا کنم. آن خودی که با هر نتِ موسیقی، با هر قطره باران، گویی نفسِ تازه‌ای می‌کشید و با این «منِ» امروز، بیگانه نبود. شاید باید در «آن سویِ آینه» به دنبالِ جواب باشم، آنجا، شاید بتوانم خودم را پیدا کنم؛ me
𝗗𝘂𝘀𝗸
هوا سنگین است، مثلِ نفسی که حبس شده پشتِ شیشه‌ای بخارگرفته. می‌دانم این منم که نفس می‌کشم، این منم که دستم را تکان می‌دهم، اما حس می‌کنم تکه‌ای از خودِ حقیقی‌ام، جایی دور، پشتِ این پردهٔ غریب، نظاره‌گرِ این نمایشِ ناآشناست. انگار در بدنی بیگانه اسیر شده‌ام، و تمامِ هستی، تنها پژواکی محو و دور از دسترس است. me
𝗗𝘂𝘀𝗸
این حسِ «من اینجا نیستم» حتی وقتی که جسمم در میانِ شماست، دارد رو به فزونی می‌رود. انگار که در این نمایشِ تکراری، نقشِ من، تنها، تماشاگر بودن است؛ تماشایِ زندگی‌ای که انگار مالِ من نیست، و من تنها در گوشه‌ای از این صحنه، شاهدِ آنم. me
هدایت شده از ساره‌خانومی؛
برایِ Dusk عزیز. بقیه شما رو با افکار عمیق و روح بلند پرواز یاد می‌کنند.