من از کربلای خوزستان به کربلای تهران آمدم از برادران رزمنده ی شما در دشت خونین سوسنگرد کربلای خونین شهر زمین پر خون آبادان و کربلای دزفول و شوش به شما سلام می رسانم. از همه ی شما التماس دعا دارند و گفتند به ملت قهرمان و مبارز ایران پیام برسانید که ما هر چه خشمگین تر و قوی تر خواهیم جنگید
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
بگو به رهبر به کوه ایمان
به پیکر غرق به خون این شهیدان
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
بهشتی ای روح روان غمت مرا کشته است
تنت چرا عزیز ما به خونت آغشته است
حزب خدا خدا چرا ز کشته ها پشته است
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
مطهری مطهری زعیم کاروان شدی
ابوذر زمان ما شهید میزبان شدی
مفتح ای شهید حق تو غرق میزبان شدی
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
خون شما و مرگتان گر چه شکسته پشت ما
اگر چه رهبر عزیز کنون نشسته در عزا
بگیرم انتقامتان به فضل و یاری خدا
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
ناطق نوری به خدا قسم به حق نامت
کلانتری منتظری به حرمت کلامت
به روح پاک لاله های سرخ و خون شیعیان
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
شرافت و دیالمه و دانش به خون تپان
کشم ز دشمنان دون تقاص خون پاکتان
به روح پاک لاله های سرخ و خون شیعیان
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
شاعر: مصطفی اولیایی
🌷🌷🌷
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
آماده باشید به گاه نبرد
صاحب زمان هست جلو دارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
چاووش رفتن صلا می زند
هر کس دم از کربلا می زند
خود را به موج بلا می زند
به به ز عشق و ز ایثارتان
بااشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
گردان به گردان مهیای جنگ
وقت نبرد است نه جای درنگ
بر جان دشمن کنید عرصه تنگ
آتش ببارید ز رگبارتان
باشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
سنگر به سنگر به عزم متین
از بهر یاری قرآن و دین
تا رفع فتنه ز روی زمین
فرمان برید از سپه دارتان
باشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
این جبهه چون جبهه ی کربلاست
دلها ز عشق حسین با صفاست
در دشت و صحرا بپا خیمه هاست
دشمن هراسان ز پیکارتان
باشد خداوند نگهدارتان
دشمن بلرزد ز گام شما
پاینده شد دین به نام شما
رهبر رسانده پیام شما
بی تاب و مشتاق دیدارتان
باشد خداوند نگهدارتان
جنگاوران شب به پایان رسد
مولای سنگر نشینان رسد
مهدی پناه ضعیفان رسد
بوسد سر و روی و رخسارتان
باشد خداوند نگهدارتان
شاعر: حاج صادق آهنگران
🌷🌷🌷
عید شهیدان
بهار از راه می آید
خرامان با سبکبالی
شده ایام سال نو
شهیدان جای تان خالی
زند از سوز دل بوسه
به قاب عکس تان مادر
هزاران شمع می سوزد
کنار لاله ی پرپر
مزار لاله ها غرق
شمیم سبزه و ریحان
معطر با گلاب و گل
منور گشته با قرآن
همیشه یادتان جاری ست
به این صحن و سرا سوگند
به این گنبد به این مرقد
به اربابم "رضا" سوگند
به نص آیه ی قرآن
شما را زنده می دانیم
شعاع نورتان را تا
ابد پاینده می دانیم
بهار از راه می آید
پر از اشک و پر از آهیم
شهیدان جای تان خالی ست
شما را باز می خواهیم
کنار بوسه و لبخند
کنار آب و آیینه
به لب داریم لبخند و....
غمی داریم در سینه
زمین چرخید یک سال و
زمان تحویل شد، یارب!
به دل عهدی ست با زهرا
به سر شوری ست با زینب
شاعر: محمدزمان گلدسته
توضیح:
سال 1393 هنگام اجرای نخست این اشعار، نوروز مصادف با ایام فاطمیه بود.
لذا بند پایانی شعر مناسب آن حال و هوا سروده شد لیکن بعدا به جهت کاربرد شعر در سالهای بعد بند آخر به صورتی عمومی تر تغییر کرد.
همیشه و در همه حال، ملاک صحت شعر، متن مکتوب مورد تایید شاعر است.
🌷🌷🌷
#رزمندگان
#دفاع_مقدس
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
در نصرت دین الله با زمزمه ی یا الله
از بهر فدا می آیند سوی شهدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
از پرتو دین اسلام دلهای همه نورانی
هر محفلشان روحانی هم مقصدشان عرفانی
قلب همه در پرواز اوج شرف انسانی
از شوق شهادت سرمست با شور و نوا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
این کفر ستیزان بر کف دارند سلاح ایمان
تا کاخ ستمکاران را سازند ز بنیان ویران
بگرفته پرچم توحید بر دوش و شده هم پیمان
تا کرببلای حسینی با عشق و رضا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
قلب همگی از شوق دیدار حسین سرشارست
هر عاشق جان بگذشته سوداگر این بازار است
هر مرد حقیقت جویی در زمره ی این احرار است
ایثارگران حسینی تا کرببلا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
در لشگر حق و توحید برپاست عجب غوغایی
یک عده بدنها بی دست دور از هوس دنیایی
یک دسته شناور در خون حیرانم از این شیدایی
جمعی سرشان از پیکر گردیده جدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
کوبنده سلاح پیکار بر دوش سپاه اسلام
چون شیر خروشان تازند بر لشگر کفر صدام
از همت مردان حق شد لشگر باطل ناکام
پیکارگران مبارز با نصر خدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
خواهند بیت المقدس از چنگ عدو بستانند
از سیطره ی اسراییل مسجد اقصی برهانند
تا نیستی استکبار مرکب همت می رانند
تا باز فلسطین سازند از ظلم رها می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
مشتاق وصال حقند پویای ره قرآنند
فرمان بر روح الله ند سرباخته در پیمانند
پرشور سرود وحدت از عشق خدا می خوانند
سوی حرم ثارالله بر قصد دعا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
تا مرحله ی پیروزی این لشگر حق می تازند
تا مکتب قرآنی را گسترده به گیتی سازند
از بهر ظهور مهدی شوری به جهان اندازند
بر درگه قدس حسینی با حب ولا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
یا رب به مقام شهیدان نصرت بده این لشگر را
در گسترش دین حق یاری بنما رهبر را
این جیش شهادت جویان پر کرده ز خون سنگر را
با چهره ی خون آلوده رو سوی خدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
ای امت اسلام امروز داده است خمینی هشدار
کن گوش به امر رهبر چون خادم فرمان بردار
شاید که نماید فردا دیگر ز معلمی آثار
در جبهه بیا تا بینی حتی علما می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
🌷🌷🌷
گل پرپر شدهام
(محسن فخری زاده)
خبر آمد که در آمیخته خونت با خاک
گل پرپر شده ام، محسن فخری زاده
باید از داغ تو خون گریه کند هر شب و روز
دیده ی تر شده ام، محسن فخری زاده
ننگ بر خدعه و نیرنگ خیانتکاران
مرگ بر چهره ی صد رنگ خیانتکاران
زخم خورد آینه از سنگ خیانتکاران
بی برادر شده ام محسن فخری زاده
بی خبر رفتی و آخر به خدا پیوستی
خوش به حالت که به جمع شهدا پیوستی
باورم نیست و از داغ غمت می سوزد
دل مضطر شده ام، محسن فخریزاده
ای که بر زخم دل سوخته مرهم بودی
خط شکن بودی و در خط مقدم بودی
با تو آسوده شبم صبح شد اما بی تو
خاک بر سر شده ام، محسن فخری زاده
دشمنت وحشت از انگیزه و ایمانت داشت
ترس از علم تو و دانش و برهانت داشت
باز از برکت خون تو بجوشد از خاک
شاخ بی بر شده ام، محسن فخری زاده
دانش افروخته از برق نگاهت سردار
در دل خصم، شرر می زند آهت سردار
دیده بگشای و ببین از غم بی پایانت
حال دیگر شده ام محسن فخری زاده
ننگ بر وحشی خونخوار زبون اسرائیل
مرگ بر خصم بشر، دشمن دون اسرائیل
خون تو ضامن پیروزی ما خواهد شد
یل حیدر شده ام محسن فخری زاده
حججی منتظرت بود که در، باز کنی
همدانی خبرت کرد که آواز کنی
حاجقاسم به تو آموخت که پرواز کنی
نخل بی سر شده ام محسن فخری زاده
#محمد_زمان_گلدسته
🌷🌷🌷
خوشا بحال همان ها که خود شهید شدن
خوشابحال شهیدان که روسپید شدند
بدابحال منو هر که از سفر جامانده
بدا بحال. منو هر کسی که تنها ماند
🌷💠🌷
💠مناجات
🌷💠🌷
شب شد و از يار جدا ماندهام
در طلبش مرثيهها خواندهام
شب شد و اندوه به جانم خزيد
از نفس سركشم آتش وزيد
از غم دلدار هوایی شدم
بيدل و مجنون خدایی شدم
آه، ندانم به كجا رو كنم؟
آمدهام پيرهنش بو كنم!
آمدهام باز گدایی كنم
شِكوِه ز دوران جدایی كنم
آمدهام باز خدا، سوی تو
دست من و دامن گيسوی تو
شرم ز ديدار تو دارم، خدا!
گر چه نباشی دمی از من جدا
آه خدايا تو پناه منی
مشتری ناله و آه منی
گر چه گرفتار گناهم، مدد!
خسته دل از بار گناهم، مدد!
گفتی اگر عاشق و مستی بيا
گفتی اگر باده پرستی بيا
جام به کف، لولی و مست آمدم
باده خور و باده پرست آمدم
آمدهام تا كه پناهم دهی
بر در اين ميكده راهم دهی
من جگر سوخته آورده ام
چشمِ تر اندوخته آورده ام
دامن ترديد رها كرده ام
روی به درگاه تو آورده ام
از همه كس غير تو دل خستهام
دل به تمنّای رُخَت بستهام
خانهی دل را به غمت ساختم
از همه كس غير تو دل باختم
گام به امّيد تو برداشتم
پای به اقليم تو بگذاشتم
ياد تو در فصل پريشانیام
بوسهی مُهریست به پيشانیام
🌷💠🌷
باز، به درگاه تو باز آمدم
با دل پر سوز و گداز آمدم
آه، مرا با تو سَر و سِرّي است
در طلب گفتن راز آمدم
پای دلم زخمی و پر آبلهست
از سفر دور و دراز آمدم
گر چه گرفتار گناهم، ولی
دست به دامان نماز امدم
🌷💠🌷
سفرهی سجاده، سحر پهن شد
شعرم از آهنگ تو خوش لحن شد
چشم موذن به اذان باز شد
مأذنه آمادهی پرواز شد
از نَفَسَش عود پراکنده شد
نغمهی داوود پراکنده شد
بر سر گلدسته، اذان در تپش
نغمهی حق نعره زنان در تپش
باز کنم در، به کلید نماز
تا که بگویم به خدا شرح راز
بار سفر بستم و راهی شدم
مست می ناب الهی شدم
سورهی والفجر که تفسیر شد
از دو لبم حمد سرازیر شد
نالهام از سوز جدایی بلند
دست قنوتم به گدایی بلند
پستم و ناچیزم، بالا تویی
عبدم و مسکینم، مولا تویی
ای که خریدار نیاز منی
عشق منی سوز و گداز منی
عطر نماز از گلِ دیدار توست
دیدهی سجاده گرفتار توست
ای كَرَمت شامل درماندگان
خانهات آرامگه راندگان
ای بت معبود دل آشفتگان
كعبهی مقصود دل آشفتگان
ای سر كوی تو خرابات دل
خاک درت قبلهی حاجات دل
ای جگر سوخته در چنگ تو
پردهی هر ساز هماهنگ تو
ای همهی هستی من در كَفَت
جام می و مستی من در كَفَت
خستهی راهم، تو مرا عفو كن
غرق گناهم، تو مرا عفو كن
مستحقم، خمس و ذكاتم بده
تشنه لبم، آب حياتم بده
ای شده سرمست تو هشيارها
نام تو آغازگر كارها
دم نزنم هيچ، بجز نام تو
لب نزنم جز به لب جام تو
🌷💠🌷
من کی ام؟ آشفتهی نام علی!
تشنهی آهنگ کلام علی
بر سرم آتش زده صهبای عشق
لب زدهام بر لب جام علی
جان و دلم یکسره از ابتدا
تا دم مرگ است غلام علی
باز قلم پنجه به دف می زند
تکیه به مولای نجف می زند
ای دل و ای دین من ای مرتضی
مکتب و آیین من ای مرتضی
عشق تو آتش زده در سینهام
شعلهی سرکش زده در سینهام
ای همهی تاب و تبم یا علی
نام تو دائم به لبم یا علی
زلف مرا شور و شر آشفته کرد
حال مرا سخت براشفته کرد
ای غم تو اشک نباز همه
چشم تو محراب نماز همه
راه بده عاشق درمانده را
خستهی از قافله جا مانده را
مُهر نمازم گُل ِ لبخند توست
تربت پاکیزهی فرزند توست
من که دلم سوختهی کربلاست
سینهام افروختهی کربلاست
نور حسین است چراغ دلم
شور حسین است در آب و گلم
عشق شد این نور در آیینهام
شعر. شد این زمزمه در سینهام
ساختم این پرده به ساز حسین
سوختم از سوز و گداز حسین
آه خدایا! به مشامم بریز
شمهای از عطر نماز حسین
کاش بنوشاندم این التماس
جرعهای از راز و نیاز حسین
کاش که آواره و مجنون کند
قلب مرا شیوهی ناز حسین
🌷💠🌷
شکرگزار توأم ای مهربان
گرچه جز این نیست مرا در توان
نالهی بیت الحزنم دادهای
جرات برخواستنم دادهای
هرچه که دارم همه از لطف توست
بر لبم این زمزمه از لطف توست
چون به من آموختهای کیستم
یک نفس از دوست جدا نیستم
شعر: محمد زمان گلدسته
🌷🌷💠🌷🌷