علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)۶ ✍🏻“اینکه چرا امیرالمومنین علیهالسلام میکوشید تا خود را از اتهام مشارکت در ق
➖عثمانیه در کربلاء)7
✍️سران تفکر منحرف عثمانیّه در آغاز، قصد داشتند با ترور جسمانی، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را از صحنه خارج سازند. اما زمانی که در این هدف ناکام ماندند، به ترور شخصیت ایشان روی آوردند؛ و با طرح اتهامات بیپایه و تبلیغات گسترده، تلاش کردند منزلت والای آن حضرت را در جامعه تضعیف کنند.
بیگمان، اینگونه فعالیتها و تبلیغات جریان عثمانیّه، زمینهساز جنایت دردناک شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام بهدست اشقَیالاشقیا شد و ایجاد فاجعه دردناک کربلاء.
👇ترور جسمانی👇
🔺فانْتَهَى إِلَى اَلْهَوْدَجِ وَ كَأَنَّهُ شَوْكُ اَلْقُنْفُذِ مِمَّا فِيهِ مِنَ اَلنَّبْلِ فَضَرَبَهُ بِعَصًا ثُمَّ قَالَ هِيهِ يَا حُمَيْرَاءُ أَرَدْتِ أَنْ تَقْتُلِينِي كَمَا قَتَلْتِ اِبْنَ عَفَّانَ)1
🔸بعد از شکست لشگر جمل و اسیر شدن عائشه، امیرالمومنین علیهالسلام؛ پيش آمدند تا به هودجى(كه عائشه در آن بود)رسيدند، هودج از شدت تيرى كه بآن خورده بود مثل خار پشتى شده بود.حضرت با عصائى كه بدست داشت بر آن هودج زد و 👈فرمود:حميراء!بگو ببينم همان طور كه ابن عفان را به كشتن دادى مىخواستى مرا هم بكشتن دهى👉
👇ترور شخصیت👇
1: کتمان فضائل امیرالمومنین علیهالسلام)2
2: جعل فضائل ساختگی برای دشمنان امیرالمومنین علیهالسلام)3
👇نتیجه ترور شخصیتی👇
🔺روى أبو الحسن المدائني قال حدثني رجل قال كنت بالشام فجعلت لا أسمع أحدا يسمي أحدا أو يناديه يا علي أو يا حسن أو يا حسين و إنما أسمع معاوية و الوليد و يزيد حتى مررت برجل فاستسقيته ماء فجعل ينادي يا علي يا حسن يا حسين فقلت يا هذا إن أهل الشام لا يسمون بهذه الأسماء قال صدقت إنهم يسمون أبناءهم بأسماء الخلفاء فإذا لعن أحدهم ولده أو شتمه فقد لعن اسم بعد الخلفاء و أنا سميت أولادي بأسماء أعداء الله فإذا شتمت أحدهم أو لعنته فإنما ألعن أعداء الله )4
🔸ابوالحسن مدائنی میگوید:
در ایامی که در شام حضور داشتم نشنیدم کسی را با نام "علی" یا "حسین" یا "حسن"صدا بزنند و تنها نامهای: معاویه، ولید و یزید را میشنیدم تا آنانکه روزی به مردی رسیدم و به جهت تشنگی از او آبی طلب کردم آن فرد فرزندانش را با نامهای "علی"، حسن و حسین صدا زد تا برایم آب بیاورند.من در حالی که متعجب بودم به او گفتم: ای مرد، شامیان از این گونه نامها ندارند! گفت: راست میگویی؛ شامیان فرزندان خود را به نامهای خلفاء مینامند و هنگامی که فرزندان خود را لعن یا دشنام میدهند در واقع خلفا را لعن کردهاند و من برای آناکه خلفاء را دشنام ندهم فرزندان خود را به نامهای دشمنان خدا نامیدهام که هر گاه یکی از آنان را دشنام دادم یا لعن کردم دشمنان خدا را لعن کرده باشم
📚منابع:
1: الأمالي (للمفید) ج۱ص۲۴
2:شرح نهج البلاغه ، ج۴ ، ص ۷۳ .
3: تاریخ بغداد ج 12ص8
4: شرح نهج البلاغه ج ۷ ص ۱۵۹
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عثمانیه در کربلاء)۸
✍چگونگی تبدیل شدن کوفه به محل تجمع عثمانی مذهبها
کوفه در زمان خلافت خلیفه غاصب دوم در سال 17 هجری بنا نهاده شد. در ابتدا، این شهر به مثابه یک پادگان نظامی تأسیس گردید، اما به تدریج از حالت پادگان خارج شده و به یک شهر برای زندگی عادی تبدیل شد. کوفه در ابتدا، قبل از فعالیتهای معاویه، شهری با اکثریت محب امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. این امر به چند دلیل زیر بود: 👇
1. در آغاز، بخش زیادی از جمعیت مهاجر کوفه را هَمدانیهای یمن تشکیل میدادند که به دست امیرالمؤمنین علیهالسلام مسلمان شده و محبت خاصی به ایشان داشتند.
2. اصحاب و یاران امیرالمؤمنین علیهالسلام در کوفه یا دارای مسئولیتهای حکومتی بودند یا در عرصههای علمی فعال بودند.
به عنوان مثال، عمار یاسر حدود دو سال از طرف خلیفه غاصب دوم در کوفه حاکم بود، عبدالله بن مسعود وزیر عمار، حذیفه بن یمان در مسجد کوفه حلقه درس داشتند و عثمان بن حنیف مأمور خراج بود.
همچنین شخصیتهایی چون زید بن صوحان، حجر بن عدی، عمر بن الحمق خزاعی و جندب بن زهیر ازدی نیز در این شهر حضور داشتند.
3. کوفه حدود پنج سال مرکز خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام بود.
این دلایل و دلایل بیشتری موجب شدند که کوفه قبل از فعالیتهای معاویه، شهری محب امیرالمؤمنین علیهالسلام باشد.
👈 معاویه و دستگاه بنیامیه تلاشهای زیادی کردند تا کوفه را به یک شهر عثمانی مذهب تبدیل کنند.
تغییر هویت فرهنگی کوفه
معاویه برای اینکه کوفه را از یک شهر محب اهل البیت علیهمالسلام به یک شهر عثمانی مذهب تبدیل کند، چند کار مهم انجام داد:
1. انتصاب حاکمان عثمانی مذهب در کوفه توسط معاویه:
🔺 «كان ولي الكوفة لمعاوية بن أبي سفيان وأقام بها وكان عثمانيا» (1)
🔸 ابنسعد نقل میکند:
نعمان بن بشیر از طرف معاویه بر حکومت کوفه قرار داده شد در حالی که وی عثمانی مذهب بود.
2. بیان و گسترش فضائل ساختگی عثمان در کوفه:
🔺 «قال علي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: من تبرأ من دين عُثْمَان فقد تبرأ من الإيمان» (2)
🔸 یعنی هر کسی که از دین عثمان بیزاری جوید، از ایمان بیزاری جسته است (یعنی همه باید تفکر عثمانی داشته باشند).
3. مذمت امیرالمؤمنین علیهالسلام:
🔺 «أثنى أبو البهلول عليه خيرا قال: حضرت حريز بن عثمان و ذكر علي بن أبي طالب فقال: ذاك الذي أحل حرم رسول الله ص حتى كاد يقع» (3)
🔸 حریز بن عثمان نقل میکند:
پیامبر در هنگام وفاتشان گفتند: «دست علی بن ابی طالب را قطع کنید» (ناصبیتر و حرومزادتر از این حریز بن عثمان در طول تاریخ کم دیدهام🤢).
4. پخش فضائل جعلی برای معاویه:
🔺 «عن أبى هريرة قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: الامناء عند الله ثلاثة: جبريل وانا ومعاوية» (4)
🔸 ابوهریره از پیامبر نقل میکند:
«افراد مورد اطمینان نزد خدا سه نفر هستند: من، جبرائیل و معاویه».
📚 منابع:
1. الطبقات الكبری، ج 6، ص 53
2. الاستيعاب، ج 3، ص 1044
3. شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج 4، ص 70
4. تاریخ بغداد، ج 12، ص 8
♻️ کانال علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عثمانیه در کربلاء)9
✍🏻در راستای تلاشهای نظام بنیامیه برای دگرگونسازی بافت جمعیتی شهر کوفه، و جایگزینی عثمانيمذهبان با شیعیان و دوستداران امیرالمؤمنین علیهالسلام، شایسته است به موارد زیر نیز توجه شود.
5: سیاست ارعاب، قتل و کشتار
🔺 _وصلب زياد بن أبيه (مسلم) بن زيمر، و (عبد الله) بن نُجَي الحضرميين على أبوابهما أياما بالكوفة. وكانا شيعيين. وذلك بأمر معاوية_.¹
🔸 زیاد بن ابیه، به فرمان معاویه، «مسلم بن زیمر» و «عبدالله بن نجی» از عشیره حضرمی را در برابر درِ منزلشان در کوفه به صلیب کشید؛ تنها گناه آنان وابستگی اعتقادی به تشیع بود.
6: سیاست تغییر بافت جمعیتی کوفه
الف) تبعید و اخراج شیعیان از کوفه .
ب) اسکان قبایل وابسته به مذهب عثمان در کوفه .
ج)تقویت و حمایت از عناصر عثمانیمذهب در جامعه کوفه .
د)منزویسازی شیعیان از طریق محرومسازی حقوقی، مانند بیاعتبار کردن شهادت آنان در دادگاهها و محکومسازیهای هدفمند قضایی
این اقدامات، که همگی در جهت تغییر ساختار جمعیتی و سیاسی کوفه بودند، در گزارشی از ابن ابیالحدید بهتفصیل منعکس شدهاند.
(با دقت مطالعه فرمایید)
🔺في كتاب الأحداث قال كتب معاوية نسخة واحدة إلى عماله بعد عام الجماعة أن برئت الذمة ممن روى شيئا من فضل أبي تراب و أهل بيته فقامت الخطباء في كل كورة و على كل منبر يلعنون عليا و يبرءون منه و يقعون فيه و في أهل بيته و كان أشد الناس بلاء حينئذ أهل الكوفة لكثرة من بها من شيعة علي ع فاستعمل عليهم زياد بن سمية و ضم إليه البصرة فكان يتتبع الشيعة و هو بهم عارف لأنه كان منهم أيام علي ع فقتلهم تحت كل حجر و مدر و أخافهم و قطع الأيدي و الأرجل و سمل العيون و صلبهم على جذوع النخل و طرفهم و شردهم عن العراق فلم يبق بها معروف منهم و كتب معاوية إلى عماله في جميع الآفاق ألا يجيزوا لأحد من شيعة علي و أهل بيته شهادة و كتب إليهم أن انظروا من قبلكم من شيعة عثمان و محبيه و أهل ولايته و الذين يروون فضائله و مناقبه فادنوا مجالسهم و قربوهم و أكرموهم و اكتبوا لي بكل ما يروي كل رجل منهم و اسمه و اسم أبيه و عشيرته.)3
🔸ابن ابی الحدید نقل میکند:
معاویه در یک نامه به والیان خود نوشت و اعلام کرد کسی نباید از فضیلت ابوتراب و آل او مطلبی نقل کند، پس خطباء و بر روی منبر به علی بنابیطالب ناسزا میگفتند و در مورد علی و بنیهاشم بدگویی میکردند و این مردم کوفه بودند که به دلیل کثرت شیعیان علی (علیهالسلام) در آن زمان بیشترین مصیبت را از این دستور معاویه داشتند.
پس زیاد بن ابیه را بر مردم کوفه گماشت و بصره را به خود ضمیمه کرد زیاد بن ابیه شیعیان را تعقیب میکرد به دلیل آنانکه زیاد بن ابیه زمانی جزء افراد امام علی علیهالسلام بود
لذا شیعیان را میشناخت و آنان را زیر هر سنگی که بودند را پیدا میکرد و میکشت و دستها و پاهایشان را قطع میکرد و آنها را به صلیب کشیدند و بر تنه درختان خرما و از کوفه آنان را تبعید میکرد تا این فشارها تا به آنجا ادامه پیدا کرد که در کوفه شخصیت معروفی از شیعیان باقی نمانده بود معاویه طی نامه ای به والیان خود نوشت که شهادت هیچ یک از شیعیان را قبول نکنند و به والیان خود نامه نوشت شیعیان عثمان (عثمانی مذهبهان) را پیدا کنید و به خود نزدیکشان کنید و اکرامشان کنید و هر کدام را به اسم پدر و عشیره مکتوب کنید (برای گرفتن سهم بیشتر از بیت المال)
👇نتیجه دردناک این فشارها👇
🔺حتى أن الرجل ليقال له زنديق أو كافر أحب إليه من أن يقال شيعة علي)3
🔸امام باقر علیهالسلام فرمودند:
کوفه به سمتی رفت که اگر در کوفه به شخصی می گفتند تو زندیق یا کافر هستی بهتر از این بود که به او میگفتند شیعه هستی😭
📚منابع:
1 : المحبر ج 1 ص 479
2: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج11، ص: 44
3: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج11، ص: 44
♻️کانال علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا پیادهروی اربعین در روایات وارد شده است؟
✍🏻برخی از شبکههای ناصبی و وهابی پرسشی را مطرح کردهاند:
آیا پیادهروی در روز اربعین در منابع روایی اسلامی ذکر شده است یا خیر؟
برای بررسی این موضوع، باید توجه داشت که پیادهروی اربعین بر پایهی دو مؤلفهی اصلی شکل گرفته است:
1. حرکت و پیادهروی بهسوی حرم مطهر امام حسین علیهالسلام،
2. زیارت خاصهی اربعین،
1: پیاده روی در روایات:
🔺عنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ ثُوَيْرِ بْنِ أَبِي فَاخِتَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا حُسَيْنُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ص إِنْ كَانَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً حَتَّى إِذَا صَارَ فِي الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِينَ الْمُنْتَجَبِينَ [الْمُفْلِحينَ الْمُنْجِحِينَ] حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِينَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى1.
🔸حضرت ابو عبد اللَّه عليهالسّلام فرمودند:
اى حسين! كسى كه از منزلش بيرون آيد و قصدش زيارت قبر حضرت حسين ابن على عليهما السّلام باشد اگر پياده رود خداوند منّان به هر قدمى كه برمىدارد يك حسنه برايش نوشته و يك گناه از او محو مىفرمايد تا زمانى كه به حائر برسد و پس از رسيدن به آن مكان شريف حق تبارك و تعالى او را از رستگاران قرار مىدهد تا وقتى كه مراسم و اعمال زيارت را به پايان برساند كه در اين هنگام او را از فائزين محسوب مىفرمايد تا زمانى كه اراده مراجعت نمايد در اين وقت فرشتهاى نزد او آمده و مىگويد:
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سلام رسانده و به تو مىفرمايد:
از ابتداء عمل را شروع كن، تمام گناهان گذشتهات آمرزيده شد.
2: زیارت اربعین
🔺«عَنْ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ (علیهالسّلام) اَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْاِحْدَی وَالْخَمْسِینَ وَزِیَارَةُ الْاَرْبَعِینَ وَالتَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَتَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَالْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»2
🔸«از ابیمحمد، حسن بن علی عسکری (علیهماالسلام) روایت است که فرمودند: علامت مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت نماز خواندن، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، نهادن پیشانی بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم».
🔺«عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قَالَ لِی مَوْلَایَ الصَّادِقُ (سلاماللهعلیه) فِی زِیَارَةِ الْاَرْبَعِینَ تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ النَّهَارِ وَتَقُولُ: السَّلَامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَحَبِیبِهِ السَّلَامُ عَلَی ی خَلِیلِ اللَّهِ وَنَجِیبِهِ. السَّلَامُ عَلَی صَفِیِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّه... »3
🔸«مولایم امام صادق (سلاماللهعلیه) پیرامون زیارت اربعین چنین فرموند:
هنگامی که وسط روز شد، بگو: سلام بر حبیب و ولی خدا، سلام بر دوست و برگزیده خدا، سلام بر منتخب خدا و فرزند منتخب».
👇نتیجه👇
زیارت اربعین متکی بر دو مؤلفهی اصلی است: نخست، پیادهروی به سوی حرم مطهر امام حسین علیهالسلام، و دوم، انجام زیارت در روز اربعین حسینی علیهالسلام.
هر یک از این مؤلفهها بهطور مستقل در منابع روایی شیعه مورد تأیید قرار گرفتهاند. از اینرو، میتوان گفت که پیادهروی اربعین، امری مستند و تثبیتشده در روایات شیعه بهشمار میآید لذا پیادهروی در اربعین «نُورٌ عَلى نُور» محسوب میشود.❞
✍️عیسوند
📚منابع:
1: کامل الزیارات ج1 ص32
2: تهذیب ج 6 ص 52
3: مصباح المتهجد ج 1 ص 788
♻️کانال علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چرا فرزندان قاتلین کربلاء باید قصاص بشوند؟ 🛑عنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ
➖حکم نسل قتله کربلاء
🛑عنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْقَائِمُ وَ اللَّهِ يَقْتُلُ ذَرَارِيَّ قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ ع بِفِعَالِ آبَائِهَا.
🔰اسماعيل بن جابر گويد شنيدم از امام صادق عليه السّلام فرمود:
بخدا سوگند قائم ما آل محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم همه دودمان و نسل كشندگان حسين عليه السّلام را بقتل رساند (چون) بعمل پدرانشان (راضى هستند).
📚ثواب الاعمال217.
♻️کانال علم الحدیث
@mirasehadisi
➖گزارشی عجیب از نسل قاتلین کربلاء
🛑فمِنْهُمْ فِي أَرْضِ اَلشَّامِ بَنُو اَلسَّرَاوِيلِ وَ بَنُو اَلسَّرْجِ وَ بَنُو سِنَان وَ بَنُو اَلْمُحَلِّي وَ بَنُو الطشتي وَ بَنُو اَلْقَضِيبِيِّ وَ بَنُو الدرجِيِّ وَ أَمَّا بَنُو اَلسَّرَاوِيلِ فَأَوْلاَدُ اَلَّذِي سُلِبَ سراويل اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلام وَ أَمَّا بَنُو اَلسَّرْجِ فَأَوْلاَدُ اَلَّذِينَ أسرجت خيْلُهُ لِدُوسٍ جَسَدِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السلام وَ وَصَلَ بَعْضَ هَذِهِ اَلْخَيْلِ إِلَى مِصْرَ فَقَلَعَتْ نِعَالَهَا مِنْ حَوَافِرِهَا وَ سُمِّرَت عَلَى أَبوَابِ اَلدُّورِ لِيُتَبَرَّكَ بِهَا وَ جَرَتْ بِذَلِكَ اَلسُّنَّةُ عِنْدَهُمْ حَتَّى صَارُوا يَتَعَمَّدُونَ عَمَلَ نَظِيرُهَا عَلَى أَبْوَابِ دُورِ أَكْثَرِهِمْ وَ أَمَّا بَنُو سِنَانٍ فَأَوْلادُ اَلَّذِي حَمَلَ اَلرُّمْحَ اَلَّذِي عَلَى سِنَانِهِ رَأْسُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَمَّا بَنُو الْمُكَبَّرِي فَأَوْلادُ اَلَّذِي كَانَ يُكَبِّرُ خَلْفَ رَأْسِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَم وَ فِي ذَلِكَ يَقُولُ اَلشَّاعِرُ وَ يُكَبِّرُونَ بِأَنْ قُتِلْتَ وَ إِنَّمَا قَتَلُوا بِكَ اَلتَّكْبِيرَ وَ التَّهْلِيلَا وَ أَمَّا بَنُو الطشتي فأوْلادُ اَلَّذِي حَمَلَ اَلطَّشْتَ الَّذِي تَرَكَ فِيهِ رَأْسُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُمْ بِدِمَشْقَ مَعَ بَنِي اَلْمُلحِيِّ مَعْرُوفُونَ وَ أَمَّا بَنُو اَلْقَضِيبِيِّ فَأَوْلادُ اَلَّذِي أَحْضَرَ اَلْقَضِيبَ إِلَى يَزِيدَ لَعَنَهُ اَللَّهُ لَنَكَت ثَنَايَا اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَمَّا بنُو الدرجي فَأَوْلاَدُ اَلَّذِي تَرَكَ اَلرَّأْسَ فِي دَرَجِ جيرون وَ هَذَا لَعَمْرُكَ هُوَ اَلْفَخْرُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ دِمَشْقَ إِلَى اَلْوَاضِحِ لَوْ لاَ أَنَّهُ فاضح
🔰مرحوم کراجکی از شاگردان مرحوم شیخ مفید نقل ميکند:
در سرزمین شام، گروههایی وجود دارند که به نامهای زیر شناخته میشوند:
بنو السراویل، بنو السرج، بنو سنان، بنو المحلي، بنو الطشتي، بنو القضيبي، و بنو الدرجي.
• بنو السراویل: فرزندان کسی هستند که شلوار امام حسین علیهالسلام را به غارت برد.
• بنو السرج: فرزندان کسانیاند که زین بر اسبهایشان نهادند تا بدن امام حسین علیهالسلام را پایمال کنند برخی ال کنند. برخی از این اسبها به مصر رسیدند، نعال از سمشان بیرون کشیده شد و به درهای خانهها کوبیده شد تا به عنوان تبرک حفظ گردد، و این سنت همچنان در آنجا باقی مانده و مردم آن را تقلید کردهاند.
• بنو سنان: فرزندان کسی هستند که نیزهای حمل میکرد که سر امام حسین علیهالسلام بر نوک آن قرار داشت.
• بنو المكبّری: فرزندان کسیاند که در پشت سر امام حسین علیهالسلام تکبیر میگفتند. دربارهٔ او، شاعری سروده:
"و تکبیر میگویند که تو کشته شدی، حال آنکه در واقع با تو، تکبیر و تهلیل را کشتند."
• بنو الطشتي: فرزندان کسیاند که طشتی حمل کرد که سر مبارک امام حسین علیهالسلام در آن قرار داشت. آنان در دمشق همراه با بنو المحلی شناختهشده هستند.
• بنو القضيبي: فرزندان کسی هستند که چوبی (قضیب) برای یزید آورد تا با آن دندانهای امام حسین علیهالسلام را آزار دهد.
• بنو الدرجي: فرزندان کسیاند که سر امام حسین علیهالسلام را در پلههای جیرون گذاشت، و این محل اکنون دروازهای شناختهشده در دمشق است که اگر چه مایهٔ افتخار است، ولی همزمان رسواییای آشکار دارد.
📚 التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة 117
♻️کانال علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونه زیارت کربلا، دل را مانند لباس شسته پاک میکند؟
🛑عنْ قُدَامَةَ بْنِ ملك [مَالِكٍ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ مُحْتَسِباً لَا أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا رِيَاءً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ كَمَا يُمَحَّصُ الثَّوْبُ بِالْمَاءِ فَلَا يَبْقَى عَلَيْهِ دَنَسٌ وَ يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حِجَّةٌ وَ كُلِّ مَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ.
🔰حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند:
کسی که امام حسین علیهالسلام را برای رضای خدا زیارت کند، نه برای خوش گذرانی و تفریح و نه به جهت کسب شهرت (و فخر فروشی)، گناهانش فرو میریزد، همان طور که لباس در آب شسته شده و در نتیجه هیچ آلودگی بر او باقی نمیماند و با هر قدمی که بر زمین میگذارد، حجّی برایش نوشته میشود و با هر قدمی که برمیدارد، عمرهای برایش ثبت میگردد.
📚 كامل الزيارات؛ 144
♻️کانال علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)9 ✍🏻در راستای تلاشهای نظام بنیامیه برای دگرگونسازی بافت جمعیتی شهر کوفه، و ج
➖عثمانيه در کربلاء)10
📜 چه کسانی نامه نوشتند؟
✍️ واقعیت تاریخی این است که فرستندگان نامه از کوفه به امام حسین علیهالسلام را نباید در یک گروه واحد قرار داد، بلکه چندین تفکر و انگیزهی متفاوت در میان آنان وجود داشت.
1. محبین واقعی اهلالبیت علیهمالسلام
🔺متن نامه:
فكتبوا إليه (بسم الله الرحمن الرحيم) لحسين بن علي من سليمان بن صرد والمسيب بن نجبة ورفاعة ابن شداد وحبيب بن مظاهر وشيعته من المؤمنين والمسلمين من أهل الكوفة سلام عليك
🔸 ترجمه و محتوای نامه:
> بسم الله الرحمن الرحیم. نامهای است از سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه و شیعیان شما. بعد از سلام و حمد و ثنای الهی، سپاس خدایی را که دشمن تو (معاویه) را نابود ساخت؛ آنکه زمام امور این امت را به زور گرفت و بیتالمال مسلمین را غاصبانه تصرف کرد... اکنون ما جز تو، امام و پیشوایی نداریم. به سوی ما بیا، تا خداوند به وسیلهی تو ما را بر محور حق گرد هم آورد.
👤 اسامی افراد ذکرشده در نامه:
- سلیمان بن صرد خزاعی→ در لشگر توابین کشته شد
- مسیب بن نجبه → در لشگر توابین کشته شدند
- رفاعة بن شداد→ در لشگر مختار شهید شد
- حبیب بن مظاهر → در کربلاء شهید شد
✅ نکات قابل توجه:
- اسامی آنان بهصراحت در متن نامه آمده بود؛ نشانی از صداقت و شجاعتشان
- هیچیک از آنان از قاتلان کربلا نبودند
- همگی سابقهی درخشان در همراهی با اهلبیت داشتند
-به صراحت از بنیامیه بیزاري جستن
2. گروه فرصتطلبان (اصطلاحاً حزب باد)
✍️ گروه دوم کسانی بودند که نه اعتقادی راسخ به اهلالبیت داشتند و نه موضع ثابتی. منتظر ماندند تا ببینند فضای سیاسی به کدام سمت میرود، سپس نامه نوشتند.
🛑 متن نامه آخر که در مکه به امام حسین علیهالسلام رسید:
هانئ بن هانئ السبيعي؛ و سعيد بن عبد الله الحنفي بكتاب؛ و هو آخر ما ورد إليه من أهل الكوفة و فيه:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ للحسين بن عليّ أمير المؤمنين من شيعته و شيعة أبيه.....
فقال الحسين لهانئ بن هانئ السبيعي و سعيد بن عبد الله الحنفي: خبراني من اجتمع على هذا الكتاب الذي كتب معكما؟
فقالا له: يا ابن رسول الله! اجتمع عليه: شبث بن ربعي؛ و حجار بن أبجر؛ و يزيد بن الحرث؛ و يزيد بن رويم؛ و عزرة بن قيس؛ و عمرو بن الحجاج؛ و محمد بن عمير بن عطارد
🔸آخرین نامه ای که به امام حسین علیه السلام نامه ای بود که هانی بن هانی السبیعی و سعید بن عبدالله الحنفی در مکه به امام حسین علیه السلام رساندند ....امام حسین علیه السلام از آن دو نفر پرسیدند چه کسانی با شما این نامه را نوشتند؟ جواب دادند:
شبث بن ربعی،
حجار بن أبجر،
یزید بن الحرث،
یزید بن رویم،
عرزة بن قیس
عمرو بن الحجاج
و محمد بن عمیر بن عطارد
📌 تحلیل تاریخی:
- این افراد تا لحظهی آخر صبر کردند، تا وضعیت سیاسی جامعه مشخص شود
- نامهایشان را در نامه پنهان کردند؛ چون هیچکدام در متن ذکر نشده بود
- اکثرشان از فرماندهان لشکر عمر بن سعد و جزو قاتلان واقعهی کربلا بودند
🧾 اسامی این افراد و موقعیتشان:
- شبث بن ربعی → از قاتلان کربلا
- حجار بن أبجر → جزو لشکر عمر بن سعد
- یزید بن الحرث → از لشکر عمر بن سعد
- یزید بن رویم → از قاتلان کربلا
- عرزة بن قیس → از لشکر عمر بن سعد
- عمرو بن الحجاج → از لشکر عمر بن سعد
- محمد بن عمیر بن عطارد → نقش مبهم و بیاثر؛ نه در سپاه امام و نه در لشکر دشمن، فقط خارج از صحنه
📚 منابع:
1. تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۱
2. مقتل خوارزمی، ج۱، ص۲۸۳
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖گزارشی عجیب از نسل قاتلین کربلاء 🛑فمِنْهُمْ فِي أَرْضِ اَلشَّامِ بَنُو اَلسَّرَاوِيلِ وَ بَنُو اَ
➖از طاغوت بنیامیه تا طهارت نسل پیامبر«صلياللهعلیهوآله»؛ حقیقتی که تاریخ فریاد زد
🛑فانظُر كَمْ قُتِلَ من أهل البَيت ثمّ الْعَالِمُ مُمْتَلِئٌ مِنْهُمْ و لَمْ يَبْقَ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فِي اَلدُّنْيَا أَحَدٌ يُعْبَأُ بِهِ ثُمَّ أَنْظُرُ كَمْ كَانَ فِيهِمْ مِنَ الْأَكَابِرِ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَالْبَاقِرِ و الصَّادِقِ وَ الْكَاظِمِ و الرِّضَا عَلَيْهِمُ السَّلاَم.
🔰فخر رازي از علماء اهلتسنن:
چه افراد زيادي از اهل بيت كشته شدند؟! ولي جهان، مملو از نسل اهل بيت است. از بني أميه، كسي كه سرش به تنش بيارزد، وجود ندارد. چه شخصيت هاي بزرگ و كم نظيري از نسل رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستند، مانند باقر و صادق و كاظم و رضا عليهم السلام؟!
📚: تفسير الرازي، ج32، ص124
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانيه در کربلاء)10 📜 چه کسانی نامه نوشتند؟ ✍️ واقعیت تاریخی این است که فرستندگان نامه از کوفه ب
➖عثمانیه در کربلاء)11
بررسی محتوایی نامهها
✍️ در بخش پیشین، از سرنوشت کسانی که نامه نوشتند سخن گفتیم و یادآور شدیم که اشراف کوفه با اندیشههای اموی، اگرچه نامه نوشتند اما در شمار قاتلان کربلا قرار گرفتند. در مقابل، شیعیان، پس از نگارش نامه، یا در زمره شهدای کربلا بودند، یا در قیام توابین جان باختند، و یا در رکاب مختار به شهادت رسیدند.
👈 یکی از روشهای شناخت نیّت نویسندگان نامهها، بررسی دقیق محتوای آنهاست.
1: نامههای شیعیان:
🔺للْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع مِنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صُرَدٍ وَ الْمُسَيَّبِ
بْنِ نَجَبَةَ وَ رِفَاعَةَ بْنِ شَدَّادٍ وَ حَبِيبِ بْنِ مُظَاهِرٍ وَ شِيعَتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ سَلَامٌ عَلَيْكَ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَيْكَ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ.
أَمَّا بَعْدُ فَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَصَمَ عَدُوَّكَ الْجَبَّارَ الْعَنِيدَ الَّذِي انْتَزَى عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ فَابْتَزَّهَا أَمْرَهَا وَ غَصَبَهَا فَيْئَهَا وَ تَأَمَّرَ عَلَيْهَا بِغَيْرِ رِضًى مِنْهَا ثُمَّ قَتَلَ خِيَارَهَا وَ اسْتَبْقَى شِرَارَهَا وَ جَعَلَ مَالَ اللَّهِ دُولَةً بَيْنَ جَبَابِرَتِهَا وَ أَغْنِيَائِهَا فَبُعْداً لَهُ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْنَا إِمَامٌ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَجْمَعَنَا بِكَ عَلَى الْحَقِّ وَ النُّعْمَانُ بْنُ بَشِيرٍ فِي قَصْرِ الْإِمَارَةِ لَسْنَا نُجَمِّعُ مَعَهُ فِي جُمُعَةٍ وَ لَا نَخْرُجُ مَعَهُ إِلَى عِيدٍ وَ لَوْ قَدْ بَلَغَنَا أَنَّكَ أَقْبَلْتَ إِلَيْنَا أَخْرَجْنَاهُ حَتَّى نُلْحِقَهُ بِالشَّامِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
این نامهای است خطاب به حضرت حسین بن علی (علیهالسلام) از جانب سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعة بن شداد بجلی، حبیب بن مظاهر و دیگر شیعیان مؤمن و مسلمان شهر کوفه.
سلام بر تو؛ خداوند یکتای بیهمتا را سپاس میگوییم.
اما بعد، ستایش خدایی را مینماییم که پشت دشمن سرکش و ستمگر تو را شکست؛ همان دشمنی که با زور و بدون رضایت امت، زمام امور آنان را در اختیار گرفت. او اموال عمومی و حقوق الهی را غصب کرد، بدون کوچکترین رضایتی امیر آنان شد، سپس بهترینِ ایشان را کشت و بدترینشان را باقی گذاشت. حقوق الهی را میان ستمگران و ثروتمندان تقسیم کرد و ناتوانان را از آن محروم ساخت. خداوند او را همانند قوم ثمود از رحمت خود ناامید گرداند.
اکنون، ای حسین، بدان که ما امیری نداریم. پس به سوی ما بیا؛ امیدواریم خداوند میان ما و تو را به حق گرد هم آورد.
👇تحلیل محتوای نامه 👇
مضمون نامه، باور قلبی و اعتقادی شیعیان را نمایان میسازد؛ امری که آنان را از دیگر فرقههای منحرف متمایز میسازد:
1. ابراز خرسندی از مرگ معاویه.
2. معرفی معاویه بهعنوان دشمنی ستمگر و غاصب حق امیرالمؤمنین علیهالسلام.
3. اعلام برائت از معاویه و تعیین جایگاه او در جهنم.
4. تصریح به بیامامی و نبود پیشوا در میان آنان.
5. عدم همراهی با نعمان بن بشیر (عامل معاویه) در مناسبتهای دینی.
6. اسامی ذکرشده در ابتدای نامه هیچکدام در جمع قاتلان کربلا نیستند.
7. در آغاز نامه، نویسندگان خود را از
شیعیان امام حسین و پدر بزرگوار ایشان معرفی کردهاند
👇نتیجه👇
🔹 اینهمه نشان میدهد که دعوت شیعیان کوفه از امام حسین علیهالسلام برخاسته از ایمان و وفاداری قلبی بوده، و نه از سر هوس یا فرصتطلبی. چنین نگاهی در تحلیل تاریخی، جایگاه این گروه را از سایر دعوتکنندگان جدا میسازد و انگیزههای آنان را پاکتر و قابل دفاعتر جلوه میدهد.
📚: الاشادج2ص37
و تاریخ طبری ج4ص261.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عثمانیه در کربلاء)12
2: نامههای اشراف کوفه(غیرشیعیان)
🔺كتَبَ شَبَثُ بْنُ رِبْعِيٍّ وَ حَجَّارُ بْنُ أَبْجَرَ وَ يَزِيدُ بْنُ الْحَارِثِ بْنِ رُوَيْمٍ وَ عُرْوَةُ بْنُ قَيْسٍ وَ عَمْرُو بْنُ الْحَجَّاجِ الزُّبَيْدِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو التَّيْمِيُ أَمَّا بَعْدُ فَقَدِ اخْضَرَّ الْجَنَابُ وَ أَيْنَعَتِ الثِّمَارُ فَإِذَا شِئْتَ فَاقْدَمْ عَلَى جُنْدٍ لَكَ مُجَنَّدٍ وَ السَّلَامُ.
🔸آنگاه شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن رویم، عروه بن قیس، عمرو بن حجاج زُبَیدی، و محمد بن عمرو تیمی به آن حضرت علیهالسلام نامهای نوشتند با این مضمون:
پس از حمد و ثنای پروردگار، همانا باغها سرسبز و میوهها رسیدهاند؛ پس هرگاه اراده فرمایی، به سوی لشکری بسیار و مجهز بشتاب. والسلام.
👇نکات محتوایی نامه 👇
۱. در متن این نامه هیچگونه اشارهای به ظلم و ستمگری معاویه و خاندان بنیامیه نشده است، برخلاف نامههای شیعیان که چنین موضوعی را بهصراحت بیان کردهاند.
۲. نشانی از ایمان قلبی نویسندگان نامه نسبت به امام حسین علیهالسلام دیده نمیشود، در حالی که در نامههای شیعیان، این باور درونی کاملاً مشهود بود.
۳. هدف دعوت بههیچوجه روشن نیست؛ تنها عبارت «بیا» مطرح شده، بیآنکه هدف یا انگیزه آن تبیین شود.
۴. استفاده از توصیفاتی نظیر سرسبزی باغات کوفه، نشان میدهد که نویسندگان سعی در تصویرسازی فضایی تفریحی و اغواگرانه دارند؛ گویی دعوتی برای سفر و رفاه است، نه قیام و مسئولیت.
۵. پایاننامه با عبارتی مبهم و دوپهلو همراه است: «فَإِذَا شِئْتَ فَاقْدَمْ»؛ که نشان از عدم تعهد، تردید، و عدم جسارت در تصمیمگیری دارد. این رویکرد در تضاد کامل با نامهی جداگانهی شیعیان است که با عبارت «العَجَل، العَجَل» صراحت در دعوت را نمایش میدادند.
۶. نامبردگان در ابتدای این نامه، همگی از جمله قاتلان کربلا و از اعضای لشکر عمر بن سعد بودند؛ این واقعیت، نشانگر نفاق و دورویی آنان است.
۷. طبق گزارش «مقتل خوارزمی»، این افراد آخرین کسانی بودند که نامه نوشتند، زیرا در انتظار مشخص شدن جهتگیری افکار عمومی و فضای اجتماعی بودند تا براساس آن تصمیم بگیرند؛ که خود نشاندهندهی فرصتطلبی و نداشتن موضع مشخص است.
👇نتیجه👇
نامههای اشراف کوفه، سندی بر نفاق، فرصتطلبی و بیریشگی اعتقادی آناناند؛ دعوتشان نه از سر ایمان و عشق، بلکه از ترس عقبماندن از تحولات بود. این تحلیل تاریخی، مرز میان ایمان و نفاق را بهخوبی ترسیم میکند
📚: منابع:
1: تاریخ طبری: ج۴ ص۲۶۲ و الارشاد ج۲ص۳۸
2: مقتل خوارزمی:ج۱ص۲۸۳
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عثمانیه در کربلاء)13
✍️ دشمنان شیعه به دو دلیل، شیعیان را متهم به ایجاد فاجعه کربلا میکنند:
1. نامههای شیعیان
پاسخ این بخش پیشتر ارائه شد.
2. وقوع فاجعه کربلا در محدودهای جغرافیایی که به نام تشیع شناخته میشد
📝 در حالیکه در فاجعه کربلا هیچ ردپایی از شیعیان یافت نمیشود، بلکه آنچه دیده میشود، ردپای عثمانیمذهبان است که کاملاً نمایان است.
👈 قرائن عثمانیبودن لشکر عمر بن سعد (لعنهالله علیه):
🔺 «فَقَالَ مُسْلِمٌ اسْقُونِي مِنْ هَذَا الْمَاءِ»
🔸مسلم فرمود:
«شربتی از این آب به من بدهید!»
مسلم بن عمرو گفت: «میبینی چقدر این آب سرد است؟ به خدا قسم، قطرهای از آن نخواهی چشید تا حَمیم جهنم را بچشی!»
مسلم بن عقیل فرمود:
«وای بر تو! کیستی؟»
گفت: «من کسی هستم که حق را شناخت آنگاه که تو انکارش کردی، و برای امامش (یزید) خیرخواهی کرد آنگاه که تو خیانت کردی، و از او اطاعت کرد آنگاه که تو نافرمانی کردی. من مسلم بن عمرو باهلی هستم.»
مسلم بن عقیل فرمود:
«مادرت بیفرزند شود! چهقدر جفاکار، درشتخو و سنگدل هستی! تو ای پسر باهله، سزاوارتر به حَمیم و خلود در آتش دوزخ از من هستی.»
2. 🔺«وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ»
🔸 زمانیکه لشکر عمر بن سعد (علیهماللعنة) قصد حمله به خیام را داشتند، امام حسین علیهالسلام فریاد زد:
«وای بر شما ای پیروان خاندان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمیهراسید، پس لااقل در دنیای خود آزادمرد باشید! اگر گمان میکنید عربنژاد هستید، به شرافت نژادی خود بازگردید.»
3. 🔺«ثُمَّ نَادَى عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ يَا خَيْلَ اللَّهِ ارْكَبِي وَ أَبْشِرِي»
🔸 سپس عمر بن سعد فریاد زد:
«ای لشکر خدا، سوار شوید و به بهشت مژده یابید!»
4. 🔺«لَا يَوْمَ كَيَوْمِ الْحُسَيْنِ4
🔸 امام زینالعابدین علیهالسلام فرمود:
«هیچ روزی مانند روز حسین نیست؛ روزی که سیهزار نفر علیه او گرد آمدند و همه گمان میکردند از این امت هستند. همه میخواستند با ریختن خون او به خدا نزدیک شوند، در حالیکه حسین علیهالسلام آنان را به خدا یادآوری میکرد، اما پند نگرفتند تا اینکه او را از روی سرکشی، ظلم و دشمنی کشتند.»
5. 🔺أحَاطَ بِهِ فَأَسْرَعَ مِنْهُمْ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ مَالِكُ بْنُ النَّسْرِ الْكِنْدِيُّ فَشَتَمَ الْحُسَيْن
🔸شمر بن ذى الجوشن با گروهى از همراهان خود پيش آمده آن جناب را احاطه كردند، پس مردى از ايشان بنام مالك بن يسر كندى تندى كرده حسين عليه السّلام را دشنام داد.
6. 🔺نادَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حُصَيْنٍ الْأَزْدِيُّ وَ كَانَ عِدَادَهُ فِي بَجِيلَةَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا حُسَيْنُ أَ لَا تَنْظُرُ إِلَى الْمَاءِ كَأَنَّهُ كَبِدُ السَّمَاءِ وَ اللَّهِ لَا تَذُوقُونَ مِنْهُ قَطْرَةً وَاحِدَةً حَتَّى تَمُوتُوا عَطَشاً
🔸و عبد اللَّه بن حصين ازدى كه در ميان قبيله بجيلة آمده بود با آواز بلند فرياد زد: اى حسين آيا اين آب را ننگرى كه گويا در صفا و زلالى چون شكم آسمان است، بخدا قطرهاى از آن نچشيد تا از تشنگى بميريد، حسين (ع) فرمود: بار خدايا او را تشنه كام بميران و هرگز او را ميامرز.
7. 🔺و ناداه عمرو بن الحجّاج: يا حسين، هذا الماء تلغ فيه الكلاب و تشرب منه خنازير أهل السّواد و الحمر و الذّئاب، و ما تذوق منه و اللّه قطرة حتّى تذوق الحميم في نار الجحيم
🔸عمرو بن الحجاج فرمانده محافظان شریعه فرات گفت: ای حسین، این آب فرات است که سگان و خوکان و خران و گرگ های عراق از آن می نوشند، ولی یه خدا سوگند، تو از این آب نخواهی چشید تا از حمیم جهنم بنوشی.
8. 🔺يقال له: «مالك بن جريرة» على فرس له حتى وقف على الحفيرة، و جعل ينادي بأعلى صوته: أبشر يا حسين! فقد تعجلت النار في الدّنيا قبل الآخرة،
🔸مالک بن جریرة ملعون خطاب به امام حسین علیه السلام گفت:
یا حسین به آتش دنیا عجول تر از آتش آخرت هستی.
9. 🔺يا حُسَيْن، يَا كذاب ابن الكذاب، أضللت أخي وغررته حتى قتله
🔸وقتی عمرو بن قرظة شهید شد برادش که در لشکر عمر بن سعد ملعون بود خطاب به امام حسین علیه السلام گفت:
ای حسین ای دروغگو پسر دورغگو برادرم را گمراه کردی و فریفتی تا او را به کشتن دادی.
👇نتیجه👇
با وجود آنهمه توهینهای صریح و سنگین که از سوی لشکر عمر بن سعد (لعنهالله علیهم) به امام حسین علیهالسلام روا داشته شد، چگونه میتوان پذیرفت که این افراد از شیعیان بودهاند؟مگر نه اینکه نخستین شرط شیعه بودن، محبت قلبی و معرفت نسبت به امام است؟
📚 منابع:
1. اللهوف، ص ۱۲۰
2. الارشاد، ج۲، ص۶۰
3. الارشاد، ج۲، ص۸۹
4. امالی شیخ صدوق، ص۴۶۲
5: الإرشادج2، ص: 110
6: الإرشاد ج2، ص: 87
7: تذکره الخواص ج2 ص 152
8: مقتل خوارزمی ج 1 ص 352
9: تاریخ طبری ج5 ص434.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi