eitaa logo
شعر،روضه،سرود،نوحه،زمینه،واحد،شور
5هزار دنبال‌کننده
434 عکس
127 ویدیو
772 فایل
این کانال فقط مخصوص سخنرانان ومداحان اهلبیت(ع)میباشدولاغیر. لینک کانال: https://eitaa.com/joinchat/241434681Cd30712864d نظرات،پیشنهادات و انتقادات خویش را درباره ی کانال با آیدی زیر مطرح بفرمایید. @AHSy3762
مشاهده در ایتا
دانلود
بر پا شده است در دل من خیمه‌ی غمی جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی عمری‌است دل‌خوشم به همین غم که در جهان غیر از غمت نداشته‌ام یار و همدمی بر سیل اشک، خانه بنا کرده‌ام ولی این بیت سُست را نفروشم به عالمی گفتی شکار آتش دوزخ نمی‌شود چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی دستی به زلف دسته‌ی زنجیرزن بکش آشفته‌ام میان صفوف منظّمی می‌خوانی‌ام به حُکم روایات روشنی می‌خواهمت مطابق آیات محکمی ذی‌الحجّه‌اش درست به پایان نمی‌رسد تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی... سعید بیابانکی
تا خدایی خدا! در دل و‌جان است حسین... ما پناهنده به اوییم امان است حسین یک حسین گفتم و غم‌ها همه از یادم رفت همه دلخوشی ما ز جهان است حسین بیشتر از خود ما غصه ما را خورده شکر دارد!پدر سینه زنان است حسین تا براین سینه زدی بار گناهت را شست بیشتر سینه بزن!خانه تکان است حسین او‌صدا کرده که امشب همه اینجا هستیم مردی اش بیشتر از حد بیان است حسین وارد روضه شدی محضر زهرا هستی روضه هایش بخدا عین جنان است حسین اربعین کرببلای همه را امضا کن! این گدا بهر زیارت نگران است حسین! شب سوم شده و روضه زهرای حرم دخترت زیر لگدهای سنان است حسین
میگن محرم که ز راه میومد امام رضا کتیبه ها رو می‌زد می‌گفت الهی که برات بمیرم کی پهلوت و با سرِ زانو می‌زد میگن محرم که ز راه میومد لباس مشکی می‌پوشید آقامون به یادِ تشنگیِ شاه عطشان یه قطره آب نمی‌نوشید آقامون کتیبه ها رو می‌زد و با گریه روضه ی خونِگیش و بر پا می‌کرد زخمِ روی پلکِ چشاش و وقفِ زخمِ لبایِ گل زهرا می‌کرد وقتی کتیبه ها رو می‌زد، می‌گفت چشام پر آبه و، سینَم پر آهه هنوز می بینم جدَّم و، بمیرم سرش رو نِیْ، تنش تو قتلگاهه کتیبه ها رو که میزد با گریه میگفت چطور تو رو به خون کشیدن چی شد که یه قطره آبم نخوردی؟ بگو چطوری سرت و بریدن وقتی کتیبه ها رو میزد، میگفت یابنَ شبیب جَدَّم و سر بریدن یه گَلّه گرگ وحشیِ گرسنه تنش رو توی خاک و خون کشیدن میگن محرم که ز راه میومد کوچه رو با سیاهی زینت می داد وقتی می گفت سلام، سر بریده از شدت گریه زمین میوفتاد
ماه عزا آمد دل عالم گرفته زهرا بُنَیَّ یا بُنَیَّ دم گرفته هرکس به هر نحوی عزادار شما هست حتی خدا در عرش خود ماتم گرفته کوچه به کوچه تا ابد شرمنده‌ی توست در "مُلک ری" هر خانه رنگ غم گرفته دیدم که از عشق شما لات محله رفته برای روضه‌ات پرچم گرفته راه نجات ما گنه‌کاران شمائید با گریه بر تو، توبه‌ی آدم گرفته حتما پشیمان می‌شود در روز محشر لطف تو را هر کس که دست کم گرفته شاهان عالم ریزه‌خواران تو هستند دست گدایی، سوی تو حاتم گرفته بالا سرت هرکس که آمد دست پُر رفت این "پیروهن" ، آن دیگری "خاتم" گرفته برخیز دور خیمه‌ی زینب شلوغ است دور و برش را چند نامحرم گرفته اهل و عیالت بعد تو آقا اسیرند برخیز تا در خیمه‌ها آتش نگیرند رضا قربانی
شکر خدا که بوي محرم گرفته ام در کوچه هاي سينه زني دم گرفته ام شکر خدا عبادت من روضه هاي توست در دل دوباره هيئت ماتم گرفته ام گاهي کنار روضه ات از دست مي روم با چشمهاي پر شفق و غم گرفته ام اين آبروي نوکري هيئت تو را از دستمال مشکي اشکم گرفته ام ديگر هراس روز قيامت نمي برم وقتي دخيلي از پر پرچم گرفته ام با تربت تو کام دلم را گشوده اند عمري اگر که بوي محرم گرفته ام گفتم ميان روضه از اعجاز چشمهات ديدم رسيده ام به حوالي کربلات یوسف رحیمی
۲۴ذی الحجه سالروز مباهله پیامبراکرم(ص)با مسیحیان نجران شعر: مباهله پیامبر با هیئت نجرانی بشنو از دلبر در اين دار السلام   قصه مى‏ گويد ز دلبر در خيام‏ شرحى از احمد بگويد در سرا   گويد از لطفش به عالم خوش نوا قصه اين باشد نبى در اين بلد مى‏ كند بر هر كسى آن جا مدد مى‏ رسد بر او ز نجرانى خبر دينشان باشد مسيحى در گذر زين سبب آنجا فرستد يك سفير     تا برد آنجا پيامى چون خبير او به اسقف مى‏ نويسد نامه ‏اى تا به تن پوشد ز دين نو جامه ‏اى‏ مى‏ رود قاصد به آن سو با شتاب مى‏ رسد قاصد به آنجا چون شهاب‏ عرضه دارد نامه را بر پيرشان نامه را خواند در آنجا ميرشان‏ نامه از احمد به اسقف آن حبيب   به بود بر دين ما گردى مجيب‏ از درون رو سوى خالق رخ گشا    تا شود خالق به كارت ملتجا گر كنى از ما تمرد در جهان خشم ما را مى‏ خرى در اين زمان‏ نامه را خواند پريشان آن عدو او دو راهى ديده آن دم پيش رو مى‏ دهد تشكيل شورا با كسان ماجرايش را بگويد بى‏ گمان‏ شد مقرر رايشان بر اين سبو هيأتى عازم شود در كوى او شصت تن از عالمان در اين سفر گشته عازم سوى احمد با نظر ميرشان باشد بدان عبد المسيح «1»   آنكه باشد در فصاحتها فصيح‏ مى‏ رسد هيأت به آنجا باغرور نزد احمد بی گمان يابد حضور ديده احمد جملگى را غرق مال مى‏ كند با مال خود در خانه حال‏ دستشان انگشترى جنسش طلاست هم لباس پير ابريشم نماست‏ مى ‏كند هر يك به پيغمبر سلام ليك احمد رو بتابد از حرام‏ هر كسى تا وضع را اينگونه ديد همچو مارى در كنارى خود خزيد گشته عازم جملگى رو سوى عوف «2» تا ز علت باخبر گردد ز خوف‏ ابن عوفى مى‏ شود حيران ز نور سوى حيدر مى‏ رود اينجا به شور مرتضى گويد به آنان در جواب سادگى خواهد نبى زين پيچ و تاب‏ هر سفيرى پاك شد از مال و پول بی ريا آيد عيان سوى رسول‏ مى ‏كند هر يك سلامى بر نبى مصطفى پاسخ دهد با يك تبى‏ گفتگو در بينشان آغاز گشت راز عيسى با جوابش بازگشت‏ ليك باشد گفتگوها بى ‏اثر حرف گل بر دل نمى‏ كارد ثمر اين زمان گويد مسيحى بي قرار بى‏ ثمر باشد سخن در اين مدار اى ابو القاسم كلامم گوش دار   بند بندش را كنون در دل بكار بهتر آن باشد به جان عادل شويم  بى‏ گمان اينجا به هم باهل شويم «3» اين كلامش را كند احمد قبول       تا كند ثابت سخن را در حصول‏ شب فرا خواند على را سوى خويش شرح حالش را به او گويد پريش‏ با دو نورش فاطمه آيد به پيش قلب او باشد در اينجا ريش ريش‏ مى‏ كند او را نبى دعوت به صبر دخترش صابر شود آن دم به جبر مى‏ كند اينجا عبايش را ظلال جمله را خواند به زيرش ذو الجلال‏ ماجرا شد شهره بر آل عبا     دور بادا اين سخن از هر خطا پنج گل گردد روان بر آن قرار  مى‏ سرايد نغمه ‏اى چونان هزار «4» شادمان داماد او آيد به پيش         دخترش با كودكان آيد پريش  تا عدو بيند نبى را با گلان مى‏ شود نادم ز كارش بى‏ گمان‏ بى‏امان افتد به پاى مصطفى تا ببخشد جمله را بر اين خطا وضع سازد بر يهودى ماليات   تا بپردازد به مسلم در حيات‏ مى ‏شود ديگر سخن بر من حرام  پس كنم مجمل حكايت و السلام‏ (1)- شصت تن از داناترين مردم نجران انتخاب گرديدند كه در راس آنان سه تن پيشواى مذهبى قرار داشت: 1- ابو حارثه بن علقمه 2- عبد المسيح 3- أيهم‏ (2)- عبد الحرمن بن عوف از انصار پيامبر (3)- سرگذشت مباهله پيامبر اسلام با هيئت نمايندگى نجران از حوادث جالب و تكان دهنده تاريخ اسلام مى‏باشد. كه آنها با هم توافق نموده كه مراسم مباهله در نقطه‏ اى خارج از مدينه انجام بگيرد. (4)- خاندان پنج تن آل عبا كه عبارتند از: 1- حضرت رسول (ص)، على (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع)، و حسين (ع)
شعر: مباهله قرار شد دو طرف تن به احتجاج دهند که دین مردم خود را مگر رواج دهند قرار شد همگی با کسان خود باشند مگر علاج به یک زخم لاعلاج دهند نبرد شک و یقین بود و باز، اهل یقین بنا نبود به اهل لجاج باج دهند به حکم امر «تعالوا...» قرار بود آن روز مسیحیان همه پایان به یک لجاج دهند و در قبال تمام مخالفت‌هاشان به رسم روز، به اهل یقین خراج دهند شعاع نور حقیقت به هر طرف می‌رفت که از حجاز به نجرانیان سراج دهند   جهان به نور تو وابسته است، ای خورشید خوشا که با «تو» به اهلِ تو تخت و تاج دهند مطهره عباسیان
🌹روز عيد مباهله فراموش نشود.🌹 ❤️💚❤️بسم الله الرحمن الرحیم❤️💚❤️ 🍃🌺سلام علیکم🌺🍃 جمعه۲۴مرداد روز مباهله 1- روز عید بزرگ مباهله♥💚♥ 2- سالروز بخشش انگشتر در رکوع💐 و نزول آیه ولایت"انما ولیکم.. " (آیه 55 مائده) 3- سالروز نزول آیه تطهیر🌷 و صدور حدیث شریف کساء در جریان مباهله🌹 4- سالروز نزول سوره مبارکه انسان، (هل اتی) در شان پنج تن آل عبا (علیهم السلام) می باشد.❤ این روز بزرگ رابه محضر قلب عالم امکان امام زمان (ارواحنا له الفداء)💚 وشیعیان و دوستداران اهلبیت (علیهم السلام)♥ درسرتاسرجهان تبریک و تهنیت باد.🌹 بسم الله❤💚❤ 🌺🍃 دوستان روز مباهله روز خیلی بزرگیه 🌷💚🌷 بقیه ی دوستانتون رو هم دعوت کنید به انجام اعمال این روز... حتما تو گروه ها بفرستید؛ تا بقیه هم اطلاع بیابند؛ ‌ و ثواب جمع کنند. روزمباهله؛❤💚❤ ۱-غسل ۲-دورکعت نماز؛مثل نماز عید فطر ۳-خواندن دعای مباهله ۴-هفتاد بار استغفار ۵-صدقه دادن ۶-زیارت امیرالمومنین ۷-زیارت جامعه کبیره که از همه مناسب تر است... ❤امام رضا (علیه السلام) می فرماید: روزمباهله مزیتی است؛ که هیچ کس درآن براهلبیت (علیه السلام) پیشی نگرفته است .❤ التماس دعا مرا هم خیلی دعا کنید.🤲 🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃
💠 اعتراف سمهودی شافعی (از علمای سنی) به نزول آیه‌ی تطهیر و مباهله در شأن اهل کساء علیهم السلام 🔹 سمهودی شافعی، از از علمای اهل سنت عمری اعتراف می‌کند که آیه‌ی تطهیر در شأن اهل کساء نازل شده است و در کتابش پس از آن که این آیه را در باب فضائل اهل کساء می‌آورد، روایات مختلفی را در مورد آیه ذکر می‌کند و در پایان پس از ذکر ادله‌ای نسبتا مفصل آن را مربوط به اهل کساء می‌داند و می‌نویسد: ✍🏻 و هؤلاء هم أهل الکساء فهم المراد من الآیتین. 🔸 و این‌ها (امیر المومنین، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین علیهم السلام) اهل کساء هستند که منطور دو آیه (آیه‌ی تطهیر و آیه‌ی مباهله) آن‌ها هستند. 📚 جواهر العقدین، تألیف سمهودی شافعی، القسم الثانی من الجزء الاول، صفحه ۲۸ چاپ مطبعة العانی بغداد 📃 اسکن کتاب: 🌐 http://bit.ly/2lIGglP 📃 پوستر: 🌐 http://bit.ly/2lJoZsF 📝 نکته‌ی مهم این است که خبر به صورت معرفه آمده است "المراد" و این به نوعی حصر خبر در مبتدا ایجاد می‌کند و این یعنی تنها اهل کساء مراد آیه هستند. ◼️ جایگاه سمهودی نزد اهل سنت : ✍🏻 علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی الشافعیّ، نور الدین أبو الحسن: مؤرخ المدینة المنورة ومفتیها. 📚 الاعلام، تألیف زرکلی، جلد ۴، صفحه ۳۰۷، چاپ دار العلم للملایین
گویم روایتی که ز هر گنج بهتر است این گفتوگو ز ثروتِ عالم فراتر است جانِ رسول میشود اینجا عیان به ما زانو بزن که محفلِ ذکری مُطهر است آمد رسول و هَمرهِ او اهل بیت او کوری هرکسی که عدوی پیمبر است خوشبخت نوکری که بفهمد مسیر را حقّا رضای حق به ولایت مُیسُر است تنها نوا و ذکر پیمبر علی علیست آتش شود سزایِ کسی که مُکدّر است کور است هر کسی که نباشد غلام او عالم به نور حضرت زهرا مُنوّر است والاترین فضائل مولا مباهله است قلب و زبان به ذکرِ فضائل مُعطّر است هرکس شود عدوی علی در فَنا رود شاهِ ولا علی و علی شیر داور است دستش میان دست رسول است در غدیر تنها علی ولی و شهنشاه و رهبر است در سطح ماست روز غدیر و مباهله ور نه علی که مظهر الله اکبر است روز ظهور حضرت مهدی که میرسد روز وصال عدل خدایی حیدر است /عبدِ کریم/
شعر/ به مناسبت روز مباهله قصیده؛ مفاخره حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) * مرغ سحر اگر دمی ناد علی(ع) نوا کند در دل و جان عاشقان محشر از آن به پا کند هر که بدید گوشه ی ابروی چون هلال او پشت کند به عالم و از همه انزوا کند گر مددی کند ورا همت عالی علی(ع) شرح دهد مفاخره یادی از آن هما کند مهر علی چو کیمیا بر دل عاشقان او قلب من شکسته را فضّه او طلا کند همسر جان عارفان ،کشتی نوح راغبان نور بهشت از او بود لب چو به خنده وا کند موسم حج و می روم در طلبش به سعی او آب حیات حب او سعی مرا صفا کند پیرهنی که می دهد عطر نماز قدسیان فاطمه با دو دست خود بر تن آن گدا کند کیست که در رکوع خود خاتم اسم اعظمی میدهد و به جود خود حق زکات ادا کند وصف حسن چه گویمت هست کریم اهل بیت کز کرم او به دشمنش خون جگر عطا کند چونکه حسین می خورد شیر خدا ز فاطمه(س) صولت حیدر آورد شور به کربلا کند زاده ی زمزم و صفا حرمت مکه و منا آنکه رسول(ص) در پی اش بانگ به یا أخا کند سیده النساء از او ،حرمت کبریا ازو مهر علی(ع) چون از ازل قسمت او خدا کند ناد علی چو در أحد ،خواند رسول و می شنید زمزمه ای کز آن مَلک ذکر به لافتی کند نان یتیم چون برد دُرّ یتیم می برد مهر و صفای او گره ،از لب غنچه وا کند ساقی حوض کوثر است شیر خدا و حیدر است بهر سلامت نبی جان جهان فدا کند وصف علی(ع) و فاطمه(س) من چه کنم خدا مگر بعد نزول "هل أتی" "واقعه"ای بپا کند باد صبا چو بگذری بر سر خاک کوی او گو که به شُکر دولتش یادی از این گدا کند یا اگرت گذر فتد بر سر زلف پُر شکن گو که ز زلف و کار ما عزم گره گشا کند "مهدی" اگر بجان کشد ابروی چون کمان او تیر هلاک دشمنان باشد از آن رها کند شاعر و سراینده: مهدی مکّنی
گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است این بس مرا که سایه ی مهر تو بر سر است ای دل چرا به غیر خدا تکیه می کنی؟ امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟ بهر دو نان، خجالت دونان چه می کشی؟ ای دل صبور باش که روزی مقدّر است خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است فرخنده نامه ای که موشّح به نام اوست زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس زیب اذان و زینت محراب و منبر است پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب در حال سجده روی به درگاه حیدر است شمس ضحی، امام هدی، نور هل أتی چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است در آیه ی مباهله این مهر و ماه را جانها یکی و جلوه ی جان از دو پیکر است وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال وجه خدا و جلوه ی الله اکبر است نازم به دست او که یکی ناز شست او از جای کندنِ درِ سنگینِ خیبر است با اشک چشم، ابر کَرَم بر سر یتیم با برق تیغ، صاعقه ای بر ستمگر است جز راه او به سوی خداوند راه نیست یعنی که شهر علم نبی را، علی، در است بر تارک زمان و مکان، تاج افتخار در آسمان فضل، درخشنده اختر است کمتر ز ذرّه ایم و فزونتر ز آفتاب ما را که خاک پای علی بر سر افسر است وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم وز هرچه گفته اند و شنیدیم، برتر است شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد شاخ نبات خواجه  شیراز و شکّر است  محمدعلی ریاضی یزدی