✅وقتی جنگ با مقاومت متوقف شد
بیتردید نبرد رمضان یکی از پرتنشترین و سهمگینترین طوفانهایی بود که انقلاب اسلامی از آن عبور کرد و قطعاً بسیاری از معادلات را دگرگون خواهد ساخت. دشمن در طی دو ماه، سنگینترین ادوات نظامی خود را به نزدیکی مرزهای کشور وارد کرده و بیرحمانه ساختارها، شخصیتها و زیرساختهای نظام را هدف قرار داد. هدف اولیه او، همانطور که خود اعلام کرده بود، فروپاشی سریع جمهوری اسلامی بود؛ اما اکنون، این دشمن ناچار شده است که مسیر خود را از «ادامه جنگ» به «تعلیق و مذاکره» تغییر دهد. این تغییر نه از سر انتخاب آزاد، بلکه بهواسطه تحمیل هزینه سنگین از سوی مقاومت ایرانی-اسلامی بوده است.
در این نبرد، بسیاری از اهداف کلان اعلامشده از سوی آمریکا و متحدانش محقق نشد. وعدههایی چون فروپاشی ساختارهای امنیتی و سیاسی ایران، ایجاد آشوبهای داخلی، تجزیه کشور، تضعیف اتحاد ملی و تسلیم سریع در برابر خواستههای تقلیلیافته دشمن، همگی به خاک سپرده شدند. این ناکامی بهروشنی نشان میدهد که منطق میدان، نه منطق محاسبات رسانهای و تبلیغاتی قدرتهای بزرگ، بود که شرایط تحولات را رقم زد.
در تحلیلهای راهبردی دوران جنگ ویتنام، هنری کیسینجر اشاره کرده که «ارتش متعارف تنها زمانی پیروز میشود که جنگ را ببرد؛ اما گروه نامتقارن پیروز میشود حتی اگر شکست نخورد». همانطور که در آن تجربه تاریخی نیز موازنه به نفع طرفی رقم خورد که ارادهاش برای ادامه و عبور از فشار استراتژیک قویتر بود، امروز ما نیز تجربهای مشابه را میبینیم. اما تفاوت مهم این است که ما نه زمین سوخته شدهایم و نه تبدیل به «گاو شیرده» برای قدرتهای بزرگ. در واقع، توان و اراده ملی ایران با پایداری و مقاومت در برابر تهدیدات و فشارها، مسیر را به سوی «تعادل و توقف آگاهانه» تغییر داده است. این نتایج تنها یک «پایان موقت» نیست، بلکه محصول مقاومت جمعی و درک عمیق از ماهیت قدرت و محدودیت ابزارهای متعارف جنگ است.
🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
✅وقتی روایت خیانت جای واقعیت میدان مینشیند
🔸در بزنگاههای مهم، فقط خودِ میدان تعیینکننده نیست؛ «#روایت_میدان» هم سرنوشتساز است. اعلام توقف موقت جنگ و ورود به مرحلهای از تبادل پیام و مذاکره بر اساس شروط اعلامشده نیز از همین جنس است؛ مرحلهای حساس که بیش از هر چیز نیازمند آرامش، انسجام ملی و تبعیت از تصمیمات رسمی کشور است.
🔹با این حال، همزمان جریانی در حال ساختن روایتی وارونه از این وضعیت است؛ جریانی که میتوان آن را «#ساختارگریزان_انقلابی» نامید. طیفی که در عین ادعای انقلابیگری، با بیاعتبارسازی ساختارهای رسمی تصمیمگیری، هر امر پیچیدهای را به دوگانهای ساده فرو میکاهد: «#خیانت یا #مقاومت».
🔸در روایت این طیف، هرگونه مذاکره یا تبادل پیام در دل جنگ بهسرعت با برچسبهایی مانند «خیانت» یا حتی «بیعت با کفار» مواجه میشود. حال آنکه تجربه جمهوری اسلامی ــ از بیانات امام خمینی(ره) تا مواضع #رهبر_شهید انقلاب ــ نشان میدهد جنگ و دیپلماسی همواره دو ابزار در یک میدان واحد برای تأمین منافع کشور بودهاند، نه دو مسیر متضاد.
🔹یکی از ویژگیهای این روایت، استنادهای گزینشی است. عبارتی از «خامنهای جوان دامظله» یا جملهای از پیامهای رهبر شهید انقلاب برجسته میشود، اما از منظومه فکری و نگاه جامع آنان خبری نیست. قطعاتی از یک پازل جدا میشود تا نتیجهای از پیش تعیینشده تثبیت گردد.
🔸در ذهن این جماعت، جنگ بیشتر یک تصویر آرمانی است تا یک واقعیت پیچیده سیاسی و میدانی. در چنین تصویری جایی برای مذاکره یا دیپلماسی باقی نمیماند و نزاع نیز بهجای بیرون، از درون آغاز میشود؛ جایی که رقابت سیاسی داخلی به تضعیف اعتماد به نهادهای رسمی و کاهش انسجام ملی میانجامد.
✔️الگوی رفتاری این جریان نیز کمابیش تکراری است:
🔹ابتدا از وقوع «خیانت» سخن میگویند و مطالبه میکنند که رهبری آن را تصریح کند؛
اما اگر تصمیم نظام به مدیریت یا توقف جنگ برسد، همانها روایت «#صلح_تحمیلی» را پیش میکشند.
🔸در نهایت نیز جز روایت خودشان هیچ قرائتی را نمیپذیرند؛ گویی در منظومه ذهنی آنان خطا جایی ندارد و داوریهایشان خود بهتنهایی حجیت دارد.
🔹پیامد چنین رویکردی چیزی جز تلخ شدن کام مردم نیست؛ جامعهای که حتی در صورت دستاوردهای مهم در میدان، بهجای احساس اقتدار، با تردید و احساس ناکامی روبهرو میشود. از این جهت، روایتسازی این ساختارگریزان ــ که احساس عدم پیروزی را در جامعه تزریق میکند ــ گاه کماثرتر از تبلیغات دشمن نیست.
🔸مرحله کنونی نه زمان اعلام پیروزیهای قطعی است و نه میدان اتهامزنیهای شتابزده. آنچه کشور بیش از هر چیز به آن نیاز دارد اعتماد به سازوکارهای رسمی تصمیمگیری، حفظ #انسجام_ملی و نگاه واقعبینانه به پیچیدگیهای میدان است.
🔹در این میان، نخبگان و افکار عمومی باید نسبت به روایتهایی که از برخی محافل و پیامرسانها برای ایجاد تردید و شکاف منتشر میشود با دقت بنگرند. در مقابل، حاکمیت نیز بهتر است با گفتوگوی شفاف با مردم، مسیر و منطق تصمیمات را توضیح دهد؛ چرا که در میدانهای بزرگ، پیروزی فقط در صحنه نبرد رقم نمیخورد، بلکه در اعتماد مردم و انسجام جامعه تثبیت میشود.
🔻در میدانهای بزرگ، گاهی خطرناکترین ضربه نه از بیرون، بلکه از «روایتهای نادرست در درون» وارد میشود.
🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
✅خیابان؛ همهراسی یا همبستگی؟
✍️یاسر زمانی
🔸در تحلیل پدیدهای که طی هفتههای اخیر در خیابانهای ایران شکل گرفت، بهتدریج دو روایت رقیب در حال تثبیت است؛ دو روایتی که در ظاهر به یک واقعیت واحد اشاره میکنند، اما در عمق، دو فهم کاملاً متفاوت از «#جامعه»، «#امنیت» و «#کنش_جمعی» ارائه میدهند.
🔹روایت نخست، این حضور را ذیل مفهوم «#همهراسی» توضیح میدهد. مطابق این نگاه، آنچه مردم را به خیابان آورد، نه کنشگری فعال، بلکه نوعی #ترس_مشترک از تهدید بیرونی است. مردمی که در مواجهه با ناامنی، بهجای پراکندگی، در کنار هم جمع میشوند تا احساس امنیت بیشتری پیدا کنند. در این چارچوب، خیابان بهنوعی «پناهگاه اجتماعی» تعبیر میشود؛ جایی که افراد، در دل جمع، از شدت اضطراب فردی خود میکاهند. این روایت، در ادبیات رایج برخی تحلیلهای غربی نیز سابقه دارد؛ جایی که رفتار جمعی در شرایط بحران، اغلب بهعنوان واکنشی هیجانی، موقت و تا حدی انفعالی فهم میشود.
ادامه دارد...
... ادامه از قبل
🔸در مقابل، روایت دوم، همین پدیده را نه محصول ترس، بلکه برآمده از «#همبستگی و انسجام فعال» میداند. در این نگاه، خیابان میدان است؛ میدانی که در آن، جامعه تصمیم میگیرد در نسبت با یک تهدید بیرونی، خود را بهعنوان یک کل منسجم بازتعریف کند. حضور در خیابان، در این روایت، نه واکنشی برای کاهش اضطراب، بلکه کنشی برای «اعلام موضع» است؛ نوعی ایستادن، دیدهشدن و مشارکت در یک وضعیت ملی.
🔹هر دو تحلیلی اثرات گسترده ای بر تحلیل محیط امنیت ملی ایرانیان در شرایط فعلی دارد. اگر خیابان را محصول همهراسی بدانیم، با پدیدهای مواجهیم که ذاتاً ناپایدار، واکنشی و وابسته به شدت تهدید است. بهمحض کاهش فشار، این حضور نیز فروکش میکند. اما اگر آن را بهمثابه #همبستگی_فعال بفهمیم، با ظرفیتی مواجهیم که میتواند فراتر از لحظه بحران، به یک #سرمایه_اجتماعی تبدیل شود.
🔸برای داوری میان این دو روایت، باید به خود پدیده بازگشت. آیا آنچه در این یک ماه رخ داد، صرفاً تجمعی از افراد مضطرب بود که برای آرامش روانی کنار هم قرار گرفتند؟ یا با شکلی از کنش جمعی مواجهیم که فراتر از ترس، حامل معنا و جهتگیری است؟
🔹نخست باید یک نکته را روشن کرد: انکار عنصر «ترس» در شرایط جنگی، سادهسازی واقعیت است. هر جامعهای در مواجهه با تهدید، دچار درجاتی از اضطراب و نگرانی میشود. این امر نهتنها طبیعی، بلکه بخشی از سازوکار بقاست. اما پرسش اینجاست که این ترس چه مسیری را طی میکند؟ آیا به انفعال و عقبنشینی میانجامد، یا به کنش و حضور؟
🔸در بسیاری از تجربههای جنگی معاصر مسیر ترس و خروج بوده است اما در ایران به کنش انجامیده است. هم هراسی در واقع کف ماجراست و تداومی که یک ماه ادامه داشته است.
🔹ترس، بهطور معمول، کنشهای کوتاهمدت و مقطعی تولید میکند. فردی که صرفاً برای کاهش اضطراب به جمع پناه میبرد، با اولین نشانههای آرامش، به وضعیت عادی بازمیگردد. اما حضور تقریباً یکماهه در خیابان، آن هم در اشکال متنوع نشان میدهد که با یک پدیده پایدارتر مواجهیم. این تداوم، بدون وجود نوعی معنا و جهتگیری مشترک، قابل توضیح نیست.
🔸نشانه دوم، «کیفیت حضور» است. اگر خیابان صرفاً محل تخلیه ترس بود، انتظار میرفت با نوعی بینظمی، سردرگمی یا حتی رفتارهای پرخطر مواجه باشیم. اما آنچه در بسیاری از موارد دیده شد، نوعی نظم ضمنی، مراقبت جمعی و حتی ایفای نقشهای غیررسمی در حفظ آرامش فضاهای شهری و به نوعی ایجاد لنگرگاه برای امنیت بود. این سطح از تنظیم اجتماعی، با الگوی یک واکنش صرفاً هیجانی همخوانی ندارد.
🔹اما شاید مهمترین نشانه، در «نسبت خیابان با میدان» قابل مشاهده باشد. در روزهای اخیر، صحنهای شکل گرفت که بهخوبی این نسبت را عیان میکند، جایی که نیروهای هوافضا، در شلیکهای خود، از شعارها و پیامهای مردم استفاده کردند و آنها را بهنوعی بر بدنه موشکها ثبت نمودند. این را می توان نمادی از تعامل دو طرفه خیابان و میدان نظامی دانست.
🔸به نظر می رسد در شرایط فعلی خیابان بخشی از یک چرخه شده و معنا تولید و میدان نیز این معنا را بازتاب می دهد و سپس خیابان از آن الهام گرفته و این چرخه ادامه دارد. این رفتوبرگشت، دقیقاً همان چیزی است که میتوان آن را «انسجام فعال» نامید. در چنین وضعیتی، جامعه نهتنها منفعل نیست، بلکه در تولید و تقویت روایت کلی نیز مشارکت دارد.
🔹در مقابل اصرار برخی از چهره ها و تحلیل گران بر تقلیل این حضور به هم هراسی ناشی از ناتوانی درک این نوع از چرخه است. در بسیاری از این چارچوبها، جامعه یا در حال اعتراض است یا در حال انفعال؛ یا در برابر دولت قرار دارد یا از آن فاصله گرفته است. اما تجربه اخیر، شکلی دیگر از نسبت را نشان میدهد. نسبتی که در آن، امکان همزمانی «حضور اجتماعی» و «همترازی با کلیت» وجود دارد.
🔸این به معنای فقدان نقد یا یکدستی کامل نیست، بلکه به معنای فعالشدن یک لایه دیگر از کنشگری است؛ لایهای که در شرایط تهدید بیرونی، خود را در قالب همبستگی نشان میدهد و خیابان می شود ظرفیت برای #امنیت_ملی .
🔻تجربه اخیر کشور، دستکم در بخشی از خود، نشان داد که مسیر تبدیل ترس به انسجام و همبستگی نیز ممکن است. و این، تفاوتی کوچک نیست و به همین دلیل است که روایت همهراسی، هرچند بخشی از واقعیت را توضیح میدهد، اما برای فهم کامل ماجرا کافی نیست. خیابان در این تجربه، بیش از آنکه پناهگاه باشد، میدان بود؛ میدانی که در آن، ترس به کنش تبدیل شد.
🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
✅طیفشناسی خیابان
✍️میلاد حقیقت
🔸یکی از مهمترین ویژگیهای ماجرای خیابان در هفتههای اخیر، نه صرفاً «حضور» مردم، بلکه «تنوع» این حضور است. اگر خیابان را فقط با یک تصویر یکدست مثلاً صرفاً نیروهای همسو با حاکمیت توضیح دهیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست دادهایم. آنچه در تجمعات شبانه دیده میشود، یک ترکیب چندلایه است؛ ترکیبی که اتفاقاً فهم آن، کلید تحلیل عمیقتر نسبت جامعه و امنیت در این مقطع است.
🔹پرسش اصلی این یادداشت ساده است اما پاسخ آن پیچیده: چه کسانی به خیابان آمدند؟
🔸برای پاسخ، باید به یک نکته دقت کنیم و آن این است که جامعه در بحرانها، در عین #وحدت، متکثر باقی میماند؛ یعنی تفاوتها از بین نمیروند، بلکه نسبت آنها با یک کلیت بازتعریف میشود. در واقع تفاوتها باقی میمانند، اما نسبت آنها با یک «کلیت» تغییر میکند. #خیابان دقیقاً محل ظهور همین تغییر نسبتهاست.
🔹بر اساس مشاهدات میدانی و قرائن اجتماعی، میتوان دستکم چهار طیف اصلی را در این تجمعات شناسایی کرد:
✔️طیف نیروهای همسو و پایه
🔸این طیف، آشناترین و قابلپیشبینیترین بخش خیابان است. نیروهایی که پیش از این نیز در موقعیتهای مختلف از مناسبتهای رسمی تا بحرانهای ملی حضور داشتهاند و دارای یک چارچوب معنایی نسبتاً تثبیتشدهاند و این طیف بر دالهای مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی تکیه دارد و به همین دلیل خیابان برای او امتداد یک #هویت_پیشینی است و از پیش نسبت خود با مفاهیمی همچون #مقاومت، ایران و امنیت را صورت بندی کرده است و کمتر دچار تردید است این طیف چارچوب اولیه به این تجمعات می دهد و استخوان بندی ایجاد می کند.
✔️طیف خاکستریِ ناظر
🔹این گروه، شاید از نظر تحلیلی مهمترین بخش خیابان باشد. کسانی که نه در زمره نیروهای ثابت و سازمانیافتهاند و نه لزوماً در دسته منتقدان فعال قرار میگیرند. آنها همان چیزی هستند که در ادبیات اجتماعی از آن بهعنوان «#قشر_خاکستری» یاد میشود.ویژگی اصلی این طیف، «نظارهگری فعال» است. آنها در خیابان حضور دارند و به نظر می رسد بخشی از طیف خاکستری جامعه در فضای نظاره گری به جمع بندی های معنا داری رسیده است اگر این گروه، خیابان را معنادار و قابلفهم بیابد، بهتدریج به سمت کنش فعالتر حرکت میکند. اگر نه، بهسرعت عقب مینشیند. در واقع خیابان زمانی به یک پدیده فراگیر تبدیل میشود که از مرز نیروهای ثابت عبور کند و این طیف را نیز درگیر کند. تجربه اخیر نشان میدهد که چنین اتفاقی افتاده است.
✔️طیف منتقدان و معترضان پیشین
🔸یکی از نکات قابلتوجه در این تجمعات، حضور افرادی است که در سالهای گذشته، در زمره منتقدان یا حتی معترضان به برخی سیاستها و روندها بودهاند. این گروه، نه اغتشاشگر به معنای کلاسیک آن، بلکه حامل نوعی نقد و فاصلهگذاری با وضعیت موجود بودهاند.حضور این طیف، از نظر تحلیلی بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد که کنش خیابانی در این مقطع، لزوماً به معنای همسویی کامل سیاسی نیست. این افراد ممکن است همچنان نقدهای خود را داشته باشند، اما در یک نقطه مشخص یعنی مواجهه با تهدید خارجی با کلیت جامعه همپوشانی پیدا کردهاند.این عقلانیت موقعیتی معتقد است می توان منتقد بود اما الان وضعیت انتقادی نیست. حضور این گروه به خیابان عمق می دهد و نشان می دهد که ایران قدرت جذب لایه های متنوع تری را دارد.
✔️طیف ناراضیان منفعل
🔹در کنار این گروهها، باید به طیفی نیز اشاره کرد که شاید کمتر دیده میشود، اما حضورش قابلانکار نیست ناراضیانی که همچنان فاصله خود را با ساختار سیاسی حفظ کردهاند، اما در عین حال، در این تجمعات حضور پیدا کردهاند. این حضور، بهویژه در روزهای اول، ممکن بود از سر کنجکاوی باشد؛ اما به نظر میرسد بهتدریج به نوعی تعلق تبدیل شده است. برای این گروه، خیابان محل تماس با گروه هایی است که نمی توان از گفتمان و دیدگاه آن چشم پوشید.
🔸حضور این طیف ها با سبک های مختلف زندگی و پوشش دلالت های مهمی دارد و نشان می دهد که خیابان های این روزهای ایران توانسته #مرزهای_هویتی سخت را تبدیل به یک فضای مشترک کند و وحدت در عین کثرت را محقق کند. امری که سیستم برای حفظ شرایط موجود به شدت به آن باید توجه کند و تلاقی این ظرفیت ها را به عنوان یک سرمایه بنگرد و از فضای کوتاه مدت تبدیل به یک فرصت بلندمدت کند.
🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
✅اتحاد را صادر کنیم!
✍️حامد بلالی
🔸یکی از بدیهیات اندیشه سیاسی و اجتماعی اسلام آن است که پیروزی بر دشمن بدون #اتحاد، امری ناممکن است. #رهبر_شهید انقلاب نیز بعد از جنگ ۱۲ روزه، بر این امر تاکید ویژه داشتند. این اصل، صرفاً ناظر به میدانهای سنتی نبرد، جغرافیای خاک و درگیریهای فیزیکی نیست، بلکه در عصر جدید بهصورت جدی به عرصهای دیگر منتقل شده است: #فضای_مجازی و زیستبوم داده. فضایی که امروز محل شکلگیری #افکار_عمومی، هویتهای فردی و جمعی و تصمیمهای کلان اجتماعی است و غفلت از آن، بهمعنای واگذاری بدون جنگ یکی از اصلیترین ابزارهای نبرد نوین به دشمن به شمار میرود.
🔹در جنگ امروز، دشمن صرفاً بهدنبال اقناع مخاطب نیست، بلکه هدف اصلی او استیلا بر ذهن، ذائقه و #نظام_ادراکی جوامع است. سلاح این #جنگ_شناختی عبارت است از #روایت، الگوریتم و داده (از اطلاعات رفتاری و الگوهای مصرف گرفته تا دادههای مکانی، ارتباطی و شناختی).
🔸در این میدان، پلتفرمهای آمریکایی و غربی نظیر اینستاگرام، ایکس و دیگر شبکههای مشابه، نه ابزارهای خنثی ارتباطی، بلکه بازوهای سلاح به دست #نظام_سلطه محسوب میشوند. چرا که مالکیت، سیاستگذاری، معماری فنی و مهندسی فرهنگی این سکوها، بهطور کامل در اختیار ساختار و الگوریتم قدرت غربی است.
🔹در چنین شرایطی، اتحاد مسلمین دیگر نمیتواند صرفاً به بستر فیزیکی، همدلی قلبی یا بیانیههای سیاسی محدود بماند. اتحاد واقعی در عصر دیجیتال، مستلزم «#همپلتفرمی» است؛ یعنی حضور مشترک، سازمانیافته و هدفمند در بسترهایی که قواعد آنها توسط دشمن نوشته نشده باشد. استفاده گسترده از سکویی که بهصورت ساختاری فرهنگ دشمن را بازتولید میکند و همزمان دادههای حیاتی کاربران مسلمان را ذخیره و تحلیل میکند، آشکارا با مفهوم #مقاومت و استقلال در تعارض است.
🔸در این نقطه، نقش جمهوری اسلامی ایران بهعنوان مبدأ مقاومت و یکی از کشورهای برخوردار از تجربهٔ زیستهٔ تحریم، فشار حداکثری و جنگ ترکیبی برجسته میشود. کشوری که در پیشانی جبههٔ مقاومت، در حال تقابل با قدرتهای استکباری جهانیست. نخبگان ایران نیز در این سالها دریافتهاند که بدون استقلال در زیرساختهای دیجیتال، استقلال سیاسی و فرهنگی هم در معرض تهدید دائمی قرار دارد. تکمیل #شبکه_ملی_اطلاعات—بهعنوان زیرساخت بومی انتقال، ذخیره و پردازش داده—شرط لازم این استقلال است.
🔹این مسیر، دو الزام اساسی دارد:
1️⃣نخست، کنار گذاشتن تدریجی کالاها و خدمات دیجیتال صهیونیستی و آمریکایی در داخل کشور.
2️⃣دوم، حمایت هوشمند و مستمر از سکوهای بومی بهمنظور رسیدن آنها به یک مقیاس اثرگذار.
🔸بدیهی است که هرچه تعداد کاربران یک سکو افزایش یابد، قدرت روایتسازی و جریانسازی آن نیز فزونی میگیرد.
🔹پس از تثبیت در داخل، نوبت به صادرات رسانهای و پلتفرمی میرسد؛ یعنی عرضه سکوهای بومی به کشورهای منطقه، مسلمانان، جبهه مقاومت و در نهایت، کل جهان. این اقدام، بهطور همزمان دارای سه بُعد اساسی است:
1️⃣فرهنگی، زیرا روایت بدیل و مستقل ارائه میدهد؛
2️⃣اقتصادی، زیرا بازار مشترک و زنجیره منطقهای ایجاد میکند؛
3️⃣و امنیتی، زیرا دادهها را از چنگال دشمن خارج میسازد.
🔸خداوند در آیه ۶۵ سوره توبه میفرماید حتی اگر از شما صد نفر استوار باشند، بر هزار نفر غلبه پیدا میکنند. این آیه، به توازن نسبی توان اشاره دارد؛ گویی آیهٔ شریفه میخواهد بفرماید برای پیروزی، دستکم یک دهم دشمن ابزار و نفرات آماده کنید. اگر بتوانیم این قاعده را به جنگ پلتفرمی تعمیم دهیم، بدین معناست که اگر دشمن سکویی با پنج میلیارد کاربر در اختیار دارد، ما نیز باید حداقل به یکدهم آن، یعنی سکویی با پانصد میلیون کاربر بیندیشیم. امروز، هرچند سکویی با حدود صد میلیون کاربر در اختیار داریم، اما این نه نقطه پایان، بلکه آغاز مسیر خودکفایی و پیروزی در #جنگ_روایتها است.
🔹این مسیر، نیازمند برنامهریزی دقیق، حمایت حاکمیتی، اقناع اجتماعی و یک مهاجرت دیجیتال است. اتحاد در فضای مجازی، معین پیروزی در میدان نبرد نوین است؛ میدانی که اگر در آن غایب باشیم کما اینکه هستیم و جای خالیاش حس میشود، ضررهای بسیاری متحمل خواهیم شد و البته؛ اگر قصد حمله به گفتمان منحط غرب و نجات جهانیان از چنگ #استعمار_فکری مستکبرین را داریم، غفلت از آن قاعدتاً مانع تحقق هدفمان خواهد بود.
🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
✅خیابان این شبها، جای تمیز شدن روشنفکرهاست
✍️علی اصغر بخشی زاده
🔸یکی از برجستهترین وجوه ماجرای خیابان در هفتههای اخیر، نه صرفاً خودِ حضور مردم، بلکه «نسبتی» است که این حضور با بخشهایی از نخبگان برقرار کرد؛ نسبتی که بیش از آنکه همپوشان باشد، شکافآلود به نظر میرسد.
🔹خیابان گویی چیزهایی را آشکار کرد که در شرایط عادی کمتر خود را نشان می داد و این سوال را تولید کرد که در شرایطی که بخشی از مردم در خیابان بودند چطور طیف هایی از نخبگان در خصوص یک جنگی که ایران را هدف قرار گرفته، ساکت شدند و چرا در لحظهای که بخشی از جامعه به خیابان آمد، بخشی از نخبگان سکوت کرد یا در بهترین حالت، در حاشیه ایستاد؟ این شکاف از کجا میآید؟
🔸به نظر می رسد بخشی از پاسخ را باید در تمایز میان #عقلانیت_زیسته و عقلانیت محاسبه گر جستجو کرد.در سطح جامعه، آنچه فعال شد، نوعی عقلانیت زیسته بود. مردمی که در معرض تهدید قرار گرفتند، نه از خلال چارچوبهای انتزاعی، بلکه از دل تجربه روزمره، موقعیت را فهم کردند. برای آنها، مسئله نه یک بحث نظری درباره ساختار سیاسی، بلکه یک وضعیت عینی بود. تهدیدی که به «کلیت» مربوط میشد. در چنین شرایطی، کنش آنها نیز متناسب با همین درک شکل گرفت؛ حضور، #همبستگی، و نوعی اعلام «ما بودن» و به همین دلیل، خیابان در آن لحظه میان بدحجاب و باحجاب، کاسب و بسیجی، تمایز تعیینکنندهای نمیشناخت.
🔹در مقابل، بخشهایی از نخبگان با عقلانیتی متفاوت به این وضعیت نگاه کردند. عقلانیتی که میتوان آن را محاسبهگر نامید؛ عقلانیتی که پیش از هر کنش، به پیامدها، هزینهها، و نسبت آن با آینده میاندیشد. در این چارچوب، موضعگیری در شرایط جنگی، فقط یک واکنش به اکنون نیست، بلکه بخشی از یک «سرمایهگذاری برای آینده» است. همین امر، به احتیاط، تعلیق، و در نهایت، سکوت میانجامد.
🔸این دو نوع عقلانیت، در شرایط عادی میتوانند همزیستی داشته باشند. اما در لحظات بحرانی، شکاف میان آنها آشکار میشود. زیرا بحران، زمانِ تعلیق نیست؛ زمانِ انتخاب است.
🔹البته که بخشی از سکوت نخبگان، ناشی از ناتوانی در تفکیک میان «نقد درونی» و «تهدید بیرونی» است . برای برخی از این کنشگران، نقد ساختار چنان با نفی کلیت گره خورده که در لحظه تهدید خارجی، امکان بازتعریف موقعیت از دست میرود. نتیجه، نوعی تعلیق بین طیف هایی از نخبگان است که نه میتوانند بهروشنی در برابر تهدید بایستند، و نه حاضرند از مواضع پیشین خود فاصله بگیرند.
🔸اما خیابان و عقلانیت زیسته مردم، این تعلیق را برنمیتابد. برای ایشان و در خیابان، بهطور ذاتی چنین رخدادی محل «#کنش» است، نه «تعلیق». حضور یا عدم حضور، خود به یک موضع تبدیل میشود. و همین امر، شکاف را عینی میکند.
🔹در همین فضا خلا خیابانی و حضور طیف هایی از نخبگان یک نکته دیگر را هم مشهود می کند.در سالهای اخیر، بخشهایی از فضای روشنفکری، بیش از آنکه در ارتباط مستقیم با تجربه زیسته جامعه باشد، در چارچوبهای نظری، رسانهای یا حتی #شبکههای_مجازی شکل گرفته است. در این فضا، «مردم» گاه به یک مفهوم انتزاعی تبدیل میشود؛ سوژهای که دربارهاش سخن گفته میشود، نه با او.
🔸اما خیابان، این فاصله را برهم میزند. خیابان، جایی است که «مردم» دیگر یک مفهوم نیستند؛ یک واقعیتاند. حضور آنها، امکان هرگونه انتزاعسازی را محدود میکند. در چنین وضعیتی، اگر یک کنشگر فکری نتواند نسبت خود را با این واقعیت تعریف کند، بهطور طبیعی به حاشیه رانده میشود. شاید به همین دلیل است که برخی واکنشها، بهصراحت این شکاف را صورتبندی کردند.شاید به همین دلیل بود که فراستی تصریح کرد:
« خیابان این شبها، جای تمیز شدن روشنفکرهاست.»
🔹به نظر من اما مسئله اصلی، نه «حضور یا عدم حضور فیزیکی»، بلکه نسبت با میدان است. آیا کنشگر فکری میتواند موقعیت را بفهمد؟ آیا میتواند میان نقد و تعهد، نسبتی برقرار کند؟ آیا میتواند در لحظهای که جامعه درگیر یک تهدید عینی است، از سطح انتزاع به سطح واقعیت نزدیک شود؟
🔸به نظر می رسد در پساجنگ یکی از مسائلی که جریانات فکری و نخبگانی کشور نیازمند تاملات جدی در خصوص آن هستند تحلیل همین یک ماه اخیر و تولید ادبیات در خصوص وضعیتی است که طیف هایی همچنان پای شومینه در منطق عقلانیت محاسبه گر مانده اند و مردمی که زیر باران بر اساس #عقلانیت_زیسته در حال کنشگری هستند. جامعه دراین وضعیت، منتظر موضعگیریهای پیچیده و چندلایه نمیماند. او بر اساس درک خود از وضعیت، کنش میکند. اگر نخبگان نتوانند با این کنش، نسبتی برقرار کنند، بهتدریج از معادله کنار میروند.
پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
✅خیابان را چگونه باید نگه داشت؟
✍️احمد پارساپور
🔸یکی از دغدغه های سیاست گذاران در این روزها حفظ خیابان است. در روزهای گذشته خیابان در ایرانِ این روزها، خودش را بهعنوان یک واقعیت اجتماعی تثبیت کرده است. مردم آمدهاند، افطار کردهاند، روضه گرفتهاند، سرود خواندهاند، هنرمندان آمدهاند، موکب و ایستگاه سلامت و کودک برپا شده و حتی بازنمایی رسانهای و تشکر مسئولان هم تا حدی انجام شده است. یعنی سطح اولِ «گرم نگه داشتن» خیابان، تا اندازهای محقق شده است. اما دقیقاً از همینجا مسئله اصلی شروع میشود.
🔹خیابان را نمیشود برای مدت طولانی فقط با «خدمات» نگه داشت. خدمات لازم است، اما کافی نیست. افطار، روضه، سرود، موکب و تشکر، خیابان را راه میاندازد؛ اما لزوماً آن را پایدار نمیکند. آنچه خیابان را حفظ میکند، این است که مردم باید در خیابان برای خودشان نقش پیدا کنند، نه فقط فضا. و پرسش کلیدی این است که چگونه مردم را از مصرفکننده فضای خیابان، به مشارکتکننده در صحنه خیابان تبدیل کنیم؟ این همان نقطهای است که میان خیابانِ ماندگار و خیابانِ موقتی فاصله میاندازد.
🔸تجمعی که مردم در آن فقط بیایند، ببینند، چیزی بخورند و بروند، دیر یا زود فرسوده میشود. حتی اگر پرجمعیت هم بماند. اما اگر مردم حس کنند هر شب، در آن فضا «وظیفهای»، «سهمی» یا «نقشی» دارند، خیابان از حالت صحنه نمایش خارج میشود و به یک میدان زنده اجتماعی بدل میگردد.
ادامه دارد...
... ادامه از قبل
🔹بنابراین اولین تصمیم درست این است که خیابان باید از منطق «برنامه برای مردم» به سمت «برنامه با مردم» برود. تفاوت این دو تعیینکننده است. تا اینجا بیشتر تلاش شده برای مردم چیزی تدارک دیده شود؛ از اینجا به بعد باید مردم خودشان بخشی از تدارک، اجرا و #معناپردازی شوند. کاری که رزمندگان هوافضا انجام دادند و شعارهایی در حمایت از مردم و تاکید بر دلگرمی حضور مردم در فضای عمومی منتشر نمودند یکی از همین بخش هاست اما در کنار این هر محله، هر صنف، هر هیئت، هر گروه دانشجویی، هر تیم امدادی، هر جمع کوچک خانوادگی، باید بتواند در خیابان «سهم اجرایی» پیدا کند. نه اینکه فقط بیاید و در یک فضای ازپیشچیدهشده حضور داشته باشد.
🔸خیابان وقتی پایدار میشود که هرکس احساس کند نبودن او، یک خلأ ایجاد میکند. از همین جا برخی محله پایه شدن حضور در خیابان ها را پیشنهاد می کنند. تجمعات می توان در نقاط مرکزی با منطق عمومی هم باشد اما محله ها می توانند به عنوان کنشگران اتمی این ماجرا وارد صحنه شوند .مردم از خیابان مرکزی عبور میکنند، اما برای خیابان محلهشان مسئولیت حس میکنند.
🔹نکته دوم این است که خیابان فقط با پذیرایی و آیین زنده نمیماند؛ با #چرخه_انتظار زنده میماند. مردم باید بدانند امشب اگر بیایند، چیزی در انتظارشان هست که دیشب نبود. اینجا مسئله تنوع ساده نیست؛ خیابان ها می توانند ریتم پیدا کنند. خانواده های شهدا ، شب نامه نویسی برای رزمندگان، روایت های مردمی از جنگ و حتی کارزارهای مردمی برای حمایت از نقاط آسیب دیده در جنگ. ایجاد جذابیت و تنوع به سبک های این چنینی می تواند خیابان را از یکنواختی خارج کند
🔸همانطور که همه دلسوزان تاکید کرده اند ایجاد پیوند ملموس میان خیابان و میدان، یکی از گرههای تعیینکننده در پایداری #کنش _اجتماعی در این مقطع است. مثل بازتاب شعارهای مردم در میدان نظامی.
🔹میتوان پیامهای مردمی را جمعآوری کرد و بهصورت منظم به نیروهای در میدان منتقل شود و پاسخ آن نیروها نیز به خیابان برگردد. یا خانوادهها بتوانند بستههای نمادین، نامهها، پرچمها، نقاشی کودکان یا صداهای خود را به جبهههای مختلف بفرستند و بازخوردش را ببینند. این رفتوبرگشت ها البته با رعایت همه ملاحظات امنیتی، خیابان را از یک جمعآمدن صرف، به یک مدار زنده اجتماعی تبدیل میکند. در #سیاستگذاری_میدانی، هیچ چیز به اندازه «اثرگذاری قابل مشاهده» مردم را نگه نمیدارد.
🔸از سوی دیگر، باید پذیرفت که همه مردم با یک انگیزه به خیابان نمیآیند. بعضی برای سوگ میآیند، بعضی برای همبستگی، بعضی برای کنجکاوی، بعضی برای دیدن فضا، بعضی برای امنیت روانی، بعضی برای همراهی با خانواده. هنر متولیان خیابان این است که همه را ببینند.کسی که با خانواده میآید، باید حس کند حضور خانوادگیاش معنا دارد. کسی که اهل کار فرهنگی است، باید جایی برای مشارکت پیدا کند. کسی که اهل خدمت است، باید بتواند خدمت کند. کسی که اهل روایت است، باید بتواند روایت بسازد. یعنی خیابان باید چندلایه اداره شود، نه تکلایه.
🔹پیشنهاد دیگر، که نیاز به توجه به آن است خیابان از #مصرف_فرهنگی می تواند به جایی برای تولید تبدیل شود. مثلاً هر شب، بخشی از خیابان به روایتهای کوتاه مردمی اختصاص پیدا کند: یک مادر، یک کاسب، یک دانشجو، یک راننده، یک پرستار، یک نوجوان، بیاید و سه دقیقه از تجربه خودش بگوید. یا مردم بتوانند روی دیوارهای مشخص، جملات خودشان را بنویسند. یا هر محله، پرچم و نشان مخصوص خودش را در شبهای حضور داشته باشد. این چیزها شاید کوچک به نظر برسد، اما برای پایداری یک تجربه جمعی، حیاتی است. مردم در چیزی میمانند که بخشی از آن را خودشان ساخته باشند.
🔸مسئله مهم دیگر، حفظ کرامت و تنوع اجتماعی در خیابان است. از اینجا به بعد، اگر فضا بیش از حد سخت، یکدست یا هویتی شود، بخشی از همان طیفهای خاکستری، ناراضی یا فاصلهدار، آرامآرام حذف میشوند. در حالی که اتفاقاً بخش مهمی از قدرت اجتماعی خیابان، به همین تنوع وابسته است. باید خیابان جایی بماند که آدمهای متفاوت بتوانند با احساس پذیرش و تعلق، در آن حاضر باشند. خیابانِ یکدست، ممکن است پرشور باشد، اما فراگیر نیست؛ و خیابان غیر فراگیر، ماندگاری کمتری دارد.
🔹در شرایطی که حضور در خیابان در حال عادی شدن برنامه هر شب مردم است این عادت را می توان با نقش دادن و بومی سازی و پیوند با میدان از طریق پیشنهاداتی که گذشت جذاب تر نمود، هرچند چهره هایی که در این شبانه روز در خیابان می بینیم، چهره هایی هستند که انگیزه ها و نیت هایی فراتر از این فضا دارند و به نظر می رسد خیابان و تجمعات شبانه در حال نهادینه شدن است.
پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام
رخداد 8.pdf
حجم:
1.4M
📚نشریه رخداد (ویژه نامه جنگ- شماره هشتم)
🖌با موضوع؛ تغییر زمین جنگ
🇮🇷تقدیم به روح پرفتوح شهید دکتر سید کمال خرازی
🔍عناوین و سرفصل ها:
1️⃣ سخن سردبیر
2️⃣ آتش بس در نقطه تقاطع
3️⃣ آتش بس؛ تغییر فاز تقابل در چارچوب بیانیه مقام معظم رهبر ی
4️⃣ نیروهای انقلابی در فصل آتش بس
5️⃣ آتش بس و خیابان
6️⃣ آتش بس در نبرد روایتها؛ تثبیت موازنه یا بازتولید فشار؟
7️⃣ الزامات فرهنگی در فضای آتش بس
🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
سایت | ایتا | بله | تلگرام