eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
93 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
چند سالیست که رزق حرمم کم شده است در عوض روزی من آهِ دمادم شده است چند سالی ست بهشتی نشدم، بسکه بَدَم زندگی بی حرمت مثل جهنم شده است دور، از صحن تو حسّ خفه گی دارم من گردنم بین طنابیست، که محکم شده است فکر آزادی من باش که پوسید، دلم خانه تبدیل، به زندانِ مجسّم شده است مجرمی سابقه دارم که به دور از توام و حکم تبعید من انگار، مُسلّم شده است در الفبای حرم، بی "الف" گلدسته مثل یک "دال"، قدم زیر غمت خم شده است مثل یک قاب شکسته شده چشمم زیرا چند سالیست، که بی گنبد و پرچم شده است من مریض توام و پنجره فولاد، دواست و لبم تشنه ی یک بوسه به مرهم شده است نوكر نوشت: حالِ ما را تا ڪه دوری حرم بد میڪند ڪربلا را قسمٺِ ما راهِ مشهد میڪند یڪ دوراهی هسٺ مارا هی مُردد میڪند‌ درمیان دو حرم دل رفٺ و آمد میڪند صلي الله عليک يا سيدناالغريب يااباعبدالله الحسين
گل غلطیده در خون خداحافظ حسینم لب خندیده در خون خداحافظ حسینم یقین دارم که زهرا به روی خاک صحرا تو را بوسیده در خون خداحافظ حسینم به شوق آسمانها چه آسان پر کشیدند کبوتر های عاشق به بال خون پریدند به دشت پر تکاپو به خواب دیدن او کبوترها خونین چه آرام آرمیدند حسین جان حسین جان کسی باور ندارد اگر چه رفتنت را به زیر تیر و خنجر خودم دیدم تنت را چرا ای لاله ی پاک رخت گل کرده بر خاک چرا بر تن نداری دگر پیراهنت را به نی دیدم سرت را خداحافظ حسینم به صحرا پیکرت را خداحافظ حسینم به قربانت بگردم چرا پیدا نکردم به دست انگشترت را خداحافظ حسینم از این سو بی قراران از آن سو تک سواران چه خواهد شد خدایا دل آیینه داران پس از شور رشادت پس از اجر شهادت غمت هر جا که کرد به بار آمد بهاران گل غلطیده در خون خداحافظ حسینم لب خندیده در خون خداحافظ حسینم یقین دارم که زهرا به روی خاک صحرا تو را بوسیده در خون خداحافظ حسینم 🌷🌷🌷
شد کل یوم عاشورا ای عزاداران یا کل ارض کربلا در همه امکان آمد محرم زنده شد شور عاشورا خون حسین تازه کرد دین جدش را شد پرچم سرخش بلند در همه دوران از یک طرف قوم یزید در صف کفار یکسو حسینی همه عازم پیکار هابیلیان جانها به کف بر سر پیمان فرمود سبط مصطفی خسرو ابرار هیهات مناالذله در عرصه ی پیکار سازش نخواهد کرد حسین با ستم کاران بر گوش جان فریادی از کربلا آید از نای خونین حسین این ندا آید آوای هل من ناصر حجت یزدان طوفان نموده در جهان خون ثارالله تا کاخ گردون می رود بانگ یا الله در سینه ی تاریخ ثبت گشته این جریان این محشر کبری است یا روز عاشورا شد حق و باطل در نبرد ظهر عاشورا خون حسین می جوشد از خاک این سامان ما پیرو خط حسین میر احراریم دیدار کوی کربلا آرزو داریم با عاشقان مرقدش با همه یاران در قلب ما شوری بپا کرده عاشورا با چشم گریان از غم نوگل زهرا گشته معلمی غمین سینه اش سوزان
دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) دوباره با مدد از مولا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) خدایا قسمت کن امسال بیایم اربعین با یاران کربلای اباعبدالله پرچم عزای ثارالله دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) دوباره این دلم غم دارد جهانی سوز و ماتم دارد نشانه از محرم دارد به پا شد نهضت عاشورا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) دوباره تیر و حلق اصغر فغان و ناله های مادر دوباره تیغ و نعش اصغر قصه ی مشک و دست سقا پرچم عزای ثارالله (2) دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) دوباره با مدد از مولا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) به دل دارم غم طفلانت تمام هستیم قربانت فدای خیمه ی سوزانت سلامم بر شهید تنها پرچم عزای ثارالله دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) خدایا قسمت کن امسال بیایم اربعین با یاران کربلای اباعبدالله دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) من از جام حسینی مستم به عشاق حرم پیوستم به خون این عهد و پیمان بستم فدایش می کنم جانم را پرچم عزای ثارالله (2) دوباره من به اذن زهرا به روی دوش خود می گیرم پرچم عزای ثارالله (2) ما همه زیر پرچم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم سایه نشین علم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم اهل ولا بار دگر ماه عزا آمده است پور علی مرتضا کرببلا آمده است ماه حسین فاطمه ماه بکا آمده است سینه زن محرم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم ماه خدا ماه حسین ماه شهید سر جدا ماه به خون نشستن گلشن آل مصطفی ماه به نیزه رفتن رأس عزیز مرتضی سایه نشین علم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم محبت و عشق حسین شعله کشد در دل ما بزم عزای اهل بیت هستی ما حاصل ما روضه ی نورانی او در دو جهان منزل ما ما عاشقان حرم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم دست علمدار حسین می شود از تنش جدا تیر سه شعبه می درد چشم یل کرببلا آتش هجران عمو شعله زند به خیمه ها ما همه دلخون غم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم چشم امید ما همه به لطف و احسان شما در همه جا در همه دم ما همه مهمان شما دیده ی جمع عاشقان بر کرم و لطف شما مست عطا و کرم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم ما عاشقان حرم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم به سر زنان ماتم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم ما همه زیر پرچم حسینیم
حسين امشب بُوَد مهمان كعبه جدا گردد ز كعبه، جان كعبه نماند مروه را ديگر صفائى شود خالى ز فرزندان كعبه حرم، الحق كه مال اهل بيت است چو باشد خود حسين از آن كعبه بسى مشكل بُوَد بر پور زهرا درين هنگام حج، هجران كعبه شود هر مسجد از قرآن مزين حسين اينجا بُوَد قرآن كعبه حرم خاموش و سرتاپا بود گوش چو مي گويد سخن مهمان كعبه قيام كربلا قصد حسين است كه تا ماند بپا اركان كعبه على و مصطفى را چشم روشن ازين مصباح نورافشان كعبه جدا شد از حرم با داغ حسرت حسين آن عاشق حيران كعبه نگه ميداشت فرزند على را اگر مى‌بود در امكان كعبه كه پيش عرصه ی كرب‌وبلايش ندارد وسعتى ميدان كعبه خدا خواهد ذبيح كربلائى نه در كوه منا قربان كعبه همى‌گريد حسين و، اشك زمزم نشان از ديده ی گريان كعبه گرفته خواهرش از دامن او چنانكه او هم از دامان كعبه شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان)
در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است کربلایی های او را شور رفتن بر سر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است آتش عشق حسین کی می شود در دل خموش شور رفتن می زند در سینه ی عشاق جوش از نوای یا حسین پر کرده هر جا را خروش کز ضمیر عاشقان بربوده صبر و عثل و هوش چون نوای یا حسین از هر نوایی خوش تر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است داده اند این کاروانی ها عنان در دست دوست می روند این راه را آنجا که خاطر خواه اوست از شعف یک دم نمی گنجند جانبازان به پوست عاشقان را لحظه ای دیدار جانان آرزوست انتهای راه این عشاق کوی دلبر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است مشهد پاک شهیدان است خوزستان ما کربلای ملک ایران است خوزستان ما رازها بنهفته در آن است خوزستان ما جلوه گاه عشق و ایمان است خوزستان ما دشمن بیدادگر را روز روز کیفر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است در سر عشاق خوزستان هوای کربلاست قلبشان مجذوب نام دلربای کربلاست خون خوزستان نشان خون بهای کربلاست جان و مال و خاک خوزستان فدای کربلاست چون به جنگ حق و باطل خاک پاک سنگر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است کرده اند این راهیان در عزم رفتن اتفاق بهر دیدار حسین با شور و شوق و اشتیاق می رود این کاروان با بشکند سد نفاق می رود تا برکند بنیان حکام عراق کار صدام و هواداران بعثی یکسر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است خاک خوزستان ندای دادخواهی می دهد تربتش از خون جانبازان گواهی می دهد از خطر پیغام بر عشاق راهی می دهد مژده ی پیروزی فتح نهایی می دهد سرنگون با این یورش حکام بعث کافر است در سر عشاق خوزستان هوای دیگر است شاعر: حاج حبیب الله معلمی
بسم رب العشق آغاز سخن السلام ای يوسف بی پيرهن السلام ای سومين مولای ما ای تو هم مجنون و هم ليلای ما ای غمت شیرازه ی جانم حسين می نويسم از تو می خوانم حسين کربلا جغرافیایی دیگر است آسمانش را هوایی دیگر است كربلا جاری ست بر روی زمين كل ارض كربلا يعنی همين كربلا يعنی عطش يعنی گذشت كربلا فتح المبين والفجر هشت ای برادرهای ايمانی سلام با شمايم نور چشمان امام يادتان هست آسمان دلتنگ بود آری آری جنگ بود و جنگ بود بر دهان انگشت حيرت بود جنگ آزمايشگاه غيرت بود جنگ بار دیگر خیز ای رزمنده شیر خواب از چشمان اهریمن بگیر سایه افکنده ست شیطان بر زمین های ای رزمنده ی عزم آهنین در نبردی بی امان آماده باش لشکر صاحب زمان آماده باش بهر آزادی قدس از کربلا از کنار مرقد آن سرجدا با نوای کاروان باید گذشت همسفر با عاشقان باید گذشت عهد می بندیم یک بار دگر باز هم اسلام اگر بیند خطر کربلای دیگری برپا کنیم کرخه را از خون خود دریا کنیم ترس ما بیم در ما نیست نه سازش و تسلیم در ما نیست نه گفتگو با خصم بی علت خطاست گفتگو شاید ولی ذلت خطاست سربلندیم و جهان مقهور ماست از یمن تا شام روشن نور ماست می رسد بر گوش از شام و یمن هر زمان آوای هل من ناصرن (ناصرا) قدس و غزه سامرا و کاظمین گشته لبریز از نوای یا حسین ما به مکر و کید دشمن عالمیم حامی مظلوم و خصم ظالمیم غزه را رسما حمایت می کنیم از یمن دفع شرارت می کنیم جنگ بین حق و باطل جاری است دست حق جویای دست یاری است رهبرم ای مقتدای خاص و عام رهبرم ای حجتت بر ما تمام با سرانگشتت به جوش آییم ما مثل طوفان در خروش آییم ما رهبرم مستان سلامت می کنند امر فرمایی قیامت می کنند شاعر: محمدزمان گلدسته با نوای کاروان بار بندید همرهان این قافله عزم کرببلا دارد با نوای کاروان بار بندید همرهان این قافله عزم کرببلا دارد الرحیل ای خفتگان همسفر با عاشقان سوی حسین رفتن لطف و صا دارد الحق عجب حالی این جبهه ها دارد با نوای کاروان بار بندید همرهان این قافله عزم کرببلا دارد سوی دیار عاشقان رو به خدا می رویم بهر ولای عشق او به کربلا می رویم منتظریم کی شب حمله فرا می رسد امر ز فرماندهی کل قوا می رسد دمی که رمز یا علی به گوش ما می رسد پی نبرد خصم دون چو شیرها می رویم رو به خدا می رویم سوی دیار عاشقان رو به خدا می رویم ای لشگر حسینی ای لشگر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ای یاوران قرآن ای یاوران قرآن از نو پیام خون داد پور شجاع حیدر ای لشگر حسینی ای لشگر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش بر نبردی بی امان آماده باش آماده باش ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش بر نبردی بی امان آماده باش آماده باش شاعر: حاج حبیب الله معلمی
تقدیم به روح بلند و ملکوتی خادم اهل بیت . حاج محمد رستم منش سلام ای خادم زهرا و حیدر سلام ای غصه دار یاس پرپر سلام ای عشق، ای کرب و بلایی دلت سرشار از عشق خدایی سلام ای یادگار جبهه و جنگ همیشه بی قرار جبهه و جنگ سلام ای همدم پاک شهیدان شهیدان به خون غلطان ایران تو مرد باده و سجاده بودی جوانمردی دلیر و ساده بودی زمان جنگ در میدان تو بودی دلاور مرد آن دوران تو بودی دلت آکنده از مهر خدا بود همیشه بر لبت ذکر خدا بود بنازم غیرتت را ، همتت را لباس نوکری بر قامتت را دلم تنگ است ای یار صمیمی کجا رفتی تو دلدار صمیمی همیشه پای کار روضه بودی همیشه زیر بار روضه بودی دلت با عشق ثارُاله عحین بود طناب وصلت از حبل المتین بود بشارت بر تو باشد این روایت حدیث هشتمین نور هدایت چنین فرمود مولای خراسان که هر کس در غدیر خم دهد جان به اذن ایزد یکتا شهید است به جان حضرت مولا شهید است سزاوار شهادت بودی ای گل سراپا در سعادت بودی ای گل بیا یک بار دیگر دیده واکن بساط عشق را از نو بپا کن محرم می رسد از راه ای مرد چه سازم زین غم جانکاه ای مرد محرم بی تو سخت است ای برادر مه غم بی تو سخت است ای برادر بیا با ذکر یا زهرا بنالیم بیا با شور عاشورا بنالیم تو پای کار هیئت بودی ای مرد همیشه با محبت بودی ای مرد چرا اکنون خموشی آه برخیز رها کن این غم جانکاه برخیز محرم می رسد از راه برخیز شود گودال ، قتلگاه برخیز بیا مشکی بپوش ای مرد عاشق و در هیئت بکوش ای مرد عاشق محرم بی تو دلگیر است ای گل دلم بی تو زمینگیر است ای گل بیا بار دگر روضه بپا کن و دل را مستِ مستِ کربلا کن شکستی قلب زارم ، زود رفتی ز هجرت بی قرارم ، زود رفتی دریغا در دل خاک آرمیدی دریغا چشم گریانم ندیدی کنار این شهیدان جا گرفتی و در آغوششان مأوا گرفتی خدا حافظ عزیزم ای برادر سلامم را رسان بر شاه بی سر شاعر : مرتضی ذاکر
من دختر حسینم عمه جان گو کوفیان- نزنندم سیلی(2) عمه زمین کربلا محنت انگیز است از خیمه گه تا قتلگاه درد و غم خیز است خون گریند آسمانها بر اهل بیت طاها عمه جان گو کوفیان نزنندم سیلی نزنندم سیلی افتاده در دریای خون جسم بابایم از تازیانه شد کبود جمله اعضایم عمه ز پا فتادم، یکدم برس به دادم عمه جان گو کوفیان نزنندم سیلی نزنندم سیلی ای دختر مولای دین عمه جان زینب بر کوه صبرت آفرین عمه جان زینب کن ای همای رحمت از کودکان حمایت عمه جان گو کوفیان نزنندم سیلی نزنندم سیلی اعدای دین با کعب نی جسمم آزردند کندند گوشواره از گوش من بردند خون می رود ز گوشم،از چهره روی دوشم عمه جان گو کوفیان نزنندم سیلی نزنندم سیلی شاعر: حاج حبیب الله معلمی 🌷🌷🌷