گل پرپر شدهام
(محسن فخری زاده)
خبر آمد که در آمیخته خونت با خاک
گل پرپر شده ام، محسن فخری زاده
باید از داغ تو خون گریه کند هر شب و روز
دیده ی تر شده ام، محسن فخری زاده
ننگ بر خدعه و نیرنگ خیانتکاران
مرگ بر چهره ی صد رنگ خیانتکاران
زخم خورد آینه از سنگ خیانتکاران
بی برادر شده ام محسن فخری زاده
بی خبر رفتی و آخر به خدا پیوستی
خوش به حالت که به جمع شهدا پیوستی
باورم نیست و از داغ غمت می سوزد
دل مضطر شده ام، محسن فخریزاده
ای که بر زخم دل سوخته مرهم بودی
خط شکن بودی و در خط مقدم بودی
با تو آسوده شبم صبح شد اما بی تو
خاک بر سر شده ام، محسن فخری زاده
دشمنت وحشت از انگیزه و ایمانت داشت
ترس از علم تو و دانش و برهانت داشت
باز از برکت خون تو بجوشد از خاک
شاخ بی بر شده ام، محسن فخری زاده
دانش افروخته از برق نگاهت سردار
در دل خصم، شرر می زند آهت سردار
دیده بگشای و ببین از غم بی پایانت
حال دیگر شده ام محسن فخری زاده
ننگ بر وحشی خونخوار زبون اسرائیل
مرگ بر خصم بشر، دشمن دون اسرائیل
خون تو ضامن پیروزی ما خواهد شد
یل حیدر شده ام محسن فخری زاده
حججی منتظرت بود که در، باز کنی
همدانی خبرت کرد که آواز کنی
حاجقاسم به تو آموخت که پرواز کنی
نخل بی سر شده ام محسن فخری زاده
#محمد_زمان_گلدسته
🌷🌷🌷
خوشا بحال همان ها که خود شهید شدن
خوشابحال شهیدان که روسپید شدند
بدابحال منو هر که از سفر جامانده
بدا بحال. منو هر کسی که تنها ماند
🌷💠🌷
💠مناجات
🌷💠🌷
شب شد و از يار جدا ماندهام
در طلبش مرثيهها خواندهام
شب شد و اندوه به جانم خزيد
از نفس سركشم آتش وزيد
از غم دلدار هوایی شدم
بيدل و مجنون خدایی شدم
آه، ندانم به كجا رو كنم؟
آمدهام پيرهنش بو كنم!
آمدهام باز گدایی كنم
شِكوِه ز دوران جدایی كنم
آمدهام باز خدا، سوی تو
دست من و دامن گيسوی تو
شرم ز ديدار تو دارم، خدا!
گر چه نباشی دمی از من جدا
آه خدايا تو پناه منی
مشتری ناله و آه منی
گر چه گرفتار گناهم، مدد!
خسته دل از بار گناهم، مدد!
گفتی اگر عاشق و مستی بيا
گفتی اگر باده پرستی بيا
جام به کف، لولی و مست آمدم
باده خور و باده پرست آمدم
آمدهام تا كه پناهم دهی
بر در اين ميكده راهم دهی
من جگر سوخته آورده ام
چشمِ تر اندوخته آورده ام
دامن ترديد رها كرده ام
روی به درگاه تو آورده ام
از همه كس غير تو دل خستهام
دل به تمنّای رُخَت بستهام
خانهی دل را به غمت ساختم
از همه كس غير تو دل باختم
گام به امّيد تو برداشتم
پای به اقليم تو بگذاشتم
ياد تو در فصل پريشانیام
بوسهی مُهریست به پيشانیام
🌷💠🌷
باز، به درگاه تو باز آمدم
با دل پر سوز و گداز آمدم
آه، مرا با تو سَر و سِرّي است
در طلب گفتن راز آمدم
پای دلم زخمی و پر آبلهست
از سفر دور و دراز آمدم
گر چه گرفتار گناهم، ولی
دست به دامان نماز امدم
🌷💠🌷
سفرهی سجاده، سحر پهن شد
شعرم از آهنگ تو خوش لحن شد
چشم موذن به اذان باز شد
مأذنه آمادهی پرواز شد
از نَفَسَش عود پراکنده شد
نغمهی داوود پراکنده شد
بر سر گلدسته، اذان در تپش
نغمهی حق نعره زنان در تپش
باز کنم در، به کلید نماز
تا که بگویم به خدا شرح راز
بار سفر بستم و راهی شدم
مست می ناب الهی شدم
سورهی والفجر که تفسیر شد
از دو لبم حمد سرازیر شد
نالهام از سوز جدایی بلند
دست قنوتم به گدایی بلند
پستم و ناچیزم، بالا تویی
عبدم و مسکینم، مولا تویی
ای که خریدار نیاز منی
عشق منی سوز و گداز منی
عطر نماز از گلِ دیدار توست
دیدهی سجاده گرفتار توست
ای كَرَمت شامل درماندگان
خانهات آرامگه راندگان
ای بت معبود دل آشفتگان
كعبهی مقصود دل آشفتگان
ای سر كوی تو خرابات دل
خاک درت قبلهی حاجات دل
ای جگر سوخته در چنگ تو
پردهی هر ساز هماهنگ تو
ای همهی هستی من در كَفَت
جام می و مستی من در كَفَت
خستهی راهم، تو مرا عفو كن
غرق گناهم، تو مرا عفو كن
مستحقم، خمس و ذكاتم بده
تشنه لبم، آب حياتم بده
ای شده سرمست تو هشيارها
نام تو آغازگر كارها
دم نزنم هيچ، بجز نام تو
لب نزنم جز به لب جام تو
🌷💠🌷
من کی ام؟ آشفتهی نام علی!
تشنهی آهنگ کلام علی
بر سرم آتش زده صهبای عشق
لب زدهام بر لب جام علی
جان و دلم یکسره از ابتدا
تا دم مرگ است غلام علی
باز قلم پنجه به دف می زند
تکیه به مولای نجف می زند
ای دل و ای دین من ای مرتضی
مکتب و آیین من ای مرتضی
عشق تو آتش زده در سینهام
شعلهی سرکش زده در سینهام
ای همهی تاب و تبم یا علی
نام تو دائم به لبم یا علی
زلف مرا شور و شر آشفته کرد
حال مرا سخت براشفته کرد
ای غم تو اشک نباز همه
چشم تو محراب نماز همه
راه بده عاشق درمانده را
خستهی از قافله جا مانده را
مُهر نمازم گُل ِ لبخند توست
تربت پاکیزهی فرزند توست
من که دلم سوختهی کربلاست
سینهام افروختهی کربلاست
نور حسین است چراغ دلم
شور حسین است در آب و گلم
عشق شد این نور در آیینهام
شعر. شد این زمزمه در سینهام
ساختم این پرده به ساز حسین
سوختم از سوز و گداز حسین
آه خدایا! به مشامم بریز
شمهای از عطر نماز حسین
کاش بنوشاندم این التماس
جرعهای از راز و نیاز حسین
کاش که آواره و مجنون کند
قلب مرا شیوهی ناز حسین
🌷💠🌷
شکرگزار توأم ای مهربان
گرچه جز این نیست مرا در توان
نالهی بیت الحزنم دادهای
جرات برخواستنم دادهای
هرچه که دارم همه از لطف توست
بر لبم این زمزمه از لطف توست
چون به من آموختهای کیستم
یک نفس از دوست جدا نیستم
شعر: محمد زمان گلدسته
🌷🌷💠🌷🌷
💠🔹💠
نوای آهنگران در پیام رسان
سروش
https://splus.ir/ahangaran2
🌷🌷🌷
متن شعر و نوحه در سروش
https://splus.ir/MatnNava
💠🔹💠
نوای آهنگران
ایتا
https://eitaa.com/ahangaran2
🌷🌷🌷
لینک متن شعر و نوحه
در ایتا↙️
https://eitaa.com/matnNava2
💠🔹💠
لینک کانال تلگرام
نوای آهنگران ↙️
https://t.me/Sadeghahangaran2
🌷🌷🌷
متن شعر و نوحه در تلگرام
https://t.me/matnnava
پیش حسین نرفت و از خیمه بیرون نیامد سوال کردن زینب چرا پیش حسین نمی روی گفته است فرموده است من خجالت می کشم به روی برادرم حسین نگاه کنم خوف آن دارم که برادرم حسین مرو ببیند و خجالت بکشد شرم او رو بگیرد که چرا فرزندان من رو از میدان به خیمه گاه نیاورده
اجرت با زهرا التماس دعا خصوصا برای رزمندگان عزیز خصوصا شهید تابع
اسرا رو جمع کردن به طرف شهر کوفه بردن جای مصیبت است اینجا این اشک ها ذخیره ی آخرت است این مصیبت رو می خونم و اشک بریز و التماس دعا
اسرا رو وارد شهر کوفه کردن مردم بر پشت بام ها اجتماع کردن در کوچه ها اجتماع کردن اسرا رو وارد شهر کردن مردم وقتی نگاهشان به اسرا افتاد وقتی که خطبه های زینب رو شنیدن فهمیدند نه خیر این جوری که تبلیغ کرده ان اینها اسرای خارجی هستن اسیر خارجی نیستن اینها صحبت از خدا می کنن صحبت از قرآن می کنن دلها به رحم آمد شروع کردن به اشک ریختن
با خطبه های زینب ضجه ها و ناله های مردم بی وفای کوفه بالا گرفت آمدن جلو صدقه جمع می کردن به این اسرا صدقه می دادن صدای ام کلثوم بلند شد ای مردم بی وفای کوفه صدقه بر ما حرام است بر ما حرام است
صدقه ها رو می گرفت و پرتاب می کرد به طرف مردم کوفه ای مردم بی وفای کوفه صدقه بر ما حرام است صدقه بر ما حرام است ام حبیبه زنی ست که در کوفه سابقا خدمه ی زینب بوده است بالای پشت بام صدای زنی رو شنید صدای ام کلثوم رو شنید که می گوید بر ما حرام است پیش خود گفت صدقه فقط بر اهل بیت رسول خدا حرام است این زن این دختر چه می گوید از پشت بام پایین آمد رفت میان اسرا محمل ام کلثوم رد شده بود اشتباها آمد کنار زینب از زینب سوال کرد ای زن چرا می گویی صدقه بر ما حرام است صدقه فقط بر اهل بیت رسول خدا حرام است چرا می گویی صدقه بر ما حرام است
زینب نگاهی به ام حبیبه کرد فهمید ام حبیبه او رو نشناخته آخه ام حبیبه زمانی در شهر کوفه خدمه ی زینب بوده فهمید که ام حبیبه او رو نشناخته نگاهی به ام حبیبه کرد ام حبیبه حق داری اگر مرو نشناسی ام حبیبه حق داری اگر مرو نشناسی آخه من زمانی من در کوفه بودم قاسم داشتم علی اکبر داشتم ابالفضل العباس داشتم ام حبیبه برادری چون حسین داشتم حق داری اگر مرو نشناسی اکنون من از کربلا می آیم من قاسممو از دست دادم من عباسمو از دست دادم من علی اکبرمو از دست دارم من علی اصغرمو از دست دادم ام حبیبه من حسینمو از دست دادم حق داری اگر منو نشناسی اگر می بینی چهره ی من عوض کرده بدان این رنج و مصیبت است که چهره ی مرو عوض کرده این داغ های فراوان است که چهره ی مرو عوض کرده ام حبیبه حق داری اگر مرو نشناسی منم زینب منم زینب دختر امیرالمومنین منم زینب دختر زهرا دختر زهرا دختر زهرا
التماس دعا
ای صف شکن عرصه ی پیکار شهیدم
مجلس به نام مفقودالاثرهاست منها یادی از شهدا کنیم یادی از شهدای گرانقدر خصوصا دوستان شهیدمون شهید تابع دستی به سینه آشنا کنیم
ای صف شکن عرصه ی پیکار شهیدم
اجرت با زهرا یه کم سینه رو محکم تر بزن ان شاء الله اجرت با امام حسین
ای روح بزرگی که سزاوار درودی
ایثارگر لشکر اسلام تو بودی
آخر سر و جان هدیه به پیکار نمودی
بودی تو وفادار و فداکار شهیدم
در راه خدا شوق شهادت به سرت بود
اهداف خدایی همه مد نظرت بود
نسبت به جهاد عشق و نشاط دگرت بود
تا فدیه شدی در ره دادار شهیدم
ای شاهد وارسته و ای عاشق صادق
بر رحمت حق روح تو بود در خور و لایق
با فیض خدا گشته روان تو موافق
همراه شدی با همه ابرار شهیدم
خداوند ان شاء الله زیارت کربلا رو نصیب شما کند
آنجا که تو بودی همه اخلاص و صفا بود
روشن دلت از بارقه ی نور خدا بود
راهت همه دنباله ی راه شهدا بود
شد با شهدا لحظه ی دیدار شهیدم
شد نام تو تفویض چو با فیض شهادت
دریافت حیات تو سرآغاز ولادت
مستغرق رحمت شدی و فوز سعادت
از رحمت حق روح تو سرشار شهیدم
ای کشته ی پیروز که شایسته مقامی
لایق به درودی و سزاوار سلامی
نور بصر عامی و محبوب امامی
خوش باد به تو مرگ شرف بار شهیدم
ای صف شکن عرصه ی پیکار شهیدم
لشکر شکنان را تو جلودار شهیدم
شاعر: عبدالحسین عتیق بهبهانی
الله الله یا الله الله الله یا الله
الله الله یا الله الله الله یا الله
الله الله یا الله الله الله یا الله
تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
الله الله یا الله الله الله یا الله
الله الله یا الله الله الله یا الله
الله الله یا الله الله الله یا الله
یابن الحسن یابن الحسن عجل علی ظهورک
یابن الحسن یابن الحسن عجل علی ظهورک
یابن الحسن یابن الحسن عجل علی ظهورک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
بر زعم ظلمت پرتو افروزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
فجرآفرینان سینه ی شب را دریدند
در فجر هشتم فتح دیگر آفریدند
فاو از ظلام نعر بندگی وارهیدند
این مژده ی تجدید پیروزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
فجرآفرینان حمله بر اشرار کردند
در این تهاجم دل به نصر حق سپردند
از فاو زنگار سیه روزی ستردند
با خشم و آتش اهرمن سوزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
پیکارتان ای شب شکاران بی امان باد
برق سلاح گرم تان آتشفشان باد
بازوی تان بر رزم دشمن پرتوان باد
فتح خدایی بهرتان روزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
فتح شما شایان مجد و افتخار است
با این ظفر دشمن به فکر انتحار است
بر رزم تان فتح نهایی آشکار است
جند خدا را شوکت اندوزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
ای شب شکافان بر سپاه شب برانید
ما را به مرز فتح و پیروزی برانید
ملک عراق از جور بعثی وارهانید
از بهر دشمن این سیه روزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
اوضاع دشمن می رود رو بر وخامت
صدامیان را نیست تاب استقامت
باشد بلند از نای شان بانگ ندامت
بر جان دشمن آتش افروزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
دشمن گرفتار شکست و انهدام است
بی شبهه عمر ظلمت بعثی تمام است
خصم سیه دل در جهان رسوای عام است
از ما عدو را عبرت آموزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
والفجر هشتم می گشاید کربلا را
از دل کند وا عقده ی دیرین ما را
ظاهر نماید آیت لطف خدا را
بر کربلا ما را نظر دوزی مبارک
ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
🌷🌷🌷
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای جلوه ی آیه ی فضل الله ای جلوه ی آیه ی فضل الله
رزمنده ی اسلامی ای جندالله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای تشنه ی دیدار روی حسین
ای واله و شیدای کوی حسین
شد موسم هجرت به سوی حسین
بهر دیدار باشهیدان شو مهیا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
گر تشنه ای بر فیض دیدار او
برخیز از جا ساز و با خون وضو
با راهیان کوی جانان بگو
جبهه بود جلوه گاه نور یکتا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
جبهه مکان یاوران دین است
منزلگه عشاق و مومنین است
نور مناجات مبارزین است
شور و حالی جبهه دارد نیمه شب ها
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای نور ظلمت سوز و شب زنده دار
ای جان به کف بگرفته بهر ایثار
گرد دلاور شیر دشمن شکار
در دست تو پرچم لا حول ولا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
اندر نجف مولا در انتظارت
کرببلا مشتاق و بی قرارت
هیهات مناالذله شد شعارت
در جبهه یاور تو لطف مولا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
شاعر: امیر خاکسار
🌷🌷🌷