💠 حوزه و قرآن | تأملی در سخنان اخیر یکی از اهل منبر | بخش سوم و پایانی
🔻 برای ارزیابی گزارۀ «دوری حوزه ها از قرآن کریم» بررسی معانی متفاوتی که ممکن است از این عبارت برداشت شود را لازم شمردیم. در دو فرستۀ پیشین به سه احتمال پرداخته شد و اینک چهارمین و آخرین معنای محتمل را مورد بررسی و نقد قرار میدهیم.
◽️◽️◽️
چهار. «علومی که مستقیماً با #قرآن مجید در ارتباط هستند (همچون تفسیر و علوم قرآن) در #حوزه ها مهجور هستند.»
به دلایلی که در جای خود قابل تبیین است، #فقهْ ستون فقرات دروس حوزوی و حتی علوم دینی است. در نتیجه این توقع که علوم قرآنی به مثابۀ یک دانش مستقل به عموم طلاب تدریس شود با سیاست کلی حوزهها سازگار نیست.
💡 اما:
۱. چنانکه قبلا اشاره شد، حجم قابل توجهی از دانش #اصول متضمن مطالبی است که در هرگونه تفسیر نصوص دینی و استنباط از آن کارآیی مهمی دارد. نصوص قرآنی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. شاهد این ادعا را باید در نسبتِ قوت اصولی مفسّر با میزان علمی و قوت تفسیر یافت.
برای مثال میتوان تفاسیر «آلاء الرحمن» مرحوم علامه شیخ جواد #بلاغی و «البیان» مرحوم آیت الله العظمی #خوئی ( طاب مثواهما) را با برخی تفاسیر دیگر که توسط غیر فقهاء تألیف یافته مقایسه کرد.
۲. مقدماتی عمومی از علوم قرآنی در برنامۀ آموزشی حوزه در نظر گرفته شده. برخی مراکز تخصصی تدریس علوم قرآن و تفسیر نیز سالهاست که در حوزه ها دائر هستند که البته کیفیت آنها جای چون و چرا دارد.
۳. چنانکه پیشتر اشاره کردم، سیاست حوزه ها بر این بوده و هست که آموختن دروس فقه و اصول را برای همگان توصیه کند تا بُنیۀ علمی طلاب تأمین گردد. اما کسب تخصص در رشتههای دیگر از جمله #کلام و #عقاید، #رجال، #تاریخ و نیز #تفسیر بر عهدۀ آحاد فضلا بوده و اعتقاد رایج بر این است که تحصیلات فقهی کافی، شخص را به قدر لازم برای ورود به وادی پژوهش و کسب تخصص در سایر رشته ها آماده میسازد تا با مطالعات شخصی و احیاناً بهرهمندی از افراد شاخص در رشتهی مورد نظر، خود تبدیل به یکی از سرآمدان آن رشته گردند.
افرادی نظیر مرحوم علامۀ #طباطبائی (ره) که در تفسیر به طور بلامنازع سرآمد قلمداد میگردند، با تلاش و مطالعۀ شخصی و البته با بهرهمندی از سرمایۀ علمی که در مجالس درس فقه و اصول اندوخته بودند به آن درجات رسیدند.
گواهِ موفقیت روشی که شرح داده شد وجود کتب علوم قرآنی و نیز تفاسیر ارزشمندی است کتابخانۀ جهان تشیع و بلکه عالَم اسلام را غنی ساخته.
⁉️ آیا بیش از این جای کار در این رشته وجود ندارد؟ آیا کمبودی در این زمینه دیده نمیشود؟ قطعاً آری! اما کدام رشتۀ علمی است که به منتهای کمال خود رسیده باشد و نقصان و کمبودی در آن حس نشود؟!
#مغالطات
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روایت که مرحوم علامۀ #مجلسی (ره) در #بحار از كتاب «نزول القرآن في شأن أمير المؤمنين (ع)» نوشتۀ ابوبكر محمد بن مؤمن شيرازي (متوفای ۶۶۴ هـ) آن را نقل فرموده، در منبعی قدیمی تر از «المناقب» ابن شهرآشوب (م ۵۸۸ هـ) یافت نشد. بنابر نقل بحار این عبارات مربوط به خطبهای است که حضرت امیرالمؤمنین (ع) در مسجد جامع بصره ایراد فرمودهاند، که خود باعث تعجب است، چگونه چنین خطبهای با چنین مضامینی در شهری غیر شیعه نشین بیان گردیده اما در منابع معتبر یا حتی غیر معتبر متقدم منعکس نشده.
در هر حال گذشته از اشکال سندی (در واقع فقدان سند!) مضامین مزبور خلاف صریح یا دستکم ظاهر آیات متعددی از #قرآن مجید است؛ به طوریکه ناقلان خطبه، شرح و تأویلی برای آن از قول حضرت باقرالعلوم (ع) نقل کردهاند (باز هم بی سند!) تا غرابت فقرات آن را برطرف سازند.
پر واضح است که چنین مضامینی از روشن ترین مصادیق روایاتی است که میبایست بر قرآن عرضه شده و کنار گذارده شود.
و نکتۀ قابل توجه اینکه سخنرانِ خوانندۀ این عبارات، همان کسی است که از دوری #حوزه ها از قرآن شکایت داشت. رطب خورده منع رطب کی کند!
#حدیث
#رجال
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
مراسلة بين السيدين الخوئي والصدر قدس سرهما.pdf
حجم:
3.1M
🔻
▪️مرحوم آیةالله سید محمدباقر #صدر (۱۳۵۳ـ ۱۴۰۰ه) در سال ۱۳۷۱ه و در سن حدود ۱۷ سالگی کتاب #غایة_الفکر را در موضوع #منجزیت #علم_اجمالی و اصالة الاشتغال به رشتۀ تحریر در آورد. تألیف چنین اثری در چنین موضوعی و در چنان سنی، بیگمان از امارات نبوغ است.
▫️در ضمیمهی بالا، تصاویر و متن نامهای که ایشان به مرحوم آیةالله العظمی #خوئی (قدس سره) نگاشته است، ملاحظه میشود.
▪️از متن نامه استفاده میشود که مرحوم آقای صدر، کتاب مذکور را به استادش تقدیم کرده و استاد علاوه بر مطالعۀ برخی بخش های آن، در طی یادداشتی همراه با تقدیر و تشویق مؤلف، دو اشکال بر مطالب کتاب ذکر میکنند.
▫️مرحوم آقای صدر (طاب ثراه) در این نامه ضمن تشکر از توجه استاد، به پاسخ اشکالات میپردازد و در انتها، چاپ کتاب را که به طور عادی میتوانست دستمایۀ حسادت برخی گردد مستند به پشتیبانی و حمایت آیة الله خویی رضوان الله تعالی علیه میداند.
▪️ تعابیری که نامهنگار در تخاطب با استادش به کار برده، در نوع خود جالب توجه است و یکی از زوایای شخصیتی ایشان را به نمایش میگذارد.
#اصول
#تراجم
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
💠 در باب گزافهگویی های اخیر در صداوسیما
🎙 استاد آیةالله شیخ محمدتقی #شهیدی زنجانی (دامتبرکاته)
📅 درس خارج #اصول، دوشنبه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
💡شرحی پیرامون معلوم البطلان بودن روایت «لا صدّق الله»
از جمله قواعد عقلائی در زمینۀ فهم و تفسیر سخن دیگران این نکته است که باید چارچوب ها و اصول کلّی فکر گوینده در تفسیر کلام او لحاظ شود. به عبارت دیگر سخن هر عاقلی را میبایست در پرتوی مسلّمات روشنِ افکار و باور های او فهمید.
این قانون مهمّ علاوه بر پشتوانۀ عقلایی، در متون دینی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. برخی «ارجاع #محکمات به #متشابهات» را به همین معنا دانستهاند. همچنین در آیۀ ۷۹ سورۀ مبارکۀ آل عمران آمده است:
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُون.
در صحیحۀ صفوان بن یحیی (کافی۱: ۹۶) نقل شده که شخصی به نام ابوقرّة محدّث خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیده و عرض کرد: برای ما روایت شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند متعال را رؤیت نموده است. امام علیه السلام در پاسخ وی فرمودند:
فمن المُبلّغ عن الله إلى الثقلين من الجن و الإنس: «لا تدركه الأبصار» و «لايحيطون به علماً» و «ليس كمثله شیئ»؟ أليس محمدٌ؟! ... كيف يجيء رجل إلى الخلق جميعاً فيخبرهم أنه جاء من عند الله و أنه يدعوهم إلى الله بأمر الله فيقول لا تدركه الأبصار و لايحيطون به علما و ليس كمثله شیئ ثم يقول أنا رأيته بعيني و أحطت به علماً و هو على صورة البشر؟ أ ما تستحون؟ ما قدرت الزنادقة أن ترميه بهذا أن يكون يأتي من عند الله بشيء ثم يأتي بخلافه من وجه آخر!
پس چه کسی از جانب خداوند به ثقلین یعنی جنّ و انس ابلاغ فرمود که «دیدگان او را نمیبینند» و «به او احاطۀ علمی پیدا نمیکنند» و «چیزی همانند او نیست»؟ آیا محمد [صلی الله علیه و آله] نبود؟... چگونه ممکن است مردی به سوی تمام خلق مبعوث شود و آنان را خبر دهد که از جانب خداوند آمده و به امر خدا به سوی خدا دعوتشان کند و بگوید دیدگان او را نمیبینند و به او احاطۀ علمی پیدا نمیکنند و چیزی همانند او نیست، سپس بگوید من خدا را با چشمانم دیدم در حالیکه در شمایل انسان بود؟ آیا حیا نمیکنید؟ حتی زندیقان هم نتوانستند چنین نسبت باطلی به او [پیامبر] بدهند که از جانب خدا چیزی بگوید سپس خلاف آن را از جهت دیگری بیان کند!
همین قانون در رابطه با روایت منسوب به حضرت صادق علیه السلام هم قابل پیادهسازی است. از آنجا که طبق گزارش های متواتر و صریح، آن حضرت خلفا را غاصب و ظالم میدانستهاند امکان ندارد که خلیفۀ اول را «صدّیق» معرفی کرده باشند، چه رسد به اینکه منکران «صدّیق» بودن وی را مورد نفرین قرار دهند.*
به هر روی، حتی با چشمپوشی از اشکالات سندی میتوان به طور قطعی حکم به بطلان مضمون این روایت نمود، به این معنا که یقیناً از نگاه حضرت صادق علیه السلام، خلیفۀ اول مستحقّ عنوان «صدّیق» نبوده است. این نکته، مبنای فرمایش استاد محترم است که «این روایت یا جعلی است یا تقیهای». هرچند به جهت وضوح آن نزد حضّار جلسه که با مبانی نقد و بررسی احادیث آشنا هستند، از شرح و بسط این مبنا و استدلال صرف نظر فرمودند.
◽️◽️◽️
*حتی در همین روایت هم (چه جعلی باشد چه نه) این نکته به چشم میآید؛ آنجا که راوی از فرمایش امام ابراز تعجب میکند. بنابراین اگر محتوای این حدیث واقعیت داشته باشد، بیتردید امام علیه السلام در مقام تقیه بودهاند، و اگر جعلی باشد نشان از آن دارد که جاعلِ آن، از عقیدۀ ائمه علیهم السلام دربارۀ خلفا آگاه بوده و با افزودن این فقره در صدد باورپذیر ساختن روایت برآمده است.
#حدیث
#کلام
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
مجمع الفائدة و البرهان | تأمّلات فقهی
💠 بیانضباطی در عرضه روایات بر قرآن مجید/۱ •اشاره- شمارش روایات عرض روایات متعددی در حد استفاضه یا
استاد شهیدیمخالفت کتاب_استادشهیدی_@Faede_v_Borhan.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
🌧باران و آزمون دینداری/۱
خشکسالی و کمبود بارش، این روزها مورد توجه و بحث میان مردم واقع شده. مثل بسیاری موضوعات دیگر، بحث پیرامون این مسأله هم دستمایۀ نوعی جدال و صف بندی میان صاحبات افکار گوناگون گردیده. گفتگوهایی که میتوانست به رشد دانش ما کمک کرده و معرفتافزایی کند، نوعاً در قالب موضعگیری و هجمه به این و آن مطرح میشود؛ در حالیکه همگی ما امروز بسیار بیش از گذشته نیازمند کنترل احساسات و هیجانات و جایگزین ساختن عقلانیت و گفتگوی منطقی ـ به خصوص دربارۀ آموزههای دینی ـ هستیم.
عوامل این آسیبِ بزرگ، طبعاً پرشمار است و به تبع، راه ها و اقدامات متعدد و مختلفی را میطلبد که نوعاً از دسترس من و شما و عموم مردم خارج است. اما مسؤولیت برخی اقدامات متوجه خود ما و همۀ دغدغهمندان دین داری است.
برای مثال، این کار از دست تک تک ما بر میآید که در چنین فضایی، کمی از هیاهو و هیجانات پوچ فضای مجازی فاصله بگیریم و در یک خلوت فکری، عمیقاً دربارۀ مسأله بیاندیشیم، مطالعه کنیم و از متخصصان دانشمند و امین بپرسیم. حساسیت و سنجیده عمل کردن در ردّ و قبولِ مطالبی که با باورهای دینی ما در تماس هستند از آزمون های دین داری است.
در چهار فرستۀ آینده، برخی از این آزمون ها را که در این چند روز به ذهنم رسیده برای خود مرور میکنم.
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۲
در پی معضل کمآبی پیشنهادِ اقامۀ نماز طلب باران دهان به دهان چرخید؛ به خصوص که قضایایی از تأثیر این نماز بر بارش رحمت الهی در حافظۀ تاریخی و فرهنگ دینی مردم ما نقش بسته است، تا جایی که این باور ضمنی در ذهن خیلی ها وجود دارد که اگر شخصی حقیقتاً مؤمن و پرهیزکار این نماز را اقامه کند، بارش باران قطعی است. حتی شاید بسیاری، این موضوع را سنجهای برای صداقت اقامهکنندۀ نماز بدانند.
در چند روز گذشته فراخوان های متعددی برای اقامۀ این نماز منتشر شده، و در برخی شهر ها هم مراسم مذکور برگزار گردید. اما پیشتر محتواهایی در فضای مجازی دیده میشد که اقدام نکردن علما برای برگزاری این نماز را نشانۀ عدم صداقت آنها قلمداد میکرد.
اما نماز باران در حقیقت نوعی دعا و استغاثه و خواهش در درگاه خداوند است و ممکن است همچون هر دعای دیگری مستجاب گردد (= خواستۀ دعاکننده برآورده شود) یا به سبب مصلحت و حکمت خاصی که خداوند متعال از آن آگاه است به نتیجۀ دلخواه نیانجامد. نمونۀ آن، نماز نخستی است که مرحوم آیت الله سید محمدتقی #خوانساری (ره) اقامه فرمود که در فرستۀ بعد جریان آن نقل شده.
حتی پیامبران هم گاه در دریافت امداد های الهی با تأخیر و چه بسا نومیدی مواجه میشدند: «تا جایی که رسولان نا امید گشتند و به فکرشان خطور کرد که شاید به آن ها دروغ گفته شده، آنگاه بود که نصرتِ ما فرا رسید» (۱).
قرآن کریم سه گروه را نکوهش میکند؛ سه گروهی که همیشه بوده و امروز هم هستند: نخست: کسانی که به آنها وعدۀ عقاب داده شده «و اگر عذابشان را تا زمان مشخّصی به تأخیر اندازیم [به تمسخر] خواهند گفت: چه چیز مانعش شد؟ بدانید! روزی که [آن عذاب] سراغشان خواهد آمد از آنها منصرف نیست، و همان چیزی که مسخرهاش میکنند آنان را فرا خواهد گرفت». دوم کسانی که با کمترین ناملایمات از رحمت خدا نا امید میشوند: «اگر از جانب خود رحمتی را به انسان بچشانیم سپس آن را از وی بگیریم، همانا او بسیار نا امید و ناسپاس خواهد بود». سوم: کسانی که با اندک خوشی و رفاهی سرمست از شادمانی و سرشارِ غفلت از یاد خدا میگردند: «و اگر به او [= انسان] بعد از سختی و دشواری، نعمتی را بچشانیم خواهد گفت: همۀ ناخوشیها دست از سر من برداشت! به راستی که او بیش از حد شادمان و بیش از حد مفتخر به خویش است!» (۲).
البته علما به جهت آن باور غلطی که در میان مردم بوده و هست، گاه در اقامۀ نماز مذکور احتیاط میکنند، اما به نظر میرسد راه صحیح تر و بهتر اصلاح باور یادشده باشد.
و صد البته مواردی بوده که پس از نماز باران، عدهای پیوند میان دعا و نزول رحمت خدا را انکار نموده و آن را فقط مربوط به عوامل طبیعی یا نتیجۀ اقدامات بشری دانستهاند: «هنگامی که انسان گرفتاری پیدا میکند ما را میخواند سپس وقتی که به او از جانب خود نعمتی میدهیم گوید: فقط با علم و دانش بود که به آن رسیدم، اما در واقع این آزمونی است ولی بیشترشان نمیدانند» (۳).
▫️▫️▫️
(۱) حتّی إذا استیأس الرسل و ظنّوا أنّهم قد کُذبوا جاءهم نصرنا؛ یوسف: ۱۱۰.
(۲) و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّة معدودة لیقولُنّ ما یحبسه ألا یومَ یأتیهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما کانوا به یستهزئون و لئن أذقنا الإنسانَ منّا رحمةً ثمّ نزعناها منه إنّه لیئوس کفور و لئن أذقناه نعماء بعد ضرّاء مسّته لیقولَنّ ذهب السیئات عنّي إنه لفَرِح فخور؛ هود: ۸ـ ۱۰.
(۳) إذا مسّ الإنسان ضرٌّ دعانا ثم إذا خوّلناه نعمةً منّا قال إنما أوتیتُه علی علمٍ بل هي فتنةٌ و لکنّ أکثرهم لا یعلمون؛ زمر: ۴۹.
▫️▫️▫️
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧 قضیۀ #نماز_باران آیة الله خوانساری
به نقل از آیة الله العظمی #شبیری_زنجانی (دام ظله العالی)
...[آیة الله] آسیّد محمّدتقی #خوانساری نماز خواند. مرحوم آقای آمیرزا محمّدتقی اشراقی هم منبر رفت و این شعر را هم خواند:
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمـدهایـم
...جمعیّت زیادی از طلبه و غیر طلبه بود و اکثر هم غیر طلبه بود. طلبه آن موقع زیاد نبود. آن روز باران نیامد! فردایش در قم نو (که الآن آن قسمت داخل قبرستان آقای حاج شیخ شده است و آن موقع پشت قبرستان بود) مخصوص طلبهها نماز استسقا خوانده شد... آن وقت من هم بودم. باز هم باران نیامد! شبش ـ الآن یادم نیست که بین نماز مغرب و عشا بود یا بعد از نماز عشا ـ باران شروع کرد به آمدن. شاید حدود يک ساعت باران آمد.
...من شنیدم که [آیات عظام] آقای [حاج سید صدر الدین] #صدر و آقای [سید محمد] #حجت صلاح نمیدانستند که نماز باران خوانده شود. قدری نگران بودند که اگر نیاید، چه میشود. وقتی باران آمد، برای طلبهها خیلی مایه آبرو شد. نه تنها آقای سیّد محمّدتقی بلکه تا مدّتی طلبهها يک آبروی عمومی داشتند، به خصوص که در آن اوایل طلبهها تحت فشار بودند.
📖جرعهای از دریا، ج۱، ص۵۶۷
از آقازادۀ ایشان نیز شفاهاً شنیدم که عده ای از مردم (شاید در روز دوم) در کنار مسیر نمازگزاران به تمسخر میگفتند (نقل به مضمون): «پاچه هایتان را بالا بزنید. مواظب باشید سیل شما را نبرد!».
#تراجم
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۳
واکنش دیگر به به پیشنهاد نماز باران، تمسخر بود، همانطور که مربوط دانستن کمبارشی به رواج ظلم و گناه و فحشاء مورد ریشخند عدهای قرار گرفت. یک خبرنگار صاحب «تیک آبی» نوشت:
«با دو گروه عقب افتاده طرفیم: ۱ـ چرا علما برای باران نماز نمیخوانند؟ ۲ـ چرا مردم ترک گناه نمیکنند تا باران ببارد؟ یک نفر پیدا نمیشود بگوید در این سال ها چرا کسی فکر چنین روزی را نکرده بود؟...».
البته دوگانۀ «تدبیر بشری یا تقدیر الهی» جعلی است و مدیریت امور در حدود دانش و توان بشر مطلوب است. شاید منظور آقای خبرنگار هم همین بوده. اما حذف کردن خدا از معادلات با برچسب عقلانیت عین بیعقلی است. قرآن کریم حتی در یک واقعۀ محسوس و ملموس مانند پرتاب تیر از کمان نیز که به وضوح کار انسان است، میکوشد نگاهی دوراندیشانه و خداشناسانه را به مخاطبش القاء کند: «پس شما نبودید که آن[کافر]ها را کشتید بلکه خداوند آنها را کُشت و تو [ای پیامبر] نبودی که تیر انداختی آنگاه که تیر انداختی، بلکه خداوند تیراندازی نمود» (۱).
از جمله اصول مسلّم توحیدی و قرآنی است که تمام وقایع عالَم توسط خداوند عالَم تدبیر و اداره میشود. او به همۀ وقایعِ این جهان هر چند جزئی آگاه است و مدیریت میکند و ریز و درشت را از روز نخست تقدیر کرده است: «هیچ چیزی هم وزن یا کوچکتر یا بزرگتر از ذره/مورچهی کوچکی در زمین یا در آسمان نیست که از پروردگارت پنهان بماند، [و چیزی نیست] مگر اینکه در کتابی روشن [نگاشته شده] است» (۲)، «و هیچ جنبندهای نیست جز اینکه روزیِ او بر عهدۀ خداوند است و او محلّ زندگی و مرگش را میداند، همۀ اینها در کتاب روشنی موجود است» (۳)، «[خداوند است آن کسی که] کار را از آسمان تا زمین میگرداند» (۴)، «هر چه کردهاند در نوشتجاتی موجود است و هر ریز و درشتی نگارش شده» (۵)، «هیچ اتفاق یا مصیبتی نه در زمین و نه در جان های شما فرود نمیآید مگر آنکه در کتابی پیش از آنکه به انجامش برسانیم بوده است» (۶). اگر بخواهیم آیات و روایات بیان کنندۀ این مطلب را بدون هیچ توضیح اضافه یکجا جمع کنیم بیش از ده ها صفحه خواهد شد. به علاوه، عقل نیز در راستای برهان های قدرت مطلق الهی و اینکه خالق همه چیز اوست، حکم میکند که تدبیر و ادارۀ عالم در دستان کسی جز خدا نیست.
⁉️اما چه اتفاقی میافتد که وقتی به صحنۀ عمل و برنامه ریزی میرسد، این جنبۀ واضح از جهان هستی در هیچ یک از محاسبات ما نقشی ایفا نمیکند و به ناگاه از یک باور مستند به عقل و قرآن به یک عنصر غیر عقلانی و مضحک بدل میشود؟ چگونه میشود که دهان هایی که روزانه به یگانگی خدا و رسالت پیامبرش شهادت میدهند و خود را مسلمان میخوانند، زبان به طعن و تمسخرِ کسانی میگشایند که خواستار دعا و اظهار تضرّع و بیچارگی در آستان گردانندۀ جهان هستند؟ عجیب نیست که دستانی که در ابتدای هر نماز به نشانۀ خاکساری و بندگی در پیشگاه الهی بالا میآیند، قلم را علیه ایمان به تأثیر لطف و رحمت الهی در زندگی بشر میگردانند؟
نوح علیه السلام هنگامی که جریان خود و قومش را در پیشگاه الهی شرح میداد عرض کرد: «سپس به آنان گفتم از پروردگارتان طلب بخشش کنید که او بسیار بخشنده بوده است، تا آسمان را به سوی شما روان کند» (۷). «نوح گفت: پروردگارا! آن ها حرف مرا نپذیرفتند و [به جای آن] دنباله روی کسی شدند که مال و فرزندش جز خسارت چیزی برایش ندارد [چرا که در راه مورد رضایت خدا از آن ها بهره نمیبرد]» (۸).
💡انکار نقش پروردگار جهان در بارش باران ـ و لو به طور ضمنی ـ چقدر با واکنش قوم حضرت نوح(ع) تفاوت دارد؟ آیا اصلاً تفاوتی دارد؟ اینکه ما مدّعیان مسلمانی، در بزنگاه های بحران و سختی و مشکلات، پناهگاه واقعی را آستان الهی بدانیم یا ـ مثلاً ـ بارورسازی ابرها، آزمونی برای میزان ایمان و دینداری ما نیست؟
▫️▫️▫️
(۱) فلم تقتلوهم و لکنّ الله قتلهم و ما رمیت إذ رمیت و لکنّ الله رمی؛ انفال: ۱۷.
(۲) ما یعزب عن ربّك من مثقال ذرةٍ في الأرض و لا في السماء و لا أصغر من ذلك و لا أكبر إلا في كتابٍ مبین؛ یونس: ۶۱.
(۳) و ما من دابّة في الأرض إلا علی الله رزقها و یعلم مستقرّها و مستودعها كلٌّ في كتاب مبین؛ هود: ۶.
(۴) یدبّر الأمر من السماء إلی الأرض؛ سجده: ۵.
(۵) و کلّ شیئ فعلوه في الزبر و کلّ صغیر و کبیر مستطر؛ قمر: ۵۲ـ ۵۳.
(۶) ما أصاب من مصیبة في الأرض و لا في أنفسكم إلا في كتاب من قبل أن نبرأها؛ حدید: ۲۲.
(۷) فقلت استغفروا ربّکم إنّه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مدراراً؛ نوح: ۱۰ـ ۱۱.
(۸) قال نوحٌ ربّ إنّهم عصوني و اتّبعوا من لم یزده مالُه و ولدُه إلا خساراً؛ نوح: ۲۱.
▫️▫️▫️
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۴
گاه و بیگاه میشنویم که کمبارشی و معضل بیآبی را به رواج گناه و فحشاء و به خصوص بیحجابی مرتبط میکنند. پرواضح است که اگر مقامی مسؤول برای فرار از بار مسؤولیت و توجیه اشتباهاتش به این سخنان متوسل شود، از وی پذیرفته نخواهد بود. چنین فرار و توجیهی یک واکنش طبیعی از سوی مردمان معترض به دنبال دارد و آن، بازخوانی روایاتی است که ظلم و دروغگویی حاکمان و قضاوت های نابجای قاضیان را یکی از علل نباریدن باران معرفی کرده است.
اما در این هیاهو و جنجال میان این جناح و آن گروه و طرفدارانشان، میتوان ردّ پای تبدیل شدن یک جدال و بحث سیاسی به یک انحراف اعتقادی را مشاهده کرد. ممکن است این تجربه را داشته باشید که در بحثی، مطلبی را از سر جدل و فقط برای غلبه بر طرف مقابل عنوان کنید و آن قدر پر شور و حرارت از آن دفاع نمایید که کم کم خودتان نیز باورتان شود. آن داستان خیالی نیز معروف است که شخصی قاطر مریض و علیل خود را به دلّالی سپرد و وقتی تعریف های دلال از حیوان زبان بسته را شنید، مجدداً به خرید حیوان خودش اقدام کرد!
وضعیت مباحثات و گفتگوهای بی پایان در فضای مجازی نیز کم و بیش همین طور است. مطلبی در ابتدا برای «رو کم کنی» از مخالف عنوان میشود اما آن قدر از این صفحه به آن صفحه میچرخد تا کم کم به صورت یک باور واقعی و صادق در میآید و فراموش میکنیم از کجا آمده. گاهی هم نمیدانیم و صرفاً چون حال طرف مقابل را میگیرد آن را پذیرفته ایم و آن قدر از کِنِف شدن او سر ذوق میآییم که یادمان میرود آن حرف با باورهای اساسی تر ما در تناقض است.
آیا میشود کسی حقیقتاً مسلمان باشد و نداند که «رزق شما در آسمان است» (۱) و «کلیدهای آسمان ها و زمین ازآنِ اوست، رزق را برای هرکس که خودش بخواهد میگستراند و [یا] تنگ میگیرد» (۲)؟ آیا شخص باورمند به خدا و رسول میتواند انکار کند که تقوا و خدا ترسی و ترک گناه در فرودآمدن روزی مؤثر است؟ حال آنکه خداوند متعال فرموده: «اگر اهالی شهرها و روستاها ایمان میآوردند و تقوا داشتند برکاتی از آسمان و زمین به رویشان میگشودیم اما [در گفتار یا عمل] تکذیب کردند پس ما هم آنان را به نتایج کارهایشان دچار کردیم» (۳).
❗️شاید بد نباشد برای تنوع هم که شده فرافکنی و ملامت این و آن را کنار بگذاریم و احتمال بدهیم که مصداقی برای این آیه شده ایم: «ای کاش آنگاه که سختی و دشواری از جانب ما به سویشان میآمد اظهار بیچارگی میکردند! اما قلب هایشان سخت شد و شیطان عملکردشان را برایشان زیبا جلوه داد پس وقتی که یادآوری ها را فراموش کردند درب های هر چیزی [از رفاه و آسایش] را به رویشان گشودیم پس هنگامی که از داشته هایشان شادمان گشتند به طور ناگهانی دچارشان نمودیم پس سرافکنده و نومید گشتند» (۴). ای بسا مشکلاتی که سالهاست گریبان مردم ما را گرفته، یادآوری های الهی است و اگر متذکر نشویم مؤاخذۀ پروردگار عالَم در پی باشد.
💡بحران های فردی و اجتماعی آینههایی هستند که تصویر حقیقی اعتقادات ما را نه در شرایط آرامش بلکه در بزنگاه های نیاز به ما نشان میدهند. آیا بهتر نیست، ناملایمات روزگار را ـ بجای آنکه دستمایۀ نزاع های بی نتیجه قرار دهیم ـ فرصتی برای آزمونِ ایمان و دین داری خویش بدانیم و استحکام و عمقِ باورهای خود را محک بزنیم و خوب فکر کنیم که واقعاً «چه کسی است که جواب درمانده را میدهد و گره مشکل را [برایش] باز میکند» (۵)؟
▫️▫️▫️
(۱) و في السماء رزقکم؛ ذاریات: ۲۲.
(۲) له مقالید السماوات و الأرض یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر؛ شوری: ۱۲.
(۳) لو أنّ أهل القری آمنوا و اتّقَوا لفتحنا علیهم برکاتٍ من السماء و الأرض و لکن کذّبوا فأخذناهم بما کانوا یکسبون؛ اعراف: ۹۶.
(۴) فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرّعوا و لکن قست قلوبهم و زیّن لهم الشیطان ما کانوا یعملون فلمّا نسوا ما ذُکّروا به فتحنا علیهم أبواب کلّ شیء حتی إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتةً فإذا هم مبلسون؛ انعام: ۴۳ ـ ۴۴.
(۵) من یجیب المضطرّ إذا دعاه و یکشف السوء؛ نمل: ۶۲.
▫️▫️▫️
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 چه شد که شبانه دفن شد؟
مرحوم آیةالله العظمی میرزا جواد #تبریزی (قدس سره)
✒️📚 @Faede_v_Borhan