eitaa logo
بیرق/محمد حسین صفاریان
137 دنبال‌کننده
316 عکس
31 ویدیو
0 فایل
شعر و ترانه
مشاهده در ایتا
دانلود
تا بغض تو از حنجره‌ي چاه برآمد همراه نسيم نفست ماه برآمد هرم نفست آتش زد زمزمه‌ها را از آينه‌ها همهمه‌ي آه برآمد تا از خم هر كوچه‌ي تاريك گذشتي گفتند كه خورشيد شبانگاه برآمد هر نخل به ديدار تو شد ميثم تمّار چون بيد به پابوسي‌ات آن‌گاه برآمد  در باز شد و عطر تو راهي سفر شد  چرخيد در و ناله‌ي درگاه برآمد باد از طپش نام تو لبریز جنون شد از مسجد تا نغمه‌ي دل‌خواه برآمد صبحي كه تو در دامن محراب شكفتي خورشيد به خون خفت و به اكراه برآمد @mhsaffarian
لافتی گفت و تهی کرد جهان قالب را جز علی کیست که خشنود کند کاتب را لافتی جز علی و نیست امیری جز او ذوالفقار آمده تعظيم کند صاحب را روح قرآن به سراپرده‌ی هستی حک شد منکران دست نبستند مگر کاتب را؟ صبح صادق که درخشید ولیّ ازلی کافران آذین بستند شبی کاذب را تا ابد صفحه‌ی تاریخ ز خاطر نبرد ننگ ظلم و ستم آن سه نفر غاصب را لقبش را اسدالله نهادند که داشت در شب خوف و رجا هیمنه‌ی غالب را اشهدُ انَّ علیاً ولی‌الله بگو که نبی گفت بگو حاضر و هم غایب را ما به مُلک همه‌ی عالم امکان ندهیم گرد نعلین علی‌بن‌ابیطالب را @mhsaffarian
ندهم دل به کس که شدم یار تو که بهشتم شده گل رخسار تو تو قرار دل و تو بهار غزل نفست زندگی سخنانت عسل به تو گفت آفرین چو جهان‌آفرین به تو وابسته شد دل و جان زمین همه جا عطر تو همه جا نور تو دل دنیا طپید همه از شور تو به شب ما رسید سحر از آسمان به فدایت شود همه‌ جانِ جهان ای تو زیباترین رخ روی زمین ای رسول امین رحمت‌العالمین آیه آیه تویی سوره‌ی زندگی با تو عاشق شدم عاشق بندگی روح دریا تویی جان هفت آسمان روشن از نام تو می‌شود کهکشان (ص)
سرود مولا علی(ع) ای روح و روانم یا مولا شوق دو جهانم یا مولا سردار دلاور یا مولا نبض هیجانم یا مولا ای صبح سپیدم یا مولا خورشيد امیدم یا مولا سوی تو دویدم یا مولا غیر از تو ندیدم یا مولا همنفس تنهایی من  کاتب قرآن حیدر همسفر شیدایی من آیه‌ی ایمان حیدر نادعلیاً علیاً یا حیدر یا حیدر شاه قوی شوکت من یا حیدر یا حیدر سرمست توام پابست توام ای مظهر بی‌همتایی ما را برسان تا صحن نجف دل خون شد از این تنهایی ای کهف امان پیدا و نهان زیر علمت می‌مانم سلطان نجف دریای شرف پیوسته تو را می‌خوانم ای ساقی کوثر ای شافع محشر کرّاری و قهّار علی‌جان سرداری و سرور ای حضرت باران بابای یتیمان راهم بده سلطان علی‌جان در حلقه‌ی مستان @mhsaffarian
از عشق تو پر کردم آن پیکر بی‌جان را از کوثر نام تو آن ساغر عطشان را هر قطره‌ی بارانت دریای تلاطم بود هر بار که نوشیدم آن لجّه‌ی طوفان را مهتاب شب قدری دنبال تو می‌گردند در پهنه‌ی تاریکی دریاب درختان را سلطان کریمانی پس جای تعجب نیست از شعر بپوشانی این شاعر عریان را از برکت نام تو این شعر شکوفا شد آتش زده‌ای امشب این قلب پریشان را ساقی همه جا عشق است میخانه نیازی نیست سرمست تو می‌بینم سرتاسر ایران را هر شب جگرت خون شد در خانه‌ی تنهایی یکباره ننوشیدی آن ساغر سوزان را سرمست نبودم من پابست نبودم من اسم تو به هوش آورد این روح پشیمان را آیینه غزلخوان شد دنیام گلستان شد بیت الحسنی دیدم این کلبه‌ی احزان را فریاد که دلخونم فریاد که بی‌تابم از سینه رها کردم آن گریه‌ی پنهان را هر چند گنهکارم تابیده به رخسارم در حسرت دیدارم آن ماه درخشان را جان را به بها بستان ای خالق زیبایی یک لحظه نشانم ده سیمای حسن جان را عمری‌ست که راهم نیست در حلقه‌ی مستانت لطفی کن و عاشق کن این بچه‌مسلمان را آواره‌تر از بادم سرگشته‌تر از طوفان حیران شب وصلم طی کن شب هجران را @mhsaffarian
چیزی شبیه خاطره اما بدون تو سر می کشم جهان خودم را بدون تو چیزی شبیه بوسه با طعم تلخ زهر در گیر و دار مرگ و تمنا بدون تو چیزی شبیه باران چیزی شبیه ابر تا بغض های سرکش دریا بدون تو چیزی شبیه آتش چیزی شبیه دود قلیان و قهوه خانه و رویا بدون تو دل می دهم به این شب بیدار بی فروغ در ازدحام مردم و تنها بدون تو ایمان می آورم به رسیدن به فصل هیچ حالا که خوب یخ زده دنیا بدون تو فرقی نمی کند چه کسی پشت شيشه هاست در کوچه های امشب و فردا بدون تو @mhsaffarian
عنوان: رگ خواب مداح: جواد مقدم جزییات: https://navaapp.com/nava/67eec924a06d0cb9e706ea35 دانلود اپلیکیشن نوا: https://cafebazaar.ir/app/ir.navayeheiat
غزلی تازه عشق آمد و دنیای مرا پاک به هم ریخت عقل همه را خوشه‌ی این تاک به هم ریخت پرسید کسی از شب و روزی که ندارم گفتم همه را گردش افلاک به هم ریخت در دام غزالی شده‌ام رام که آرام تا کشور دل آمد و این خاک به هم ریخت با قصد شکار آمدم آنک به هوایش نزدیک شد و این تن چالاک به هم ریخت یک پلک نگاهم به نگاهش گرهی خورد تکثير شد آیینه‌ی ادراک به هم ریخت مجنون‌تر از آن بود که در شعر بگنجد پایان غزل قافيه ناگاه به هم ریخت از خاطره‌ی حوض نگاهش به من افتاد سنگی به ستیز آمد و آن ماه به هم ریخت تسلیم و رضا بود غزلخوانی آخر هر بیت سرودم غمِ خودخواه به هم ریخت آیینه‌ی اوهام غلط بود و شکستم هر راه که رفتم وسط راه به هم ریخت https://www.instagram.com/reel/DQNiIUSilfH/?igsh=ZDMwZ2l2NG95Zm8= @mhsaffarian
جنونی‌ست در بطن آب و گلم که آتش گرفته‌است جان و دلم لقب نیست این جان و دل داده را سگی در سرای ابوفاضلم @mhsaffarian
غم غروب و غم غربت جهان بی‌تو شکست بغض نفس‌گیر آسمان بی‌تو کنار پنجره بودم که از مناره رسید طنین هق هق غمگین‌ترین اذان بی‌تو صدا صدای غزل‌های بی‌پناهان بود صدای زخمی بال کبوتران بی‌تو چه روزگار غریبی‌ست آشنا! برگرد! شکست حرمت دریا و آسمان بی‌تو مرا ببخش نمردم اگر از این دوری که دلخوشم به شب و روز و دیگران بی‌تو تفاوتی نکند در مذاق عاشقتان هر آنچه نوش کند شهد و شوکران بی‌تو شهید شام فراق است قلب بیمارم اگر نشسته به خون‌گریه هر زمان بی‌تو به سوی هیچ دویدم چه سال‌ها و دریغ نشد به خویش بیایم دوان دوان بی‌تو پر است حنجره‌ام از هزار بغض عمیق پر است سینه‌ام از زخم دوستان بی‌تو ستاره‌ها همه در آسمان شهاب شدند بریده‌اند از آغوش کهکشان بی‌تو به بی‌قراری دریا نگاه کردم و داشت عطش عطش تب و طغيان توءامان بی‌تو چه قاب عکس غم‌انگیز و اشکباری شد غروب جمعه‌‌ و باران و جمکران بی‌تو @mhsaffarian