بنا بود 150 تومان وام بانکی بگیرم برای کاری. آنقدر نشد و عقب افتاد که دیگر نمیتوان روی زور این رقم برای باز کردن گرهی از زندگی حساب کرد. بعد نشستم به فکر و مشورت که اگر ابر و باد و مه و خورشید و رئیس بانک و کارمند مسئول تکمیل پرونده وام و ضامنها همگی همت کنند، با این پول چه میشود کرد جز خریدن مقدار ناچیزی طلا تا در این ماراتنِ همگانیِ دویدن برای حفظ ارزش دارایی، عقب نمانیم؟
فرض بگیریم وام واریز شد و طلا هم ابتیاع گردید. آنوقت من هم به جرگهی کسانی میپیوندم که با هر بار بالا رفتن قیمت طلا، میگویم: «الحمدلله»؟ الحمدلله که ما چندرغازی داشتیم و طلا خریدیم و حالا یک گام پیشتر از آنهایی هستیم که نداشتند و نخریدند؟ الحمدلله که وقتی سروکلهی ضروریات زندگی از سفره دوروبریها آرامآرام محو میشود، ما هنوز میتوانیم طلایی بفروشیم و دوغ و دوشاب بگذاریم سر سفره زن و بچه؟ آن وقت این الحمدلله ذکر است یا غفلت؟
دیدم کار به همین مقدار هم ختم نمیشود. گیریم من بر فرض توان، طلایی ذخیره نکردم و حساب کاربری در پلتفرم یکی از این شرکتهای نوپا و نوببا باز نکردم که روزانه با گوشزد کردن نرخ صعودی طلا یادآور «یومالحسرت» باشد. مردم چه؟ این کار را نمیکنند؟ بغرنجی کار اینجاست که دیگر جایی برای توصیه و نصحیت و وعظ هم باقی نمانده. کدام واعظ صاحب دستار و ردایی، جرأت میکند از فراز منبر در مذمت حرص و طمع سخن بگوید. حتی اگر بگوید به استناد کدامین جگر میتواند این خریدهای خُرد و انباشتهای اندک را مصداق حرص بر مال دنیا قلمداد کند و سپس از طمع بپرهیزاند؟ کدام حرص؟ کدام طمع؟ مگر نه اینکه این تلاشی است برای بیشتر گرسنه نماندن؟ مگر پای «کنز ساختن» قارونی در میان است تا واعظان مردم را تحذیر دهند؟! به قول اخوان: «خانه خالی بود و خوان بیآب و نان؛ و آنچه بود، آش دهنسوزی نبود». اصلا مگر میشود فهمید آنچه در حال وقوع است، معصیت است یا کیاست؟ میبینید چه بر سرمان آمده؟ امکان وعظ هم سلب شده، به تبع سلب امکان فهم. دیگر امر به معروف و نهی از منکر پیشکش. ختم کلام آنکه شاید من احمقم که مطلوبم نه برنده شدن و نه بازنده شدن، که ترک میدان بازی است! لذا نسخهی حماقت، پیچیدن ندارد!
این چه استغناست یا رَب، وین چه قادر حکمت است؟
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست!
1دیماه سال4
#طلا #دلار
@Masihane
یحتمل میدانید که "دانستن" با "شناختن" فرق دارد. در شناختن نوعی آگاهی پیشین حاضر است. مثلا من به شما درباره یک عالم یا اندیشمند چیزهایی گفتهام. از ویژگیهای جسمی مثل قد و وزن و قیافه تا ویژگیهای روحی مانند سعهصدر و حلم تا میزان علم و دانش و آثاری که برجای گذاشته. بعد از قضا در یک جلسه این عالم وارد میشود و اگر شما کنار دست من نشسته باشید، من با آرنج به پهلویتان میزنم و میگویم: شناختی؟!
این همان چیزی است که نامش را گذاشتهاند: معرفت از روی آیات و نشانهها.
خدا در طول زندگی بارها خودش را برای ما عیان میکند. بارها که چه عرض کنم؛ هر لحظه و هر دم. فقط کافیست یک مذکّری کنار دست ما باشد و به پهلویمان بکوبد و با چشم و ابرو نشانش دهد و بگوید: "شناختی؟!"
ادعیهی ماه رجب بهعلاوهی آیات نورانی قرآن را که این روزها تورق میکنم میبینم چقدر خدای "شناختنی" را نشان میدهند. ولی گویا ما بیشتر دنبال خدای "دانستنی" میگردیم!
#رجب #لیله_الرغائب
@Masihane
مدتی بود درگیر کار "شهرخوانی" بودیم. دربارهی ضرورت فهم مناسبات شهری و از اون مهمتر "مسئلهبودگی شهر" خیلی میشه گفت و نوشت. عجالتا عرض کنم که بناست یک حلقه مطالعاتی درست کنیم تا بتونه به شهر نگاه کنه، شهر رو بفهمه. بهش فکر کنه و در واقع شهر رو خوانش کنه. الان درحال ثبتنام برای این ماجرا هستیم. اگه شما به این موضوع علاقمندید، بهم پیام بدید. ما میتونیم تعداد محدودی رو بهصورت رایگان پذیرا باشیم. اطلاعات تکمیلی هم توی یک بروشور اومده که در ادامه میذارم.
هدایت شده از مدرسهتـ؋ــکرونوآوری نگاه
شهرخوانی 00- 6.pdf
حجم:
3.3M
#رویداد_آموزشی
#شهرخوانی
#بروشور
| رویداد آموزشی یکساله شهرخوانی |
خوانش شهــر در آینه متــون شهــری
🔸در #بروشور معرفی دوره «شهرخوانی» میخوانید:
•• × شهر را چگونه باید دید؟
•• × محدودیتهای رویکردهای رایج شناخت شهر
•• × شهر بهمثابه یک نظم پیچیده: فراتر از کالبد و زیرساخت
•• × دعوت به دیدن دوباره شهر
•• × به حلقه شهرخوانان بپیوندید
•• × سه لایه خوانش شهر
•• × متون پیشنهادی دوره شهرخوانی
•• × شکل برگزاری دوره
•• × مزایا و فرصتهای دوره شهرخوانی
🔻برای ثبتنام کلیک کنید!
▪️با مشارکت:
▫️مرکز آموزش آزاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)
▫️مدرسه تفکر و نوآوری نگاه
▫️مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر قم
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🆔 @azadbou_ir
🌐 http://www.negahschool.ir
🔴 همذاتپنداری با مفعول
اصطلاح شرم نیابتی را در مجازی شنیدهاید؟ برخی دچار لذت نیابتی شدهاند. یعنی چه؟
یعنی آمریکا به یک کشور دیگر حمله کرده، رئیسجمهور قانونی آن را برده و عدهای خوشحالند.
اما سوال:
آیا اینها با آمریکا همذاتپنداری میکنند و از تجاوز لذت میبرند که دچار لذت نیابتی شدهاند؟ خیر! مشخصا خیر!
اینها خود را در مقام ونزوئلایی تصور میکنند که به آن توسط آمریکای ابرقدرت تجاوز شده و از این مسئله احساس لذت میکنند!
شما ببینید غرب چه بلایی بر سر این جماعت آورده که محکوم کردن تجاوز پیشکش! احساس لذتشان هم نه بابت شراکت در فاعل بودن که بابت تصور مفعول بودن است.
یعنی یک فاحشگیِ جمعیِ مدرن!
مرا عفو کنید بابت این بیان..
۱۴ دی ماه سال ۴
#مادورو #ونزوئلا #ترامپ
@Masihane
"ما تسلیم نخواهیم شد"
این جمله هم خوف دارد و هم رجاء؛ و چیزی که ندارد ناامیدی است.
پاورقی: خوف از آن جهت که فشار برای تسلیم زیاد شده(خارجی و داخلی).
رجاء از این بابت که انتهای مسیر هرچه باشد ذلت نیست.
۱۵ دی ماه سال ۴
@Masihane
دکتر سید میثم میرتاج الدینیریشه واژه مرد و مرگ.mp3
زمان:
حجم:
7.7M
بهمناسبت روز مرد، نکتهای را با وام گرفتن از صحبت اهل تحقیق خدمت جمعی از دوستان طرح کردم. نکتهای دربارهی اشتراک "مرد" و "مرگ". پرسش این است: آیا همهی انسانها میمیرند؟ خیر! برخی هلاک میشوند و فاسد؛ شبیه میوهای یا حیوانی. چرا؟ چون بهمرتبهای نرسیدهاند که بتوانند مرگ را در آغوش بگیرند. شیءای هستند که هلاکت نصیب آنهاست. لذا فرمود: "كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ"
مرد به مثابهی انسان نه جنس مذکر، از مرگ نمیترسد، ولی از هلاکت چرا. چون نشانهای است بر اینکه شیءای بیش نبوده. باید دید در این وضعیت شیءوارگی عدهای، انتخاب ما چیست؟
تنظیم این ۸ دقیقه، زحمت دوستان است.
@Masihane
حال و هوای این ایام، بسیار شبیه روزهای ۸۸ و فتنهی اکثریت خواص علیه عامه مردم است. یک دوگانه آرامآرام جدی میشود: الف) حفظ جمهوریاسلامی با تغییر در ارکان و جلوگیری از سوریهسازی ایران. ب) آشوبهای مداوم و سوریهسازی ایران.
قطعا جبههی انقلاب با تغییر ارکان به معنای حذف جایگاه ولایتفقیه یا حذف شخص سیدعلی خامنهای کنار نخواهد آمد، مگر وقتی افق پیش رویشان سوریه شدن ایران باشد. طبق محاسبات آنها، بچههای انقلابی آنقدر بلوغ و عقلانیت دارند که بین بد و بدتر دست به انتخاب گزینهی دلخواه اپوزیسیون داخلی بزنند.
۱۷ دی ماه سال ۴
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
حال و هوای این ایام، بسیار شبیه روزهای ۸۸ و فتنهی اکثریت خواص علیه عامه مردم است. یک دوگانه آرامآر
نظر اهل نظر و برادرِ بزرگتر ما..
برخی حرفها گفتنی نیستند. اما زمانه جبری دارد برای بیرون کشیدن آنها. مثل چنین روزی که بناست عدهای روی موج هیجان موجود بایستند و از بچههای ما آجر بسازند برای بالا بردن دیوار مطامع و منافع خودشان. اینجاست که اگر ما ابتدا برادریمان را اثبات نکنیم، گوشها پذیرا نخواهند بود. پس لاجرم باید تن داد به جبر زمانه تا جباریت عدهای خسارات جبرانناپذیری بهجا نگذارد.
من سالهاست یک چیز را تمرین میکنم: «گردنگیری». خوشگلش میشود: «مسئولیتپذیری». مثلا من به پزشکیان رأی که ندادم هیچ، حتی تلاش کردم رأی نیاورد. اما بالاخره روی کار آمد و نتیجه سیاستهایش چیزی است که سر سفره تکتک ما مشهود است. عجیب آنکه کسی که گلویش را در استوریها برای پزشکیان پاره میکرد امروز مرا مینشاند روی صندلی اتهام و مطالبهی همراهی با مردم را از من دارد!!
من از این حاکمیت موجود هم جیرهای نخوردهام جز همان یارانهای که گویا سرانه هر ایرانی است. هیچوقت هم این نظام گوشش بدهکار حرفهای امثال ما نبوده. استخدام هیچ ارگان و سازمان و نهاد دولتی و حاکمیتی هم نیستم. از خوان پروژههای درآمدزای نظام هم نصیبی هرگز نبردهام. باز عجیب آنکه کسی که با کمترین میزان تناسب تحصیلی در معادن و شرکتهای دولتی وابسته استخدام رسمی است و آخورش را به سفرهی نظام گره زده و بر گردهی بیتالمال سوار است، در چشمهای من زُل میزند و به من میگوید: «آهای جیرهخور! تا دیر نشده به مردم بپیوند!».
سال57 هم که انقلاب شد، اثری از من در جهان ماده نبود. باز عجیب آنکه همان انقلابیهای سابق و ورشکستههای سیاسی لاحق، انتقام تمام آرزوهای بر باد رفتهاش را میخواهد از من بستاند.
بگذارید سریع از آخر به اول مرور کنم. من نه 57 بودم که انقلاب کنم، نه نانم گیر نظام است و نه به پزشکیان رأی دادم. اما گردنگیری را تمرین کردهام. پذیرفتن مسئولیت انتخاب مردم را. لذا هم پای کار انقلاب ماندهام و هم هنوز جمهوریاسلامی را تنها نسخهی ممکن میدانم و هم در یاری دولت پزشکیان تردیدی ندارم.
در این وضعیت جان و عمر خود و عزیزانتان را قمار مبارزات زیرلحافی (Slacktivism) عدهای نکنید که در امنیت و آرامش نشستهاند و ابدا مسئولیت هیچ چیزی را نمیپذیرند. حتی انتخاب خودشان را. این جماعت نشان دادهاند پایش بیافتد گردنتان نخواهند گرفت.
18 دی ماه سال 4
@Masihane
دسترسیها به حداقل میزان ممکن رسیده ولی برخی خبرها حاکی از ورود عوامل سازماندهی شده مسلح در برخی شهرهاست. آن هم با خشونت بالا. اگر یک درصد این اخبار هم درست باشد، آن دسته افرادی که با هیجانزدگی و جوگیری کودکانه خیابان را بهگونهای شلوغ کردند که امکان مانور مسلحانهی عوامل دشمن بیگانه را فراهم آورده و مداخلهی انتظامی را سخت کرده؛ در تمامی خونها و خسارتها سهیماند.
بامداد ۱۹ دی ماه سال ۴
@Masihane
"شما هر کسی میخواهی باش، مزدور بیگانه شدی، برای بیگانه که کار کردی ملت تو را مردود میداند، نظام اسلامی هم تو را مردود میداند."
🔺رهبر انقلاب ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴