eitaa logo
🤍𝐋𝐮𝐧𝐚𝐫𝐚✨
225 دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
0 فایل
رمـ‌انٖـ‌ی بِه نٰام لُنٰارٰا🤍 دخـ‌تـ‌ری از جـ‌نـ‌س بـ‌ال فـ‌رشـ‌تـ‌ه🦋🌱 باحضور: حٰامٖیمِ صٰالٖحی✨ این رمان کاملا خیالی و از ذهن دخترکی ،خیال پرداز پدید آمده است🎀🫀 جانم؟؟🤍✨ https://daigo.ir/secret/41933480345 لٖف؟حٖرام😊❌ لیٖنکِ قَصرِمُونـــ‌👇💒
مشاهده در ایتا
دانلود
پایان تقدیمی💚 کسایی که شرکت کردن ،از جذب هاتون بگید✨ لف بعد تقدیمی به شدت حرام و ۲۲۲۲ صلوات به گردنتونه🎀
پایان تقدیمی🤍 ممنون که بودید🎀✨ جذباتون رو پیویم بگید🍓🌹 لف بعد تقدیمی ؟ حراممم🌊✨
🤍𝐋𝐮𝐧𝐚𝐫𝐚✨ ℝ𝕆𝕄𝔸ℕ 🎀 ℙ𝕒𝕣𝕥𝕖 : 16🫀 ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• چندسال گذشت. . لنارا هرروز آرزو میکرد دوباره خونوادش رو ببینه، با اینکه میدونست شاید همشون مرده باشن. . حامی هم فک میکرد همه مردن ولی دوست داشت دوباره یکبار برگرده کره و ببینه خونواده‌ش زنده ان یا نه . . مامان و بابا و سان ها و اون وو و هه این هم فکر میکردن حامی و لنارا مردن و تقریبا فراموششون کرده بودن. . لنارا همیشه در بچگی آرزو داشت که برترین دختر جهان از همه نظر و فرمانده ی کره بشه.برای همین خیلی تلاش میکرد. . حامی همیشه دوست داشت ، خواننده بشه. . هه این و اون وو و سان ها هم همیشه دوست داشتند خواننده و مدل بشن . . موقعیت : چند سال گذشته. لنارا : 17 سالشه. هه این : 25 سالشه. حامی : 23 سالشه. اون وو : 22 سالشه. سان ها : 20 سالشه. هه این و اون وو و سان ها به یک خواننده در کره تبدیل شدن و خیلی هم معروف بودن و در کشور های دیگه هم کنسرت میگذاشتن ولی هنوز پیش پدر و مادرشون زندگی میکردن. _ حامی هم در ایران خواننده شد و صداش اوج آرامش بود. _ لنارا هم در سن 17 سالگی سال آخر دانشگاهش بود و داشت ارشد رشته ی هوافضا رو میگرفت و به تمامی رشته ها مسلط بود . اون در سن 17 سالگی به 7 زبان دنیا مسلط بود و به بهترین خواننده ، دنسر ، پیانو وگیتاریست ، نویسنده و... در کره تبدیل شده بود و یکی از فرمانده های کل کره شده بود ولی فرمانده ی ارشد نبود هنوز .
🤍𝐋𝐮𝐧𝐚𝐫𝐚✨ ℝ𝕆𝕄𝔸ℕ 🎀 ℙ𝕒𝕣𝕥𝕖 : 17🫀 ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• لنارابه شدت بازیگر خوبی بود. لنارا فهمیده بود حامی در ایرانه ولی نمیدونست زندست یا مرده. لنارا به یک فرد مشهور و پولدار ترین فرد جهان تبدیل شد و دوست داشت بره ایران چون آهنگ های حامیم رو دوست داشت ولی نمیدونست حامی برادرشه. قرار بود چند ماه دیگه لنارا در مسابقات برترین دختر جهان شرکت کنه. زبان هایی که لنارا بهشون مسلط بود : کره ای. انگلیسی . تایلندی . فارسی. ترکی. چینی. ژاپنی. . (توجه در این رمان آهنگ های حامیم صالحی برای لنارا هست .) . چند سال قبل لیسا، لنارا و مکث رو تنها گذاشت و طلاق گرفت . لنارا در کنار درس هایی که داشت با وجود این موضوع خیلی سختی کشید. . . . لنارا : مکث ، من باید برم کره. . مکث : چرا عزیزم؟؟ . لنارا : میخوام برم کره ببینم پدر و مادرم زنده ان . اگه زنده بودن میرن پیش اونا. . مکث : اما تو نمیتونی منو تنها بگذاری.مگه تازه اونجا نبودی. . لنارا : نگران نباش یه وقتایی میام و بهت سر میزنم . هنوز نتونستم پیداشون کنم. . مکث : باشه عزیزم ، با چی میری و کی میری؟ . لنارا : بلیط هواپیما گرفتم و امشب میرم. . مکث : باشه. . (لنارا در حال جمع کردن وسایل.) . موقعیت : شب شده و لنارا داره میره. . لنارا : مکث... ، مکث... ، من دارم میرم. . مکث : (گریه)، قول بده برمیگردی.
پارت های جدید💚✨ پارت های بعد پنجشنبه هفته بعد 🎀🍓 لف؟؟ نه دیگه😡 دیدن و خوندن بدون عضویت حراممم✨🫀