eitaa logo
غمی‌غمناك.
94 دنبال‌کننده
53 عکس
4 ویدیو
0 فایل
غمی‌غمناك؟ مرگِ‌رنگ_سهراب‌سپهری کاشان،سالِ هزار و سیصد و سی. برای زمانی که حرف بزنید. میدونم که نمی‌زنید. https://daigo.ir/secret/p-be3003e6
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نیمکت خالی
درود‌ها از سوی نیمکت خالی🌟 این پیام را فوروارد کنید به سوی خانه‌هاتان، بیایید کنار هم. و زیر همین پست، ۱۰ تا از چیزهایی که دوست دارید را بنویسید. من هم، درست مثل آن دو تصویر، برایتان شعری با بوی خانه‌تان می‌سازم. و یک عکس از جنسِ همان خاطره‌ها تقدیمتان می‌کنم. تگ‌هاتون.
غمی‌غمناك.
درود‌ها از سوی نیمکت خالی🌟 این پیام را فوروارد کنید به سوی خانه‌هاتان، بیایید کنار هم. و زیر همین پس
برف، چای دارچین، سهراب سپهری، گردنبند، بوی یاس، تار، جوراب، عطر، آبی نفتی، ساعت مچی
خیلی سخت بود
هیچی به ذهنم نمیومد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از جیم.
سلام، این پیام رو بازنشر بدید چنلتون و عضو باشین، تا من بهتون بگم اگر یه‌طور کاش بودید چی‌می‌شدید و اگه یه‌رفتار انجام بدن براتون خوشحال می‌شدید رو می‌گم. و اگه مهمونِ‌مون باشین یه‌تک‌‌بیت رو کاغذ براتون می‌نویسم و فوت می‌کنم بهتون. لطفاً در دریافت تقدیمی صبوری کنید، عضوباشین. "جهت‌ارسال‌تگ‌هاتون."
من قبلاً خیلی شبیهِ حافظ و مولوی بودم. من خیلی"شوخی مکن که مرغ دل بی قرار من/ سودای دام عاشقی از سر به در نکرد" و یا حتی خیلی"دل چو کبوتری اگر می‌پرد ز بام تو/ هست خیال بام تو قبلهٔ جانش در هوا" بودم.
اما بعد دیدم چه سود؟ غیر از روانی کردنِ خودم چه فایده؟ بعد از سبکِ عراقیِ حافظ و مولوی، روی اوردم به سبکِ هندیِ وحشی بافقی. "دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند/ از گوشهٔ بامی که پریدیم پریدیم".
پریدیم. ساده نبود ولی پریدیم.
نمیدونم، غمگینم. چون خیلی زمان گذشته و هیچی مثل قبل نیست. منظورم از قبل همون اولِ اولشه. بعد گذشت دست کم ده سال دوباره خاطرات، زندگی شدن.*