eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. (ع) خرابه نشینی برازنده نیست لباسای پارم واسه خنده نیست بابا خیزرونم شکست از غمت یزید از لبای تو شرمنده نیست تورو پس گرفتم با اشک چشام کمم که بیایی زیادی برام شاید شکر نعمت زیادت کنه خدا... سربریده قشنگه بابام منت گذاشتی رو سر ما ای بهترین بابای دنیا پانداشتی با سر رسیدی به اینجا بند دوم یه سر از تو برگشته خیلی کمه رگای بریده ت چقد درهمه می خواستم به مردم نشونت بدم یه وقتی رسیدی که خوابن همه بگو روی نیزه چه جور بردنت نمی رفت سر تو ، به زور بردنت خبر داری بزم شراب بردنم شنیدم به کنج تنور بردنت دستامو رو گوشم گذاشتم شرمندم گوشواره نداشتم تا بودی پامو تو خرابه نزاشتم . 👇
1_2241055605.mp3
4.55M
. 🎤 از بچگی تو این خونه‌م عمریه از تو می‌خونم مادرم با گریه داده شیرم بی‌ اشک این روضه من می‌میرم وقتی پیرهن مشکی‌مو می‌پوشم شال عزا میندازم رو دوشم صوتی حزین می‌رسه به گوشم «یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ» هرچی دارم از این خیمه‌ست نمی‌کشم از عشقت دست عشقو پای این سفره چشیدم من زیر این علم قد کشیدم همینکه پا تو هیئت می‌ذارم مثل ابر بهاری می¬بارم این نوارو به یادم می‌آرم «یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ» شاعر: رضا وحیدزاده✍ نغمه پرداز: سید صالح حسینی🎼
4_5992438693225303478.mp3
22.76M
به تنت نیزه جابه جا کردن با دوازده ضربه سرو جدا کردن تورو مقتول بالدما کردن تورو قطعه قطعه کردن و رها کردن کندن گوشواره هامو بردن عروسکامو به کوچه گردیم انداختی حسین برام عجب روزی ساختی حسین قرارمون نبود زینبت آواره بشه قرارمون نبود چادر من پاره بشه آقای کربلا کاری کن که خواهرت بگرده کربلا سر غارت حرم دعواشد ای وای ای وای پشت خیمه ها چقدر غوغا شد ای وای ای وای نیزه ها رو به زمین کوبیدن ای وای ای وای سرشیر خواره تو پیدا شد .... ای وای از رباب سهم اصغرش نشد یه قطره آب ای وای از رباب حرمله دور و برش میخوره تاب دیگه دیر شد زینبتم نو قتلگاه پیر شد حرمله تازه واسه ما شیر شد طلاتم شد رقیه زیر دست و پا گم شد عمه اسیر چشم مردم شد خواهش میکنم برید کنار که من خودم خاکش میکنم خواهش میکنم منت میکشم خاکش کنم یک نفس راحت میکشم پنجه توی موت زدن سنگ به ابروت زدن مادرت اومد حسین لگد به پهلوت زدن هیچکسی دلواپس سوختن شمع نشد میبینن تنی رو که آخرشم دفن نشد حسین من وای حسین.... این چه بلاییه سرت آوردن چجوری از گودال درت آوردن این چه بلائیه سرم آوردن خلاصه جنگو تو حرم آوردن به خاک سیاه نشستم چقدر چشم به راه نشستم برا دیدنت سه ساعت جلو قتگاه نشستم چجوری کشتنت غصه شد واسم انقدی که تورو دیگه نشناسم چجوری کشتنت که گمت کردم برای من سخته بی تو برگردم این چه غروبیه خیلی غم داره ببین که قافلت بی علمداره این چه غروبیه آسمون خونه بلند شو دم اذونه حرم دست ساربونه تو حقت نبود یه لحظه تنت بی کفن بمونه باسنگ و چوب کشتنت رقاصه ها بردن و با بزن بکوب کشتنت حسین وای......
هدایت شده از خیریه شهدای خط شکن شهرستان فلاورجان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
...یا کار بسیج را زودتر تمام کنید یا بچه ها را تا نماز صبح نگه دارید! که نمازشان قضا نشود... شهید‌ 🕊️🌹 خیریه شهدای خط شکن شهرستان فلاورجان
خبرهای ویژهای در راه است٠٠٠ توجه توجه تابستان متفاوت گروه هنری شهید آوینی 🔷تئاتر🔷عکاسی 🔷فن بیان🔷 🔷 تواشیح وسرود 🔷آموزش مداحی 🔷اردوهای زیارتی وگردشگری مهلت ثبت نام اول تیرماه 1402 شماره هماهنگی 09130857625 روابط عمومی حوزه شهید بهشتی پیربکران https://eitaa.com/aviny3412
مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای كمك كردن دُم خر را گرفت، وَ زور زد، دُم خر از جای كنده شد. فریاد از صاحب خر برخاست كه « تاوان بده»! مرد برای فرار به كوچه‌ای دوید ولی بن بست بود. خود را در خانه‌ای انداخت. زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته بود و چیزی می‌شست و حامله بود. از آن فریاد و صدای بلندِ در ترسید و بچه اش سِقط شد. صاحبِ خانه نیز با صاحب خر همراه شد. مردِ گریزان بر روی بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به كوچه‌ای فرود آمد كه در آن طبیبی خانه داشت. جوانی پدربیمارش را در انتظار نوبت در سایۀ دیوار خوابانده بود. مرد بر آن پیرمرد بیمار افتاد، چنان كه بیمار در جا مُرد. فرزند جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد افتاد! مَرد، به هنگام فرار، در سر پیچ كوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و او را به زمین انداخت. تکه چوبی در چشم یهودی رفت و كورش كرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست ! مرد گریزان، به ستوه از این همه،خود را به خانۀ قاضی رساند كه پناهم ده و قاضی در آن ساعت با زن شاكی خلوت كرده بود. چون رازش را دانست، چارۀ رسوایی را در طرفداری از او یافت: و وقتی از حال و حكایت او آگاه شد، مدعیان را به داخل خواند. نخست از یهودی پرسید. یهودی گفت: این مسلمان یك چشم مرا نابینا كرده است. قصاص طلب میكنم. قاضی گفت: دَیه مسلمان بر یهودی نصف بیشتر نیست.باید آن چشم دیگرت را نیزنابینا كند تا بتوان از او یك چشم گرفت! وقتی یهودی سود خود را در انصراف ازشكایت دید، به پنجاه دینار جریمه محكوم شد!.. جوانِ پدر مرده را پیش خواند. گفت: این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام. قاضی گفت: پدرت بیمار بوده است، و ارزش زندگی بیمار نصف ارزش شخص سالم است. حكم عادلانه این است كه پدر او را زیرهمان دیوار بخوابانیم و تو بر او فرودآیی، طوری كه یك نیمه ی جانش را بگیری!جوان صلاح دید که گذشت کند، امابه سی دینار جریمه، بخاطرشكایت بی‌مورد محكوم شد! چون نوبت به شوهر آن زن رسید كه از وحشت سقط کرده بود، گفت : قصاص شرعی هنگامی جایز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد. حال می‌توان آن زن را به حلال در عقد ازدواج این مرد درآورد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند. برای طلاق آماده باش!..مردك فریاد زد و با قاضی جدال می‌كرد، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به طرف در دوید. قاضی فریاد داد: هی! بایست كه اكنون نوبت توست! صاحب خر همچنان كه می‌دوید فریاد زد: من شكایتی ندارم. می روم مردانی بیاورم كه شهادت دهند خر من، از کره‌گی دُم نداشت!
براى كودكان بالاى شش سال و نوجوانانى كه خجالتى هستند و يا بیشتر وقت خود را جلوی تلوزيون يا كامپيوتر می گذرانند و يا عزت نفس پايینى دارند دو راه پیشنهاد می شود : آنها را درگير ورزش مخصوصا ورزش گروهى كنيد. شرايطى را مهيا كنيد تا وقت خود را با همسالان و دوستان خوبشان بگذرانند. آنها را همراه با دوستانشان به پارك يا رستوران ببريد. ورزش و دوست خوب ، از عوامل اصلى سلامت بچه ها از شش سالگى به بعد هستند . کانال روانشناسی
✅بند اول امون از غریبی ازین جور اعدا اگه میشه برگرد نیاکوفه آقا 🌷 سفیر توهستم بادستای بسته ببین دندونام و که دشمن شکسته 🌷 بااین سوز سینه با یه قلب پردرد میگم جان زهرا اگه میشه برگرد شکستن همه بیعتاشون و بامن نبوده یه مردی تواین قوم نامرد 🌷 امیری حسین و نعم الامیری ؁؁؁؁؁؁؁؁؁ ✅بنددوم ندارم پناهی در این شهر پردرد غم تو ببین که دلم را چه خون کرد در خونه ها رو روی من میبندن به اشکای چشام نامردا میخندن 🌷 غم من فقط هست غم خواهر تو غم من فقط هست غم دختر تو تو بازار آهنگرا حرمله داشت سفارش،میداد تیر برا اصغر 🌷 امیری حسین و و نعم الامیری ؁؁؁؁؁؁؁؁؁ ✅بندسوم تا وقت هست تو برگرد تا وقت هست نیا تو نیار لا اقلن دیگه بچه ها تو ندارن حیایی ندارن مروت می ره زینب تو میدونم اسارت میدونم یه روزی تو ظهری نفس گیر میبندن دو چشم ابا الفضل و با تیر میبرن سر تو با لبهای تشنه تن اکبر تو میشه دیگه تکثیر امیری حسین ونعم الامیری .👇