eitaa logo
علم الحدیث
14.7هزار دنبال‌کننده
108 عکس
379 ویدیو
88 فایل
بسم‌اللہ‌الࢪحمن‌الࢪحیم‍! در‌ڪانال‌علم‌الحدیث‌ قصد‌ داریم‌ در‌ راستاے ترویج احادیث اهل‌بیت‌''علیھم‌السلام'' مطالبـے ارائہ دهیم!🕊 مدیریت: @Isaund24 ࢪَحِم‌َ اللَّہ‌ عَبـْدا‌ً أَحیَا‌ أَمْࢪَنـا🌿- ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
مشاهده در ایتا
دانلود
DAB-05-17-ThaqalainSite (1).pdf
حجم: 722.7K
تحقیقی درباره اربعین حسینی ✍: محمدتقی سبحانی نیا 👇چکیده👇 مسئله اربعین سیدالشهدا (علیه‌السلام) و این‌که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایى از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته‌اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نائل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، ازجمله مسائلى است که از دیرباز صاحب‌نظران درباره آن اختلاف‌نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخى براى اثبات یا نفى آن تلاش کرده‌اند. در این مقاله با توجه به متون تاریخى معتبر احتمالات ممکن را تبیین کرده و ضمن بیان نظر مدافعان این واقعه، دیدگاه خود را مبنى بر نبود دلیل کافى و قابل‌اعتماد بر مسئله اربعین سیدالشهدا (علیه‌السلام) تبیین خواهیم نمود. هم‌چنین امکان رسیدن کاروان اسرا را نیز به کربلا در اربعین اول تقریباً ناممکن دانسته و در پایان، دلیل الحاق سر مطهر امام حسین (علیه‌السلام) را به جسم شریفش مورد خدشه قرار داده و وجود حدیث شریفى که زیارت اربعین را از علائم مؤمنان می‌شمارد براى استحباب و فضیلت آن زیارت کافى دانسته‌ایم. ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
چگونگی زیارت جابر بن عبدالله انصاری در اربعین قسمت اول 🛑قَالَ: أَخْبَرَنَا جَرِيرُ بْنُ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ عَنِ اَلْأَعْمَشِ عَنْ عَطِيَّةَ اَلْعَوْفِيِّ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ زَائِرَيْنِ قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا وَرَدْنَا كَرْبَلاَءَ دَنَا جَابِرٌ مِنْ شَاطِئِ اَلْفُرَاتِ فَاغْتَسَلَ ثُمَّ اِتَّزَرَ بِإِزَارٍ وَ اِرْتَدَى بِآخَرَ ثُمَّ فَتَحَ صُرَّةً فِيهَا سُعْدٌ فَنَثَرَهَا عَلَى بَدَنِهِ ثُمَّ لَمْ يَخْطُ خُطْوَةً إِلاَّ ذَكَرَ اَللَّهَ تَعَالَى حَتَّى إِذَا دَنَا مِنَ اَلْقَبْرِ قَالَ أَلْمِسْنِيهِ فَأَلْمَسْتُهُ فَخَرَّ عَلَى اَلْقَبْرِ مَغْشِيّاً عَلَيْهِ فَرَشَشْتُ عَلَيْهِ شَيْئاً مِنَ اَلْمَاءِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ يَا حُسَيْنُ ثَلاَثاً ثُمَّ قَالَ حَبِيبٌ لاَ يُجِيبُ حَبِيبَهُ ثُمَّ قَالَ وَ أَنَّى لَكَ بِالْجَوَابِ وَ قَدْ شُحِطَتْ أَوْدَاجُكَ عَلَى أَثْبَاجِكَ وَ فُرِّقَ بَيْنَ بَدَنِكَ وَ رَأْسِكَ فَأَشْهَدُ أَنَّكَ اِبْنُ خَاتِمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ اِبْنُ سَيِّدِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اِبْنُ حَلِيفِ اَلتَّقْوَى وَ سَلِيلُ اَلْهُدَى وَ خَامِسُ أَصْحَابِ اَلْكِسَاءِ وَ اِبْنُ سَيِّدِ اَلنُّقَبَاءِ وَ اِبْنُ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ وَ مَا لَكَ لاَ تَكُونُ هَكَذَا وَ قَدْ غَذَّتْكَ كَفُّ سَيِّدِ اَلْمُرْسَلِينَ وَ رُبِّيتَ فِي حَجْرِ اَلْمُتَّقِينَ وَ رَضَعْتَ مِنْ ثَدْيِ اَلْإِيمَانِ وَ فُطِمْتَ بِالْإِسْلاَمِ فَطِبْتَ حَيّاً وَ طِبْتَ مَيِّتاً غَيْرَ أَنَّ قُلُوبَ اَلْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ طَيِّبَةٍ لِفِرَاقِكَ وَ لاَ شَاكَّةٍ فِي اَلْخِيَرَةِ لَكَ فَعَلَيْكَ سَلاَمُ اَللَّهِ وَ رِضْوَانُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ أَخُوكَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا  🔰عطیه گفت: ما بیرون رفتیم با جابر بن عبد اللّه انصارى به جهت زیارت قبر حضرت حسین علیه السّلام، پس زمانى که به کربلا وارد شدیم جابر نزدیک فرات رفت و غسل کرد، پس جامه را لُنگ خود کرد و جامه دیگر را بر دوش افکند، پس گشود بسته‏اى را که در آن سعد بود و بپاشید از آن بر بدن خود، پس به جانب قبر روان شد و گامى برنداشت مگر با ذکر خدا تا نزدیک قبر رسید. مرا گفت که: دست مرا بر قبر گذار. من دست وى را بر قبر گذاشتم، چون دستش به قبر رسید بیهوش بر روى قبر افتاد پس آبى بر وى پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: یا حسین، پس گفت: حبیب لا یجیب حبیبه!؟  آیا دوست جواب نمی دهد دوست خود را؟ پس گفت: کجا توانى جواب دهى و حال آن که در گذشته از جاى خود رگهاى گردن تو، و آویخته شده بر پشت و شانه تو، و جدایى افتاده ما بین سر و تن تو. پس شهادت می دهم که: تو می باشى فرزند خیر النّبیّین، و پسر سیّد المؤمنین، و فرزند هم سوگند تقوى و سلیل هدى و خامس اصحاب کساء، و پسر سیّد النّقباء، و فرزند فاطمه علیها السّلام سیّده زن‏ها. و چگونه چنین نباشى و حال آن که پرورش داده تو را پنجه سیّد المرسلین و پروریده شدى در کنار متقین، و شیر خوردى از پستان ایمان، و بریده شدى از شیر به اسلام، و پاکیزه بودى در حیات و ممات، همانا دل‏هاى مؤمنین خوش نیست به جهت فراق تو و حال آن که شکّى ندارد در نیکویى حال تو، پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او، و همانا شهادت مى‏دهم که تو گذشتى بر آنچه گذشت بر آن برادر تو یحیى بن زکریّا. 📚: بشارة المصطفی ج۱ ص۷۴ ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
چگونگی زیارت جابر بن عبدالله انصاری در اربعین قسمت دوم و آخر 🛑ثُمَّ جَالَ بَصَرَهُ حَوْلَ اَلْقَبْرِ وَ قَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَيَّتُهَا اَلْأَرْوَاحُ اَلَّتِي حَلَّتْ بِفِنَاءِ اَلْحُسَيْنِ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَقَمْتُمُ اَلصَّلاَةَ وَ آتَيْتُمُ اَلزَّكَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ جَاهَدْتُمُ اَلْمُلْحِدِينَ وَ عَبَدْتُمُ اَللَّهَ حَتَّى أَتَاكُمُ اَلْيَقِينُ وَ اَلَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَقَدْ شَارَكْنَاكُمْ فِيمَا دَخَلْتُمْ فِيهِ قَالَ عَطِيَّةُ فَقُلْتُ لَهُ يَا جَابِرُ كَيْفَ وَ لَمْ نَهْبِطْ وَادِياً وَ لَمْ نَعْلُ جَبَلاً وَ لَمْ نَضْرِبْ بِسَيْفٍ وَ اَلْقَوْمُ قَدْ فُرِّقَ بَيْنَ رُءُوسِهِمْ وَ أَبْدَانِهِمْ وَ أُوتِمَتْ أَوْلاَدُهُمْ وَ أَرْمَلَتْ أَزْوَاجُهُمْ؟ فَقَالَ يَا عَطِيَّةُ سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِكَ فِي عَمَلِهِمْ وَ اَلَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً أَنَّ نِيَّتِي وَ نِيَّةَ أَصْحَابِي عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَصْحَابُهُ خُذْنِي نَحْوَ أَبْيَاتِ كُوفَانَ فَلَمَّا صِرْنَا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ قَالَ يَا عَطِيَّةَ هَلْ أُوصِيكَ وَ مَا أَظُنُّ أَنَّنِي بَعْدَ هَذِهِ اَلسَّفْرَةِ مُلاَقِيكَ أَحْبِبْ مُحِبَّ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ مَا أَحَبَّهُمْ وَ أَبْغِضْ مُبْغِضَ آلِ مُحَمَّدٍ مَا أَبْغَضَهُمْ وَ إِنْ كَانَ صَوَّاماً قَوَّاماً وَ اُرْفُقْ بِمُحِبِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّهُ إِنْ تَزِلَّ لَهُ قَدَمٌ بِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ ثَبَتَتْ لَهُ أُخْرَى بِمَحَبَّتِهِمْ فَإِنَّ مُحِبَّهُمْ يَعُودُ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ مُبْغِضَهُمْ يَعُودُ إِلَى اَلنَّارِ . 🔰پس جابر گردانید چشم خود را بر دور قبر و شهدا را سلام کرد بدین طریق: السّلام علیکم أیّتها الارواح الّتى حلّت بفنائک قبر الحسین علیه السّلام، و اناخت برحله، اشهد انّکم اقمتم الصّلاه، و آتیتم الزّکاه، و امرتم بالمعروف، و نهیتم عن المنکر، و جاهدتم الملحدین، و عبدتم اللّه حتى اتاکم الیقین. پس گفت: سوگند به آن که برانگیخت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را به نبوّت حقّه که ما شرکت کردیم شما را در آنچه داخل شدید در آن. عطیّه گفت، به جابر گفتم: چگونه ما با ایشان شرکت کردیم و حال آن که فرود نیامدیم ما وادیى را، و بالا نرفتیم کوهى را، و شمشیرى نزدیم و امّا این گروه پس جدایى افتاده ما بین سر و بدنشان و اولادشان یتیم و زنانشان بیوه گشته؟ جابر گفت: اى عطیّه! شنیدم، از حبیب خود رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم که مى‏فرمود: هر که دوست دارد گروهى را، با ایشان محشور شود. و هر که دوست داشته باشد عمل قومى را شریک شود در عمل ایشان، پس قسم به خداوندى که محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را به راستى برانگیخته که نیّت من و اصحابم بر آن چیزى است که گذشته بر او حضرت حسین علیه السّلام و یاورانش. پس جابر گفت: ببرید مرا به سوى خانه‏هاى کوفه. پس چون پاره‏اى راه رفتیم به من گفت: اى عطیّه! آیا وصیّت کنم تو را و گمان ندارم که برخورم تو را پس از این سفر، و آن وصیّت این است که دوست دار دوست آل محمّد را مادامى‏که ایشان را دوست دارد، و دشمن دار دشمن آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را تا چندى که دشمن است با ایشان اگر چه روزه‏دار و نمازگزار باشند، و مدارا کن با دوست آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اگر چه بلغزد از ایشان پایى از بسیارى گناهان و استوار و ثابت بماند پاى دیگر ایشان از راه دوستى ایشان، همانا دوست ایشان بازگشت نماید به بهشت و دشمن ایشان بازگردد به دوزخ.    📚: بشارة المصطفی ج۱ ص۷۴ ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
➖چرا امام حسین علیه‌السلام زنان و کودکان را همراه خود به کربلا آوردند؟ ✍🏻معاویه و جریان فکری بنی‌امیه برای تحقق اهداف و گسترش اندیشه‌های خود، از هیچ ابزاری فروگذار نمی‌کردند و به هر وسیله‌ای متوسل می‌شدند؛ از جمله به اسارت گرفتن زنان و کودکانِ مخالفان حکومت بنی‌امیه. 1.به اسارت گرفتن فرزندان زیاد بن ابیه وبعث مُعَاوِيَة بسر بْن أبي أرطاة إلى البصرة، وأمره بقتل من خالفه، وكان هواه مع علي، فلما قدم بسر البصرة أخذ بني زياد وهم عبيد اللَّه وسلم وعبد الرحمن والمغيرة و (أبو) حرب ، وكانوا غلمانًا، فَقَالَ: لأقتلنكم أو ليأتيني زياد)1 🔸بسر بن ارطاه از طرف معاویه به سمت بصره فرستاده شد و به وی امر کرد که هر کسی مخالفت کرد او را بکشد، در حالی که زیاد بن ابیه از هواداران امام علی علیه السلام بود زمانی که بسر بن ارطاه به بصره رسید، فرزندان زیاد بن ابیه را اسیر کرد؛ عبیدالله و سلم و عبدالرحمن، مغیره و حرب درحالی که جوان بودند، ابن ارطاه اعلام کرد اگر ابن زیاد نیایید شمارو می‌کشم ۲. آمنه بنت شرید همسر عمرو بن الحمق الخزاعی ✍🏻عمرو بن حمق از یاران برجسته و وفادار امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود. معاویه با به اسارت گرفتن نزدیکان او، در پی اعمال فشار و زمینه‌سازی برای دستگیری عمرو بن حمق بود. 🔺عن أبيه قالا لما قتل عليّ بن أبي طالب عليه السلام بعث معاوية في طلب شيعته فكان في من طلب عمر بن الحمق الخزاعي فراغ منه فأرسل إلى امرأته آمنة بنت الشريد فحبسها في سجن دمشق سنتين)2 🔸زمانی که امیرالمومنین علیه السلام به شهادت رسید: اصحاب امام علی علیه السلام توسط معایه تحت پیگیری قرار گرفتند یکی از کسانی که تحت تعقب معاویه قرار گرفت عمرو ین الحمق خزاعی بود، زمانی که عمرو بن الحمق از دست ایادی معاویه فرار کرد، معاویه همسر وی یعنی آمنه بنت الشرید را دستگیر کرد و دوسال در شام در زندان اسیر بود 🔺 لامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ فَإِنِّي لَا أُحِبُّ أَنْ يُصِيبَكِ بِسَبَبِي إِلَّا خَيْرٌ وَ قَدْ عَزَمْتُ عَلَى صُحْبَةِ الْحُسَيْنِ‏ ع لِأَفْدِيَهُ بِنَفْسِي وَ أَقِيَهُ بِرُوحِي ثُمَّ أَعْطَاهَا مَالَهَا وَ سَلَّمَهَا إِلَى بَعْضِ بَنِي عَمِّهَا لِيُوصِلَهَا إِلَى أَهْلِه)3 🔸زهیر بن قین به همسرش گفت: «تو طلاق داده شده‌ای، زیرا نمی‌خواهم به‌سبب من چیزی جز خیر و نیکی به تو برسد. من تصمیم گرفته‌ام با حسین علیه‌السلام همراه شوم تا جانم را فدای او کنم و با روح خود از او محافظت نمایم.» سپس اموالش را به او داد و او را به یکی از پسرعموهایش سپرد تا او را به خانواده‌اش برساند. 👇نتیجه👇 با توجه به سابقه‌ی بنی‌امیه در اسارت گرفتن زنان و کودکان، امام حسین علیه‌السلام بیم آن داشتند که در صورت همراه نبردن خانواده و همسران خود، بنی‌امیه آنان را به اسارت گرفته و از این طریق، ایشان را تحت فشار قرار دهند تا به بیعت با حکومت تن دهد. از همین رو، یکی از دلایل همراهی زنان و کودکان بنی‌هاشم با امام حسین علیه‌السلام، پیشگیری از چنین اقدامی از سوی دشمن بود. 📚منابع: ۱. انساب الاشراف، ج۵،ص۱۸۹ ۲. بلاغات النساء،ج۱،ص 3: لهوف ص۷۲۶۴ ✍️ وحید عیسوند ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلا)18 ✍️در باب هدف نهایی تفکر عثمانی، که همانا انقطاع نسل امامت بود، سخن گفتیم. اما
➖عثمانیه در کربلاء)19 ✍🏻در راستای تحلیل دقیق‌تر پدیدهٔ عثمانیّه در واقعهٔ کربلاء، سه محور اساسی برای ادامهٔ بحث پیشنهاد می‌شود که می‌تواند زوایای تازه‌ای از این موضوع را روشن سازد: 1. چگونگی افزایش ناگهانی شمار لشکر عبیدالله بن زیاد در کربلاء بررسی عوامل اجتماعی، سیاسی و روانی‌ای که موجب شد عبیدالله بتواند در مدت کوتاهی نیروی قابل توجهی گرد آورد؛ از جمله نقش تطمیع، تهدید، و بهره‌گیری از عناصر قبایلی و فرصت‌طلب. 2. تدابیر و حیله‌های عبیدالله برای سرکوب مبارزین کوفی تحلیل راهبردهای عبیدالله در مهار و سرکوب جریان‌های اعتراضی در کوفه، از جمله استفاده از جاسوسان، ایجاد رعب و وحشت، و بهره‌برداری از اختلافات داخلی میان کوفیان. 3. وجود گروهی مستقل از دو اردوگاه: نه در سپاه عبیدالله و نه در خیمه‌گاه امام حسین (علیه‌السلام) بررسی جایگاه و نقش گروه‌هایی که در این واقعه موضعی خنثی یا مبهم داشتند؛ کسانی که نه به یاری امام شتافتند و نه رسماً در صف دشمن قرار گرفتند. این گروه می‌تواند شامل تماشاگران، مرددین، یا کسانی باشد که به دلایل خاص از ورود به نزاع خودداری کردند. 🔍 روش بررسی: هر سه محور یادشده را با استناد به منابع تاریخی معتبر از هر دو طیف عامه و خاصه مورد کنکاش و تحلیل قرار خواهیم داد، ان‌شاءالله، تا تصویری دقیق‌تر و چندلایه از فضای اجتماعی و سیاسی کربلاء به‌دست آید. ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
قصد ترور امام‌حسین علیه السلام‌در مدینه 🛑فقَالَ الْحُسَيْنُ ع يَا عُتْبَةُ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّا أَهْلُ بَيْتِ الْكَرَامَةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ أَعْلَامُ الْحَقِّ الَّذِينَ أَوْدَعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قُلُوبَنَا وَ أَنْطَقَ بِهِ أَلْسِنَتَنَا فَنَطَقَتْ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ‏ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّ الْخِلَافَةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ وَ كَيْفَ أُبَايِعُ أَهْلَ بَيْتٍ قَدْ قَالَ فِيهِمْ رَسُولُ اللَّهِ ص هَذَا فَلَمَّا سَمِعَ عُتْبَةُ ذَلِكَ دَعَا الْكَاتِبَ وَ كَتَبَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ يَزِيدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ عُتْبَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ لَيْسَ يَرَى لَكَ خِلَافَةً وَ لَا بَيْعَةً فَرَأْيُكَ فِي أَمْرِهِ وَ السَّلَامُ فَلَمَّا وَرَدَ الْكِتَابُ عَلَى يَزِيدَ لَعَنَهُ اللَّهُ كَتَبَ الْجَوَابَ إِلَى عُتْبَةَ أَمَّا بَعْدُ فَإِذَا أَتَاكَ كِتَابِي هَذَا فَعَجِّلْ عَلَيَّ بِجَوَابِهِ وَ بَيِّنْ لِي فِي كِتَابِكَ كُلَّ مَنْ فِي طَاعَتِي أَوْ خَرَجَ عَنْهَا وَ لْيَكُنْ مَعَ الْجَوَابِ رَأْسُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَبَلَغَ ذَلِكَ الْحُسَيْنَ فَهَمَّ بِالْخُرُوجِ مِنْ أَرْضِ الْحِجَازِ إِلَى أَرْضِ الْعِرَاق 🔰 امام سجاد علیه السلام: وقتى [وليد بن ] عُتبه،( والی و حاکم مدینه) سخن حسين عليه السلام را در مخالفت با يزيد شنيد، كاتب خود را فرا خواند و چنين نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. به بنده خدا يزيد، امير مؤمنان، از [وليد بن ] عُتبة بن ابى سفيان. امّا بعد، حسين بن على، براى تو [حقّ ] خلافت و بيعتى قائل نيست. نظر خودت را در اين باره ابراز كن. والسلام!». وقتى نامه به يزيد رسيد، جواب [وليد بن ] عتبه را چنين نوشت: «امّا بعد، چون نامه ام به دستت رسيد، به سرعت، جواب نامه را بفرست و در نامه ات روشن ساز كه چه كسانى بيعت را پذيرفتند و چه كسانى از آن، سر باز زدند و با نامه، سرِ حسين بن على را نيز بفرست». اين خبر به حسين عليه السلام رسيد و تصميم گرفت از سرزمين حجاز به سمت عراق حركت كند 📚أمالي الصدوق ص: 152 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)19 ✍🏻در راستای تحلیل دقیق‌تر پدیدهٔ عثمانیّه در واقعهٔ کربلاء، سه محور اساسی بر
عثمانیه در کربلاء)20 ✍🏻عبیدالله بن زیاد، در حالی که همچنان والی بصره بود، از سوی یزید به جای «نعمان بن بشیر» به حکومت کوفه منصوب شد. مأموریت او ابتدا سرکوب قیام کوفیان به رهبری حضرت مسلم بن عقیل سلام‌الله‌علیه بود و سپس حرکت به سوی کربلا برای مقابله با امام حسین علیه‌السلام و فراهم‌سازی زمینه شهادت آن حضرت. در این بخش، به بررسی حیله‌ها و تدابیر عبیدالله برای سرکوب مردم کوفه، ایجاد فضای رعب و وحشت، و در نهایت تنها ماندن حضرت مسلم سلام‌الله‌علیه و شهادت مظلومانه ایشان خواهیم پرداخت. در آغاز، مردم از بیت‌المال سهم مشخصی داشتند؛ اما با گذشت زمان و به‌دلیل تبعیض‌هایی که از سوی خلفا اعمال می‌شد، این سهم‌ها بر اساس قومیت و وابستگی سیاسی افراد—مانند عرب و عجم، اموی و علوی—متفاوت گردید. عریف: در زبان امروزی، واژه‌ی «عریف» را می‌توان معادل «سرِ کوپن» یا مسئول توزیع سهمیه‌ها دانست. 🔺العرفاء جمع عريف و هو القيم بأمور القبيلة أو الجماعة من الناس يلي أمورهم و يتعرف الأمير منه أحوالهم‏ 🔸ابن منظور: «عرفا» جمع «عریف» است، و عریف کسی است که مسئول امور قبیله یا گروهی از مردم است؛ او به کارهای آنان رسیدگی می‌کند و امیر از طریق او از وضعیت آن‌ها آگاه می‌شود. 👈🏻استفاده عبیدالله از نقش عریف‌ها در سرکوب کوفیان 🔺أخذ العرفاء والناس أخذا شديدا فقال اكتبوا إلى الغرباء ومن فيكم من طلبة أمير المؤمنين ومن فيكم من الحرورية وأهل الريب الذين رأيهم الخلاف والشقاق فمن كتبهم لنا فبرئ ومن لم يكتب لنا أحدا فيضمن لنا ما في عرافته ألا يخالفنا منهم مخالف ولا يبغى علينا منهم باغ فمن لم يفعل برئت منه الذمة وحلال لنا ماله وسفك دمه وأيما عريف وجد في عرافته من بغية أمير المؤمنين أحد لم يرفعه الينا صلب على باب داره وألغيت تلك العرافة من العطاء وسير إلى موضع بعمان الزارة * 🔸عرفا و مردم به شدت تحت فشار قرار گرفتند عبیدالله گفت: «به غریبه‌ها و کسانی که از طرفداران امیرالمؤمنین هستند، و همچنین به حروریه (خوارج) و اهل شک و تردید که دیدگاه‌شان مخالفت و تفرقه‌افکنی است، نامه بنویسید. هر کس آن‌ها را برای ما معرفی کند، از مسئولیت بری است. اما کسی که هیچ‌کس را معرفی نکند، باید تضمین دهد که هیچ‌کس از افراد تحت سرپرستی‌اش با ما مخالفت نکند یا علیه ما اقدام نکند. و اگر چنین نکند، از او سلب مسئولیت می‌شود و مال و خونش برای ما حلال است. و هر عریفی که در میان افراد تحت سرپرستی‌اش کسی از مخالفان امیرالمؤمنین یافت شود و او را به ما معرفی نکرده باشد، بر در خانه‌اش به دار آویخته می‌شود، و آن عرافه از عطایا محروم می‌گردد و به منطقه‌ای در عمان به نام «الزارة» تبعید خواهد شد.» 👇🏻نتیجه👇🏻 روشن است که چنین تهدیدهایی، فضای کوفه را به محیطی پر از جاسوسی و بی‌اعتمادی تبدیل کرده بود. گروه‌های بیست یا صد نفره نمی‌خواستند سهمشان از بیت‌المال قطع شود، بنابراین همه احساس می‌کردند برای حفظ منافع خود باید مخالفان یزید را معرفی کنند. عریف‌ها نیز از جان خود بیم داشتند، چرا که اگر حتی یکی از افراد تحت سرپرستی‌شان به امام حسین علیه‌السلام می‌پیوست و آن را گزارش نمی‌کردند، به دار آویخته می‌شدند. 📚منابع 1: لسان العرب ج 9 ص 238 2: تاریخ طبری ج 4 ص 267 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌اله شهید شدند ✍🏻همه علماء شیعه و تعدادی از علماء عامه اتفاق نظر دارند در این مورد که پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌و‌اله» به شهادت رسیدند 🔺«قُبِضَ بِالْمَدِينَةِ مَسْمُوماً يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ لِلَيْلَتَيْنِ بَقِيَتَا مِنْ صَفَرٍ علیه الرحمه سَنَةَ عَشَرَةٍ مِنَ الْهِجْرَة»1 🔸مرحوم شیخ طوسی بیان می‌دارند: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری در حالی که مسموم بودند درگذشتند. 🔺«قبض بالمدينة مسموما يوم الإثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة عشر من هجرته‏»2 🔸شیخ مفید می‌گوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری در حالی که مسموم بودند درگذشت درحالی‌که شصت و سه سال داشت. 🔺«ذَهَبَ كَثِيرٌ مِنْ أَصْحَابِنَا إِلَى أَنَّ الْأَئِمَّةَ خَرَجُوا مِنَ الدُّنْيَا عَلَى الشَّهَادَةِ وَ اسْتَدَلُّوا بِقَوْلِ الصَّادِقِ ع وَ اللَّهِ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ شَهِيدٌ»3 🔸مرحوم علامه مجلسی علیه‌الرحمه: تعداد زیادی از اصحاب و علماء شیعه اعتقاد دارند که ائمه علیهم‌السلام با شهادت از دنیا رفته اند و استدلال کرده‌اند به قول امام صادق علیه‌السلام که فرمودند به خدا قسم هیچ یک از ائمه نیستند مگر اینکه به وسیله شهادت از دنیا بروند. 🔺و اعتقادنا في النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‏ أَنَّهُ سُمَّ فِي غَزْوَةِ خَيْبَرَ ، فَمَا زَالَتْ هَذِهِ الْأَكْلَةُ تعاده [تُعَاوِدُهُ‏] حَتَّى قَطَعَتْ أَبْهَرَهُ فَمَاتَ مِنْهَا.)4 🔸مرحوم شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات: اعتقاد ما اينست كه پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در جنگ خيبر مسموم شد پيوسته اين سم در آن جناب بازگشت مي‌كرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ‌ قطع شد. و بر اثر آن سم فوت شد. 🔺«والبيهقي عن ابن مسعود، قال: لأن أحلف تسعًا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قتل، أحب إلي من أن أحلف واحدة أنه لم يقتل، وذلك أن الله اتخذه نبيًا واتخذه شهيدًا5 🔸بیهقی از عبدالله بن مسعود نقل می‌کند: اگر نُه بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است . برای من بهتر است که یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است . به خاطر آن است که خداوند او را نبی گردانید و او را به شرف شهادت بخشید 📚: منابع 1:تهذیب الاحکام ج6ص1 و 2: المقنعه شیخ مفید ص456 3: بحار ج 29 ص 209 4: الإعتقادات ج 1ص97 5: شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه ج7 ص364 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
پیامبر در دامان امیرالمومنین علیهما السلام عروج کردند 🔺«قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ وَ لَقَدْ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ إِنَّ رَأْسَهُ لَعَلَى صَدْرِي وَ قَدْ سَالَتْ نَفْسُهُ فِي كَفِّي فَأَمْرَرْتُهَا عَلَى وَجْهِي وَ لَقَدْ وُلِّيتُ غُسْلَهُ ص وَ الْمَلَائِكَةُ أَعْوَانِي فَضَجَّتِ الدَّارُ وَ الْأَفْنِيَةُ مَلَأٌ يَهْبِطُ وَ مَلَأٌ يَعْرُجُ وَ مَا فَارَقَتْ سَمْعِي هَيْنَمَةٌ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتَّى وَارَيْنَاهُ فِي ضَرِيحِهِ فَمَنْ ذَا أَحَقُّ بِهِ مِنِّي حَيّاً وَ مَيِّتا»1 🔸امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه سرش روى سينه من بود قبض روح شد، و جان آن حضرت در دستم روان گشت و آن را به چهره خود كشيدم. من عهده‏دار غسل آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بودم و فرشتگان در آن امر مرا يارى مى‏كردند، در و ديوارهاى خانه فرياد مى‏كشيدند، گروهى از ملائكه فرود مى‏آمدند، و گروهى ديگر به آسمان مى‏رفتند، سر و صداى فرشتگان از گوشم جدا نمى‏شد، بر او درود مى‏فرستادند 🔺«عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: أَتَيْتُ الْأَعْمَشَ سُلَيْمَانَ بْنَ مِهْرَانَ أَسْأَلُهُ عَنْ وَصِيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ ايتِ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ فَاسْأَلْهُ قَالَ فَأَتَيْتُهُ فَحَدَّثَنِي عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَقَالَ لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص الْوَفَاةُ وَ رَأْسُهُ فِي حَجْرِ عَلِيٍّ ع وَ الْبَيْتُ غَاصٌّ بِمَنْ فِيهِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ)۲ 🔸اسحاق الازی مى‏گويد: نزد اعمش يعنى سليمان بن مهران رفته از او راجع به وصيّت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم. اعمش به من گفت: نزد محمّد بن عبد اللَّه برو و از وى سؤال كن. راوى مى‏گويد: به محمّد بن عبد اللَّه رجوع نموده و از او پرسيدم، او از زيد بن على عليه السّلام چنين نقل كرد: هنگامى كه وفات و رحلت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرا رسيد سر مبارك آن حضرت در دامن على عليه السّلام بود و منزل آن جناب از مهاجرين و انصار مملوّ و غوطه‏ور بود 📚منابع: 1: نهج البلاغه 311 2: علل الشرائع، ج‏1، ص: 168 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺«يَا عَلِيُّ إِنَ‏ قُرَيْشاً سَتَظَاهَرُ عَلَيْكَ وَ تَجْتَمِعُ كَلِمَتُهُمْ عَلَى ظُلْمِكَ وَ قَهْرِكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً فَجَاهِدْهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَكُفَّ يَدَكَ وَ احْقِنْ دَمَك»)1 🔸ابن عباس از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل می کند که در وصیتی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: ای علی! همانا قریش بعد از من بر ضد تو خواهند شد و همگی آن‌ها بر ظلم کردن و چیره شدن بر تو اجتماع خواهند نمود، اگر یاوری داشتی با آنها نبرد کن و اگر یاوری نیافتی، دست نگه دار و خونت را حفظ کن. 📚الغیبه شیخ طوسی، ص 193‏ ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
نتیجه انکار شهادت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله توسط خلیفه غاصب 🛑وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ لِأَبِي بَكْرٍ يَوْماً لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ وَ👈 أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ص رَسُولُ اللَّهِ مَاتَ شَهِيداً وَ اللَّهِ لَيَأْتِيَنَّكَ فَأَيْقِنْ إِذَا جَاءَكَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ غَيْرُ مُتَخَيِّلٍ بِهِ فَأَخَذَ عَلِيٌّ بِيَدِ أَبِي بَكْرٍ فَأَرَاهُ النَّبِيَّ ص فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا بَكْرٍ آمِنْ بِعَلِيٍّ وَ بِأَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ إِنَّهُمْ مِثْلِي إِلَّا النُّبُوَّةَ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِمَّا فِي يَدِكَ فَإِنَّهُ لَا حَقَّ لَكَ فِيهِ قَالَ ثُمَّ ذَهَبَ فَلَمْ يُر 🔰روزى امير المؤمنين عليه السلام به ابو بكر فرمود: «كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده گمان مكن، بلكه زنده هستند و نزد پروردگار خود روزى ميبرند.آیه ۱۶۹ آل عمران» و من گواهى مي‌دهم كه محمد رسول خدا (ص) شهيد از دنيا رفت، و بخدا نزد تو مى‏آيد، چون نزد تو آمد يقين كن، زيرا شيطان نتواند خود را بصورت او جا زند. سپس على عليه السلام دست ابو بكر را گرفت و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را به‌او نشان داد، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به ابو بكر فرمود: «به‌على و يازده فرزند او ايمان آور، آنها (در وجوب اطاعت) مانند من‌هستند، بجز مقام نبوت و از آنچه در دست گرفته‏‌ای (خلافت مسلمين) پيش خدا توبه كن، زيرا تُرا در آن حقى نيست» سپس برفت و ديگر ديده نشد. 📚:الكافي ج‏1، ص: 533 ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
لحظات آخر عمر مبارک پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌و‌آله 🛑«ثُمَّ قَالَ ع ادْعُوا لِي أَخِي وَ صَاحِبِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا ادْعُوا لَهُ عَلِيّاً فَإِنَّهُ لَا يُرِيدُ غَيْرَهُ فَدُعِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ أَوْمَأَ إِلَيْهِ فَأَكَبَّ عَلَيْهِ فَنَاجَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص طَوِيلًا ثُمَّ قَامَ فَجَلَسَ نَاحِيَةً حَتَّى أَغْفَى رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ النَّاسُ مَا الَّذِي أَوْعَزَ إِلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ عَلَّمَنِي أَلْفَ بَابٍ فَتَحَ لِي كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ وَ وَصَّانِي بِمَا أَنَا قَائِمٌ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ ثَقُلَ ع وَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع حَاضِرٌ عِنْدَهُ فَلَمَّا قَرُبَ خُرُوجُ نَفْسِهِ قَالَ لَهُ ضَعْ رَأْسِي يَا عَلِيُّ فِي حَجْرِكَ فَقَدْ جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَاضَتْ نَفْسِي فَتَنَاوَلْهَا بِيَدِكَ وَ امْسَحْ بِهَا وَجْهَكَ ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى الْقِبْلَةِ وَ تَوَلَّ أَمْرِي وَ صَلِّ عَلَيَّ أَوَّلَ النَّاسِ وَ لَا تُفَارِقْنِي حَتَّى تُوَارِيَنِي فِي رَمْسِي وَ اسْتَعِنْ بِاللَّهِ تَعَالَى فَأَخَذَ عَلِيٌّ ع رَأْسَهُ فَوَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ فَأَكَبَّتْ فَاطِمَةُ ع تَنْظُرُ فِي وَجْهِهِ وَ تَنْدُبُهُ وَ تَبْكِي وَ تَقُولُ: وَ أَبْيَضُ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ‏ ثِمَالُ‏ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ‏ فَفَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَيْنَيْهِ وَ قَالَ بِصَوْتٍ ضَئِيلٍ يَا بُنَيَّةِ هَذَا قَوْلُ عَمِّكِ أَبِي طَالِبٍ لَا تَقُولِيهِ وَ لَكِنْ قُولِي‏ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ‏ فَبَكَتْ طَوِيلًا فَأَوْمَأَ إِلَيْهَا بِالدُّنُوِّ مِنْهُ فَدَنَتْ مِنْهُ فَأَسَرَّ إِلَيْهَا شَيْئاً ....... 🔰مرحوم شیخ مفید نقل می‌کند: سپس پیامبر فرمود: «برادرم و یارم را برایم بخوانید.» ام‌سلمه (رضی‌الله عنها) گفت: «علی را بخوانید، زیرا او جز علی کسی را نمی‌خواهد.» پس امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را فراخواندند. وقتی علی نزدیک شد، پیامبر به او اشاره کرد. علی خم شد و پیامبر با او به مدت طولانی نجوا کرد. سپس علی برخاست و در گوشه‌ای نشست تا پیامبر به خواب رفت. مردم از علی پرسیدند: «ای اباالحسن، پیامبر چه چیزی به تو سپرد؟» علی فرمود: «هزار باب علم به من آموخت که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده شد. و مرا به اموری وصیت کرد که ان‌شاءالله به آن‌ها عمل خواهم کرد.» سپس حال پیامبر سنگین شد و مرگش فرا رسید، در حالی که امیرالمؤمنین نزد او حاضر بود. وقتی لحظه جان دادن نزدیک شد، پیامبر فرمود: «ای علی، سرم را در دامانت بگذار، که فرمان خداوند عزوجل فرا رسیده. وقتی جانم بیرون رفت، آن را با دستت بگیر و با آن صورتت را مسح کن. سپس مرا به سوی قبله برگردان، و امورم را به عهده بگیر. اولین کسی باش که بر من نماز می‌خواند، و تا مرا در قبرم دفن نکرده‌ای، از من جدا مشو. و از خداوند تعالی یاری بجوی.» پس علی (علیه السلام) سر پیامبر را در دامان خود نهاد. پیامبر بی‌هوش شد. فاطمه (سلام‌الله‌علیها) خم شد و به چهره پدرش نگاه کرد، ناله زد و گریست و گفت: «سفیدی که با چهره‌اش از ابرها طلب باران می‌شود، پناه یتیمان و نگهبان بیوه‌زنان.» پیامبر چشمانش را گشود و با صدایی ضعیف گفت: «ای دخترم، این سخن عمویت ابوطالب است، آن را نگو. بلکه بگو: و محمد نیست مگر فرستاده‌ای، که پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمی‌گردید؟» فاطمه بسیار گریست. پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. وقتی نزدیک شد، چیزی در گوشش گفت که چهره‌اش از شادی درخشید. سپس پیامبر از دنیا رفت، در حالی که دست راست امیرالمؤمنین زیر چانه‌اش بود و جانش در آن دست بیرون رفت. علی آن را بالا آورد و با آن صورتش را مسح کرد، سپس او را به سوی قبله برگرداند، چشمانش را بست، رویش را پوشاند و به امور او پرداخت. در روایت آمده است که از فاطمه «علیه السلام» پرسیدند: «پیامبر چه چیزی در گوش تو گفت که اندوه و نگرانی‌ات از وفات او برطرف شد؟» فاطمه پاسخ داد: «به من خبر داد که من نخستین فرد از اهل‌بیت او هستم که به او ملحق خواهم شد، و مدت زیادی پس از او زنده نخواهم ماند. همین باعث آرامش من شد.» 📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 188 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi