eitaa logo
مباحث
2هزار دنبال‌کننده
53.8هزار عکس
52.7هزار ویدیو
2.6هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از خزائن
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ 💠 ابتدای درس خارج فقه آیت الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای (قدّس اللّٰه نفسَه الزکیّة) 🏷 موضوع: سه چیزی که باعث قبول نشدن اعمال می‌شود. 🗓۱۳۸۲/۰۳/۰۴ ─┅•═༅𖣔✾✾𖣔༅═•┅─ 📳 @Mabaheeth ✨ @Nafaahat 📖 @feqh_ahkam 💌 @arame_janam 📗 @nahj_olbalaghe 📚 @ghararemotalee 🌌 @Shabhaye_qadr 💫 @ye_ayeh 📕 @athar_shahid ╰──────────
هدایت شده از فقه و احکام
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
☎️
02139931
☎️ تماس با ارتباط مردمی مجلس ✍️ به راحتی همه مسائل را توجیه می کنند ؛ دوستان قضاوت کنند @seyyed_ramin ╭─── │ 📖 @feqh_ahkam ╰──────────
📸 انتشار نخستین‌بار؛ تصویری از سرلشکر پاسدار شهید حاج محمدسعید ایزدی(حاج رمضان) از فرماندهان نیروی قدس سپاه در کنار فرمانده شهید کل قوا 🌷 چند قاب از مردی که هیچ‌وقت توی قاب‌ها نبود 📢 مجموعه روایت ؛ قسمت هشتم؛ محمدسعید ایزدی 📥 نسخه با کیفیت عکس 🔍متن کامل را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-report?id=63066
📸 انتشار نخستین‌بار؛ تصویری از سرلشکر پاسدار شهید حاج محمدسعید ایزدی(حاج رمضان) از فرماندهان نیروی قدس سپاه در کنار فرمانده شهید کل قوا 🌷چند قاب از مردی که هیچ‌وقت توی قاب‌ها نبود 📢 مجموعه روایت ؛ قسمت هشتم؛ محمدسعید ایزدی ▪️یک. فلسطین برایش فقط یک مساله‌ی سیاسی یا نظامی و امنیتی و کاری نبود، اعتقادی هم بود. ایمانی هم بود. پشت سر مجاهدان و فرماندهان فلسطینی نماز می‌خواند. بعضی وقت‌ها که فرماندهان و مسئولان فلسطینی مهمانش بودند به همسرش می‌سپرد غذاهای دلخواه آنان را درست کند. فلسطینی‌ها کوفته تبریزی، قرمه سبزی و آش ماست دوست داشتند. محرم که می‌رسید در محل کار و سکونتش مجلس عزای حسین(ع) بر پا می‌کرد. فلسطینی‌ها هم می‌آمدند. زمانی که لبنان بود از غذای روضه و عزای حسین(ع) برای خانه و خانواده‌های دوستان فلسطینی‌اش هم می‌فرستاد. محمدسعید ایزدی یا به تعبیر جهادی‌ها «حاج رمضان» به همسرش گفته بود: «هرکس برای پرونده‌ی فلسطین کار کند منّتی ندارد؛ کار کردن برای قدس آدم را بالا می‌برد.» ▪️ دو. سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ بود که اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق حمله کرد. پیکر شهید زاهدی را از دمشق به تهران منتقل کرده و برای خواندن نماز به بیت رهبری برده بودند. حاج رمضان هم رفته بود. شهید خامنه‌ای بعد از خواندن نماز گفته بودند بگویید همسر حاج رمضان بیاید. همسرش را آورده بود. شهید خامنه‌ای به همسر حاجی گفته بودند تو هم در اجرهای این مرد شریکی. بعدش هم گفته بود ما حاج رمضان را دوست داریم و هنوز خیلی کارها با او داریم. فرمانده‌ی درونگرا حتما بعد از شنیدن این تعریف‌ها خیلی خوشحال شده و بعدش هم خجالت کشیده. فرمانده حتی درجه نظامی‌اش را هم از خانواده‌اش پنهان کرده بود. ▪️ سه. آذرماه ۱۳۷۱ اسرائیل بیش از ۴۰۰ نفر از نخبگان فلسطینی ساکن نوار غزه و کرانه‌ی باختری را از این سرزمین‌ها اخراج و آنها را با کامیون به نوار اشغالی جنوب لبنان منتقل کرد. منطقه‌ای که تا ۸ سال بعد در کنترل مزدوران لبنانی هم‌پیمان اسرائیل بود. اسرا در دشتی نزدیک نوار مرزی ساکن شدند. اعلام کردند تا بازگشت به سرزمین مادری خود این منطقه را ترک نخواهند کرد. اسرائیل می‌خواست با این کار مسئله مقاومت را برای همیشه حل کند اما اتفاق دیگری افتاد. حاج رمضان که ۸ سال بود به لبنان اعزام شده بود سراغشان رفت. تصویرش را امروز حماس به مناسبت سالروز شهادتش منتشر کرد. ▪️ چهار. حادثه‌ی پیجرها و بعدش هم ترور سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفی‌الدین ضربه‌ی سنگینی به حزب‌الله بود. همه حتی در ایران هم قالب تهی کرده بودند. سال‌ها از اوایل دهه‌ی ۶۰ در لبنان بود و خیلی‌ها می‌شناختند و به او ایمان داشتند. در تهران به او اجازه‌ی حضور نمی‌دادند. در هر صورت خودش را به بیروت رساند. دانه‌به‌دانه سراغ مسئولان و فرماندهان لایه‌های مختلف حزب‌الله رفت. پیغام داد. صحبت کرد. جلسه گرفت. اعتقاد داشت حزب خدا خیلی ریشه‌دارتر و مستحکم‌تر از آن است که با این ضربه‌ها از هم بپاشد فقط آن وسط یکی باید میان‌داری و بزرگی می‌کرد. برای همین هم خودش آستین بالا زد. خبرش زود همه جا پیچید که رمضان آمده! ▪️ پنج. رابط بین فلسطینی‌ها و شهید خامنه‌ای بود. جریان‌های فلسطینی به حدی به صداقت و امانتش اعتماد داشتند که حتی نامه‌های خودشان به شهید خامنه‌ای را هم به حاج رمضان می‌دادند. اعتمادی که حاصل سه دهه ارتباط برادرانه بود میان یک فرمانده‌ی شیعه و یک مجاهد سنی. همسرش روایت جالبی از این قضایا دارد: «من با اجازه‌ی ایشان بعضی از این نامه‌ها را دیده‌ام. این نامه‌ها و تمجیدها بسیار عاطفی و دلی است.‌ ایشان نشان می‌داد می‌گفت مثلاً ببین محمد ضیف برای آقا چه نوشته. شاید سربازی که در ایران دارد خدمت می‌کند و عاشقانه آقا را دوست دارد همچنین نامه‌ای نمی‌نوشت.» ▪️ شش. بیش از ۲۰ سال اسرائیلی‌ها دنبالش بودند. تا پیش از شهادت سه مرتبه هم برای ترورش دست به اقدام زده بود که همگی ناموفق مانده بود. کسی که سال‌ها با اسطوره‌هایی مانند عماد مغنیه، محمد ضیف و یحیی سنوار حشر و نشر داشت می‌‌دانست که در برابر دشمن اسرائیلی نباید هیچ ردی از خودش بر جای بگذارد. به دلیل مسائل امنیتی آنقدر در فضاهای بسته، زیر سقف، به دور از فضای آزاد و نور آفتاب سر کرده بود که ویتامین دی بدنش به ۵ نانوگرم در میلی‌لیتر خون رسیده بود. عددی که در حالت طبیعی باید بیش از ۲۰ باشد. همین هم باعث شده بود که این اواخر دچار ترک‌های ریز استخوانی شود و درد بکشد... 📥 نسخه با کیفیت عکس 🔍متن کامل را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-report?id=63066
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 لانچرو باید بدیم تا اقتصاد درست شه ‼️ ⤴️ 💯 🏴‍☠️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌ ╭────๛🚩- - - ┅╮ │📱 @Mabaheeth ╰───────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖤 بیرون نیامدی به تماشا؛ چه فایده؟ 📝  اولین شب مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام با حضور هزاران نفر از اقشار مختلف مردم در جوار حسینیه امام خمینی رحمه‌الله و محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه. ✍️این خیابان را آخرین‌بار بیست و هشتم بهمن سال گذشته به قدم‌های پرذوقم گز کرده‌ام. از آخرین دیدارهای عمومی آقا بود و آذربایجانی‌ها میهمان بیت بودند. از سر فلسطین، دیگر قدم‌ها روی زمین بند نمی‌شد. پرواز می‌کردیم سمت بیت. در کوچه‌های منتهی به حسینیه، خنده و شوق در چهره میهمانانی که از هم سبقت می‌گرفتند می‌درخشید. مردم، گوشه و کنار کوچه با خودکار آبی، کف دست هم «جانم فدای رهبر» می‌نوشتند و با کارت‌های دعوتشان عکس‌های یادگاری می‌گرفتند. اینجا روزگاری شور و حالی داشت. ▪️به پشت ورودی‌های بیت که می‌رسیم، تشریفات ورود مثل گذشته باقی است. صف‌ها پشت هم تشکیل شده. این مردم در این چندماه، همه روضه‌خوان شده‌اند انگار. مرد جوانی بلند می‌گوید «برادر، آقا دیگر بین ما نیست!» اشک میان صف‌ها جاری می‌شود. گونه‌ها خیس می‌شود. کسی برای شادی روح رهبر شهید انقلاب صلوات می‌گیرد. چه عبارات نامأنوسی. زیر این سقف بلند همیشه برای سلامتی او صلوات می‌فرستادیم. 👈 گوشه‌ای می‌نشینم. دیگر کسی تلاش نمی‌کند که نزدیک‌تر به جایگاه باشد برای دیدن شما. دیگر کسی به اینکه جایش پشت ستونی بیفتد اهمیتی نمی‌دهد. ماه امشب طلوع نخواهد کرد و گردن کشیدن‌ برای تماشایش بی‌فایده است. اینجا امشب تاریک و بی‌قمر است. 🎤 قاری پشت میکروفون می‌رود و شروع به تلاوت می‌کند. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ...رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ. آری تو از خدا راضی بودی همیشه و خدا از تو راضی شد و اینگونه تو را خرید. 🏴 آن صندلی ساده مشکی که جایگاه همیشگی حضور آقا در مراسم‌ها بود، کنار دیوار، دوری صاحبش را فریاد می‌کند. تصویری از آقا که برای میهمان‌ها دست بلندکرده روی صندلی است. تصویری که هنوز نمی‌توانم در چشم‌هایش خیره شوم. بغض، خشت خیسی شده و چسبیده ته گلوی جمعیت. اشک توی چشم‌ها جمع شده و میلغزد و دنبال بهانه‌ای است برای شرّه شدن. 🎤 آقاسیّدمیرهاشم حسینی سخنران امروز مراسم است. از الهیات زندگی می‌گوید و تفاوت دیدگاه‌های جبهه اسلام و کفر نسبت به جنگ و مرگ. که آن‌ها هرکه را کشته شود، شکست‌خورده می‌پندارند و ما کشتگان خویش را جاودانگان تاریخ. و هرچه این کشته بزرگتر، جاودانه‌تر. مثل آقا... ▪️ جمعیت، هزاران گلوی بغض‌کرده است؛ نشسته زیر سقف زینبیه بیت رهبری. جمعیت منتظر روضه است. منتظر یک آه سوزناک کسی تا حتی بی‌روضه گریه شود. به ‌فکر می‌روم. درب سمت راست زینبیه باز می‌شود. آقا با قامتی بلند و آن قبای سرمه‌ای که این اواخر می‌پوشیدند وارد می‌شوند. همه ناگهان بر می‌خیزند و می‌ایستند. حیدر…حیدر. آقا دست تکان می‌دهد و لبخند میزنند و روی صندلی می‌نشینند. جمعیت ذوق‌زده و متعجب روی زانو بند نمی‌شود. همه اشک می‌ریزند. مراسم قیامتی شده. 🖤 یکی بهم بگه دروغه، یکی بهم بگه یه خوابه. به‌خودم می‌آیم. صندلی خالی است. حاج‌ مهدی رسولی می‌خواند «یکی بهم بگه یه خوابه» بغض‌ها شکسته و فریادها بلند است... اینجا همیشه روضه‌خوان و مستمع مراعات آقا را می‌کردند. نه روضه‌خوان سوز روضه را زیاد میکرد و نه مردم به احترام آقا صدا بلند می‌کردند. امشب ولی انگار کسی قصد ملاحظه ندارد. امشب آقا نیست. بغض‌ها تبدیل به گریه ‌شده؛ گریه‌ها تبدیل به فریاد... 🔎 متن کامل روایت را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-report?id=63070
* ‌ ‌ ┄┅═✧❁ااا❁✧═┅┄ 🔺 کانال رسمی حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir ‌ ‌ ‌ ‌
حجت الاسلام ناصری1402.5.6 سخنرانی حجت الاسلام ناصری.mp3
زمان: حجم: 4.8M
* 🎧 شرحی بر حدیث «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» 🎙 حجت‌الاسلام والمسلمین ناصری 🗓 تاریخ: ۱۴۰۲/۵/۶ 🔸 مصادف با شام غریبان حضرت سید الشهداء علیه‌السلام ⏱ زمان: ۱۹ دقیقه 🔺 @nasery_ir ‌ ‌