eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
78 دنبال‌کننده
65 عکس
5 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
محمدزمان گلدسته .mp3
زمان: حجم: 1.2M
سلام پارسال تقریبا ۲۰روز قبل بود که مرحوم گلدسته این صوت رو برام ارسال کرد به یاد پارسال حالم گرفته ست. ارسالی از برادر ابوعمار
ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا خفته ای روی خاک جسم عریان می برندم به شام ظالمان از جفا ای شهید به خون خفته ی بی کفن ای غریبی که ماندی تو دور از وطن خاک و خون گشته احرام تو بر بدن تشنه لب رأس تو از بدن شد جدا دفتر عشق را نقش عزت زدی گام بر قله ی اوج رفعت زدی بیرق سرخ خون و شهادت زدی هستی ات در رضای خدا شد فدا می برندم به شمام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا ای گذشته ز سر حد اوج کمال وی فنا گشته در جلوه ی ذوالجلال زیر سم ستوران شدی پایمال نور یزدان کجا خاک میدان کجا می برندم به شام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا پاره پاره ز تیغ جفا پیکرت با شقاوت جدا از قفا شد سرت چون کند با یتیمان تو خواهرت تو شهیدی و من غرق موج بلا می برندم به شام ظالماناز جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا تشنه لب سر جدا کرده اند از تنت خون حق می چکد از رگ گردنت نیست حتی به تن کهنه پیراهنت زینب و دیدن این همه ماجرا نی مجالی که نعشت بگیرم به بر گرد من لشکری از خدا بی خبر کعب نیزه زنندم به پهلو و سر رأس تو بر سر نی به ذکر خدا 🌷🌷🌷
من به فکر معجر تو تو به فکر حنجر من خواهر غم پرور من عصر فردا می شنوی ناله های مادر من خواهر غم پرور من خواهر غم پرور من خسته دل از کرببلا پا به پای اهل حرم می روی تا شام بلا من زمانی بر سر نی گه میان طشت طلا می برد انگشت مرا ساربان از پیکر من خواهر غم پرور من زینب غمدیده ی من جانم و جانانه تویی تا همیشه تا به ابد شمعم و پروانه تویی بعد زهرا تا به کنون مادر این خونه تویی می روی تا بوسه زنی غرق خون بر حنجر من خواهر غم پرور من خون من ریزد به زمین تا بماند دین خدا راه حق تضمین شود از سرخی خون شهدا زنده ماند تا به ابد هرکه چون من گشته فدا دست سقا روی زمین ارباً اربا اکبر من خواهر غم پرور من عصر فردا روی زمین خفته می بینی شهدا ساقی لب تشنه ی من دستش از تن گشته جدا قتلگه تا بر سر نی گشته جاری خون خدا نیمه شب یکباره طلوع می کند بر نی سر من خواهر غم پرور من زنده یاد محمد_زمان_گلدسته توضیح: معجر به معنای مقنعه، روسری و هر نوع روپوشی‌ست که زن‌ها به سر می‌بندند (گلدسته )
ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول شد تربتت از خون کرببلا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول مهد دلیران و شهر شهیدانی تو سنگر دین و اسلام و قرآنی کوی فداکاران مأوای شیرانی سرمشق ایثاری در جبهه ها دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول چون کوه پابرجا در جنگ تحمیلی خورده سپاه کفر از دست تو سیلی شایسته ی تحسین شایان تجلیلی گلزار دین را داد خونت صفا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول آماج موشکها شد تربت پاکت از خون معطر شد چون نینوا خاکت قربان گلهای خونین صد چاکت در راه حق کردی جانها فدا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول فرش خیابانت از لاله ها خونین از خون اطفال معصوم تو رنگین صاحب عزا مهدی روح خدا غمگین داغ تو آتش زد بر قلب ما دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول اندر کجا جویم جسم عزیزانت زیر کدام آوار مانده عزیزانت ای لاله زار خون جانم به قربانت هر روز و هر ساعت داری عزا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ایکربلاای کربلا دزفول بر سینه ات تا کی موشک فرود آید زین کشته ها کردی محشر بپا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول خاک و گل و خشتت تکبیر گویان است بر خاک گریانت افلاک گریانست از داغ تو شیون در ملک ایران است بر تو رسد تا کی ظلم و جفا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول بر تن کفن دارند از خون جوانانت گردیده نیلی پوش آن نوعروسانت پاشیده بر دیوار مغز عزیزانت هر تکه ی نعشی دارد نوا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول0 ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول سرمنزل عشق و محراب عرفانی مرد و زن و کودک کردی تو قربانی رفت این ستم بر تو از نامسلمانی اسلام را دادی عز و علا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول صدقاسم ناکام صدها علی اکبر در قتلگاه تو غلطان به خون بی سر بر سینه ات خون صدها علی اصغر بر حالتت گریان مرغ هوا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول هر قطره از خونت کرده بپا غوغا بنموده در دوران تجدید عاشورا بین کربلای ما یک لحظه یا زهرا هر گوشه ی آن شد کرببلا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول خون حسین جوشد از هر خیابانت چسبیده بر دیوار گوشت عزیزانت بی دست و پا جسم طفل دبستانش از زیر هر خشتی خیزد ندا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول خونت شرف افزود بر خاک خوزستان ای قهرمان پرور ای گلشن ایمان ای مشهد خونین ای سنگر قرآن بر عهد و میثاقت کردی وفا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول از ترکش موشک پاشیده پیکرها پیراهن خونین در دست مادرها خاک عزا بر سر ریزند خواهرها معلمی گریان زین ماجرا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول شد تربتت از خون کرببلا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول
ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار ای حی توانا ای عالم دانا پیروز نما لشکر اسلام به کفار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار ای آنکه خفیات بود نزد تو روشن آتش به خلیل از کرم تو شده روشن این جبهه که امداد تو دیده است مبرهن گردیده در امشب همه آماده ی پیکار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این شیردلان را که همه شب به مناجات خوانند ترا دمبدم ای سامع اصوات نصرت بده ای لطف تو کافی مهمات کن قطع ز بن ریشه ی کفار تبهکار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار گردیده هم آهنگ در این جبهه ی ایمان از پیر وجوان لشکر اسلامی ایران گردان و دیران همگی عازم میدان اندر همه احوال تویی واقف اسرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار از عشق تو بنموده همه غسل شهادت فرمان اولی الامر ز جان کرده اطاعت خواهند ز درگاه تو ای منشأ قدرت ریزی به سر تیره دلان صاعقه ی نار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار از پشت سر جبهه الی خط مقدم نیرو همه ثابت قدم و راسخ و محکم خواهند ز درگاه تو ای خالق عالم تا قدرت خود بر همه سازی تو پدیدار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار رزمنده دلیران همگی ذکر تو گویند در سیر کمال آمده و راه تو پویند فتح و ظفر امداد ز درگاه تو جویند در یاری قرآن شده حاضر پی ایثار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار شد روبه روی لشکر حق لشکر شیطان خواهد که زند ضربه به اسلام و به قرآن ای قادر و ای مقتدر ای خالق سبحان از روی زمین فتنه گران را همه بردار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این جند الهی سلحشور و دلاور چون شیر ژیان اسلحه بر دست به سنگر کوبند در این حمله سر خصم ستمگر تا قصد تجاوز نکند کس به دگر بار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این خیل سپاهی که به جز حق هدفش نیست برخاسته از مکتب خونین حسینیست فرمانده ی آن ناجی اسلام خمینیست فرزند پیمبر خلف حیدر کرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار خواهند کنند باز ره کرببلا را از شوق پذیرا شده هر رنج و بلا را تا بوسه زنند تربت پاک شهدا را سازند طواف حرم سرور احرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار دارند به دل آرزوی دیدن اکبر بر دیده کشند مقدم عباس دلاور خواهند زنند بوسه به پای علی اصغر مشتاق ملاقات حسین سرور ابرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار ده مژده که از منطقه ی شرق میانه شد لشکر مهدی به سوی قدس روانه این رایت خونین حسین زاوست نشانه اندر جلوش نصر من الله نمودار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این جبهه نمایانگر انوار الهی است سرشار ز فیض و کرم نامتناهی است رزمنده بپا خیز شب فتح نهایی است بر توده ی مستضعف عالم بده هشدار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار سرباز خدا ارتشی لشکر اسلام با خیل سپاهی و بسیجی شده همگام با حول خدا کار رسانند به انجام بر خاک کشند پوزه ی مستکبر مکار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار از لطف الهی شده اسلام فراگیر بر طارم افلاک رسد نعره ی تکبیر کز نیروی حق سنگر باطل شده تسخیر گردید جهان در نظر دشمن دین تار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار شد راهنما خلق زمان را به سعادت فرزانه خمینی گهر درج ولایت جاوید بود سایه او بر سر امت معلمی این نقص سخن شعر مپندار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار
یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است شوری که در دلها پایان نمی گیرد یاد شهیدان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است نام شهیدان در این عالم هستی پاینده می ماند ایثارشان همچون سرچشمه ای پاک و زاینده می ماند میراث جانبازی در نشر فرهنگ آینده می ماند بر درک و مفهوم انگیزه شان خلقی مبهوت و حیران است از جوشش خون این عاشقان خون در رگها به جوش آید فریاد پیروزی با گرمی خون ایشان به گوش آید با یاد ایثار و جانبازی آنها دل در خروش آید کاین گونه جانبازی زاینده ی عزم آزاد مردان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است تاریخ سازان و آینده پردازان این جان نثارانند شایسته مردان حماسه های خون این نامدارانند گل های جاوید خون رنگ آزادی در هر بهارانند با یادشان در دل اندر شکوفایی گل های ایمان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است از مکتب قرآن درس شهادت را آموختند اینها تا حق شود روشن چون شمع روشن گر خود سوختند اینها با آتش خون مشعل های ایمان را افروختند اینها اسلام پابرجا از اهتمام این انصار قرآن است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است آموزگار این مکتب حسین بود و جان در ره دین داد گلواژه ی خونش از سلطه ی باطل حق را نمود آزاد جان جهان یکسر قربان سالار آزاد مردان باد کز نهضت سرخش تا دامن محشر عالم گلستان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است جمع شهیدان با انصار ثارالله پیوسته همگامند گلگون تنان ما جان داده در راه اهداف اسلامند بر فوز عظمای دیدار حق نائل چون مخلص تامند مهمان یاران سلطان مظلومان در باغ رضوان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است
همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن برگیر سلاح خویش بر دوش چون شیر نبرد با عدو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن بشتاب که حفظ دین و قرآن با رزم تو ارتباط دارد بر عرصه ی جنگ کفر و ایمان پیروزی دین نشاط دارد این راه تو اهدنا الصراط است شاد آنکه چنین نشاط دارد با یاری دین و نصر قرآن دل در طلب صراط او کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن بشتاب برادر توانمند کین مرحله سرنوشت ساز است کن سعی که فتح آخرین را بر رزم و مقاومت نیاز است بر روی شما ستم ستیزان تا مقصد فتح راه باز است نه گام به پیش و در شهامت گلواژه ی فتح جستجو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن با قامت استوار برخیز ده گوش بپا غریو جنگ است ای رزمی پر دل سلحشور خفتن به میان خانه ننگ است بشتاب به راهیان بپیوند تأخیر مکن که وقت تنگ است بگذار حدیث زندگی را وز جبهه و جنگ گفتگو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن بشتاب که پای فتح کوبی با هلهله بر مزار دشمن چون شیر سپه شکن ز هرسو بندی ره رهگذار دشمن با حمله از این سیاه تر کن تاریکی روزگار دشمن تکرار حماسه های ایثار ای شیردل حماسه جو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن امروزه حضور ناوگان ها در حاشیه ی خلیج بار است در ساحت قدس مرز ایمان شیطان بزرگ را چه کار است کین گونه تجاوز نظامی بر منطقه جرم آشکار است بشتاب برون ز مرز ایران آن اهرمن درنده خو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن ما منطقه را ز لوث شیطان با آتش خشم می رهانیم با هر که علیه دین بپا خاست آماده ی رزم بی امانیم ما شعله ی انتقام جویی با زوزه فرو نمی نشانیم برخیز صدای دشمنت را با هلهله خفه در گلو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن این عامل فتنه ی جهانی در حیطه ی ما قدم نهاده با یاری سرسپردگانش در پرتگه خطر فتاده با آب خلیج آبرویش آن خصم زبون به باد داده با خصم بگو کز آب دریا بیرون شو و فکر آبرو کن همراه سپاهیان حیدر مردانه به سوی جبهه رو کن
هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا رزمنده شو آماده در ایام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا جان ها فدای نام نیک دل نشینش قربان گفتار حماسه آفرینش ختم رسل بوسیده دست نازنینش زیرا لسان حق بود در کام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا نامی که هر رزمنده را ورد زبان است نیروی اطمینان قلب عاشقان است نور و صفای سنگر نام آوران است سرباز قرآن جرعه نوش جام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا در جبهه ها فریاد یا زهرا بلند است هر نیمه شب این نغمه ی شیوا بلند است یا فاطمه در سنگر و صحرا بلند است دل ها بسوزد آه شب هنگام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا اولاد زهرایند سربازان اسلام تا گاه پیروزی نمی گردند آرام از مادر والای خود بگرفته الهام در یاری قرآن شده هم گام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا آرند یاد از سینه ی مجروح مادر ریزند خون دیده بر دامان سنگر دست عزا کوبند این ایام بر سر شام و سحر گریند بر آلام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا در سوگ بانوی دو عالم سوگوارند این روزها از داغ مادر اشک بارند سوی حسین این جان نثاران ره سپارند یا هم نوا گردند با ایتام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا دانی چرا مخفی مزارش از نظرهاست از این که زهرا مام مفقود الاثرهاست تا حشر داغ جانگدازش بر جگرهاست خونین کفن شد وای وای احرام زهرا قربان زهرا هر رمز پیروزی بود با نام زهرا قربان زهرا
السلام ای وارث آدم، سلام ای نگین حلقه‌ی خاتم، سلام السلام ای در رگت خون خدا شد لب عطشان سرت از تن جدا السلام ای نور قبل کل نور گاه بر نی، گاه در کنج تنور سومین شمس ولایت، یاحسین از ازل تا بی نهایت، یاحسین ای که همراه اسیران‌ رویِ نی کرده راه کوفه را تا شام، طی وای من الشام الشام، آه آه سنگ‌ها از بام از بام، آه آه ای فدای لعل عطشانت، حسین! جان عالم‌ باد قربانت، حسین! ای بخون غلطیده در دشت بلا کربلا یا کربلا یا کربلا * مستی ما از شرابی دیگر است بر سر نی، آفتابی دیگر است روزگاری پیش، اینجا جنگ بود جنگ بود و عرصه بر ما تنگ بود کوچه کوچه صحنه‌ی پیکار بود بازهم تاریخ در تکرار بود تا به کف، عباس، پرچم‌ را گرفت نعره‌ی تکبیر، عالم‌ را گرفت ای شهیدان به خون غلطان ما لاله‌های پرپر بستان ما ای که در دل داشتید آتشفشان ای بلند آوازه‌های بی نشان ای شقایق محو سیمای شما خالی است این روزها جای شما ای خزان! از نوبهاران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد با پرستو‌ها سفر دلچسب بود چون مهیّا جاده بود و اسب بود یاد گل‌هایی که پرپر سوختند زیر آتش، پای تا سر سوختند آه آه از نسترن‌ها یاس‌ها دست‌های بسته‌ی غواص‌ها ای شهیدان! راز‌ها در سینه ماند اشک‌ها در صفحه‌ی آیینه ماند از جمال عالم آرای شما از قد و بالای رعنای شما چفیه‌ای خونین و خاکی بازگشت استخوانی و پلاکی بازگشت جنگ، جنگ حق و‌ باطل بود و هست پای استکبار در گِل بود و هست ذات تاریخ است این تکرار‌ها نخل‌ها و‌ میثم تمار‌ها * داعش و اسلام‌ آمریکایی‌اش با همه بدنامی و رسوایی‌اش در حریم‌ نور، چنگ انداختند اسب بر نعش شهیدان تاختند باز در آیینه‌ی دین، خَش زدند خیمه‌ها را بازهم آتش زدند شعله‌‌ی جهل و گناه افروختند تا اسیران را به آتش سوختند باز از دل باز هم فریاد زد حرف حق را با صلابت داد زد از حرم باید نگهداری کنیم امت اسلام‌ را یاری کنیم من یکی از آن هزارانم که باز سوختم در بین این راه دراز مدتی در بند دنیا زیستم تا بدانجا که ندانم کیستم فکر می‌کردم که روحم خسته‌ است چون در باغ شهادت بسته‌ است! ناگهان دیدم که وا‌ شد دفترم تازه شد روحِ شهادت باورم گویی از سوریه و شام بلا عمه‌ی سادات می‌خواند مرا دل که باشد قرص، می‌گردد شجاع از حرم مردانه می‌سازد دفاع در "حلب" باید بگیرم نای‌شان تا به "کرمانشاه" ناید پای‌شان جبهه‌ی یاران رهبر را ببین قاسم و عباس و اکبر را ببین پاسدارانی "سلیمانی" نشان رعد آسا، چون شهاب آسمان جان به کف دارند و حیدر زاده‌اند در دفاع از حرم آماده‌‌اند غزه زیر آتشِ خشم و بلاست شام و‌ بحرین و یمن چون کربلاست چون به استکبار، نه! گفتیم ما خواب دشمن‌ را برآشفتیم‌ ما چشم بر انگشت مولاییم ما تا شهادت پشت مولاییم ما 🌷🌷🌷
(به غواصان شهید کربلای چهار) ماهی‌ها صد و هفتاد و پنج ماهی، از سینه‌ی خاک، سر بر آوردند جای دریا به آسمان رفتند بس که از شوق، پر در آوردند جای غواص‌ها مگر خشکی‌ست؟ ماهیان روی شانه‌ی موجند خاک هم استعاره از دریاست! که نهنگان هماره در اوجند عشق وقتی که شد ملاک عمل چه به خشکی، چه آب باید رفت! عشق وقتی که می‌دهد فرمان لاجرم با شتاب باید رفت صد و‌ هفتاد و‌ پنج دریا دل روی ساحل، به خاک افتادند صد و‌ هفتاد و‌ پنج ماهی در تور شب، سینه چاک افتادند خبر آمد به خانه‌ی لیلی چه نشستی! که یار می‌آید فصل خرماپزان رسیده ولی بوی عطر بهار می‌آید خبر آمد، خبر چه زیبا بود! آبرو را به شهر برگرداند ماهیان را گرفت از خاک و ماهیان را به نهر برگرداند ماهی من نفس نفس می‌زد زنده زنده به خاک مدفون شد بسته بودند باله‌هایش را دلم از هُرم این خبر، خون شد صادقانه‌ترین سلام از ما به جوان‌مردهای حجله‌ی عشق به شهیدان کربلای چهار ماهیان غریب دجله‌ی عشق ماهیانی که مثل پروانه به تولّای ِ نور، جمع شدند وسط آب‌های آتش‌گون سوختند و فدای شمع شدند سوختند و چراغ راه شدند تا ابد روشن است این فانوس صد و‌ هفتاد و‌ پنج‌ دریا، نه! صد و‌ هفتاد و‌ پنج اقیانوس! 🌷🌷🌷