eitaa logo
موسسه معنا
1.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
169 ویدیو
160 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ گالیله و فلسفه علم 🔘 بخش دوم 🔵 مشاهدات ساده درباره خواص اشیاء را باید با آزمایش هایی دقیق که نحوه عملکرد آن خواص در شرایط مختلف را با دقت بیشتری می آزمایند تکمیل کرد. قدرت ادراک بشر فی نفسه محدود است که البته اختراع تلسکوپ و میکروسکوپ در اوایل قرن هفدهم، و اختراع بسیاری ابزار های پیچیده تر دیگر از آن زمان به بعد، گستره و درستی مشاهدات و اندازه گیری ها را به شدت افزایش داده است. اما بدون استفاده از عقل و منطق نه می‌توان آزمایش ها را طراحی کرد و نه می‌توان از مشاهدات چیزی دریافت. فرضیه های نظری درباره ماهیت واقعیت و استدلال درباره شواهد آزمایشی لازم در تأیید یا رد آنها پیش نیازهای معرفت علمی اند. سرانجام اینکه دانشمندان متخصص باید منابع دانش خود را ذکر و زنجیره استدلالی خود را تبیین کنند تا گواهی آنها پذیرفته شود. انتشار نتایج علمی در رساله ها، کتاب ها، مجله های تخصصی و امروزه به صورت داده های الکترونیکی نیز حافظه ای جمعی و کاملاً مستند را در اختیار ما قرار می‌دهد که امکانی به مراتب فراتر از تکیه بر حافظه ی تنها یک نفر را فراهم می کند. 🔵 دانشی که به این نحو به دست می‌آید دارایی بی بدیل جوامع بشری محسوب می شود. این دانش به ما توانایی می‌دهد که نه تنها جهان طبیعی بلکه یکدیگر را اداره کنیم. فرانسیس بیکن، یکی از مهمترین هواداران علم در انگلستان قرن هفدهم، نوشته است که «دانش بشر و قدرت بشر یکی است؛ زیرا آنجا که علت دانسته نیست، معلول را نمی توان پدید آورد». به عبارت دیگر، فهم سازوکار پنهان طبیعت باعث می شود که آدمیان ماشین ها و دارو هایی پدید آورند که وضع بشر را بهبود می بخشند. بیکن در دفاع از دانش جدید آن دوران هم نوشته است که «همه دانش انگار نهالی است که خداوند خود کاشته»، و‌ گسترش و شکوفایی اش در آن روزگار نیز حاصل مشیت الهی بوده است. 📚 منبع: کتاب علم و دین، نوشته تامس دیکسون 👈 بخش قبلی _ـ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
philosophy-of-mathematical-physics.pdf
حجم: 2.2M
✅ معرفی کتاب: فلسفه‌ی فیزیکِ ریاضی 🔵 یک فلسفه‌یِ معتبر برای فیزیکِ ریاضی، [باید] میانِ فلسفه‌یِ ریاضیات و فلسفه‌یِ فیزیک توازن ایجاد کند و با پرداختن به مواردِ زیر، مسئله‌یِ «کاربست‌پذیریِ عامِ ریاضیات» را [نیز] تیزتر و دقیق‌تر کند: الف: «ریاضیاتی‌شدنِ تصویرِ جهان» در دوران مدرنِ متقدم ب: بارِ نظری (Theory-laden) بودنِ اهدافِ مدل‌هایِ ریاضیِ فیزیکِ مدرن ج:کارآمدیِ نامعقولِ ریاضیات در علومِ طبیعی» از نظر ویگنر. 🔵 با اتکا به یک بررسیِ تاریخی، پیشنهاد می‌کنم که نظریه‌هایِ فیزیکِ ریاضی، سازه‌هایی «پیشینی» (a priori) و «معناساز» هستند؛ سازه‌هایی که قراردادی‌اند اما به‌هیچ‌وجه دلبخواهی نیستند و بهترین توصیف برای آن‌ها، «فرضی» (hypothetical) است.مدل‌هایِ این نظریه‌ها متعاقباً میانِ نظریه و طبیعت، یعنی میانِ امرِ «پیشینی» و امرِ «پسینی» (a posteriori)، وساطت می‌کنند.» 🔵 مدل‌ها با ایفای نقش معیارهای ویتگنشتاینی یا اشیاء مقایسه‌ای که باید در برابر طبیعت، آن‌گونه که توسط مدل‌های داده‌ای نشان داده می‌شود، قرار گیرند، میانجیگری می‌کنند، جایی که مقایسه از طریق استنتاج جایگزین انجام می‌شود. این عمل متعادل‌سازی، واقع‌گرایی را به خطر می‌اندازد. ✍️ نویسنده: Klaas Landsman _ـ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ آیا روش علمی، ما را ناگزیر به الحاد می‌رساند؟ 🔵 وقتی دانشمند برای توضیح یک پدیده به خدا، روح یا عامل فراطبیعی متوسل نمی‌شود، آیا این یعنی علم ثابت کرده است که چنین اموری وجود ندارند؟ مایکل روس، فیلسوف علم، در فصل «طبیعت‌گرایی و روش علمی» میان دو مفهوم که اغلب با یکدیگر خلط می‌شوند تمایز می‌گذارد: طبیعت‌گرایی روش‌شناختی و طبیعت‌گرایی متافیزیکی. 🔵 طبیعت‌گرایی روش‌شناختی می‌گوید علم، هنگام توضیح پدیده‌ها، در پی علل و سازوکارهای طبیعی می‌گردد و برای ساختن یک توضیح علمی نیازی به ارجاع به خدا یا دیگر عوامل فراطبیعی ندارد. اما طبیعت‌گرایی متافیزیکی ادعایی بسیار قوی‌تر است: اینکه اساساً هیچ واقعیت فراطبیعی‌ای وجود ندارد. پرسش اصلی روس دقیقاً همین‌جاست: آیا از این‌که علم در روش خود به امر فراطبیعی متوسل نمی‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که امر فراطبیعی اصلاً وجود ندارد؟ 🔵 پاسخ او این است که چنین نتیجه‌ای دست‌کم بدیهی و خودکار نیست. به بیان ساده‌تر، میان این دو گزاره فاصله‌ای فلسفی وجود دارد: «برای توضیح علمی این پدیده نیازی به فرض خدا نداریم» و «پس خدا وجود ندارد.» 🔵 گزاره نخست درباره روش علم است؛ گزاره دوم درباره ساختار نهایی واقعیت. گذر از اولی به دومی به استدلالی مستقل نیاز دارد و صرفِ موفقیت علم در ارائه توضیحات طبیعی، به‌تنهایی این فاصله را پر نمی‌کند.این تمایز یک نتیجه مهم برای بحث «علم و دین» دارد. علم می‌تواند نشان دهد که بسیاری از پدیده‌هایی که زمانی با دخالت مستقیم نیروهای فراطبیعی توضیح داده می‌شدند، با سازوکارهای طبیعی قابل توضیح‌اند. اما از این واقعیت نمی‌توان بی‌واسطه نتیجه گرفت که علم، به‌عنوان علم، درباره وجود یا عدم وجود هر واقعیت فراطبیعی حکم نهایی صادر کرده است. 🔵 البته این سخن به معنای اثبات خدا یا درستی دین هم نیست. استدلال روس بسیار محدودتر و از نظر فلسفی دقیق‌تر است: باید میان آنچه روش علمی اجازه ورودش را به یک توضیح علمی نمی‌دهد و آنچه فلسفه درباره موجودات واقعاً موجود در جهان انکار می‌کند تفاوت گذاشت.شاید بنابراین یکی از پرسش‌های مهم فلسفه علم این باشد: آیا طبیعت‌گرایی صرفاً قاعده بازی علم است، یا تصویری کامل از تمام آن چیزی است که واقعاً وجود دارد؟ 📚 منبع: Michael Ruse, “Naturalism and the Scientific Method,” in The Oxford Handbook of Atheism, Oxford University Press, pp. 383–397. _ـ_ـ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ رازِ «پیکان زمان» در نهایت به این پرسش ختم می‌شود: چرا شرایط جهان آغازین به گونه‌ای خاص تنظیم شده بود؛ یعنی در پیکربندی‌ای با «آنتروپیِ پایین» که امکان وقوع تمامیِ آن فرایندهای جالب‌توجه و برگشت‌ناپذیرِ بعدی را فراهم کرد؟. 👤 شان کارول 📚 منبع: From Eternity to Here: The Quest for the Ultimate Theory of Time. 2010. (p. 3) _ـ_ـ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
PHM_Volume 6_Issue 17_Pages 187-217.pdf
حجم: 6.4M
✅ معرفی مقاله: پراگماتیسم و فلسفه تحلیلی 🔵 پراگماتیسم در طبقه‌بندی فلسفه معاصر به دو سنت تحلیلی و قاره‌ای، جایگاه بینابینی دارد و البته قرابت آن به فلسفه تحلیلی بیشتر است. پیوند میان پراگماتیسم و فلسفۀ تحلیلی را در نیمه نخست قرن بیستم می توان در تأثیری ملاحظه کرد که اندیشه پدیدآورندگان این سنت، به ویژه ویلیام جیمز، بر فیلسوفان تحلیلی، به‌ویژه ویتگنشتاین، گذاشته است؛ چنانکه می‌توان مشابهت‌هایی میان سخنان جیمز و بخشی از نظریات ویتگنشتاین، مثل نظریه مشابهت خانوادگی، مشاهده کرد. 🔵 تأثیر و تأثر میان این دو سنت فلسفی در نیمه دوم قرن بیستم چندان گسترش یافته است که فیلسوفان برجسته سنت تحلیلی در این دوره پراگماتیست هایی چون کواین، کریپکی، پاتنام، رورتی و سلارز بودند و از این رو مفهوم پراگماتیسم تحلیلی مطرح شد. در این مقاله ابتدا درباره نسبت میان اندیشه‌های ویلیام جیمز و ویتگنشتاین بحث می‌شود و پس از آن نسبت میان پراگماتیسم و فلسفه تحلیلی در نیمه دوم قرن بیستم در پرتو بررسی اندیشه‌های رورتی و سلارز کاویده می‌شود. ✍️ نویسنده: عبدالرزاق حسامی‌فر _ـ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute