Sep 5, 9.13 PM_1.m4a
حجم:
14.9M
در کنار جمعی از مردم تهران (۱۴/ شهریور ) این محورها را مرور کردیم:
- نسبت دانستن ذاتی با توانستن اکتسابی
- از تربیت کودک تا رشد و بلوغ ملت
- مقایسه دو جریان در تربیت فرهنگ ملی در ایران معاصر
- مردم رشید، لازمه حفظ استقلال ملی
- مبارزه توامان با دشمنان خارجی و داخلی
مجید بهستانی
https://eitaa.com/mbehestani
3550900603804720897_926667404137762.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
سلاح اتمی تاکتیکی کفایت میکنه؟
مجید بهستانی
تفاوت سلاح تاکتیکی و راهبردی
روند فرسایشی منطقهای و جهانی
امنیت پایدار با سلاح اتمی
خطرات تهدید مداوم بر خروج از npt
چه کسانی برای مسئولان تصمیمسازی میکنند؟
https://eitaa.com/mbehestani
یادداشت بنده در روزنامه وطن امروز
با عنوان «دفاع ایرانی»
تحلیلی بر مؤلفه های جنگ ایرانی بر پایه تجربه های دفاعهای مقدس اول، و دوم (تجاوزات یکسال اخیر را بنده در یک مجموعه می بینم که دوره بندی شده است).
https://vtn.ir/001lR3
https://eitaa.com/mbehestani
تنگه هرمز را چه زمانی بگشاییم؟
مجید بهستانی
۱- تنگه هرمز رانت جغرافیایی خدا به مردم ایران است. تقریبا یک چهارم اقتصاد جهانی، به صورت مستقیم به آن وابسته است، و غیر مستقیم تقریبا تمام جهان از آن تاثیر میپذیرد.
۲- بدلیل همین ویژگی، ناتوانی ترامپ در بازگشایی تنگه او را به بازنده بزرگ، و ایران را، از نظر برخی اندیشمندان، به قدرت جهانی، تبدیل کرده است. سیاست محاصره دریایی طرحی گران برای رهایی از مخمصه است که هنوز جواب نداده و قطعا به همین شکل نمیتواند ادامه یابد.
۳- بدلیل مقدمه یک، اکثریت کشورها متضرر میشوند و بعضی دولتها سقوط خواهند کرد. این را در ادامه بحرانهای مالی بسیاری از کشورهای اروپایی، شرقی و غیره ببینید. غرب با سرعت بیشتری در فروپاشی گذشته خویش قرار دارد (اگر قدر بدانیم). در نتیجه، اعتراضات فعلی جداگانه کشورها به بستن تنگه هرمز، تبدیل به اجماع سخت علیه ایران خواهد شد. جایی که دیگر چین هم در صف معترضان خواهد ایستاد. (این معادله به نفع روس است). قبل از اینکه آن روز برسد باید فکری کرد.
۴- ایران باید سریعا دستاوردهای نظامی خویش را تبدیل به قدرت راهبردی بکند. باید سلاح اتمی آزمایش شود. تنگه هرمز نمیتواند بصورت دائمی نقش سلاح راهبردی برایمان ایفا کند. داشتن سلاح اتمی صرفا یک نگرانی شدید برای چند کشور ایجاد میکند ولی بستن تنگه حتی دوستان را مورد اذیت و آزار قرار میدهد. حتی ممکن است در حیثیتی ضد خودش عمل کند.
برای رهایی تنگه شاید «ائتلاف جهانی علیه تروریسم دولتی» شکل بگیرد، ولی برای خلع سلاح اتمی هیچ کشوری اقدام مسلحانه نخواهد کرد، چه برسد که ائتلاف بشود.
https://eitaa.com/mbehestani
برای ایران، برجام از یک انگاره غلط شروع شد: هر توافقی بهتر از عدم توافق است. برای آمریکا، برجام یعنی عدم توافق بهتر از توافق بد است.
حالا انگاره ایرانی مخالفت با «جنگ بی پایان » در مقابل انگاره آمریکایی «تسلیم بی قید و شرط » قرار دارد.
این انگارهها اگر ماندگار باشند، طرف بازنده از هماکنون روشن است که کیست!
مجید بهستانی
https://eitaa.com/mbehestani
مساله روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا قصه 47 ساله دارد. قصه ای که روایت کوتاه آن خود نیاز به یک یادداشت مستقل خواهد داشت. گویا نمایندگان ایران و آمریکا ملاقات دیپلماتیک طولانی در حاشیه نشست مجمع سازمان ملل داشتند. هنوز طرف ایرانی واکنشی نشان نداده است ولی رسانه های غربی خبرهای مثبت، به زغم خودشان، از نشست می دهند. فرض بگیریم این خبرها درست باشد، به این نکته اکتفا می کنم که اگر قصد فریب آمریکائیها باشد و این درون یک پازل برنامه ریزی شده باشد، حرفی نیست. ولی اگر واقعا تصور بر این است که آمریکائیها پشیمان شدند و برای نجات خود از مخمصه انتخابات و چه و چه، دست یاری به سوی ایران گشوده اند، و تفاهم نامه اسلام آباد قرار است با شوک برقی احیاء شود، زهی خیال باطل!
آمریکا به دلیل ماهیت فعلی اش، ابزارهای بازی فراوانی دارد، و ایران فرصتها و ابزارهای به مراتب محدودتری دارد. روا نیست، با هپروتی گری، فرصتها و سرمایه ها را بسوزانیم.
مجید بهستانی
https://eitaa.com/mbehestani
در سوگ کدام: شبیری یا شهر؟
مجید بهستانی
خیابانهای تشییع جنازه آیتالله شبیری چندان مملو از جمعیت عزادار نشدن. مشتری قابهای بسته، و چند قابِ باز!
تلویزیون که هیچ! یه روبان سیاه و دیگر هیچ! برنامههای طنز و شوخی برقرار! گویا جامعه و نظام نفهمیده است چه وزن و شخصیتی را به خاک سپرده است.
صدا و سیما هیچ است چون از ایدئولوژی پُر، و از دین و معنا خالی شده. این هیچی ناشی از گیجی است. ص.س اینطوری شده چون بازتابی از گیجی نظام است. مدتهاست مغز ج.ا گرفتار سرگیجه شده و هنوز فلسفه و نظام معنایی جدید نتوانسته برای خود بسازد.
چنگ در اصالت بقا.
گیجی نظام خود برخاسته از وضع جدید جامعه حیران و سرگردان است؛ دعوای نسلها، تقلب ارزشها و هنجارها، بی تفاوتی بخشی از جامعه نسبت به وضعیت جدید، در کنار کشاکشهای مقابله با ناهنجاریها و ضدارزشها.
حتی قشر حزباللهی و قشر سنتگرا نمیداند در برابر امواج سهمگین لیبرالیسیون فرهنگی، موضع صحیح کدامست؟ ایران شده جامعه بی تفاوتها و بلاتکلیفها!
در ساختار لوپی، فعلا ، این معناگریزی مدام بازتولید میشود.
شهر هنوز نفهمیده چه کسی را از دست داده!
https://eitaa.com/mbehestani
دیپلماسی صندلی خالی و ماجرای نیویورک
مجید بهستانی
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، دو سرفصل کلی محل بیشترین منازعات سیاسی و فکری میان جریانهای مختلف بوده است: مسائل اقتصادی و سیاست خارجی. جناح بندیهای بعدی سیاسی در جمهوری اسلامی در دهه های شصت و هفتاد هم از درون این اختلافات شکل گرفت. ریشه عمده این اختلافات در منازعات فکری بود که قبل از تاسیس نظام جمهوری اسلامی میان حلقات فکری مختلف در جریان بود؛ از چپهای مارکسیستی و مسلمان گرفته تا جریانهای مذهبی مسلح و غیرمسلح.
یکی از مسائل بسیار مهم این بود که جمهوری اسلامی ایران چه رفتاری با سازمان ملل و سازمانهای مشابه داشته باشد؟ برخی از سیاستمداران رویکرد فقهی داشتند و با زبان خاص خود درباره همکاری یا خروج از این سازمانها و نهادها صحبت کردند. بخش عمده سیاستمداران، ولی زبان شان متأثر از ادبیات سیاسی روز بود که به شدت از ادبیات چپ تاثیر می پذیرفت. این نگاه آنقدر قوی بود که حتی موضوع شناسی بعضی از فقها را نیز تحت تأثیر قرار داده بود.
یکی از بازتابهای آن، شکل گرفتن سیاست «دیپلماسی صندلی خالی» بود. در این تلقی، سازمان ملل دست نشانده قدرتهای امپریالیستی، به عنوان ظفرمندان جنگ جهانی دوم، و وارثان استعمار کلاسیک شناخته می شد. نه تنها خود سازمان ملل نهادی باطل و شیطانی می دانستند، بلکه حتی شرکت در فرآیندهای قانون گذاری و رویه سازی درون سازمان را غلط می دانستند چون همه بازیگران بازیچه قدرتهای شیطانی استکباری بودند که تنها به اراده بزرگان مشروعیت می بخشیدند. به عبارت دیگر، یکی از کارکردهای ذهنی این عدم مشارکت و عدم حضور در این سازمان این بود که هم از مشارکت در سازمان باطل جائر اجتناب بورزند، هم ماسک فریبکارانه قدرتهای غرب و شرق را از صورت آن بردارند. مشهورترین مثال مربوط به خروج اندونزی از عضویت سازمان ملل در سال 1965 می باشد. در آن سالها، مالزی به عنوان یک کشور جدید با حمایت انگلستان تشکیل و تأسیس گردید. روایت اندونزی این بود که مالزی دست نشانده امپریالیسم در شرق آسیاست. کشورهای دیگر چپگرایانه ای هم بودند که جلسات خاص سازمان ملل یا سازمانهای بین المللی دیگر را به صورت موردی تحریم کردند. بعد از اینکه خروج از سازمان ملل به اجماع نرسید، ولی ایران نیز در دهه شصت بارها جلسات مختلف آن را ترک و عدم مشارکت داشت زیرا و خصوصا متأثر از فضای جنگ هشت ساله علیه وطن، کارنامه سازمان را مشکوک و تاریک در توطئه جهانی مشترک معرفی می کرد. تا پیش از فتح خرمشهر، سازمان ورود مهمی به جنگ ایران و عراق نداشت در حالیکه بیش از یک سال از شروع آن می گذشت. بعد از آن نیز تا انتها به صورت مبرهنی رفتارها و خروجیها، یکجانبه و به نفع عراق، دنبال می شد. چنین تصمیم گرفته شد بسیاری از جلسات، ولو آنکه موضوع آن مربوط به ایران میشد، تحریم گردد.
پس برای خواننده محترم روشن شد که سیاست دیپلماسی صندلی خالی چه تعریفی دارد. بعدها و آرام آرام این شناخت شکل گرفت که عدم حضور هیچ فایده دیپلماتیک ندارد و آن نتایج قهرمانانه و افشاگرانه به دست نمی آید. بالعکس حضور و مشارکت فعال می تواند بیشتر به احقاق حقوق و منافع ملی کمک کند. پس از جنگ تقریبا این رفتار و سیاست کنار گذاشته شد.
حال با رفتن رئیس جمهور پزشکیان به مجمع عمومی سالانه سازمان ملل، مجددا از سوی برخی تحلیلگران و سیاستمداران این سفر دیپلماتیک مورد انتقاد شدید قرار گرفت. این خواسته مطرح شد که در اعتراض به جنایات آمریکا و شهادت امام جامعه، هیأت ایرانی نباید به جلسه سالانه برود. در کمی تعدیل، درخواست این بود که سطح هیأت دیپلماتیک از رئیس جمهور به وزیرخارجه یا معاون وزیر تنزل پیدا می کرد. با توجه به مجموعه شرایط و ویژگیها، چنین پیشنهادی قابل قبول به نظر می رسد که ریاست هیأت دیپلماتیک به وزیر خارجه سپرده می شد، نه بالاتر، نه پایین تر. این اقدام هم حرکتی اعتراضی محسوب می شد، هم تاثیر منفی بر منافع ملی و قابلیتهای دیپلماتیک ایجاد نمی کرد. اکنون ایران در وضعیت سختی قرار دارد که دیدارهای شخص رئیس جمهور نمی تواند، گره از کار روابط خارجی بگشاید. سطح معاون وزیر هم بسیار پایین است و مذاکرات با شخصیتهای مهم خارجی شکل نمی گیرد. حضور وزیر میتواند در این میان بالانس کند.
به صورت جزئی تر، باقی ماندن هیأت ایرانی در جلسه مجمع در زمان سخنرانی دونالد ترامپ هم محل سئوال شد که چرا جلسه را ترک نکردند؟ هم این رفتار می توانست درست باشد و در صورت تصمیم به ماندن، رفتار حداقلی صحیح این بود که واکنشهای اعتراضی به او و آمریکا ابراز شود، مثلا بالا بردن یک پلاکارد خاص، یا تصویر کودکان شهید. اکنون می فهمیم که سیاست دیپلماسی صندلی خالی به طور کلی جوابگو نیست، ولی حضور غیرهوشمندانه در این جلسات هم تأمین کننده منافع ملی نخواهد بود.
https://eitaa.com/mbehestani
کتاب «روایت آقا» بیان سرنوشت حجه الاسلام و المسلمین سیدجواد خامنه ای از زبان فرزندشان حضرت شهید آیت الله سید علی خامنه ای است. عنوان کتاب دوپهلو است: آقا در اینجا هم می تواند تعبیر به آسیدجواد شود، و هم آسیدعلی. چنانکه رهبر انقلاب می گویند آنها عادتا پدر خویش را «آقا» خطاب می کردند. این کتاب یک زندگی نامه عادی نیست. خواننده از دریچه لنز رهبر فکری و سیاسی ایران، خاطرات پدرشان را می خواند، ولی همزمان با فضای خانوادگی و زندگی رهبر انقلاب، پیش از انقلاب اسلامی، آشنا می شود؛ اینکه در چه فضائی تربیت شده است؛ با بخشی از تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران آشنا می شود؛ با سبک زندگی آخوندی خاص، یا با ارتباطات اجتماعی آن دوره روحانیون با یکدیگر و با مردم؛ و گهگاه پیوندهائی با حوادث روزگار،از مشروطه تا پس از انقلاب.
این کتاب را یک کتاب خاطرات صرف نبینید؛ حال خوب دارد.
با سختیهای زندگی طلبگی آسیدعلی در خانه پدری آشنا می شوید؛ خانه ای بسیار کوچک، که فضا برای خیلی کارها نبود. زندگی در رنج و فقر مطلق؛ اینکه مادر برای اینکه به فرزندان غذای بیشتر برسد، خودش چیزی نمی خورد ولی وانمود می کرد چیزی در دهان دارد، اینکه تا عنفوان جوانی از نعمت برق محروم بودند چون پول سیم کشی نداشتند.
با سخت گیری های تربیتی پدرانه در عین تفقد و مهربانی، تا تجددستیزی پدر، تا گعده ها و ارتباطات علماء با یکدیگر.
از شجاعت مادر در حمایت از حرکتهای سیاسی فرزندان، و بی توجهی پدر به این قضیه.
از شیخ محمد خیابانی، مبارزه مشهور مشروطه تبریز، شوهر عمه رهبر انقلاب،
و بسیار قصه های خرد و کلان دیگر.
مجید بهستانی
https://eitaa.com/mbehestani