eitaa logo
مَلاذ ۱۳۵
42 دنبال‌کننده
105 عکس
11 ویدیو
2 فایل
نسخه‌ی وطنیِ تلگرام صرفاً جهت ذخیره کردن اشعار، بریده کتاب، متون و تصاویر ثبت شده 📸📚 آرشیو روایت‌هایی که می‌نویسم🖋 ملاذ؟ ملجاء و پناه ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1agpme9&btn=جا.صحبتی
مشاهده در ایتا
دانلود
مَلاذ ۱۳۵
دلم می‌خواد، من باشم و کلیات سعدی و یه فنجون داغِ چایی گل محمدی و دارچین و نبات زعفرونی، تک‌تک بیت‌ه
دل دردمندِ سعدی ز محبت تو خون شد نه به وصل می‌رسانی نه به قتل می‌رهانی "۱ اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی"
بغض 4:59 2خرده روایت(امام رضا).mp3
زمان: حجم: 11.9M
🎧🎧🎧🎧 🎶 پادکست خرده روایت (بغضِ 4:59) 📜این قسمت: یه وقتا فقط باید گریه کرد تو تنها کسی هستی که میشه بش تکیه کرد... 🎙️راوی: خانم فاطمه اکبری 🎼تهیه و تنظیم: محمد صفائی ⚠️با حال مناسب و با هدفون 🎧 گوش کنید❗ کانون تخصصی‌ کتاب و کتابخوانی رضوی استان سمنان📚 ما را به دوستان امام رضایی خود معرفی کنید؛ 👇👇👇 @razaviketab https://eitaa.com/razaviketab
مهرش نشست در دل و در دیده جا گرفت شور قیام او همه جا را فرا گرفت جان از ولای حضرت جانان جلا گرفت آری گرفت هر چه ز مهر رضا گرفت...
در سینه‌ام غمی‌ست که هر شب هزار بار قدرِ دو قرن بغض گلو، آه می‌کشد
مَلاذ ۱۳۵
یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ اِلّا الدُّعاءَ فَاِنَّکَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ یا مَنِ
فَبِعِزَّتِکَ یا سَیِّدى وَ مَوْلاىَ اُقْسِمُ صادِقاً لَئِنْ تَرَکْتَنى ناطِقاً لاَضِجَّنَّ اِلَیْکَ بَیْنَ اَهْلِها ضَجیجَ الاْ مِلینَ وَ لاَصْرُخَنَّ اِلَیْکَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخینَ وَ لاََبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بُکاءَ الْفاقِدینَ وَ لاَُنادِیَنَّکَ اَیْنَ کُنْتَ یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ یا غایَةَ امالِ الْعارِفینَ پس به عزّتت اى آقا و مولایم سوگند صادقانه مى‌‌خورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذارى‌ در میان اهل دوزخ به پیشگاهت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان:) و به درگاهت بانگ بردارم، همچون بانگ آنان‌ که خواهان دادرسى هستند و هر آینه به آستانت گریه کنم چونان که مبتلا به فقدان عزیزى مى‌‌باشند و صدایت مى ‌زنم: کجایى اى سرپرست مؤمنان، آرى کجایى اى نهایت‌ آرزوى عارفان...
_
مَلاذ ۱۳۵
_
می‌دانی عزیزم، من نمی‌دانستم معنی عشق به خمینی را. من اعلامیه و نوار کاست صحبت‌‌های عزیز مردم را ندیده بودم. من توی فرودگاه منتظر امام نبودم. از شور و شعف بهمن ۵۷ و واپسین لحظات انقلاب چیزی نمی‌دانستم. من پای مکتب بهشتی و مطهری ننشسته بودم. من هیچ‌وقت شعار "لحظه به لحظه گویم، زیر شکنجه گویم، یا مرگ یا خمینی" را درک نکرده بودم. من مثل سیده زهرا حسینی، توی غسالخانه‌های خرمشهر پاره‌های تن این کشور را غسل نداده بودم. من چیزی از فتح‌المبین و خیبر و والفجر و کربلای ۴ و "خرمشهر را خدا آزاد کرد" نمی‌دانستم. من مثل زنان غیور اندیمشک، توی حوض خون پتو نشُسته بودم. من جهان‌آرا و خرازی و باکری و همت را ندیده بودم. من نمی‌دانستم غمِ "انتظار فرج از نیمه‌ی خرداد کشم" یعنی چه. اما از وقتی چشم باز کردم، عکست را روی دیوار خانه‌مان دیدم. از وقتی یادم می‌آید توی خانه‌مان شما "امام خامنه‌ای" بودی و عزیزِ دل پدر و مادر. عشق من به شما هم از اینجا شروع شد. از وقتی که دیدم بابا تلویزیون را روشن می‌کرد و می‌گفت: هیس! آقا سخنرانی دارد‌. از وقتی با همان زبان کودکانه برایم از محبت به تو می‌گفتند. یادم می‌آید از وقتی به آن دختر که به تو گفته بود کلاهت خیلی قشنگ است یک کلاه صورتی دادی، در دلم نشستی. بزرگ‌تر شدم و کم‌کم حرف‌هایت را فهمیدم. تو همه چیز می‌دانستی و معتقد بودم کسی که راه زندگی‌اش را با تو برود، عاقبت به خیر می‌شود. غم تمام وجودم را می‌گرفت وقتی توی کلاس مسخره‌ات می‌کردند و عکست را پائین می‌آوردند و به آن بی‌حرمتی می‌کردند. هر وقت از درس خواندنم برای کنکور خسته می‌شدم و به زمین و زمان بد و بیراه می‌گفتم، فیلم صحبت تو را که می‌گفتی "بچه‌های عزیز من بدونید اگر درس نخونید نمی‌تونید تأثیرگذار خوبی باشید، بی‌مایه فطیره" می‌دیدم و انگیزه می‌گرفتم برای ادامه دادن. از تو شنیدم که "با این ستاره‌ها می‌توان راه را پیدا کرد" و از همان موقع، شهدایت شدند الگوی راهم و رفیق روز‌های تنهایی‌ام. من همان دهه‌ هشتادی‌ای هستم که تو می‌گفتی این‌ها این انقلاب را به اوج خودش می‌رسانند. من دهه‌ هشتادی‌ای هستم که این روزها، دهه‌ی پنجاه و شصت را زندگی کردم. حالا منِ دهه هشتادی هستم و کتاب‌های ره‌نامه‌ی تو و زندگی‌ام. دعایم کن عزیزم.‌ دعا کن شرمند‌ه‌ات نشوم. برای عاقبت‌ بخیری‌ام دعا کن. "فاطمه.الف"
همین است که هست.
جز آستان توام در جهان پنهانی نیست سرِ مرا بجز این در حواله‌گاهی نیست -حافظ
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد -مولانا
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست -سعدی پ.ن: اندر احوالات امتحان استخوان‌شناسی
_💔