🦠مصادره های انقلابی و سرنوشت صنایع در ایران
#رضا_احمدی
مقدمه
🟣انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نهتنها تحولی سیاسی، بلکه دگرگونیای ژرف در ساختار اقتصادی و ذهنیت جمعی جامعه بود. انقلابیون که نظام سلطنتی را مظهر «طاغوت» میدانستند، تمامی مظاهر ثروت و قدرت پیشین را نیز با همان معیار میسنجیدند. از نگاه آنان، سرمایهداران و صاحبان صنایع بزرگ نه کارآفرین، بلکه «وابستگان اقتصادی رژیم گذشته» و «عاملان نفوذ امپریالیسم» محسوب میشدند.
این ذهنیت، زمینهساز یکی از مهمترین تصمیمها و سیاستهای اقتصادی سالهای نخست انقلاب شد؛ تصمیمی که در پی آن، سرمایهای بزرگ که طی چند دهه انباشته شده بود، پس از مصادره و ملیسازی صنایع کشور، به هدر رفت و بخش مهمی از ظرفیت تولیدی ایران از میان رفت.
🔴فضای انقلابی و فروپاشی نظم اقتصادی
در ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب، فضای عمومی کشور آکنده از هیجان، خشم انقلابی و آرزوی عدالت اجتماعی بود. سرمایهداران یا کشور را ترک کرده بودند، یا در خفا میزیستند، و یا در معرض بازداشت و مصادرهی اموال قرار داشتند. در همین زمان، کارگران که خود را وارثان انقلاب میدانستند، با تشویق جریانهای چپگرا، دست به اعتصاب و اشغال کارخانهها زدند.
فشارهای فزاینده بر صنایع، به فروپاشی تدریجی نظم تولیدی کشور انجامید؛ نظمی که طی دو دهه و با سیاستهای صنعتیسازی دولت پهلوی دوم شکل گرفته بود.
🔵تصمیم سرنوشتساز شورای انقلاب
در چنین فضایی، شورای انقلاب تصمیمی بنیادین اتخاذ کرد: اموال ۵۱ نفر از صاحبان صنایع بزرگ مصادره و مدیریت کارخانههای آنان به دولت واگذار شد. ارگان حزب جمهوری اسلامی از این تصمیم استقبال کرد و آن را «صدای باز شدن زنجیرها از دست و پای ملت» نامید.
بهدنبال این اقدام، شورای انقلاب در ۲۵ تیر ۱۳۵۸ «قانون حفاظت و توسعهی صنایع ایران» را تصویب کرد. بر پایهی بند «ب» این قانون، سهام و دارایی صاحبان صنایعی که از طریق «رابطه با رژیم گذشته» به ثروت رسیده بودند، به تملک دولت درمیآمد و هرگونه رسیدگی مالی و حقوقی دربارهی آنان در اختیار دولت قرار میگرفت.
🟣جدال ایدئولوژیک در درون انقلاب
تصویب این قانون، نتیجهی جدالی عمیق میان دو جریان اصلی در شورای انقلاب بود: اعتدالیون به رهبری مهندس بازرگان که نگران تضعیف تولید و نقض مالکیت خصوصی بودند؛ رادیکالهای اسلامی که تحت تأثیر گفتمان عدالتطلبانهی چپ و آموزههای سوسیالیستی، خواستار برخورد قاطع با «سرمایهداران وابسته» بودند.
در فضای پرشور و تند و عوام زده آن روزگار، صدای میانهروها در برابر خروش انقلابی مردم شنیده نشد. بدینترتیب، منطق «مبارزه با سرمایهداری» بر مصلحت حفظ تولید غلبه یافت.
🟣ریشههای ایدئولوژیک مصادره
زمینهی فکری این سیاستها به دهههای پیش از انقلاب بازمیگشت. از دههی ۱۳۲۰ به بعد، بسیاری از جریانهای روشنفکری و مذهبیِ نوگرا، تحت تأثیر اندیشههای سوسیالیستی قرار گرفتند.
بسیاری از نخبگان مسلمان پس از دههی بیست، به گفتمان سوسیالیستی روی آوردند و راه تحقق عدالت اسلامی و استقلال ملی ایران را در سوسیالیسم میدیدند. آنان مالکیت خصوصی را منشأ نابرابری و فساد میدانستند.
در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، با گسترش نفوذ شوروی و موج «غربستیزی روشنفکری»، صنعت و تکنولوژی غربی بهعنوان ابزار وابستگی معرفی شد. سازمانهای چپگرا، از جمله حزب توده و فداییان خلق، سرمایهداران بزرگ را هدف انتقاد و حتی ترور قرار دادند؛ از جمله ترور مرحوم محمدصادق فاتح یزدی در سال ۱۳۵۳.
بدینترتیب، در ذهن بخش وسیعی از نیروهای مذهبی و چپ، «صنعتگر» مترادف با «عامل امپریالیسم» شد و «ملیکردن صنایع» بهعنوان تحقق عدالت و استقلال جلوه یافت.
🟢از عدالت انقلابی تا بحران تولید
هرچند هدف اولیه، برقراری عدالت و کوتاهکردن دست سرمایهداران وابسته بود، اما در عمل، سیاست مصادره و ملیسازی با نادیدهگرفتن حقوق مالکیت، به تضعیف کارآفرینی، گسترش سفتهبازی، رکود صنعتی و از میان رفتن انگیزههای تولید انجامید.
صنایع مصادرهشده در اختیار مدیرانی قرار گرفت که اغلب فاقد تجربه و مهارت صنعتی بودند. نظام بوروکراتیک تازهتأسیس نیز توان جایگزینی مدیریت کارآفرینانه را نداشت. در نتیجه، سرمایهی ملی که میتوانست در خدمت توسعهی کشور قرار گیرد، در چنبرهی شعارهای عدالتطلبانه و تصمیمهای شتابزده گرفتار آمد و بخش مهمی از آن از میان رفت.
ترکیب گفتمان دینی، سوسیالیستی و ضدغربی در ذهنیت انقلابی، نوعی بیاعتمادی ریشهدار نسبت به بخش خصوصی پدید آورد. این ذهنیت نهتنها نظام مالکیت را دگرگون ساخت، بلکه بنیان تفکر کارآفرینی را نیز برای دههها تضعیف کرد.
https://eitaa.com/Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🦠انقلاب فرهنگیِ در عصر صفویه
#رضا_احمدی
🔴در واپسین سالهای صفویه، ایران با وجود وسعت جغرافیایی، درگیر تنگنای فکری و انزوای فرهنگی شد. جامعهی متنوعی که زمانی بر پایهی تسامح و چندفرهنگی استوار بود، زیر فشار شریعتگراییِ اخباریان بهسوی فروپاشی رفت.
🟣صفویه که از دل تصوف برخاسته بود، در گذر زمان «طریقت» را به سود «شریعت» کنار زد. از دوران شاه عباس توازن میان فقها و صوفیان برقرار بود، در عصر شاه سلیمان و نفوذ نهاد ملاباشی و شیخ الاسلامی، سلطنت شاه سلطان حسین،شریعت جای تصوف و عقل را گرفت و فرهنگ شریعتمدارانه به ابزار کنترل اجتماعی بدل شد.
🟣«انقلاب فرهنگی» این دوران، تلاشی بود برای یکدستسازی ایمان و فرهنگ؛ با تخریب خانقاهها، تکفیر اقلیتها، تحریم فلسفه و هنر و محدودسازی اندیشه. دستگاه ملاباشی و شیخالاسلام، با سلطه بر آموزش و قضا، دولت را زیر قیمومیت روحانیت اخباری درآوردند.
🔵این سیاست، و ناکارآمدی سیاسی سلطنت و فساد سیستمی حاکمیت، اعتماد اجتماعی را از میان برد، اقوام و مذاهب را به حاشیه راند و شورشهایی چون قیام قندهار را برانگیخت. فشار بر اقلیتهای اقتصادی، فرار سرمایه و رکود تجارت را در پی داشت و ایران را در انزوای جهانی فرو برد.
در پایان، اتحاد دین و دولت به عامل ضعف حکومت بدل گشت. شاه، ابزار درباریان و نهاد ملاباشی شد و دولت عقلانیت خود را از دست داد.
⚫️«انقلاب فرهنگی صفوی» که با شعار وحدت فرهنگی آغاز شد، به گسست فرهنگی، سقوط اقتصادی و فروپاشی سیاسی انجامید.
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰 فرزند کویر که صدای ملتی خسته از غارتگری و استبداد شد
✍#رضا_احمدی
🟣 فرزند کویر
در نیمروز عاشورای سال ۱۳۳۸ قمری، هنگامی که ناقوس اندوه بر بام نائین طنین میانداخت، کودکی چشم به جهان گشود که در آینده صدای ملتی خسته از استبداد شد. او را «حسین» نامیدند؛ فرزند سید علیمحمد سیفالعلماء در خانهای روحانی و در شهری آمیخته از دین و دانش پرورش یافت، اما سرنوشت او نه در حجرهی درس، بلکه در میدان سیاست و قلم رقم خورد.
دوران کودکی و نوجوانیاش میان کتابهای پدر و مجادلات فکری برادرانش گذشت. اما در درون او عطش پرسش و شور آزادی میجوشید، نه میل به تقلید. با پایان تحصیلات ابتدایی، رهسپار اصفهان شد؛ شهری که در دههی پرآشوب ۱۳۱۰، بستر رویش اندیشههای نو بود. در دبیرستان سعدی قلم به دست گرفت و نخستین بار نامش در کنار نشریهی «باختر» بر صفحهای چاپ شد؛ مجلهای که برادر بزرگترش، نصرالله سیفپور فاطمی منتشر میکرد.
🟢 خدا، ایران، آزادی
اما روح حسین در اصفهان سیراب نمیشد. به پایتخت پرهیاهو، میدان اصلی قلم و قدرت، روی آورد. در روزنامهی «ستاره» قلم زد و با نثری پرحرارت، گزنده و بیپروا، بهزودی به روزنامهنگاری نامآور بدل شد.
با برچیده شدن بساط رضاشاهی در سال ۱۳۲۰، حسین از زندان آزاد شد؛ مردی که دیگر تنها روزنامهنگار نبود. در چهاردهم تیر ۱۳۲۱، نخستین شمارهی «باختر امروز»را با شعار جاودانهی «خدا، ایران، آزادی» منتشر کرد. این روزنامه، یکی از اثرگذارترین مطبوعات ایران شد؛ تریبونی که قدرت مطلقهی شاه و دربار را به چالش میکشید و زبان ملت آزادیخواه بود.
🔵 به سوی پاریس
در سال ۱۳۲۴، برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت. در پاریس، در دانشگاهها و محافل مطبوعاتی اروپایی، دانش حقوق و روزنامهنگاری آموخت و نخستین ایرانی شد که در آن سرزمین، مدرک رسمی روزنامهنگاری گرفت. دکترای حقوقش را با رسالهای دربارهی «آزادی مطبوعات» نوشت.
در سال ۱۳۲۷ به وطن بازگشت و بار دیگر «باختر امروز» خاموش را برپا کرد. در کنار «دکتر محمد مصدق» ایستاد؛ مردی که در نگاه او تجسم شرافت ملی بود. پیشنهاد تأسیس **جبهه ملی ایران از سوی او مطرح شد، و از آن پس، فاطمی زبان پرشور ملت در مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت گردید.
🔴 زبان ملت ایران
دکتر فاطمی و روزنامهی «باختر امروز»، تریبون اصلی مبارزات ملت ایران برای ملی شدن نفت بودند. در سال ۱۳۲۹، به سبب مقالات روشنگر بازداشت شد. اما در سال ۱۳۳۰، با نخستوزیری دکتر مصدق، به معاونت سیاسی او رسید و نقشی اساسی در ادارهی دولت و سیاست خارجی ایفا کرد.
⚫️ تیر تعصب
در کنفرانسهای مطبوعاتی با شجاعت سخن میگفت و هر شب در باختر امروز مینوشت. او نهفقط زبان مصدق، که حافظ روح نهضت بود. در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰، هنگام سخنرانی بر مزار محمد مسعود در گورستان ظهیرالدوله، نوجوانی از فدائیان اسلام به سوی او شلیک کرد. گلولهها به طحال و سینهاش نشستند، اما قلبش نایستاد. در بیمارستان نجمیه، با لبخند گفت:
«رنج و خون، بهای آزادی است؛ من آمادهام.»
🟣 سزاوار آزادی
پس از ماهها بستری، از بستر برخاست و در مهر ۱۳۳۱، به وزارت خارجه منصوب شد. دستور داد سفارت انگلیس تعطیل و مأمورانش از کشور اخراج شوند. در سخنرانیهایش از «ملت راستکردار و کهن ایران» یاد میکرد و استعمار را متهم میساخت که قرنها این ملت را خُرد کرده است.
اما طوفان نزدیک بود. در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تانکها در خیابانها غریدند و دفتر«باختر امروز» زبان نهضت به آتش کشیده شد. دشمنانش بسیار بودند: فدائیان مذهبی، درباریان سهمخواه و خاندان سلطنت. فاطمی ماهها در خفا زیست تا سرانجام در اسفند همان سال به دست مأموران ساواک گرفتار شد.
در روز بازداشت، گروه فشار و چماق بدستان حکومتی در برابر شهربانی بر او تاختند. خواهرش خود را سپر کرد و هر دو با چاقو مجروح شدند. اما حسین زنده ماند تا در دادگاه نظامی با قامتی استوار خوابیده در برانکار آخرین پیام نهضت را اعلام دارد، با جسمی مجروح و تبدار گفت: «من از مرگ نمیهراسم؛ آنکه از مرگ میترسد، سزاوار آزادی نیست. »
در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳، در پادگان زرهی، او را بر برانکارد آوردند. صدای رگبار گلوله در هوای سرد پیچید. کودک کویر، که روزی با قلمش برخاست تا آزادی را فریاد کند، با خون خود آن را امضا کرد.
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰 مردی که نمی گذاشت، کسی از پنجره وارد دانشگاه شود
#رضا_احمدی
🟣 خاطرهای که دکتر علیاکبر سیاسی، رئیس دانشگاه تهران، از توصیه دکتر مصدق نقل میکند، تنها یک روایت اداری ساده نیست؛ بلکه آیینهای است از نوع نگاه نسل بنیانگذاران دانشگاه مدرن ایران به مفهوم شایستهسالاری و مرزی که میان «حق» و «توصیه» میکشیدند.
🟢 دکتر سیاسی مینویسد روزی دکتر محمد مصدق با او تماس گرفت؛ تماسی غیرمعمول، زیرا مصدق بهندرت برای فردی توصیهای میکرد. اما اینبار به دلیل استعداد و درستکاری دکتر سعید فاطمی، خواسته بود که دانشگاه توجهی ویژه به او داشته باشد. سیاسی با آرامش پاسخ میدهد که «اتفاقاً» برای زبان فرانسه نیاز به دانشیار دارند، و از همان لحظه امید دارد مسیر قانونی برای فاطمی هموار باشد. اما همین نقطه، سرچشمه سوءتفاهمی میشود. فاطمی که فردای آن روز با لبخند و با گمانِ دریافت حکم وارد اتاق دکتر سیاسی می شود، ناگهان با جملهای روبهرو میگردد که تمام تصورش را فرو میریزد.
🔵 فاطمی که گمان داشت «انتخاب» شده، نه اینکه «رقابت» خواهد کرد، رنگش میپرد. و در گفتوگوی کوتاه، اصل ماجرا روشن میشود: او تصور کرده بود که توصیه نخستوزیر نوعی میانبُر اداری است. اما دکتر سیاسی با آرامش و قاطعیت مسیر درست را توضیح میدهد: آگهی عمومی، زمان یکماهه، رقابت علمی، بررسی مدارک، و ارائه درس نمونه. هیچ درِ پشتی در کار نیست؛ نه برای فاطمی، نه حتی به احترام مصدق.
🟣وقتی دکتر سیاسی جمله مشهور مصدق را نقل میکند ــ «در دانشگاه باید از «درب » وارد شد، نه از «پنجره» ــ در واقع روحیهای را بازتاب میدهد که دانشگاه را نهادی میدید، نه ساختمان؛ فضایی برای رشد، نه میدان نفوذ و ورود خودیها.
🔵 این تجربه برای فاطمی تلخ بود، اما آموزنده. او رفت، تلاش کرد، و چند سال بعد در یک رقابت دیگر بهطور رسمی دانشیار شد. از آن پس نیز نهتنها کینهای در دل نداشت، بلکه به یکی از پرشورترین مدافعان دکتر سیاسی رئیس دانشگاه تبدیل شد؛ آنقدر که با مبالغه میگفت:
«دکتر سیاسی کسی است که حتی به توصیه مصدق هم نمیگذارد.»
🟢جمع بندی
فرهنگ دانشگاهی در آغازِ دانشگاه تهران بر محور «ضابطه» میچرخید، نه «رابطه». چهرههای درخشان دهه سی تا پنجاه گواه این ادعاست. دکتر مصدق نیز با وجود توصیهاش، به صراحت معتقد بود معیار علمی نباید قربانی فشارهای سیاسی شود. سوءتفاهم فاطمی نشان میدهد که حتی افراد شایسته هم ممکن است زیر سایه فرهنگ توصیه توقعهایی پیدا کنند.
برخورد دکتر سیاسی نمونهای آموزنده از مدیریت همراه با احترام، قاطعیت و اخلاق اداری است.
عدالت اداری، حتی اگر لحظهای آزارنده باشد، در بلندمدت اعتماد و احترام میسازد.
دکتر اکبر سیاسی و محمد مصدق از مردان شریف این سرزمین بودند، که نام و یاد نیکی از خود به جای گذاشت.
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🦠بهشت زمینی؛ آرمان رهایی یا مهندسی خشونت؟
#رضا_احمدی
🟣انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه تنها سقوط یک حکومت نبود؛ تلاشی بود برای بازآفرینی کامل انسان، جامعه و تاریخ. بلشویکها خود را نه وارث قدرت سیاسی، بلکه سازندگان جهانی نو چون پیامبران میدانستند؛ جهانی که قرار بود در آن استثمار، مالکیت خصوصی و نابرابری اجتماعی برای همیشه پایان یابد. اما پرسش بنیادین تاریخ قرن بیستم این است: تحقق این بهشت وعده دادهشده، به چه قیمتی ممکن شد؟
🔴قرن بیستم با مرگ امپرتوری، روسیه ، عثمانی و... آغاز شد، پیروزی بلشویکها در روسیه، محصول فروپاشی همزمان امپراتوری تزاری، شکستهای نظامی، بحران اقتصادی و ناتوانی دولت موقت در پاسخگویی به مطالبات اجتماعی بود. لنین با درک دقیق لحظه تاریخی، شعار «نان، صلح و زمین» را به ابزار بسیج تودهها بدل کرد. با تصرف مراکز قدرت در پتروگراد و سپس مسکو، نخستین دولت ایدئولوژیک مدرن جهان شکل گرفت؛ دولتی که مشروعیت خود را نه از انتخابات، بلکه از ادعای نمایندگی و رسال تاریخی میگرفت.
اما دولت انقلابی بلافاصله با واقعیتی سخت روبهرو شد: انقلاب بدون خشونت قابل حفظ نبود. جنگ داخلی میان ارتش سرخ و نیروهای ضدبلشویک، حکومت نوپا را به سوی تمرکز بیسابقه قدرت سوق داد. سیاست «کمونیسم جنگی» در همین بستر شکل گرفت؛ سیاستی که اقتصاد را به ماشین جنگ تبدیل کرد.
🔴حذف مالکیت خصوسی
در این نظام، بازار حذف شد، مالکیت خصوصی لغو گردید و تولید کشاورزی عملاً به مصادره دولتی درآمد. دولت انقلابی برای بقا، رابطه سنتی میان شهر و روستا را شکست و دهقانان را به تأمینکنندگان اجباری انقلاب تبدیل کرد. نتیجه، کاهش تولید، قحطی گسترده و مرگ میلیونها نفر بود. انقلاب اینجا آشکار شد: حکومتی که با وعده رهایی محرومان به قدرت رسیده بود، بقای خود را بر فشار همان طبقات بنا نهاد.
🟣بازسازی جامعه با ایدئولوژیک
عقبنشینی لنین در قالب سیاست اقتصادی نوین (نپ) نشان داد حتی رهبران انقلاب نیز محدودیتهای واقعیت اقتصادی را پذیرفته بودند. نپ اعترافی ضمنی بود به این حقیقت که جامعه را نمیتوان صرفاً با اراده ایدئولوژیک بازسازی کرد. با این حال، مرگ زودهنگام لنین مانع تثبیت این مسیر میانه شد.
🔵امپراتوری ایدئولوژیک
پس از لنین، نزاع جانشینی در حقیقت نزاعی بر سر ماهیت آینده انقلاب بود. تروتسکی نماینده «انقلاب دائمی» و گسترش جهانی سوسیالیسم بود، در حالی که استالین نظریه «سوسیالیسم در یک کشور» را مطرح کرد؛ نظریهای که انقلاب را از پروژهای جهانی به پروژهای دولتی تبدیل میکرد.
پیروزی استالین نقطه عطفی تعیینکننده در تاریخ شوروی بود. انقلاب کارگری به تدریج جای خود را به دولتی داد که حزب، بوروکراسی و دستگاه امنیتی ستونهای اصلی آن بودند. استالین دریافت که بقای نظام نه در شور انقلابی، بلکه در کنترل کامل جامعه نهفته است.
بدین ترتیب، دشمن دیگر یک فرد یا گروه واقعی نبود، بلکه طبقهای تعریفشده توسط ایدئولوژی بود. این همان لحظهای است که خشونت، مشروعیت نظری پیدا میکند.
🟢دولت ترس آفرین
دهه ۱۹۳۰ شاهد تبدیل اتحاد شوروی به یکی از متمرکزترین نظامهای سیاسی تاریخ بود. «پاکسازی بزرگ» تنها حذف مخالفان نبود؛ بازآفرینی دائمی ترس به عنوان ابزار حکومت بود. محاکمات نمایشی، اعترافات اجباری و اعدام رهبران قدیمی انقلاب نشان داد که انقلاب فرزندان خود را میبلعد.
ترور تروتسکی دومین شخصیت انقلاب در مکزیک پایان نمادین نسل نخست انقلاب بود. از آن پس، شوروی دیگر جنبشی انقلابی نبود؛ بلکه امپراتوریای ایدئولوژیک با رهبری مطلقه محسوب میشد.
🟣بهشت و بهای تاریخ
استالین توانست اتحاد شوروی را به قدرتی صنعتی و نظامی بدل کند؛ دستاوردی که بعدها در شکست آلمان نازی نقشی تعیینکننده داشت. اما این پیشرفت بر بنیانی از سرکوب، قحطی و مرگ میلیونها انسان استوار بود.
تجربه شوروی نشان داد که هنگامی که یک ایدئولوژی خود را تجسم حقیقت تاریخی بداند، هر مخالفتی به «خیانت» تبدیل میشود و خشونت، ضرورتی اخلاقی جلوه میکند. در چنین شرایطی، آرمان رهایی میتواند به سازوکاری برای سلطه مطلق بدل شود.
بنابراین پرسش اصلی همچنان باقی است:
آیا مشکل در آرمان برابری بود، یا در تلاشی که میخواست انسان و جامعه را با زور تاریخ، از نو بسازد؟
#شوروی_بهشت_آرمانی_کمونیست
@Nasim_Tarikh
🌐
https://eitaa.com/majmaqomh
☘ شاه عباس کبیر، انتخابی بسیار تلخ و اما ناگزیر
✍️ #رضا_احمدی
🔴 بحرانهای سخت
شاه عباس پس از تاجگزاری با سه بحران سخت روبرو بود. خودسری سرداران قزلباش، اشغال غرب کشور از قفقاز تا همدان، و شرق کشور از مرو تا یزد میدان تاخت و تاز ازبکان بود. شاه هفده ساله که در زیر سلطه و تحکُم مرشد قلیخان قرار داشت، ابتدا سردار مرشد قلیخان را از میدان برداشت، اما فتنه سرداران قزلباش را علیرغم مصائبی که داشتند آنها برای آینده وانهاد و سعی داشت از توان آنها برای آزادی شهرهای اشغالی استفاده کند.
ایران پس از شاه تهماسب اول و تا روی کار آمدن شاه عباس اول دچار بحران ناکارآمدی بود و نمی توانست در یک زمان در دو جبهه با عثمانی و ازبکها بجنگد و باید مهمتر را انتخاب می کرد و به انتخابهای تلخ تن در دهد.
🟢 انتخاب های بسیار تلخ
شاه عباس کبیر بزرگترین فرمانروای ایران بود که ایران را در قرن شانزدهم به دومین قدرت جهان تبدیل کرد.
وقتی که او به قدرت رسید، شرق از ماوراءالنهر تا یزد در تاخت و تاز ازبکان بود. و غرب ایران از قفقاز تا همدان تیز در اشغال دولتی بود که بر سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا حکومت می کرد، شاه عباس ناچار شد برای حفظ ایران به عهدنامه ای تلخ و سخت تن در دهد تا ایران باقی بماند.
حکمرانی و سیاست میدان احساسات، آرزوها و آرمانها و باور های ایدئولوژیک نیست و بلکه میدان انتخابهای سخت و تلخ است. شاه جوان علیرغم خواست درونی خود، و مطالبه ارتش و ایرانیان، شهرهای اشغالی از گرجستان، قره باغ، گنجه، ایروان، تبریز، ارومیه، کردستان و همدان را در عهدنامه «فرهاد پاشا» به دولت عثمانی واگذار کرد.
هیئت صلح ایران در خرداد 969 ش همراه با هدایا و با شاهزاده حیدر میرزا که او را بعنوان گروگان به استانبول فرستادند. در آذر 969 ش عهدنامه «فرهاد پاشا» به امضا رسید و دولت ایران متعهد شد که علاوه بر واگذاری این مناطق به دولت عثمانی نباید در ایران به شخصیت های مورد احترام اهل سنت و خلیفه اول، دوم و سوم اهانت نمایند. و پس از صلح تحمیلی تلخ با حریف نیرومند غربی، ایران آسوده خاطر و با خیال فارغ تر ابتدا قشو ن را بازسازی کرد، و سپس به تنبیه یاغیان داخلی و حریف سر سخت شرقی ازبکها همت گماشت.
پس از انعقاد صلح، مردم بومی و جمعیت های خود جوش قفقاز، برای آزادی این مناطق قیام کردند که شاه عباس مجبور شد، طی نامه ای از آنها بخواهد که دست از آزاد سازی این مناطق بردارند تا روز موعد که دولت ایران اقدام نماید. همه این انتخابها برای شاه جوان بسیار تلخ بود ولی برای مصالح ملی باید این تلخی ها را به جان خرید.
🔴 آزاد سازی شرق
شاه جوان خود را آماده نبرد با ازبکانی کرد که از بلخ تا یزد به تاراج داده بودند. شهرهای هرات، بلخ، مشهد، نیشابور، دامغان و...در اشغال آنها بود. بیش از پنج سال نبرد و دادن تلفات زیاد، شاه عباس ازبکها را شکست داد و شرق ایران را آزاد ساخت.
🟣 آزاد سازی تبریز
شاه عباس بزرگ، پس از آزاد سازی شرق کشور در یک عملیات غافلگیرانه خود را به تبریز رسانده و ۲۹ مهر ۹۸۲ ش پس از بیست روز مقاومت عثمانی ها تبریز را آزاد ساخت. پس از فتح تبریز شاه عباس کبیر طی چهار سال گرجستان، ارمنستان، قره باغ، ارومیه و... از وجود عثمانی ها آزاد ساخت و به دامن ایران بازگرداند.
🟢دولت مردان ملی، وطن خواه همیشه با انتخابهای تلخ و سخت مصالح ملی را بر منافع زودگذر، ایدئولوژیک، باندی و گروهی ترجیح می دهند و ملت و کشور خود را از روزها سخت عبور می دهند.
(برگرفته از کتاب چکیده تحلیلی تاریخ ایران، از چنگیزخان مغول تا شاه عباس کبیر ، دفتر اول)
@Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
☘چرچیل و ایرانیان
#رضا_احمدی
🟣چرچیل نخست وزیر دوران جنگ جهانی دوم انگلیس، ژنرال پیروزی متفقین بر علیه فاشیسم و منجی شوروی و اروپا بود. چرچیل به خود حق می داد که از همه مغرورتر باشد بعد از پایان جنگ او به مرد سال و قوی مرد جهان تبدیل شد؛ با این سرمایه و قدرت با غرور و پیروزی تضمینی در انتخابات 1945 شرکت کرد، مردم انگلستان به ژنرال و سرباز فداکار خود رأی ندادند. و شکست خورد. این اتفاق در جهان آزاد امری طیبعی است و کسی مردم انگلیس را بی بصیرتی و حق ناشناسی متهم نکرد.
🟢بازگشت به قدرت
درعصر غیبت چرچیل مردم هند به استقلال دست یافتند، با روی کار آمدن چرچیل مردم ایران بسیار آسیب دیدند. پس از بازگشت دوباره او به قدرت، ایرانیان با استعمار پیر بر سر نفت، خون جهان بعد از جنگ، پنجه در پنجه انداخت. چرچیل آمد تا نهضت ملی و دکتر مصدق که بدنبال بازگشت به مشروطه و دستیابی به حق خود در نفت بوندد را سرنگون کند. ائتلاف چرچیل محافظه کار و آیزنهاور جمهوری خواه شکل گرفت تا کودتای 28 مراد 1332 را مهندسی کنند.
🟣«چرچیل چند دوره با آنها رود رو شده بود و ایران و ایرانیان را خوب میشناخت. و او هربار به پیشتوانه قدرت مالی و نظامی کشورش- که ابر قدرت بود- بر ایرانیان پیروز شد. او در توصیف ایرانی می آورد: ایرانیان با همه همسایگان خود فرق دارند، هر سال مصاف با آنها دشوارتر میشود. آنها بازی سیاست جهانی را میدانند و به سرعت میآموزند، ولی در سیاست داخلی و اداره خود عقب ماندگی ها دارند.» (شاید حرف آخر، مسعود بهنود)
🔴عقب ماندگی ایرانیان
پیروزی انگلستان در جنگ اول و دوم جهانی با نفت جنوب ایران بدست آمد. سیاسمداران انگلیسی بهتر از خود ایرانیان، ایران را میشناختند. سخن چرچیل ناظر بر اوضاع ایران قرن بیستم است که ایرانیان نتوانستند در سیاست داخلی و اداره کشور با هم تعامل کنند.
🟢فرهنگ سیاسی ایران، محصول ساختار سیاسی و اقتصادی در تاریخ ایران است. فقدان فرهنگ سیاسی مبتنی بر اعتماد، پاسخ گوی نهاد قدرت، قاعده پذیری، قابلیت پیش بینی پذیری، روشهای قانون مند حل اختلافها و رقابت پذیری میتواند فرهنگ سیاسی را تقویت نمود.
جامعه ایران در زمینه خلق و خوی اجتماعی با کاستی های چون ضعف در روشهای حل اختلاف، کارجمعی، فرار از نقد و پاسخگویی، سیستم سازی، قضاوت منصفانه، فرهنگ حذف و تخریب، احساسات، بیاعتمادی، واقعیت گریزی، قاعده گریزی و نپذیرفتن تفاوت های فردی و معاشرت معقول. این کاستیها در انقلاب مشروطه، نهضت ملی و انقلاب 57 خود را نشاد داد.
🟢نهضت مشروطه
نخبگان عصر قاجار توانستند پس از یک قرن تلاش، قدرت ظل اللهی شاه را زمینی کنند و در محفظه شیشهای بنام قانون اساسی قرار دهند، ولی نتوانستد پس از پیروزی باهم تعامل نمایند ویکدیگر را به رسمیت بشناسند، دسته ای پرچم شرع را برافراختند مخالفان خود را مرتد و تکفیر کردند و گروه مقابل هم با تپانچه پاسخ دادند اینقدر برهم نواختند که مردم از انقلاب و مشروطه بیزار شدند.
🔵نهضت ملی
پس از شهریور1320 نسلی از مشروطه خواهان که خواهان سلطنت شاه بودند، به رهبری دکتر مصدق و حمایتهای آیت الله کاشانی در پی احیای مشروطه و گرفتن حق خود از نفت برآمد در مرحله نهضت با همبستگی به پیروزی دست یافتند. اما در مقام اجرا جناحها به جان هم افتند و نتیجه آن پیروزی انگلیس و آمریکا شد.
🔴انقلاب 57
انقلاب اسلامی با وحدت همه نیروها بر رهبری انقلاب در بهمن 1357 به پیروزی کم هزینه ای دست یافت. پس از پیروزی همان سخن چرچیل شد، گروهی به روی دیگران اسلحه کشید، روشنفکران به بی دینی متهم گردیدند. هر کس قدرت یافت خود را حق مطلق و دیگران را منحرف شمردند.
🟣اگر جامعهای قصد حرکت در مسیر توسعه یافتگی داشته باشد، ابتدا باید در چارچوب های اقتصادی حرکت کند و سپس در فضاهای اجتماعی و فرهنگی تحول ایجاد نماید. توسعه سیاسی آخرین مرحله و در واقع محصول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بدون طی این سیری تحولات به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
@ Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
☘دانشمندان، سرمایه های پنهان میهن
#رضا_احمدی
▫️در سالهای اخیر، جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان شاهد آن بودیم که ائتلاف آمریکا و اسرائیل با حملات هدفمند خود زیر ساختهای نظامی، اقتصادی و سرمایههای انسانی خاصه دانشمندان بی دفاع به همراه خانوادشان مورد هدف قرار می دهند. تجربه حملات 2011 به عراق، آن دسته از دانشمندان عراقی که از این کشور خارح شدند، نجات پیدا کردند و بیش از پانصد تن از دانشمندانی عراقی توسط اسرائیل ترور شدند و در سوریه هم بدین منال دنبال شد. امروز دیگر بادیگارد حفاظت نیست و بلکه در سیبل قرار دادن آنها است. تیمور لنگ در فتوحات خود اهل دانش و حرفه را به شیوه ای حفظ می کرد.
🔻استفاده از احساست مذهبی
در یورش پنج ساله تیمور لنگ از سال 797 ق از سمرقند آغاز شد. تیمور در ماوراء النهر برخاست تا بار دیگر میراث مغول را به چنگ آرد. شیعیان در خراسان حشمتی داشتند، تیمور میخواست مصر و شام را تصرف نماید، برای رسیدن به این هدف سعی داشت شیعیان را با خود همراه سازد. او با کمک شیعیان خراسان را گشود. در زمان حمله به شام، شعار خون خواهی سید الشهدا را سرداد، شعیان به شوق آمدند تا از فرزندان یزید، مردم شام که قاتلین امام بودند انتقام کشند، تیمور لنگ پرچم خود را سفید کرد تا چونا پرچم امام علی برافراشت و شام را فتح نمود.
🔵 فرزند امام علی
تیمور به این شعارها بسنده نکرد و بر اساس فتوای نسب سازان و شجره نامه نویسان او را از نوادگان امام علی معرفی کردند. و گفتند که مادرش هم از نوادگان علی بن حسین است. اسامی فرزندان خود را بنام صحابه و امام علی نام گذاری کرده بود.
تیمور توانست از ظرفیت از شیعیان حداکثر بهره را ببرد و دمشق را با شعار انتقام خون امام حسین از نسل یزید بگشاید و حریفان مصری را از میان بردارد.
به دستور تیمور لنگ در مقابر حضرت علی، امام حسین، موسی کاظم، محمد تقی و علی بن موسی الرضا فرش و روشنایی هدیه شد و دستور داد روزانه زوار آن امامان را اطعام کنند. با این اقدامات علاوه بر جذب شیعیان، جنبشهای اعتراضی آنها خاصه شیعیان زیدی را مهار و از قیامهای آنها در امان میماند.
🔵 حمایت از اهل دانش و حرفه
در جنگهای خونین جهانگشایان معمولاً اهل حرفه و تخصص از قتل و غارت در امان بودند.
تیمور لنگ فاتح قرن هشتم، در فتوحات خود سبک و سیاق خاص داشت. پس از گشودن شهرهای متخاصم، و قبل ازنواختن شیپور چپو، مردم شهر را در جمع و آنها را تقسیم می کرد، از میان آنها صوفیان، عالمان و هنرمندان، شاعران، کاتبان، صنعت گران، پیشهوران را از دیگر اقشار جدا میساخت، آنها به همراه معماران، پیشهوران و هنرمندان، نیروی انسانی کیفی به سمرقند منتقل می کرد و بوسیله آنان شهر زیبای سمرقند را با شکوه ساخت.
🔴 در هفتههای اخیر تعداد از دانشمندان در رشته های مختلف درخانههایشان مظلومانه مورد هدف قرار گرفته و به شهادت رسیده اند. پس ضروری است تدبیری اندیشه شود تا این گروهای مورد هدف عملیات اسرائیل و با روش های خاص از این فتنه در امان مانند که فقدان آنها غیر قابل جبران است.
@Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰آنگاه که استبداد از صندوق پر می کشد
#رضا_احمدی
📍همانگونه که فروپاشی آزادیها امری ناگهانی نیست و با حمله به نهادهای مدنی، فروکاستن حقیقت، حمله به روایتهای گوناگون، استوار ساختن جامعه بر یک روایت رسمی، مردود شمردن سایر روایتها، منزوی کردن شهروندان و عادیسازی خشونت آغاز میشود، شکلگیری استبداد نیز یک رویداد دفعی نیست، بلکه فرایندی تدریجی است.
📍آمریکا و دیگر کشورهای جهان نیز از این خطر در امان نبودهاند. دامنه این پدیده فراتر از یک کشور یا یک دوره تاریخی خاص است. تجربه فاشیسم، نازیسم و استالینیسم نشان میدهد که برای شناخت و مقابله با استبداد باید نشانههای اولیه آن را جدی گرفت.
📍استبداد با گامهای کوچک آغاز میشود: تحریف زبان، تضعیف نهادهای مستقل، عادیسازی خشونت و در نهایت سکوت شهروندان. استبداد همیشه با کودتا و تانک از راه نمیرسد؛ گاه از صندوق رأی سر برمیآورد.
یادآوری تاریخ، وجدان تاریخی ملتها را بیدار میکند. تاریخ را نمیتوان پدیدهای کاملاً خطی و رو به پیشرفت دانست. این تصور خوشبینانه که جوامع مدرن برای همیشه از خطر استبداد مصون هستند، بارها نادرست از آب درآمده است.
استبداد میتواند حتی در آزادترین جوامع نیز با چهرهای نو ظهور کند. همانگونه که در قرن بیستم، آلمان و ایتالیا در اوج تمدن غرب گرفتار حکومتهای نازیسم و فاشیسم شدند، در عصر حاضر نیز خطر بازگشت اقتدارگرایی همچنان وجود دارد.
اگر باور کنید که از خطر استبداد در امان هستید، در واقع نخستین گام را به سوی شکست برداشتهاید. تاریخ دقیقاً تکرار نمیشود، اما اغلب در قالب قافیههای آشنا بازمیگردد.
📍 استبداد با گامهای کوچک آغاز میشود: تحریف حقیقت، تضعیف نهادهای مدنی مستقل، عادیسازی خشونت و سکوت شهروندان. استبداد همیشه با کودتا و تانک نمیآید؛ گاه از صندوق رأی سر برمیآورد.
در اینجا دو نمونه از ظهور استبداد را روایت میکنیم. فاطمه جناح؛ نماد مبارزه با استبداد در پاکستان بود.
📍ژنرال ایوب خان و کودتای نرم
هندوستان به رهبری مهاتما گاندی و محمدعلی جناح توانست استعمار بریتانیا را به عقب براند و به استقلال دست یابد. محمدعلی جناح، مشهور به «قائد اعظم»، در سال ۱۹۴۷ تشکیل دولت پاکستان را اعلام کرد و مسلمانان شبهقاره کشوری مستقل به نام پاکستان بنیان نهادند.
در سال ۱۹۵۸، ژنرال ایوب خان، فرمانده کل ارتش پاکستان، با کودتا قدرت را در دست گرفت و نظامیان بر این کشور مسلط شدند.
📍 ایوب خان برای مشروعیتبخشی به حکومت خود، انتخابات مهندسیشدهای را در سال ۱۹۶۵ برگزار کرد. در این انتخابات، فاطمه جناح که به «مادر ملت پاکستان» شهرت داشت، به عنوان رقیب اصلی او وارد میدان شد.
فاطمه جناح از رهبران نهضت ضد استعمار شبهقاره هند و خواهر محمدعلی جناح بود. او به نماد مبارزه با استبداد و دفاع از آزادیهای سیاسی تبدیل شد.
با وجود محدودیتهای سیاسی و فشارهای حکومت نظامی، فاطمه جناح توانست حمایت گسترده شهروندان پاکستانی را جلب کند؛ اما مهندسی انتخابات نتیجه را به سود حکومت رقم زد و ژنرال ایوب خان از صندوق رأی بیرون آمد. بدین ترتیب، در جامعهای که با آرمانهای آزادی و استقلال شکل گرفته بود، دیکتاتوری نظامی تثبیت شد.
📍 ظهور اقتدارگرایی در جهان آزاد
دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ به عنوان نامزد حزب جمهوریخواه از صندوق رأی بیرون آمد و فصل جدیدی در سیاست آمریکا آغاز شد.
او در نخستین گام، از توافق هستهای ایران (برجام) خارج شد. همچنین ممنوعیت سفر برای شهروندان چند کشور را اعمال کرد، دیوار مرزی میان ایالات متحده و مکزیک را گسترش داد و سیاست جداسازی خانوادههای مهاجر را به اجرا گذاشت.
ترامپ مقررات زیستمحیطی و تجاری را کاهش داد، قانون کاهش مالیات و ایجاد اشتغال سال ۲۰۱۷ را امضا کرد، از توافقهای بینالمللی مرتبط با تغییرات اقلیمی، تجارت و برنامه هستهای ایران خارج شد و جنگ تجاری گستردهای را با چین آغاز کرد. در دوران همهگیری کووید-۱۹ نیز بارها با توصیههای مقامات بهداشتی مخالفت نمود.
پس از شکست در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۰ در برابر جو بایدن، وی تلاش کرد نتیجه انتخابات را تغییر دهد و هوادارانش در حوادث ششم ژانویه ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره آمریکا حمله کردند.
ترامپ بار دیگر در انتخابات ۲۰۲۴ به قدرت بازگشت. منتقدان او معتقدند که افزایش تعرفههای تجاری، سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی، رویکردهای ملیگرایانه افراطی و برخی مواضع جنجالی درباره زنان و اقلیتها، نشانههایی از گرایشهای اقتدارگرایانه در سیاست آمریکا را آشکار ساخته است.
شیوه حکمرانی ترامپ با سنتهای دموکراتیک آمریکا در تعارض قرار گرفته است. از این منظر، تجربه آمریکا نشان میدهد که استبداد و تمرکز قدرت تنها از مسیر کودتا پدید نمیآید، بلکه گاه میتواند از دل انتخابات و صندوق رأی نیز سر برآورد.
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🍀جنبش مدارس نوین؛ نقطه آغاز ورود ایران به عصر جدید
#رضا_احمدی
🟢نهضت بیداری ایرانیان که از اوایل دوره قاجار آغاز شده بود، در عصر ناصری به مرحلهای تازه رسید. تا پیش از آن، اصلاحطلبان ایرانی عمدتاً بر اصلاح دیوانسالاری، ارتش یا روابط خارجی تأکید داشتند؛ اما بهتدریج این اندیشه شکل گرفت که هیچ اصلاح پایداری بدون دگرگونی نظام آموزش امکانپذیر نیست. از همین رو، تأسیس مدارس جدید را باید نقطه آغاز نوسازی واقعی ایران دانست؛ زیرا تحول آموزش، زیربنای تحول دولت، اقتصاد و جامعه بود.
🔴پیشگام این جنبش، میرزا حسن رشدیه بود. او پس از آشنایی با نظامهای آموزشی نوین در عثمانی و قفقاز، دریافت که عقبماندگی ایران بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، نتیجه فقر آموزش عمومی است. رشدیه با ابداع شیوهای نوین برای آموزش خواندن و نوشتن، کوشید سواد را از انحصار گروهی خاص خارج کند و آن را در دسترس عموم مردم قرار دهد. اما این اقدام، تنها یک اصلاح آموزشی نبود؛ بلکه چالشی جدی برای نظم سنتی جامعه به شمار میرفت.
🟢به همین دلیل، مخالفت با مدارس جدید تنها مخالفت با چند کلاس درس نبود. مخالفان بیم داشتند که آموزش علوم جدید، زبانهای خارجی، ریاضیات و علوم طبیعی، اقتدار سنتی آنان را تضعیف کند. آنان مدارس جدید را تهدیدی برای دین معرفی میکردند، حال آنکه مسئله اصلی، ترس از گسترش آگاهی و شکلگیری نسلی پرسشگر بود. هر جامعهای که انحصار دانش را ابزار حفظ قدرت بداند، در برابر گسترش آموزش عمومی مقاومت خواهد کرد.
🔴با وجود این مخالفتها، رشدیه از میدان خارج نشد. هرچند مدرسههایش در تبریز و مشهد تخریب شد و خود ناچار به ترک ایران گردید، اما با حمایت امینالدوله در آغاز سلطنت مظفرالدینشاه به تهران بازگشت و پایههای آموزش نوین را استوارتر ساخت. مقاومت او نشان داد که نوسازی، بیش از آنکه به منابع مالی نیاز داشته باشد، به اراده و پایداری مصلحان وابسته است.
🟢پس از انقلاب مشروطه، این جریان وارد مرحلهای تازه شد. یکی از برجستهترین چهرههای آن، شیخ محمدحسن شیخالاسلام بود. اهمیت او در آن است که از دل نهاد سنتی روحانیت برخاست، اما به این نتیجه رسید که درمان دردهای جامعه تنها با موعظه ممکن نیست. او دریافت که جهل، سرچشمه بسیاری از مشکلات اجتماعی، اقتصادی و حتی دینی است و تا زمانی که آموزش عمومی گسترش نیابد، اصلاحات دیگر نیز به نتیجه نخواهد رسید.
🔴داستان مشهور نعلین زرد شیخالاسلام، هرچند ساده به نظر میرسد، اما از نظر جامعهشناختی بسیار معنادار است. هنگامی که مردم، ازدحام گوسفندان را به «کرامت» تعبیر کردند، شیخ دریافت که جامعهای گرفتار خرافه، بیش از هر چیز به مدرسه نیاز دارد، نه به افزایش منبرها. از همین رو، امامت جماعت را رها کرد و تمام توان خود را صرف مدرسهسازی نمود. او در فاصله سالهای ۱۲۸۹ تا ۱۳۰۱ خورشیدی حدود شصت مدرسه رایگان در تهران و پیرامون آن بنیان نهاد و نشان داد که آموزش عمومی، بزرگترین خدمت به دین، جامعه و میهن است.
🟢در حقیقت، جنبش مدارس نوین صرفاً یک تحول آموزشی نبود، بلکه نقطه آغاز شکلگیری جامعه مدرن ایران به شمار میرفت. مدرسه، انسان جدیدی تربیت میکرد؛ انسانی که به جای تقلید، میآموخت بیندیشد؛ به جای حفظ کردن، تحلیل کند؛ و به جای پذیرش بیچونوچرای سنت، درباره آن پرسش کند. چنین انسانی بعدها در عرصههای سیاست، اقتصاد، صنعت، مطبوعات، پزشکی و حقوق، موتور اصلی تحولات ایران شد.
🔴تجربه کشورهای موفق نیز همین واقعیت را تأیید میکند. ژاپن پس از اصلاحات میجی، ترکیه در دوره جمهوری، و بسیاری از کشورهای اروپایی، توسعه خود را از مدرسه آغاز کردند، نه از کارخانه و ارتش. آنان دریافتند که پیش از ساختن راهآهن، کارخانه و بانک، باید انسان آموزشدیده تربیت کرد؛ زیرا توسعه، پیش از آنکه پروژهای اقتصادی باشد، پروژهای فرهنگی و آموزشی است.
🔴از این منظر، مدارس جدید در ایران تنها مکانی برای آموزش خواندن و نوشتن نبودند؛ بلکه نهادی برای تغییر فرهنگ، تربیت شهروند، گسترش عقلانیت و شکستن انحصار دانش بودند.
🟢مقاومتهایی که در برابر این مدارس شکل گرفت نیز واکنشی به همین دگرگونی عمیق بود. ازاینرو، تاریخ مدارس جدید را باید تاریخ نبرد «آگاهی» با «جهل»، «عقلانیت» با «خرافه» و «توسعه» با «رکود» دانست؛ نبردی که آثار آن هنوز در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران ادامه دارد.
@Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
☘انقلاب مشروطه و شکلگیری دولت نوین در ایران
#رضا_احمدی
مقدمه
🟣امروز چهارده مرداد سالروز امضای فرمان مشروطه در سال ۱۲۸۵ توسط شاه قاجار (مظفر الدین شاه) است که با مطالبات مردم خود به مقاومت بر نخاست. مشروطه نخستین جنبش فراگیر سیاسی و مدنی در تاریخ معاصر ایران بود که با هدف محدود کردن قدرت مطلقه، استقرار حکومت قانون و ایجاد نهادهای جدید سیاسی شکل گرفت.
🟢این انقلاب نقطه عطفی در گذار ایران از حکومت سنتی به دولت مدرن محسوب میشود؛ زیرا برای نخستین بار اصل حاکمیت قانون، تفکیک نسبی قوا، مسئولیت دولت در برابر مجلس و مشارکت مردم در اداره امور کشور در قالب قانون اساسی به رسمیت شناخته شد.
🔴ریشههای تاریخی
انقلاب مشروطه حاصل مجموعهای از تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکری در قرن نوزدهم بود. شکستهای ایران در جنگهای ایران و روس و انعقاد عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، ضعف ساختار حکومت قاجار را آشکار ساخت. این شکستها موجب بیداری نخبگان ایرانی شد و به ضرورت اصلاحات سیاسی، نظامی و اداری پی ببرند.
🟣سفرنامههای ایرانیان به اروپا، گسترش ترجمه آثار سیاسی و حقوقی، انتشار روزنامهها و آشنایی با نهادهای مدرن مانند پارلمان، قانون اساسی، بانک، راهآهن و آموزش نوین، نقش مهمی در شکلگیری اندیشه مشروطهخواهی داشت. اصلاحطلبانی چون عباسمیرزا، قائممقام فراهانی، امیرکبیر و روشنفکرانی مانند میرزا ملکمخان، میرزا یوسفخان مستشارالدوله، حاج سیاح محلاتی و ... از مهمترین زمینهسازان فکری این تحول بودند.
🟢مطالبات مشروطهخواهان
مشروطه از ائتلاف روشفکران، بازاریان و علما آغاز شد، خواسته اصلی مشروطهخواهان، پایان دادن به حکومت استبدادی و برقراری حکومت قانون بود. 🟣مهمترین مطالبات آنان عبارت بود از:
* تدوین قانون اساسی؛
* تشکیل مجلس شورای ملی؛
* محدود کردن اختیارات شاه؛
* ایجاد عدالتخانه و اصلاح نظام قضایی؛
* نظارت بر درآمدها و هزینههای دولت؛
* تأمین آزادی مطبوعات و امنیت جان و مال شهروندان؛
* مشارکت مردم در اداره کشور.
مهمترین دستاوردها
بزرگترین دستاورد انقلاب مشروطه، انتقال مبنای مشروعیت حکومت از اراده شخص شاه به قانون و ملت بود. اصل ۳۵ متمم قانون اساسی تصریح میکند:
«سلطنت ودیعهای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده است.»
این اصل، برخلاف سنت دیرینه سلطنت مطلقه، مشروعیت حکومت را وابسته به اراده ملت میداند و نه حق ذاتی یا الهی شاه.
همچنین، اصل ۲۷ متمم قانون اساسی حدود اختیارات قوای سهگانه را مشخص میکند و مبنای تفکیک نسبی قوا را در نظام سیاسی ایران بنیان میگذارد.
بر اساس اصول ۴۴، ۴۵ و ۴۶ متمم قانون اساسی، وزیران در برابر مجلس مسئول هستند و فرمانهای شاه بدون امضای وزیر مسئول، اعتبار قانونی ندارد. این اصول، مسئولیت سیاسی دولت را جایگزین مسئولیت شخص پادشاه میکند و از مهمترین مبانی نظام مشروطه به شمار میرود.
بدین ترتیب، مجلس شورای ملی به مهمترین نهاد قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت تبدیل شد و برای نخستین بار قدرت سلطنت در چارچوب قانون محدود گردید.
🟢عوامل ناکامی مشروطه
با وجود دستاوردهای مهم، انقلاب مشروطه نتوانست به تمامی اهداف خود دست یابد. مهمترین عوامل این ناکامی عبارت بودند از:
نخست، ضعف ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران. کشور فاقد طبقه متوسط اقتصادی نیرومند و مستقل (بورژوازی ملی) بود که بتواند از نهادهای دموکراتیک و حکومت قانون حمایت پایدار کند.
دوم، مداخله قدرتهای خارجی. رقابت روسیه و بریتانیا، بهویژه پس از قرارداد ۱۹۰۷، استقلال سیاسی ایران را تضعیف کرد. به توپ بستن مجلس شورای ملی در سال ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه و با حمایت نیروهای روسی، ضربه سنگینی بر نظام نوپای مشروطه وارد کرد. سپس اشغال ایران در جنگ جهانی اول نیز فرصت تثبیت نهادهای مشروطه را از میان برد و زمینه را برای شکلگیری دولت متمرکز و اقتدارگرای رضاشاه فراهم ساخت.
🟣نتیجهگیری
انقلاب مشروطه سرآغاز دولت قانونمدار در ایران بود. اگرچه این انقلاب به دلیل ضعفهای داخلی و فشارهای خارجی نتوانست همه آرمانهای خود را محقق سازد، اما مفاهیمی چون قانون اساسی، مجلس، مسئولیت دولت، حقوق ملت، مشارکت سیاسی و حاکمیت قانون را وارد فرهنگ سیاسی ایران کرد. بسیاری از تحولات سیاسی و حقوقی ایران در سده بیستم، ریشه در تجربه مشروطه و اندیشههای برآمده از آن دارد.
آدرس کانال ایتا نسیم تاریخ
https://eitaa.com/Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh
☘پیامبری که مردم را به مطالبه حقوقشان فرا میخواند
#رضا_احمدی
🟣 در آستانه میلاد پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع)، مناسب است به یکی از روایتهای قابل تأمل درباره واپسین روزهای زندگی پیامبر(ص) اشاره کنیم؛ روایتی که شیخ صدوق آن را در کتاب الأمالی، مجلس ۹۲، حدیث ۶، نقل کرده است.
🟢پیامبر اسلام(ص) خطاب به مردم فرمود: «ای مردم! نزدیک است که من از میان شما بروم. پس هر کس امانتی نزد من دارد، بیاید تا آن را به او بپردازم؛ و هر کس به من وام یا قرضی داده است، مرا آگاه کند... میان خدا و بندگان چیزی نیست که سبب وصول خیر یا دفع شر شود، جز عمل و کردار... و من که پیامبر اویم، اگر نافرمانی او کنم، هر آینه به دوزخ خواهم افتاد.»
🔵 این سخنان را میتوان فراتر از یک توصیه اخلاقی فردی، بهعنوان نوعی اعلام عمومی مسئولیتپذیری و پاسخگویی در واپسین روزهای حیات پیامبر تحلیل کرد. پیامبر، پیش از آنکه از دنیا برود، مسئله حقوق مردم را در فضای عمومی مطرح میکند و از آنان میخواهد اگر حقی بر عهده اوست، آن را مطالبه کنند. در این نگاه، حتی عالیترین جایگاه دینی نیز موجب سقوط حق مردم نمیشود.
📍ماجرای سواده بن قیس؛ آزمونی برای اخلاق قدرت است.
در ادامه روایت، سواده بن قیس برخاست و گفت که هنگام بازگشت پیامبر(ص) از طائف، چوب باریکی که در دست آن حضرت بود، با بدن او برخورد کرده است. پیامبر(ص) دستور داد همان چوب را بیاورند و لباس خود را کنار زد تا سواده بتواند حق خود را مطالبه کند.
این بخش از روایت از نظر تاریخی و اخلاقی اهمیت ویژهای دارد. پیامبر(ص) نهتنها ادعای سواده را رد نکرد، بلکه امکان اجرای قصاص را نیز برای او فراهم کرد. سواده، اما، به جای قصاص، بدن پیامبر(ص) را بوسید و از حق خود گذشت.
🟣پیامبر؛ فراتر از قانون یا الگوی اجرای عدالت؟
نکته مهم تاریخی این روایت آن است که پیامبر(ص) در مقام رهبر دینی و سیاسی جامعه اسلامی، خود را از قواعد اخلاقی و حقوقی جامعه مستثنا نمیکند. این مسئله را میتوان یکی از عناصر مهم در شکلگیری تصور اسلامی از عدالت دانست.
📍اهمیت روایت دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود: اگر پیامبر، با وجود جایگاه دینی و سیاسی خود، امکان مطالبه حق را برای یک فرد عادی فراهم میکند، نمیتوان بهسادگی ادعا کرد که صاحبان قدرت در جامعه دینی ذاتاً از پاسخگویی معافاند و به بهانههای مختلف مصلحتگرایانه و... آنها را از گردونه پاسخگویی معاف می کنند.
🟢کرامت انسان در برابر قدرت
سواده بن قیس در روایت، فردی عادی است؛ اما در برابر پیامبر قرار میگیرد و ادعای خود را مطرح میکند. واکنش پیامبر، تحقیر یا تهدید او نیست، پیامبر با رویباز از آن استقبال و بلکه فراهم کردن امکان احقاق حق می کند.
این رفتار را میتوان نشانهای از کرامت حقوقی انسان دانست؛ یعنی ارزش انسان به موقعیت اجتماعی، ثروت یا نزدیکی او به قدرت وابسته نیست.
🔴 حق پرسشگری و مطالبهگری
یکی دیگر از نکات قابل توجه، فضای عمومی این گفتوگوست. پیامبر(ص) از مردم میخواهد اگر حقی دارند، آن را بیان کنند. این نکته از منظر تاریخ اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا جامعهای که در آن مردم امکان طرح ادعا و مطالبه حق نداشته باشند، بهتدریج از درون دچار انباشت نارضایتی میشود.
در این روایت، مطالبه حق نه بیادبی تلقی میشود و نه مخالفت با پیامبری. برعکس، خود پیامبر زمینه چنین مطالبهای را فراهم میکند.
🔵 از تقدس شخصیت تا مسئولیت شخصیت
این روایت همچنین ما را با یک مسئله مهم در تاریخ ادیان مواجه میکند: نسبت میان تقدس و مسئولیت.
پیامبر اسلام(ص) در باور مسلمانان دارای جایگاه نبوت است؛ اما در این روایت، همین مقام بلند مانع پاسخگویی او در برابر مردم نمیشود. به بیان دیگر، بزرگی شخصیت نباید به مصونیت از مسئولیت تبدیل شود.
تاریخ جوامع دینی نشان میدهد که گاهی میان «احترام به شخصیتهای مقدس» و «مصون دانستن صاحبان قدرت از نقد و پرسش» مرزی باریک ایجاد میشود. عبور از این مرز میتواند زمینه شکلگیری نوعی فرهنگ سیاسی فراهم کند که در آن افراد، به دلیل انتساب به دین یا برخورداری از جایگاه معنوی، خود را فراتر از نقد و پاسخگویی تصور کنند.
🟣 از همین رو، این روایت را میتوان نه صرفاً داستانی درباره یک چوب و یک مطالبه شخصی، بلکه روایتی درباره اخلاق قدرت دانست.
https://eitaa.com/Nasim_Tarikh
🌐https://eitaa.com/majmaqomh