هو المؤمن«آش پشت پا» سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ پیام دادم توی گروه خانوادگی، «تو این شرایط چی میچسبه؟» منتظر جواب نماندم «فردا ناهار مهمون من، همه بیاین خونهٔ بابا اینا.» بساط آش را مهیا کردم. تمام مواد پخته شده را همراه پیاز داغ ریختم توی زودپز و درش را محکم بستم که آب آش نشت نکند و جمع کردیم، رفتیم یک محله آن طرفتر، خانهٔ پدری. رشته آش را هم بردم که آنجا مواد را توی قابلمهای بزرگتر بریزیم و آش را بار بگذاریم. یادمان رفت از فروشگاه یا لبنیاتی کشک بخریم. سوپر مارکت محل هم بسته بود. اجباراً بیخیال کشک شدیم و آش را بدون مخلفات کشک و نعناداغ خوردیم. دور سفره جمع شدیم، برادرم گفت: «به نظرتون تو شرایط الان تهران، خانوادهای هست که جمع بشن دورهم و آش بخورن.» همه خندیدیم. خواهرم جواب داد. «اتفاقاً تو این شرایط آش دورهمی میچسبه.» پشت حرفش درآمدم که «آش دورهمی نه، آش پشت پا.» خانم برادرم پرسید: «پشت پای کی؟» خیلی جدی جواب دادم: «پشت پای موشکهامون، که به سلامتی برن و بخورند به هدف.» برادرم گفت: «بهترین آشی بود که تو این چند وقته خوردم.» قبول داشتم. شاید بهترین آش تمام عمرم، آش پشت پای موشکهای ایرانی به سمت حیفا و تلآویو. #وهوخیرالحافظین #تهرانقشنگم مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
هوالوارث روزی اگر بناست که بر تن کفن کنم من، آن کفن به تن ز برای وطن کنم سبز و سفید و سرخ نکوتر بود کفن تا من برای خاطر میهن به تن کنم ایران من، عزیز من، ای سرزمینِ من مرگ است بی تو گر هوسِ زیستن کنم روزی که پای عشق وطن در میان بُوَد تاریخ گفته است چه باید که من کنم چون برقِ حق به خرمن باطل دراوفتم یزدان صفت، مبارزه با اهرمن کنم دشمن اگر که پای بدین سرزمین نهد کاری که کرد نادر لشگرشکن کنم... #ماملتامامحسینیم #زندهبادایران🇮🇷 @maahjor
هو الحفیظ«پارک وی.آی.پی» پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ این روزها بچههایمان هم پابهپای ما شبزندهدار شدهاند. بهشان قول دادیم زود بخوابند، میبریمشان پارک، بستنی هم جایزه. بالأخره دو و نیم شب خوابشان میبرد. حالا موقع وفای به عهد است. پارک سرکوچه خلوت و دنج شده. درست است پارک و زمین بازیاش با سروصدا و شیطنت بچهها معنا دارد. درست است تهران با ازدحام آدمها، تردد و رفتوآمدشان هویت دارد. امّا، ما این روزها وجه آرامبخش شهر را میبینیم. در تهران ماندهایم و در فضای ملتهب شهر، زیباییاش را میبینیم. ما از خلوتی خیابانها دلهره نداریم. ولی اگر سوپرمارکتی یا نانوایی یا پنجرگیری یا هر مغازه و فروشگاهی را باز ببینیم دلگرم میشویم. غروبها همین چراغهای تکوتوک ساختمانها چشممان را روشن میکند. این روزها ما با دیدن زندگی در سطح شهر جان میگیریم و سعی میکنیم زندگی را در سطح شهر جاری کنیم. ما این روزها پارک میرویم، بستنی میخریم. غذا میپزیم. کتاب میخوانیم. بازی میکنیم. میخوابیم. بیدار میشویم. حمام میرویم. خبر میخوانیم. نماز و دعا میخوانیم و با آرامش و توکل به خدا زندگی میکنیم. ما زندگی را در تهران زنده نگه میداریم..... #زندهبادایران #تهرانعزیزم #ومنیتوکلعلیاللهفهوحسبه مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
هو المقسطتکیه بر کعبه بزن وارث شمشیر دو دم اَشهَدُ اَنَّ عَلی از تو شنیدن دارد... #اللهمعجللولیکالفرج @maahjor
هدایت شده از رادیو خط روایت
پادکست خط روایت - مام میهن.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
📻﷽
〰〰〰〰〰
#پادکست_خط_روایت
دخترک به آغوش مادربزرگ پناه آورد. همین لحظات من خونم به جوش آمده و شروع کردم غر زدن به خواهرم که...
✍ #مریم_روزبهانی
🎙 #مریم_روزبهانی
〰〰〰〰〰
#خط_روایت
#خط_خیبر
#روایت_بشنویم
🔻روایتهای حماسی شما هم میتواند شنیدنی باشد.
〰〰〰〰〰
ایتا:
https://eitaa.com/khatterevayat
https://eitaa.com/khatterevayat_pod
شنوتو:
https://B2n.ir/hd5416
کست باکس:
https://B2n.ir/zk3537
هو الشهید
جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
«ما ملت امام حسینیم.»
نمیدانم این جمله را چند سال پیش و از زبان چه کسی اولبار شنیدهام. ولی این را خوب یاد دارم که از کودکی در جلسات روضهٔ خانگی، طنین «یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ» در گوشم پیچیده. از همان پنج شش سالگی که معنای سِلْمٌ و حَرْبٌ را نمیدانستم اما تلاش میکردم هماهنگ با بقیه همخوانی کنم و به «وَ وَلِیُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ» که میرسیدم صدایم بلندتر میشد تا حفظ بودن فراز زیارت را به رخ بکشم و شاید به تأسی از جمع، منم در رجزخوانی برای دشمن آلالله سهیم باشم.
بعدها که بزرگ شدم و سواد آموختم، پیگیر معنی کلمات و عبارات فرازهای زیارت شدم که فقط طوطیوار ذکر عربی را لقلقه نکنم. باید معنا و مفهوم آنچه در دعا به نجوا یا با صدای بلند میخواندم، میفهمیدم. اینکه در این فراز زیارت با خطاب قرار دادن خونخدا چه چیزی را اعلام میکنیم؟!
اگر میگوییم تا دنیا دنیاست، تا خود قیامت با هر کسی که در صلح با شماست در صلح و سازشیم و با آنکه در جنگ با شماست ما نیز میجنگیم، یعنی چه؟!
اگر مدعی ولایتمداری از حضرات معصومین و دشمنی با دشمنان آلالله هستیم و صلح و جنگ و دوستی و دشمنیمان را با معیارِ مرام و مسلک پاکان عالم میسنجیم منظورمان چیست؟
ما سالهاست آرزو داریم این مدعا در کُنه وجودی زندگیمان عمق پیدا کند و تمام زندگیمان بشود عین به عینِ زندگی مردان و زنان الهی، از این جهت در ادامه دست بر دعا برمیداریم که «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
پس نه فقط زندگی را، که مُردنمان را بر مبنای سیرهٔ خوبان الهی خواهانیم و با ارتقای زندگی، آرزوی مرگی مجاهدانه و برای احقاق حق را تمنا میکنیم. جوریکه هر آن بزیایم چونان است که بخواهیم بمیریم و اگر در راه نیل به آرمان الهی مرگمان فرا رسد، تا ابد زنده خواهیم شد.
از اینرو منتها و غایت آمالمان را «اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ» قرار دادهایم. که در راه حق کشته شدن، عین زندگی است.
آری، «ما ملت امام حسینیم» و در مسلک حسینی، زندگی و مرگ در راه ایمان و باور و آرمان الهی در تقابل هم نیست که در راستای هماند. ما سالهاست مشق عشق میکنیم و عرض ارادتمان بر آستان خوبان عالم را معطوفِ سعی بر عمل به دستوراتشان قرار دادهایم و توأم با زندگی
جنگیدهایم و منتظر ندای «هل من ناصر ینصرنی» بودهایم تا شتابان و با شوق به مسلک شهود و شهادت در راه آرمانهای الهی خیز برداریم. همین است که فریاد میزنیم ما ملت حماسهایم و منتظر شهادت که خداوند میفرماید:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
آلعمران:۱۶۹
#ومناللهالتوفیق
#اللهماجعلمماتیمماتمحمدوآلمحمد
#زندهبادایران
مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان
@maahjor
Mohsen Chavoshi Alaj.mp3
زمان:
حجم:
13M
🎼 علاج
مردم علاج در وطن است...
مردم خدا مراقب ماست....
دم شما خیلی گرم آقا محسن چاووشی 🇮🇷
مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان
@maahjor
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا موشکهای ایرانی باعث افتخارند ؟✌️🇮🇷
موشک ایران از چندتا پدافند میگذره؟!
@maahjor
هو النوراز وقتی یاد دارم که احتمالاً به نوجوانیام برمیگردد، یکی از دغدغهها و سوالاتم این بوده که «چرا در این برهه از زمان به دنیا آمدهام؟» و چرا مثلاً قبلتر نه! و اصلاً «چرا در ایران متولد شدهام و شیعه؟» و در جغرافیایی دیگر و یا مذهبی دیگر نه! و البته مسائل و مبهمات دیگری پس ذهنم بوده و هست که فعلاً مجال پرداختن بهشان نیست. در این سالها جوابی که برای این دو سوال بارها برای خودم ردیف کردهام این بود که «من قرار است مثل خیلی از منتظران منجی، زمانهٔ ظهور را درک کنم و فرج موعود را با چشمان خودم ببینم و با تمام جانم نبرد حق علیه باطل را لمس کنم.» و «در این جغرافیا و با مذهبی متولد شدهام که امید بیشترین تأثیر در ظهور منجی از آن میرود.» سالهای عمرم را با این امید و رسیدن به این آرزو سپری کردهام اما کمکم که گذران عمر بیاندکی درنگ از چهل سالگی گذشت و پا به میانسالی گذاشتم، با صورت به دیوار واقعیت خوردم که «من کجا و درک زمانهٔ ظهور کجا؟!» وقتی خیلی از مؤمنان منتظر بی چشیدن طعم شیرین تحقق آرزویشان در خاک رفتند و عمرشان در انتظار تمام شد، برای چون منی که بخش اعظم درگیری و دلمشغولی زندگیاش، دنیا و تن دادن به روزمرگی است، درک و فهم فرج و ظهور منجی کجای کار است؟! این چند سال اخیر، گرفته و پَکر از اینکه عمرم رو به اتمام است و دیگر بعید است زمانهٔ ظهور را لمس کنم، دمقتر از همیشه دعا میکردم که «خدایا بیشتر زندگیام که بیهوده تلف شد، لابد عنایتی بفرما باقی عمرم اثری مفید در مسیر نور بگذارد یا لااقل مرگم مؤثر در راه حق باشد.» و همیشه به لحظهٔ مرگم و آرزوی محقق نشدهام فکر کردهام تا اینکه ورق برگشت. من این روزها اتفاقهایی را دیدهام که از نظر عدهٔ زیادی در این کرهٔ خاکی بعید بود رقم بخورد و حتی به ذهنشان خطور نمیکرد کشوری و مردمی باشد که جلوی رژیم منحوس کودککش قدعلم کند و قدرتنمایی کند. من این روزها آرزوی محققشدهٔ بسیاری از حقطلبان و مظلومان عالم را با چشم دیدم و با تمام جانم لمس کردم. من این روزها در تهران عزیزتر از همیشه زندگی کردم و ترسیدم اما آماده بودم تا مرگم مؤثر در راه حق و مسیر رشدم باشد. من این روزها بعد از دیدن شکست هیمنهٔ پوشالی رژیم منفور اسرائیل، بعد از مشاهدهٔ دلاوریها و مجاهدتهای مدافعان وطنم و لمس حقطلبی آزادگان جهان به بخشی از آرزویم رسیدهام و خیالم راحت شده که هر وقت بمیرم ناکام نمُردهام و کامم با لمس و چشیدن نبرد حق علیه باطل بهطور شفاف و واضح و عینی، شیرین شده و امیدوارم بهزودی کام تمام آزادگان جهان با لمس نابودی و اضمحلال رژیم غاصب صهیونیستی شیرین و گوارا شود. من این روزها دعاهایم مستجاب شده، با قوت زندگی میکنم و تمام تلاشم را برای محقق شدن آرزوی تمام آزادگان جهان به کار میگیرم به امید اینکه مرگم نقطهٔ نورانی و مؤثر در راه حق و ظهور منجی باشد و رأس دعاهایم این است: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.» #اللهمعجللولیکالفرج #اللهماجعلمماتیمماتمحمدوآلمحمد #ظهورنزدیکاست #زندهبادایران مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
محمد حسین پویانفر4_5974050602496301878.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
اركبوا فُلكَ الحسينِ أيّهَا الغَرقَى
به کشتی حسین بیایید ای غرق شدگان ...
@maahjor
هو الشهیدعزیزدل خاله، خداروشکر که باز تکیه دادی به شانههای مردانهٔ پدرت. خداروشکر که باز موهات میرقصند تو باد. میخندی و کیف میکنی که بابا مثل کوه پناهته و پشتش پناه میگیری. الهی همیشه دلگرم باشی به این شانههای مردانه و دلخوش به وجود بابای عزیزت. خوبه بدونی ایران ما از این شانههای مردانه که نه فقط برای خندهٔ دخترهای خودشون که برای خندهٔ تمام بچههای ایران زمین جنگیدند و بعضیهاشون برنگشتند پیش بچههاشون زیاد داره. و ما تا همیشه مدیون خون پاک شهدای وطن هستیم. 🇮🇷 #فداییوطن #زندهبادایران #دمهمهٔرزمندگانگرم مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor