eitaa logo
مطالب ناب در منبر
3.8هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
1.5هزار فایل
👈 مطالب کانال: ــــمناقب وفضایل اهلبیت علیهم‌السلام ــــنقدوهابیت وجریان یمانی وتصوف ــــمطاعن ومثالب دشمنان ــــمنابر اعتقادی‌، معرفتی ــــصوت دروس حوزوی ــــPDFکتب اعتقادی ــــمداحی کانال دیگر ما👇 @Fishe_menbar ارتباط با ادمین @Abdulhossein235
مشاهده در ایتا
دانلود
به‌مناسبت شب‌جمعه، شب‌زیارتی سیدالشهداء علیه‌السلام👇🏽
◾️ 👈🏼👈🏼 فوقف ساعةً يستريح وقد ضعف عن القتال، فبينا هو واقف إذ أتاه حَجَرٌ، فوقع على جبهته، فسالت الدّماء من جبهته. 📝 اندکی توقف کردند تا استراحتی کرده باشند در حالی که از قتال، ضعیف شده بود که ناگهان سنگی به‌طرف حضرت پرتاب شد که بر روی پیشانی مبارکش نشست و خون از آن جاری شد. ➖ فأخذ الثّوب ليسمح عن جبهته فأتاه سهم محدّد مسموم له ثلاث شعب، فوقع في قلبه؛ فقال الحسين عليه‌السّلام: بسم الله وبالله وعلى ملّة رسول‌الله‌. 📝 پس امام علیه‌السلام با لباس، خون‌ها را از روی پیشانی پاک می‌کردند که ناگهان تیر سه شعبه مسمومی بر قلب شریف حضرت نشست. پس امام علیه‌السلام فرمود: بسم الله وبالله وعلى ملّة رسول‌الله. ➖ ورفع رأسه إلى السّماء، وقال: إلهي! إنّك تعلم أنّهم يقتلون رجلا ليس على وجه الأرض ابن نبيّ غيره. 📝 و سر را به‌طرف آسمان بالا برد و فرمود: خدای من! تو میدانی که اینان مردی را دارند می کشند که غیر از او دیگر پسر پیغمبری برروی زمین نیست. ➖ ثمّ أخذ السّهم، وأخرجه من وراء ظهره، فانبعث الدّم كالميزاب. فوضع يده على الجرح، فلمّا امتلأت دما رمى بها إلى السّماء، فما رجع من ذلك قطرة، وما عرفت الحمرة في السّماء حتّى رمى الحسين بدمه إلى السّماء. 📝 سپس تیر را گرفتند و از پشت سر آن را خارج کردند و خون مثل ناودان سرازیر شد پس دست مبارک را روی زخم گذاشته و وقتی که از خون پر شد به‌طرف آسمان پرتاب کردند و از آن خون قطره‌ای دیگر به زمین برنگشت و هیچ‌گاه در آسمان سرخی ای دیده نشده بود تا اینکه سیدالشهداء عَلَيْهِ‌السَّلَام خون مبارکشان را به‌آسمان پرتاب کردند. ➖ ثمّ وضع يده على الجرح ثانيا، فلمّا امتلأت لطخ بها رأسه ولحيته وقال: هكذا والله أكون حتّى ألقى جدّي محمّدا، وأنا مخضوب بدمي، وأقول: يا رسول الله! قتلني فلان وفلان. 📝 سپس برای بار دوم دست خود را پر از خون کردند و با آن سر و محاسن شریف خود را خضاب کردند و فرمودند : به خدا قسم همین‌گونه خواهم بود تا جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله را ملاقات کنم در حالی‌که به خون خود خضاب کرده ام و می‌گویم: ای رسول خدا! به درستی که فلانی و فلانی(عمر و ابوبکر) مرا کشتند. 📚مقتل الحسين خوارزمی، ج۲، ص۳۴- ۳۵ 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
شبهای جمعه کربلا غوغاست ای وای چشم امیرالمۅمنین دریاست ای وای ذکـــر بُنَیَّ بـر لب زهــــراست ای وای مرثیه خوانش زینب کبراست ای وای گــوید کــه یا اُمـاه آهــم را شنیـدند مادر حسینــم را همین‌جا سربریدند فرصت به‌اولاد و به‌اصحابش ندادند مَــرهَـــم به زخـمِ قلبِ بی‌تابش ندادند می‌گفت «اُسقـــــونی» ولی آبش ندادند مهمان که بود، حتی از این بابَش ندادند اصحاب را بر خاک، خون‌آلود می‌دید از تشنگی ارض و سما را دود می‌دید تنها میان معرکه، واغُربَتاٰ، که... با گریه می‌زد ناله‌ی «واقِلَّتاٰ»که...* واحَســرتا، واضَیعَتــا، واویلتــا که... «فَوَقَفَ لِـیَسْتَـــریحَ سٰاعَتــاٰ» که... سنگ جفـــا آیینـــه را بشکست مادر تیر سه شعبه سینه را بشکست مادر از یک طرف خولی به‌استقبال می‌رفت ازیک طرف لشگر پیِ خلخال می‌رفت مادر نبــودی شمـــر در گـــودال می‌رفت مادر خودم دیدم حسین از حال می‌رفت بالای تَل بودم، پُر از آه و پُر از درد من که نمی رفتم، حسینم گفت برگرد برگشتـــم اما پیکـــــرم می‌سوخت مادر انگار کــــه بال و پـــرم می‌سوخت مادر احساس می‌کردم سرم می‌سوخت مادر در خیمه بودم، حنجرم می‌سوخت مادر احساس می‌کردم تن من را دریدند احساس می‌کردم گلویم را بریدند *واقلة ناصراه 😭😭 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar 🆔 @raziolhossein
. 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar 📥 داستان زیبای تشرّف به‌محضر امام‌عصر علیه‌السلام رو.. در تلگرام اینجا ببینید👇🏽👇🏽 https://t.me/heydariam_heydari110/44008 https://t.me/heydariam_heydari110/44009 https://t.me/heydariam_heydari110/44010 https://t.me/heydariam_heydari110/44011 https://t.me/heydariam_heydari110/44012 .
◾️ 👈🏼👈🏼 تنکابنی، در کتاب ، می‌نویسد: در يكى از تأليفات [صاحب مفاتيح الاصول و فرزند صاحب رياض المسائل] آمده كه: ➖ مردى عالم خراسانى كه با مجلسى اول آخوند طاب ثراه صداقت (و دوستى) داشته نقل كرده كه از كربلا مراجعت مى‏كردم. در اثناى راه خواب ديدم كه داخل خانه‏اى شدم كه در آن خانه پيغمبر خدا و ائمه هدى سلام الله عليهم تشريف داشتند و به‌ترتيب نشسته بودند و حضرت حجت منتظر عجل الله فرجه زير دست همه آنها نشسته بود. و مرا زير دست آن بزرگوار نشانيدند. ➖ ناگاه ديدم كه آخوند ملا محمد تقى طاب ثراه شيشه گلابى آوردند و آن بزرگواران استعمال كردند و بعد از ايشان من استعمال كردم بعد از آن آخوند مذكور رفت و قنداقه طفلى را آورد و بر رسول‌خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) داد و عرض كرد: دعائى در حق اين طفل مى‏خواهم كه خداوند او را مروج دين گرداند. ➖ آن حضرت آن قنداقه را گرفته در حق او همان دعا كرد پس آن حضرت آن قنداقه به اميرالمؤمنين عليه‌السلام داد و فرمود: در حق آن دعا كن. آن حضرت او را گرفته نيز همان دعا كرد پس به امام حسن (عليه‌السلام) داد و همان دعا كرد و همچنين تا نوبت به امام عصر (عليه‌السلام) رسيد آن حضرت نيز آن دعا كرد پس آن حضرت آن قنداقه را به من داد و فرمود كه: تو هم در حق او نيز دعا كن. من هم گرفته همان دعا كردم. ➖ پس از خواب بيدار شدم اتفاقاً عبورم در آن سفر به اصفهان افتاد و به جهت آشنايى و صداقت بر آخوند ملا محمد تقى وارد شدم و بعد از ورود آخوند مذكور از اندرون خانه خود قنداقه طفلى را آورد و به‌دست من داد و فرمود كه: اين طفل امروز متولد شده در حق او دعا كن كه مروج دين شود. من آن قنداقه را گرفته همان دعا كردم. پس خواب به‌خاطرم آمد از براى ايشان نقل كرده مسرور گرديد. 📚 قصص العلماء، ص۲۰۶ و ۲۰۷ 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
◼️ 👈🏼👈🏼 نظر (صاحب الحدائق) رضوان الله علیه، درباره علامه مجلسی اعلی الله مقامه، می‌نویسد: «وهذا الشيخ كان اماماً في وقته في علم الحديث وسائر العلوم، شيخ الاسلام بدار السلطنة اصفهان، رئيساً فيها بالرئاستين الدينية والدنيوية، اماما في الجمعة والجماعة، وهو الذي روج الحديث ونشره لاسيما في الديار العجمية، وترجم لهم الاحاديث العربية -بأنواعها- بالفارسية، مضافاً الى تصلبه في الامر بالمعروف والنهي عن المنكر، وبسط‍‌ يد الجود والكرم، لكل من قصد وأم، وقد كانت مملكة الشاه سلطان حسين -لمزيد خموله وقلة تدبيره للملك- محروسة بوجود شيخنا المذكور، فلما مات انتقضت أطرافها، وبدأ اعتسافها وأخذت في تلك السنة من يده بلدة قندهار، ولم يزل الخراب يستولي عليها حتى ذهبت من يده». 📝 ایشان بزرگِ عصر خود بود در علم حدیث و سایر علوم، شیخ‌الاسلام اصفهان بود و ریاست امور اجتماعی و دینی را بر عهده داشت. امام جمعه و جماعات بود. ایشان بود که احادیث را نشر داد، خصوصا برای فارس‌زبان‌ها که احادیث عربی در هر شاخه‌ای را برای آنان بفارسی ترجمه نمود. در امر به معروف و نهی از منکر محکم بود و با مراجعینی که نزدش می‌آمدند بسیار سخاوتمندانه رفتار می‌کرد و میزبانی خوب بود. حکومت شاه سلطان حسین _که تبحری در امر حکومت نداشت_ به‌لطف وجود علامه مجلسی محروس بود؛ وقتی علامه از دنیا رفت، اطراف مملكت درهم شكست و ظلم و تعدّی همه‌جا را فراگرفت، طورى‌كه در همان سال كه علامه وفات يافت، شهر قندهار از دست شاه سلطان حسين بيرون رفت و پيوسته خرابی بر كشور مسلط گرديد تا آنكه تمام مملكت را از دست داد! 📚 لؤلؤة البحرين، ص۵۵ 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
🎴 کلامی تکان‌دهنده از مرحوم صاحب‌مکیال‌المکارم| !! ➖ به‌مناسبت شهادت آیت‌الله ، صاحب پیشنهاد دانلود به‌پژوهشگران وطلبه‌ها واهل‌منبردانلود با ذکر صلواتی بر محمدوآل‌محمد علیهم‌السلام ولعن بر دشمنانشانشادی روحش فاتحه مع الصلوات 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar 🆔 @anaal_gharib
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا