جلسه دوازدهم ☺️🧠
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#کتاب_اصول_مداحی
#جلد_دوم
#صفحه
#لحن_اول
دخترم، تو نور چشم، همه ای
مهمان، مادرت، فاطمه ای
#لحن_دوم
سوی من، با دل محزونت، بیا
خود با آن، پاهای پرخونت، بیا
تا نمایم، برگ گل را، مرحمت
تا که غمخواری، کنم، بهر غمت
#لحن_سوم
تا که یار، محسن اطهر، شوی
یا که همراه، علی اصغر، شوی
#لحن_اول
هر موقع عزیزی از دنیا میره، شب اول از دنیا رفتنش، برای اهل خونه خیلی سخته.
#لحن_دوم
مخصوصا اگه این عزیز از دست رفته، شیرین زبون باشه، جای خالیش خیلی احساس میشه.
#لحن_اول
به همین جهت فامیلا و دوستان تا پاسی از شب میان، پیش صاحب عزا میشینن، و اونا رو دلداری میدن.
#لحن_دوم
اما بمیرم، برای خرابه نشینان شام، چگونه شام غریبان برای رقیه گرفته بودند.
چه کسی برای دلداریشون اومده بود، در این شهر غریب نه فامیلی داشتند و نه دوستی، هرچی اطرافشان را نگاه می کردند دشمن بود.
خدایا، امشب جای رقيه، خالیه.
اولین شبیه که، صدای رقیه، نمیاد.
#لحن_سوم
امشب دیگه، سراغ بابا رو، نمیگیره.
دیگه نمیگه دلم، برا عمو عباس و، داداشام تنگ شده.
#لحن_چهارم
دیگه نمیگه پهلوم درد میکنه، آخه هر وقت به من میگفت :پهلوم درد میکنه،
شاید عمه به یاد مادر، پهلو شکسته اش می افتاد.
#لحن_دوم
امشب، برای عمه زینبش، خیلی شب سختیه.
آخه عمه، بچه برادر و، خیلی دوست داره.
#لحن_سوم
حالا اگه این بچه یتیم باشه، بیشتر خودش رو، تو دل عمه جا میکنه
به همین جهت، عمه اش علاقه زیادی، به این دختر کوچولو نشون میداد.
#لحن_چهارم
حالا امشب که این بلبل شیرین زبون، خاموش شده.
عمه با زبان حالش، با این کوچولو حرف میزنه:
عزیز برادرم، رقیه جان! می خوام بگم وقتی بابات حسین. استقبالت اومد.
#لحن_پنجم
اول صورتت رو نشون دادی، که آفتاب سوزونده بود
یا کف پاهات رو، که خارها و ریگ ها، به اونها آسیب رسونده بودند؟
شاید زبانحال سه ساله ابی عبدالله این باشه:
#دشتی_چوپانی
ای اسیران عمه را، یاری کنید
جای او بر من عزا، داری کنید
گریه دوره پیکر، پاکم کنید
در همین ویران سرا، خاکم کنید
میروم تا دور اصغر پر زنم
بوسه بر پیشانی، اکبر زنم
بسته امشب میشود، پرونده ام
عمه جان عفوم نما، شرمنده ام