eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
1.7هزار دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
2 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
آمده ام که دین خود به شیعیان ادا کنم بوصف حجت خدا لب بلب آشنا کنم مدح علی مرتضی خسروانما کنم زگفتن صفات او خدای را رضا کنم کور دو دیده ی عدو زنعت مرتضی کنم بنام نامی علی غنچه ی لب چوواکنم نثار طبع من کند هزارمرحباعلی خیزوزجا وتیشه را بریشه ی اسف بزن تیر دعای خویش را درست بر هدف بزن دم زولای مرتضی قائمه ی نجف بزن دست بدامن علی  امیر لوکشف بزن پای بکوب برزمین خنده به صد شعف بزن بنام نامی علی بگو علی و کف بزن که هست بعد مصطفی امیر ورهنما علی کعبه تویی حرم تویی سعی تویی صفا تویی رکن تویی حجر تویی مروه تویی منی تویی لطف تویی عطا تویی جود تویی سخا تویی مهرتویی وفا تویی قدرتویی قضا تویی شاه تویی گدا منم درد منم دوا تویی بیکس وبینوا منم مونس ویار ما تویی بکن زراه مرحمت یک نظری بما علی تویی که یازده گهر به ماسوا عطا کنی محیط دهر با صفا زصلخ مجتبی کنی بیاری حسین خود تویاری خدا کنی به زهد عابدین بنا عبادت و دعا کنی زعلم باقر العلوم فامت جهل تا کنی زصدق صادفت بیان اصول ما سواکنی بنام موسیت کنی درد همه دوا علی جان جهانیان تویی جان جهان فدای تو رضاست بررضای حق دردوجهان رضای تو به احتزار آورد جوادتو نوای تو رنج کشد برای دین هادی توبرای تو تکیه زند چوعسکری بعد نقی به جای تو شاعر "ژولیده" زند زدل دم ازولای تو بهر ظهور مهدیت زلطف کن دعا علی
مرده هم باشد خیالی نیست ، احیا می کند کمترین کاری که با دل، مدح مولا می کند کعبه او را جار زد ، تکلیف ما هم روشن است سنگ بر مدح علی وقتی دهان وا می کند معرفت را آن کسی دارد که قبل از خواستن از علی ، ظرفیت آن را تمنا می کند در نجف بودیم و باز از او نجف می خواستیم عقل حیران بود از آنچه عشق با ما می کند تازه می فهمد که ساقی کیست ، میخانه کجاست مست ، انگور نجف را که تماشا می کند رو به ایوان طلا باید که جان می باختیم گاه عزرائیل هم با ما مدارا  می کند ...
او را که خدا آینه خویشتنش کرد آورد به دنیا و یل بت شکنش کرد بر خاک نظر کرد علی خاک طلا شد بر سنگ نظر کرد عقیق یمنش کرد در معرکه هرکس به مصاف علی آمد مولا زره جنگی او را کفنش کرد تا  دید عدو روبرویش تیغ علی را جان زودتر از ضربه فرار از بدنش کرد شد اوج سرافکندگی دشمن حیدر آن کار که با ناقه سواران حسنش کرد در مکتب خود حضرت زینب به رقیه مدح علی آموخت و شیرین سخنش کرد جبریل سعادت ز خدا خواست، خدا هم در راه حسین بن علی سینه زنش کرد از هجر علی کعبه عزادارترین شد طوری که فقط جامه مشکی به تنش کرد خوش عاقبت آن است که هنگام زیارت مرگ آمد و با شاه نجف هموطنش کرد
بر معرفت علی کسی را ره نیست هر کور دلی محرم این درگه نیست سربسته بگویمت: علی سِرِّ خداست از سر خدا به جز خدا آگه نیست شادی روح شاعر اهلبیت سید مصطفی آرنگ صلواتی هدیه نمائید
ای دل به هوای حضرت صاحب باش دلداده ی یار از نظر غایب باش هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف دلخوش به علی ابن ابی طالب باش **** توحید، ولایت علی می باشد اسلام، محبت علی می باشد سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی در سایه ی خدمت علی می باشد‌ .... اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس در بین تمامِ خوب رویانِ جهان عشق ست"علیّ بن ابیطالب" و بس
ای دل به هوای حضرت صاحب باش دلداده ی یار از نظر غایب باش هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف دلخوش به علی ابن ابی طالب باش **** توحید، ولایت علی می باشد اسلام، محبت علی می باشد سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی در سایه ی خدمت علی می باشد‌ .... اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس در بین تمامِ خوب رویانِ جهان عشق ست"علیّ بن ابیطالب" و بس
حبش به خدا عصاره ایمان است جسم است همه عالم و حیدر جان است شد مدح علی معجزه پیغمبر وقتی که علی خلاصه قرآن است ....... او بود که"الله الصمد" یادم داد او مهر و وفاء بی عدد یادم داد روح"پدرم"همیشه غرق رحمت… او گفتن "یاعلی مدد" یادم داد ..... درمانده ای و اگر به دنبال نجات دل خسته ای و چشم به راه برکات تا حال دلت خوب شود پس بفرست بر شمس جمال شاه مردان صلوات
چنان کند در را از آن حصن سنگین که گر حلم او حلقه بر در نمی‌زد زمین را هم از جا بکند و فکندی به جایی که مرغ نظر پر نمی‌زد
اسدالله علی ، دست خداوند علی غضب الله علی ، گریه و لبخند علی فتح خیبر همه حیدر شدنش را دیدند با دو انگشت در ِ قلعه ز جا کند علی
سر بند زرد دور سر ماه دیدنی ست با ذوالفقار آمدن شاه دیدنی ست دیوار قلعه خورد تکان از پی تکان خیبر گرفتن اسدلله دیدنی ست
همان شجاع که "ما فَرّ قَطُّ فی الحرب" است همان که ضربت تیغش نداشت هیچ نظیر به کار غزوه خندق گره فتاد آن روز نمانده بود برای ظفر دگر تدبیر نبی همین که عَلَم را به دست حیدر داد به تیغ حیدر کرار شد عوض تقدیر ز ترس حمله شغالان گریختند ز رزم همین‌که‌ پای به میدان گذاشت همچون شیر که عرصه عرصه شیر است جای هر کس نیست بگو فرار نمایند آن سگ و خنزیر رسیده آیه این المَفَرّ بگو به عدو ز ذوالفقار نباشد دگر گریز و گزیر چنان به ضربت تیغش به فرق مرحب زد که رفت از دل میدان، عدو به قعرِ سعیر سپس دری که چهل مرد عاجزند از او گرفت و کند ز جایش فقط به یک تکبیر ز جای کند در قلعه را به آسانی چنانکه موی کشد گویی از میان خمیر
به نام خداوند جان و جهان به پـروردگـار زميـن و زمـان به خلّاق بي مثل هفت آسمان كه از آب و خاك آفريده ست مان ولايت مدار و ولي دوستيم به قرآن قسم ما علي دوستيم علي دوستيم و علي مذهبيم درِ خانه اش صاحب منصبيم گدايـان هر روزه و هر شــبيم و عُمريست سرگرم اين مطلبيم كه ذكر خُدا ذكر و يـادِ علي ست عبادت همين ختم"نادِعلي"ست دلِ مستِ ما را تمنّـاي اوست دَمِ ما مُدام اسم زيباي اوست به نوري كه در ماه سيماي اوست نمـاز شب ما تماشـاي اوست شب خويش را نور باران كنيم به يك"يا علي"ختم قرآن كنيم گرفتيم در كف سبو در رجب گرفتيم از مِي وضو در رجب گرفتيـم از او آبــرو در رجب گرفتيم عجب رنگ و بو در رجب كه هر ساله در موسم اعتكاف شده كار ما دور صحنش طواف عليٌّ مع الحق،حقيقت علي ست فقط رهنماي طريقت علي ست به شرع مقدّس،شريعت علي ست نبوّت علي و امامت علي ست اگر چه به تيغش نبي مُـتّكي ست به قرآن ، علي با محمّد يكي ست از اوّل كـنار علي بوده ايم دخيل تـبار علي بوده ايـم فقط جيره خوار علي بوده ايم و در انحصـار علي بوده ايم قديمي ست پيوند ما با علي "اميري نداريم الّا علي" علي مايه ي افتخار خُداست علي مظهـر اقـتـدار خُداست علي دائماً در جوار خُـداست علي برترين شاهكار خُداست خُدا را بُود جان و جانـان علي جُدا از خُدا نيست يك آن علي چنان هست علي واجب الاحترام كه معماري عرش چون شد تمـام به امر خداوند در يك كلام گرفت از علي مُلك هستي قوام چه خوش ماندگاريش تضمين شده كه با نام او عـرش تزئين شـده به او داد از آغاز شمشير را تبِ حمله هاي نفس گير را نوشت اينچنين حُكم تقدير را كه هركس كه مي بيند اين شير را بفهمد خُدا قهر هم مي كنـد چو تيغ علي قد عَلَم مي كند سر زين علي تا كه پا مي شود چو تيغش رها در هوا مي شود سر از تن ، تن از سر جدا مي شود به يك ضربه مرحب دوتا مي شود به شوري كه در طرز پيكار اوست در از قلعه كندن فقط كار اوست "اگر مست مستي بگو يا علي" "اگر حق پرستي بگو يا علي" گر از پا نشستي بگو يا علي تو كه شيعه هستي بگو يا علي بگو يا علي تا بلندت كنند تورا بنده اي حق پسندت كنند