لطفاً سه تا صلوات به حضرت نرجس خاتون سلاماللهعلیها (مادر امام زمان علیهالسلام) هدیه کنید.
هدایت شده از مجمع الفائدة و البرهان | تأمّلات فقهی
💠 برتری حضرت خاتم الانبیاء بر همۀ خلائق
محمد بن خالد الطيالسي قال: حدثني فضيل بن عثمان الأعور قال: سمعت أبا عبدالله عليه السلام يقول:
«اتقوا الله، و عظّموا الله، و عظّموا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و لا تفضلوا على رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم أحداً، فإنّ الله تبارك و تعالى قد فضّله. و أحبوا أهل بيت نبيكم حبّاً مقتصداً و لا تغلوا، و لا تفرقوا، و لا تقولوا ما لا نقول، فإنكم إن قلتم و قلنا متّم و متنا ثم بعثكم الله و بعثنا، فكنّا حيث يشاء الله و كنتم».
▫️
حمیری به سند معتبر اعلائی از فضیل بن عثمان نقل کرده: از حضرت صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود:
از خداوند تقوا داشته باشید و خداوند را با عظمت بشمارید و رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را هم با عظمت بشمارید و احدی را بر رسول خدا (ص) برتری ندهید چراکه خداوند تبارک و تعالی او را [بهطور منحصر به فردی] برتری داده است. خاندان پیامبرتان را به شکل معتدلی [به دور از افراط و تفریط] دوست بدارید و غلو نکنید و [با پیروی از آرای دیگران و هوا و هوس] پراکنده نگردید و آنچه را ما نمیگوییم [از جمله دربارۀ مقامات و فضائل امام] نگویید چراکه اگر شما بگویید و ما هم بگوییم، مرگتان فرارسد و مرگ ما هم فرارسد سپس خداوند شما و ما را [در قیامت] برانگیزد و در نهایت ما در جایگاهی که خداوند بخواهد قرار خواهیم گرفت و شما نیز همچنین [و آنگاه معلوم خواهد شد که جایگاه حقیقی هرکس چیست و عقیدۀ صحیح چه بوده است/ شما از ملاقات ما محروم خواهید شد].
▫️
📖 قرب الإسناد (ط آل البیت): ۱۲۹.
#غلو
#کلام
#حدیث
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
زمان خیلی چیزها را تعیین میکند. زمان خیلی چیزها را عوض میکند. زمان خیلی چیزها را از نو میسازد و یا در گذر زمان خیلی چیزها کهنه میشوند.
امّا این صحن و سرا کهنگی ندارد. هماره زنده است، نو و در حال رشد، در حال بزرگ شدن، در حال نفس کشیدن، جان دادن به همه، بخشیدن.
این سرا مثل صاحبش صبور است و پایدار و مانا.
غریبِ قریب؛ سعید تشکّری
حرم مطهّر رضوی، ۱۴۰۳/۱٠/۲۶
مطرود🇮🇷
در قطار قم-مشهد، در حال دیدن فیلم تکتیرانداز (دربارهٔ شهید عبدالرسول زرین) هستیم.
روحانیای که کنارمه، به شوخی و خنده بهم گفت توی این فیلم، دارن با بعثیها میجنگن. توی قطار هم مسافر عراقی زیاد داریم.
شاید منظورش این بود که حساسیتبرانگیزه.
ولی خب واقعیت مطلب اینه که فکر نمیکنم شیعیان عراق رابطهٔ خوبی با حکومت بعثیها داشته باشن. تخصص توی تاریخ معاصر عراق ندارم؛ اما در حدّی که مطالعه داشتم، میدونم که توی دورهٔ صدام، خیلی از عراقیها، چه حوزوی و چه غیرحوزوی، مجبور شدن از عراق به جاهای دیگه مهاجرت کنن، از جمله خوزستان و قم. بعضی از استادهای فعلیِ معروف حوزهٔ نجف، تا سال ۸۴ توی قم اقامت داشتن (استاد شیخ باقر ایروانی حفظه الله) و بعضی از استادهای خودم توی خوزستان هم عراقی بودن. توی مطالعاتم، این رو هم دیده بودم که بعضی از شیعیان، به علت اعتقاد به حرمت جنگ با ایران، توی زمان جنگ ایران و عراق، مجبور به فرار شدن.
البته، نمیتونم بگم که توی اون زمان، همه مخالف جنگ بودن، همونطور که الآن هم شاید بعضیها باشن که به هر علت، طرفدار صدام باشن. چند سال پیش توی اربعین، با یکی از رفقای عربزبان سوار یه ماشین شدیم. دیدم با یه پسر جوون بحثش شد. از حرفهاشون خیلی چیزی نمیفهمیدم؛ ولی بعداً اون رفیقم بهم گفت که اون جوون عراقی داشت از صدام حسین تعریف میکرد. به هر حال، ممکنه بعضی از افراد نسل جوون، التفات به بعضی نکتهها و واقعیتهای تاریخی نداشته باشن؛ مثل بعضی از جوونهای ایرانی که طرفدار پهلوی اول یا دوم یا هر دو هستن و دربارهٔ کسی مثل رضا پهلوی میگن «رضاشاه، روحت شاد».
با همسفر افغانستانیمون مقدار زیادی دربارهٔ وضعیت فعلی افغانستان و تاریخ معاصر صحبت کردیم. بعضی مسائل مبهم توی ذهنم بود (مثل نگاه هزارههای افغانستان به احمد شاه مسعود و فاجعهٔ کوه افشار) که ازش پرسیدم.
یه همکوپهٔ دیگه هم داریم که ماشاءالله هم کابل رفته، هم بیروت، هم سوریه. عراق رو هم همینطور. اون زمان که من هنوز به دنیا نیومده بودم، همهٔ اینجاها رو رفته بوده. ماشاءالله.
پدر همسفر افغانستانیمون توی دوران قدرتگیری طالبان توی دههٔ نود میلادی به دست اونها به شهادت رسیده. خودش میگفت سال ۹۳ میلادی. یه عمو هم داشته که توی جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده (عملیات کربلای ۵). از اینکه دربارهٔ سابقهٔ احمد شاه مسعود و فاجعهٔ کوی افشار کابل خبر داشتم، خوشش اومد.
مطرود🇮🇷
پدر همسفر افغانستانیمون توی دوران قدرتگیری طالبان توی دههٔ نود میلادی به دست اونها به شهادت رسیده
یه همسفر دیگه هم داشتم. یه روحانی بود. از قم. زیاد دربارهٔ این نپرسیدم که اصالتاً اهل کجاست. توی همون قطار فهمیدم که من و ایشون، هر دو تا در حال سفر به مشهد برای شرکت توی یه دوره هستیم (دارالعلم)؛ و جالب اینه که هر دو هم توی مدرسهای با موضوع یکسان هستیم (فقه و اصول). جالب بود که برای یه دوره و یه موضوع مسافرت میکردیم، اون هم از یه شهر، و همکوپه هم شدیم.