eitaa logo
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
351 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
805 ویدیو
13 فایل
اینجام تا از مادرانه‌هام و لذت نابش بگم،دل به لطافتِ کودکانه‌ی فرزندانم بدم،همراهشون بزرگ بشم و از نشاط و انگیزه‌ای که از بودنشون میگیرم برات واگویه کنم.شاید تو هم علاقه‌مند شدی مظهر صفت خالقیت خداوند بشی. کپی ممنوع❌ فوروارد ✅ @meshkat_99
مشاهده در ایتا
دانلود
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
ساعت ۴و ۲۵ دقیقه رسیدیم سر قرار ولی خبری از بقیه نبود سه تایی چشم چرخاندیم بین جمعیت بلکه ببینیمشان
. حقیقتی که وجود دارد و شاید در سفرنامه‌ها و تعریف‌ها کمتر به آن پرداخته می‌شود این است که ما آدم‌ها هنوز خیلی کار دارد به آن کمالی که باید برسیم. شاید برای همین تعریف و تمجیدها بود که هیچ وقت فکر نمی‌کردم در این سفر هنوز در وجود کسی منیّت و خودخواهی باشد هنوز حب ذات موج بزند و خودخواهی جولان دهد خیال می‌کردم آدم‌ها معجزه‌وار آنجا جور دیگری می‌شوند ؛ بریده از تعلقات ، از خودگذشته و فداکار ، پاک و معصوم و... خلاصه متّصف به همه‌ی فضائل و منفصل از تمام رذائل در سفر متوجه شدم ذهنیاتم خیلی آرمانی بوده و دور از واقعیت! حقیقت این است که ما همچنان انسانیم و اگر قدرت ، اراده و انگیزه‌ی مبارزه با نفس و امداد و توفیق الهی نباشد حتی در طریق الحسین همان خودخواه و بدخلق همیشگی هستیم. سفر و مشایه میدان آماده‌ی تمرین است؛ چند روزِ فشرده پر از زمینه‌های مختلف و متفاوت امتحان و سنجش خود المپیک هرساله‌ی خودشناسی و معیار سنجی و میدان تقویت روحی و معنوی و جسمی اینکه گفته می‌شود اگر می‌خواهی کسی را بشناسی با او همسفر شو حرف درستی‌ است اما بالاتر آنکه در سفر حتی خودت را هم بهتر می‌شناسی؛ صبر و تحملت ،میزان مشارکت و تعامل گروهی‌ات ،استقامت در برابر ناملایمات و اتفاقات پیش بینی نشده ، واکنش به رفتارهای جدید و خارج از حدود انتظار میزان مدارا و سازگاری با آدم‌های مختلف با اخلاق و منشهای متفاوت و... مثلا وقتی که انتظار داشتم در مسیر نسبتا خلوت سامرا بعد از اینکه ویلچر را کوبیدند به پایم ، خاضعانه و شرم‌سار از من معذرت خواهی شود ولی گستاخانه شنیدم چرا چشمهایت را باز نمیکنی😑😶‍🌫 حالا بماند که از پشت زده بودند و من پشت سرم چشم نداشتم... یا وقتی ساعت مشخص وعده می‌کردیم و من انتظار داشتم همه سر وقت بیایند و دیگران را معطل خود نکنند و حق الناس را رعایت کنند ولی بارها بدقولی دیدم. یا وقتی پشت صف سرویس بهداشتی کسی بی‌نوبتی می‌کرد یا زمانی که کسی سرِ جای خواب بحث می‌کرد و صدایش بالا می‌رفت یا و... تمام اینها سنگ محک و آزمایش و زمینه تقویت و رشد من بود؛ چه واکنشی خواهم داشت؟ چه اثری بر من دارد؟ در مواجه با اتفاق جدید آن قبلی‌ها چقدر من و صبر و تحملم را رشد داده!؟ چقدر خودخواهی‌ام را کم کرده!؟ و... . . . حتما و قطعا خوبی‌ها و حُسن‌های سفر خیلی بیشتر بود.این‌ موارد مثل قطره‌ای بود در برابر دریا ولی همین اندک‌ها روح را صیقل می‌داد و صبوری و مدارا می‌آموخت و لحظه به لحظه آموخته‌ها را می‌آزمود هر چند شاگرد بدی بودم و بیشتر رفوزه و مردود میشدم اما رشدی که این ناملایمات برایم داشت کاملا ملموس و محسوس بود؛ تحمل و سازگاری منِ روز اول با منِ روز سوم متفاوت بود @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ.. بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‌دهد...[۷۰ انفال] @mamanjoona
یکی از علت های اصلی چسبندگی رحم سردی و بلغم هست که به رحم نفوذ میکنه باید مراقب تون باشین و اصلاح تغذیه داشته باشین @mamanjoona
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ممکنه ما هم روزی متوجه اشتباهمون بشیم که فرصتی برای جبران نمونده باشه... ناگهان چقدر زود دیر میشود... @mamanjoona
. امروز یکی بهم گفت: بچه دو تا کافیه! بخوام برم مهمونی بیشتر باشن سخته هم خودم معذبم هم دیگران خوششون نمیاد! گفتم:چرا باید نگاه‌مون فقط تا نوک بینی‌مون باشه؟ چرا باید زندگی و آینده‌ خودمونو برای قضاوت و طرز فکر دیگران تباه کنیم!؟ مگه بچه‌ها همیشه کوچیک میمونن؟ و ما همیشه باید خودمون و وقتمونو صرف اونا کنیم؟ مگه ما همیشه قراره جوان و رو پا بمونیم؟ مگه همه‌ی زندگی خلاصه میشه تو ۴ تا مهمونی ؟ @mamanjoona
. قبلا گفته بودم همسرم ۱۰ تا خواهر برادر دارن .(ما‌شاءالله لا قوه الا بالله العلی العظیم) الآن تو این مشکل و گرفتاری که پیش اومده هر کدوم یه گوشه کارو گرفتن چند تا از برادرا کارای کشاورزی و باغداری و آبیاری و رسیدگی به مزرعه رو انجام میدن چندتاشون کارای پزشکی و بیمارستان و دوندگی‌ها برای اعزام به بیمارستان تهران رو انجام دادن و همراه پدرشون رفتن. تا وقتی اینجا بستری بودن هر روز یه کدوم از خواهرا برای پدرشون عصاره گوشت درست می‌کرد و آب‌میوه میگرفتن و... هوای مادرشونو دارن و اجازه ندادن حتی برای چند ساعت تنها بمونه برای خودشون و مادرشون قوت قلب هستن دائم تو گروه خانوادگی ختم قرآن و ذکر و دعا برای سلامتی همه بیماران و پدرشون میذارن خونه پدرشون جمع میشیم و جلسه دعا برگزار میکنیم ماشاءالله دخترا ، پسرا ، عروسا ، دامادها ، نوه‌ها و نتیجه‌ها جمعیتمون اندازه یه هیئت هست. پشت همدیگه هستن و هوای همو دارن... دلشون به وجود هم گرمه و صدها خوبی دیگه که خوش جمعیت بودن خانواده براشون داشته. مادر همسرم اگه میخواست فکرایی که ما میکنیم و بهانه‌هایی که میاریم داشته باشه الان چه وضعیتی داشت!؟ اون زمان بدون امکانات با سختی بچه آورد و الآن ثمره اون سختی‌ها رو میبینه اینا رو کسی درک می‌کنه که خودش تو خانواده کم جمعیت بزرگ شده و با دست و پنجه نرم کرده اگه یکی دو تا بچه بودن هم از لحاظ روحی داغون شده بودن هم واقعا نمیتونستن کاری از پیش ببرن. فرزندان سرمایه‌های زندگی هستن درسته نباید آدم از کسی حتی بچه‌هاش انتظاری داشته باشه یا هدفش از عصای پیری و این داستانا باشه ولی همه اینها اتفاقاتی هست که دیر یا زود تقریبا برای همه ما میفته چرا ما فکر آینده رو نمیکنیم؟ کم فرزندی واقعا ظلم به بچه‌هاست تا وقتی کوچیکن از همبازی ، تجربه و تعامل و رشد اجتماعی محروم میشن وقتی هم بزرگ بشن از حمایت و پشتوانه خواهر و برادر و... @mamanjoona
. پسرک رو بردم مغازه وسیله بخره خودم نشستم تو ماشین (برای اینکه هم یاد بگیره و هم اینکه مغازه‌دار آشنا بود دوست نداشتم خودم برم) رفت و اومد گفت: بهم گفت برو به مامانت بگو بیاد ، منم گفتم مامانم چادر نداره بیاد 🤦‍♀😵😂😂 برای حفظ ابرو مجبور شدم خودم برم (همسرم همراه پدرشون رفتن وگرنه خرید خونه همیشه با ایشونه ما فقط لیست میدیم (😁 @mamanjoona