14.mp3
2.36M
📖هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم
🔸️صفحه چهاردهم قرآن کریم
🔹️سوره مبارکه البقرة (با صدای استاد پرهیزگار)
#قرآن_روزانه
┄ ┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄.
💠 مکتب ذاکران فاطمی اراک
🆔 @maktabzakeran
سلام صبح تون بخیر
🔰حکمت صبحگاهی:
👌تو با شرافتي اگر….
آبروي ديگران را مانند آبروي خودت محترم بداني….
👌تو آزادي، اگر….
خودت را کنترل کني، نه ديگران را….
👌تو مهرباني، اگر….
وقتي ديگران مرتکب اشتباهي ميشوند، آنها را ببخشي…
👌تو شادي، اگر….
گلي را ببيني و بخاطر زيباييش خدا را شکر کني…
👌تو ثروتمندي، اگر….
بيش از آنچه نياز داري نداشته باشي….
👌و دوست داشتني هستي، اگر….
دردهايت تو را از ديدن دردهاي ديگران کور نکرده باشد…. “
✅ اگرچنين است، به بزرگيت افتخار کن...
پ.ن: مطلب ارسالی توسط جناب آقای حاج جعفرکرمی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄.
💠 مکتب ذاکران فاطمی اراک
🆔 @maktabzakeran
💠با این راه او را آرام کرد!
🔸در مدينه شخصي از نوادگان عمر بن خطاب با امام صادق عليه السلام دشمني ميكرد و به طور مكرر با كمال گستاخی از آن حضرت و خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) بدگويي مينمود. چند نفر از ياران امام كاظم (عليه السلام) به آن حضرت عرض كردند: «ای آقای ما! اجازه بده تا اين نامرد تبهكار را سر به نيست كنيم و از شرش آسوده گرديم.»
🔹️امام كاظم (عليه السلام) آنها را به شدت از اين كار بر حذر داشت و فرمود: «او اكنون كجاست؟»
گفتند: «در مزرعه خود مشغول كشاورزی است» امام (عليه السلام) بر مركب خود سوار شد و به سراغ او رفت.
وقتي كه به مزرعه او رسيد، مرد گستاخ با ناراحتي فرياد زد: «آهای! كشت و كار ما را پامال نكن!» حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) همچنان به طرف او حركت كرد. وقتي به او رسيد فرمود: «خسته نباشي!»
سپس با چهره اي خندان احوال او را پرسيد و فرمود: «تا كنون چه قدر براي آباداني مزرعه ات خرج كرده ای؟»
- صد دينار
- اميد داری چه قدر محصول برداری؟
- نمی دانم. من كه علم غيب ندارم!
- من می گويم، ولي ابتدا تو بگو چه قدر اميد داری كه برداشت كنی؟
- اميدوارم ۲۰۰ دينار برداشت كنم.
امام كاظم (عليه السلام) كيسه ای كه محتوی ۳۰۰ دينار طلا بود به او داد و فرمود: «اين را بگير! خداوند آنچه را كه اميد برداشت از اين مزرعه داري را نيز به تو بدهد!»
🍃مرد گستاخ در برابر حسن اخلاق امام كاظم عليه السلام گيج و مبهوت شده بود، چنان تحت تأثير قرار گرفت كه همان لحظه به عذرخواهی از امام (عليه السلام) پرداخت و اظهار ندامت و شرمندگی نمود و ملتمسانه از حضرت خواست تا او را به خاطر جسارت هايش ببخشد. امام كاظم عليه السلام در حالي كه با لبخند شيرين خود نشان ميداد كه او را بخشيده است از آنجا گذشت.
🔸چند روزي نگذشت كه اصحاب امام كاظم (عليه السلام) ديدند، آن مرد عمری در مسجد به محضر امام عليه السلام آمد و با كمال خوش رويی و ادب به امام عليه السلام نگريست و گفت: « ألله اعلم حيث يجعل رسالته ». «خداوند آگاهتر است كه رسالتش را در وجود چه كسي قرار دهد (و چه شخصي را امام و رهبر قرار دهد).»
🔹اصحاب امام (عليه السلام) با تعجب ديدند كه برخورد مردی كه تا ديروز به امام و خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) گستاخی و بي ادبی می كرد، به كلی عوض شده است. مرد كشاورز بار ديگر امام (عليه السلام) را ستود و سؤالاتی مطرح كرد و پس از شنيدن پاسخهای امام (عليه السلام) رفت.
🍃امام كاظم عليه السلام هنگام بازگشت به خانه، به اصحاب خويش فرمود: «اين همان شخصی بود كه شما از من اجازه می خواستيد تا او را بكشيد. اينک از شما ميپرسم كدام يک از اين دو راه بهتر بود؟ آنچه شما می خواستيد يا آنچه من انجام دادم؟
من با دادن مبلغي پول كارش را سامان دادم و روان و جان بيمارش را اصلاح نمودم» ... أيّما كان خيراً ما أردتُ أو ما أردتم؟»
📚الارشاد مفيد ، ج ۲ ، ص ۲۳۲
#داستان #شهادت #امام_کاظم
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
💠 مکتب ذاکران فاطمی اراک
🆔 @maktabzakeran
📸گزارش تصویری سری دوم
🔰دوره آموزشی جمعی از ذاکرین اهل بیت علیهم السلام استان مرکزی
در مشهد مقدس
💠با حضور اساتید گرامی:
🔸حاج احمد واعظی
🔹حجت الاسلام طاهری
🔸استاد یاسر رحمانی
🔹حاج امیر کرمانشاهی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
💠 مکتب ذاکران فاطمی اراک
🆔 @maktabzakeran