➖به مناسبت پخش سریال حضرت یوسف «علیهالسلام»
🔹 جزئیات و نکات ظریف:
- [پیراهن حضرت یوسف چگونه پیراهنی بود؟
- [آیات قرآن درباره پیراهن حضرت یوسف
- [پیراهن بهشتی حضرت یوسف
- [ادامه بحث درباره پیراهن حضرت یوسف
- [رسیدن بوی پیراهن از فرسنگها دورتر
---
🔹 رفتارها و واکنشها:
- [چرا حضرت یوسف برادران خود را دزد خطاب کرد؟
- [آیا حضرت یوسف در گذشته دزدی کرده بود؟
- [چرا برادران حضرت یوسف او را نشناختند؟
- [چرا حضرت یعقوب طلب استغفار برای فرزندان خود را به تأخیر انداخت؟]
🔹 رویدادهای مهم زندگی:
- [چگونگی ازدواج حضرت یوسف با زلیخا
- [چگونگی نجات حضرت یوسف از چاه
- [آیا حضرت یعقوب میدانست حضرت یوسف زنده است؟
- [آخر عاقبت برادران حضرت یوسف
---
🔹 مفاهیم بلند و الهی:
-حضرت یوسف چگونه در قیامت حجت خدا میشود؟
- [شباهتهای امام زمان (عج) با حضرت یوسف]
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)23 ✍🏻در بررسی راهبردهای عبیدالله بن زیاد برای سرکوب قیام مردم کوفه، به چهارمین و
➖عثمانیه در کربلاء)24
✍با وجود تدابیر سختگیرانه و حکومت نظامی شدیدی که عبیدالله بن زیاد در کوفه برقرار کرده بود، آیا امکان داشت کسی از کوفه یا از اردوگاه تحت نظارت او به سوی اردوگاه امام حسین علیهالسلام حرکت کند؟
🌟 پاسخ: بله:
چنین امکانی وجود داشت. در این مطلب، به شماری از افراد و گروههایی اشاره خواهیم کرد که با وجود فضای امنیتی شدید، موفق شدند از کوفه یا اردوگاه عبیدالله بن زیاد خارج شده و خود را به امام حسین علیهالسلام برسانند.
1: 🔺كانَ يَزيدُ بنُ زِيادِ بنِ المُهاصِرِ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ عُمَرَ بنِ سَعدٍ إِلى الحُسَينِ، فَلَمّا رَدُّوا الشُّروطَ عَلَى الحُسَينِ [عليه السّلام] مالَ إِلَيهِ، فَهُوَ مِمَّنِ اهْتَدى يَومَ عاشُوراءَ بِخُطبَةِ الحُرِّ الرِّياحيِّ.
🔸 يزيد بن زياد بن مهاجر از كسانى بود كه همراه عمر بن سعد [از كوفه] براى جنگ با امام حسين عليه السّلام بيرون آمده بود ولى، وقتى [سپاه عمر بن سعد] پيشنهادها و شروط حسين [عليه السّلام] را نپذيرفت و [تصميم گرفت تا با آن حضرت جنگ كند] وى به امام عليه السّلام پيوست. [يزيد بن زياد از كسانى بود كه با خطبه حرّ هدايت شد و در زمره ياران أبى عبد الله عليه السّلام به فوز شهادت نائل گرديد.]
2: 🔺فَكَانَ لَهُمْ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ دَوِيٌّ كَالنَّحْلِ مِنَ الصَّلَاةِ وَ التِّلَاوَةِ فَجَاءَ إِلَيْهِمْ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ.
🔸«در آن شب، صدای زمزمه آنان از نماز و تلاوت قرآن همچون وزوز زنبوران بود. در این هنگام، گروهی از یاران عمر بن سعد نزد آنان آمدند.»
3:🔺فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنْ عَسْكَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلَاثُونَ رَجُلًا.
🔸«در آن شب، سی و دو نفر از سپاه عمر بن سعد [به سوی امام حسین علیهالسلام] آمدند.»
4: 🔺هَمَّ عَمَّارُ بْنُ أَبِي سَلامَةَ الدَّالانِيُّ أَنْ يَفْتِكَ بِعُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيادٍ فِي عَسْكَرِهِ بِالنَّخِيلَةِ، فَلَمْ يُمْكِنْهُ ذَلِكَ، فَلَطُفَ حَتَّى لَحِقَ بِالحُسَيْنِ فَقُتِلَ مَعَهُ.
🔸عمار بن ابیسلامه دالانی نیز قصد داشت در اردوگاه نخیله، عبیدالله بن زیاد را ترور کند، اما موفق نشد. پس با زیرکی و تدبیر، خود را به امام حسین علیهالسلام رساند و در کنار ایشان به شهادت رسید.»
5: 🔺[وَ أَمّا الحُرُّ فَإِنَّهُ] أَخَذَ يَدْنُو مِنْ حُسَيْنٍ [عَلَيْهِ السَّلامُ] قَلِيلًا قَلِيلًا، فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ قَوْمِهِ يُقالُ لَهُ: المُهاجِرُ بْنُ أَوْسٍ: ما تُرِيدُ يا ابْنَ يَزِيدَ؟ أَ تُرِيدُ أَنْ تَحْمِلَ؟ فَسَكَتَ وَ أَخَذَهُ مِثْلُ العُرْواءِ، فَقالَ لَهُ: يا ابْنَ يَزِيدَ! وَ اللَّهِ إِنَّ أَمْرَكَ لَمُرِيبٌ، وَ اللَّهِ ما رَأَيْتُ مِنْكَ فِي مَوْقِفٍ قَطُّ مِثْلَ شَيْءٍ أَراهُ الآنَ، وَ لَوْ قِيلَ لِي: مَنْ أَشْجَعُ أَهْلِ الكُوفَةِ رَجُلًا ما عَدَوْتُكَ، فَما هذا الَّذِي أَرى مِنْكَ!
قالَ: إِنِّي وَ اللَّهِ أُخَيِّرُ نَفْسِي بَيْنَ الجَنَّةِ وَ النّارِ، وَ وَ اللَّهِ لا أَخْتارُ عَلَى الجَنَّةِ شَيْئًا، وَ لَوْ قُطِّعْتُ وَ حُرِّقْتُ!
ثُمَّ ضَرَبَ فَرَسَهُ فَلَحِقَ بِحُسَيْنٍ [عَلَيْهِ السَّلامُ].
🔸«اما حرّ بن یزید، اندک اندک به سوی امام حسین علیهالسلام نزدیک میشد. مردی از قوم او به نام مهاجر بن اوس به او گفت: ای پسر یزید، چه قصدی داری؟ آیا میخواهی حمله کنی؟ حرّ سکوت کرد و لرزشی مانند لرزش تب او را فرا گرفت. مهاجر دوباره گفت: ای پسر یزید، به خدا سوگند که کارت مشکوک است. به خدا قسم، هرگز تو را در هیچ موقعیتی مانند چیزی که اکنون میبینم ندیدهام. اگر از من میپرسیدند که شجاعترین مرد کوفه کیست، جز تو کسی را نام نمیبردم. پس این رفتار چیست که اکنون از تو میبینم؟
حرّ پاسخ داد: به خدا سوگند، خود را میان بهشت و دوزخ مخیّر میبینم، و به خدا قسم، هیچ چیز را بر بهشت ترجیح نمیدهم، حتی اگر قطعهقطعه شوم و سوزانده گردم!
سپس اسب خود را به حرکت درآورد و به امام حسین علیهالسلام پیوست.»
📚منابع
1: وقعة الطف: 216
2: مثیر الاحزان 52
3: لهوف 94
4: انساب الاشراف ج3 ص 180
5: وقعة الطف 214
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖🔥 حسد، آتشی برای ایمان
🔺عنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ الرَّجُلَ لَيَأْتِي بِأَيِّ بَادِرَةٍ فَيَكْفُرُ وَ إِنَّ الْحَسَدَ لَيَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.
🔸از محمد بن مسلم نقل شده که گفت: امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«همانا انسان ممکن است با هر سخن یا رفتاری نسنجیده، دچار کفر شود؛ و بیگمان حسد، ایمان را میخورد همانگونه که آتش، هیزم را میسوزاند.»
📚الکافي ج 2 ص 306
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حسادت، برای ایمان زهر است
🔺عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا يَحْسُدْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ كَانَ مِنْ شَرَائِعِهِ السَّيْحُ فِي الْبِلَادِ فَخَرَجَ فِي بَعْضِ سَيْحِهِ وَ مَعَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ قَصِيرٌ وَ كَانَ كَثِيرَ اللُّزُومِ لِعِيسَى ع فَلَمَّا انْتَهَى عِيسَى إِلَى الْبَحْرِ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ بِصِحَّةِ يَقِينٍ مِنْهُ فَمَشَى عَلَى ظَهْرِ الْمَاءِ فَقَالَ الرَّجُلُ الْقَصِيرُ حِينَ نَظَرَ إِلَى عِيسَى ع جَازَهُ بِسْمِ اللَّهِ بِصِحَّةِ يَقِينٍ مِنْهُ فَمَشَى عَلَى الْمَاءِ وَ لَحِقَ بِعِيسَى ع فَدَخَلَهُ الْعُجْبُ بِنَفْسِهِ فَقَالَ هَذَا عِيسَى رُوحُ اللَّهِ يَمْشِي عَلَى الْمَاءِ وَ أَنَا أَمْشِي عَلَى الْمَاءِ فَمَا فَضْلُهُ عَلَيَّ قَالَ فَرُمِسَ فِي الْمَاءِ فَاسْتَغَاثَ بِعِيسَى فَتَنَاوَلَهُ مِنَ الْمَاءِ فَأَخْرَجَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ مَا قُلْتَ يَا قَصِيرُ قَالَ قُلْتُ هَذَا رُوحُ اللَّهِ يَمْشِي عَلَى الْمَاءِ وَ أَنَا أَمْشِي عَلَى الْمَاءِ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ عُجْبٌ فَقَالَ لَهُ عِيسَى لَقَدْ وَضَعْتَ نَفْسَكَ فِي غَيْرِ الْمَوْضِعِ الَّذِي وَضَعَكَ اللَّهُ فِيهِ فَمَقَتَكَ اللَّهُ عَلَى مَا قُلْتَ- فَتُبْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّا قُلْتَ قَالَ فَتَابَ الرَّجُلُ وَ عَادَ إِلَى مَرْتَبَتِهِ الَّتِي وَضَعَهُ اللَّهُ فِيهَا فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا يَحْسُدَنَّ بَعْضُكُمْ بَعْضاً.
🔸ابن محبوب از داوود رقی نقل شده که گفت:
شنیدم امام صادق علیهالسلام میفرمود:
«از خدا بترسید و حسد نورزید؛ زیرا یکی از روشهای عبادی حضرت عیسی بن مریم علیهالسلام، گردش و سیاحت در شهرها بود.
روزی در یکی از این سفرها، مردی کوتاهقد از یارانش که بسیار ملازم حضرت عیسی بود، همراه او بود.
وقتی حضرت عیسی به کنار دریا رسید، با یقین کامل گفت: "بسم الله" و بر روی آب راه رفت.
آن مرد کوتاهقد نیز همین جمله را با یقین گفت و بر روی آب راه رفت و به حضرت عیسی رسید.
اما در دلش غرور پدید آمد و گفت: "این عیسی، روح خداست که بر آب راه میرود، و من نیز بر آب راه میروم؛ پس چه برتریای بر من دارد؟"
در همان لحظه، در آب فرو رفت.
فریاد کمک سر داد و حضرت عیسی دستش را گرفت و او را از آب بیرون کشید.
سپس از او پرسید: "چه گفتی ای کوتاهقد؟"
او پاسخ داد: "گفتم این روح خدا بر آب راه میرود و من نیز راه میروم، و همین باعث شد که در دلم غرور پدید آید."
حضرت عیسی فرمود: "تو خود را در جایگاهی قرار دادی که خداوند برایت تعیین نکرده بود، و خداوند به خاطر آنچه گفتی، بر تو خشم گرفت.
پس توبه کن از آنچه گفتی."
آن مرد توبه کرد و به همان مرتبهای که خداوند برایش مقرر کرده بود، بازگشت.
پس از خدا بترسید و مبادا برخی از شما به برخی دیگر حسد بورزد.»
📚الکافي: ج 2ص 306
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖هشدار الهی درباره حسادت به دارایی دیگران
🔺ِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع يَا ابْنَ عِمْرَانَ لَا تَحْسُدَنَّ النَّاسَ عَلَى مَا آتَيْتُهُمْ مِنْ فَضْلِي وَ لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى ذَلِكَ وَ لَا تُتْبِعْهُ نَفْسَكَ فَإِنَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِي صَادٌّ لِقَسْمِيَ الَّذِي قَسَمْتُ بَيْنَ عِبَادِي وَ مَنْ يَكُ كَذَلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنِّي.
🔸از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
خداوند عزّوجل به موسی بن عمران علیهالسلام فرمود:
«ای پسر عمران! بر آنچه از فضل خود به مردم دادهام، حسد نورز؛ و چشم به آن مدوز؛ و دل خود را به دنبال آن مفرست؛ زیرا حسود نسبت به نعمتهای من خشمگین است، و از تقسیماتی که میان بندگانم انجام دادهام رویگردان است. و هر کس چنین باشد، از من نیست و من نیز از او نیستم.»
👇غبطه و حسادت👇
🔺ِّ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ عِيَاضٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَغْبِطُ وَ لَا يَحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ يَحْسُدُ وَ لَا يَغْبِطُ.
🔸از فضیل بن عیاض از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند:
مؤمن غبطه میخورد ولی حسادت نمیورزد، و منافق حسادت میورزد ولی غبطه نمیخورد.
👇توضیح👇
🔹 غبطه یعنی آرزو کردن نعمتی که دیگری دارد، بدون اینکه زوال آن را برای او بخواهد.
🔹 حسادت یعنی آرزوی زوال نعمت از دیگری.
📚منابع:
1: الکافي: ج 2 ص307
2: الکافي ج 2 ص307
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖رنج همیگشي حسود....
🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَقَلُّ النَّاسِ لَذَّةً الْحَسُودُ.
🔸پیامبر«صلياللهعلیهوآله» فرمودند:
«کملذتترین مردم، حسود است.»
👇توضیح👇
کسی که حسادت میورزد، از زندگی و نعمتهای خود بهرهمند نمیشود و همیشه در رنج و ناراحتی است، چون چشم به داشتههای دیگران دارد. حسادت نهتنها به دیگران آسیب میزند، بلکه بیش از همه، آرامش و شادی خود فرد حسود را از بین میبرد.
📚الفقیه: ج4 ص 394
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖نشانههای شخص حسود
🔺ََ قَالَ حَدَّثَنِي حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ يَا بُنَيَّ لِكُلِّ شَيْءٍ عَلَامَةٌ يُعْرَفُ بِهَا وَ يُشْهَدُ عَلَيْهَا و لِلْحَاسِدِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَة
🔸حماد بن عیسی از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که فرمود:
لقمان به پسرش گفت:
«ای فرزندم! هر چیزی نشانهای دارد که با آن شناخته میشود و بر آن گواهی داده میشود.
و برای حسود، سه نشانه است:
1. غیبت میکند وقتی فرد مورد حسادت غایب است،
2. چاپلوسی میکند وقتی در حضور اوست،
3. و از مصیبت او شادمان میشود.»
📚: الخصال، ج1، ص: 121
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
هدایت شده از علم الحدیث
لینک پیام ناشناس برای نکتهِ نظرات
https://daigo.ir/secret/656118817
➖تفاوت حسد و غبطه از نگاه اخلاق اسلامي
🔺وَاعْلَمْ أَنَّهُ لا حَسَدَ إِلَّا عَلَى نِعْمَةٍ، فَإِذَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَى أَخِيكَ بِنِعْمَةٍ، فَلَكَ فِيهَا حَالَتَانِ:حْدَاهُمَا: أَنْ تَكْرَهَ تِلْكَ النِّعْمَةَ وَتُحِبَّ زَوَالَهَا، سَوَاءٌ أَرَدْتَ وُصُولَهَا إِلَيْكَ أَمْ لا، وَهَذِهِ الْحَالَةُ تُسَمَّى حَسَدًا.
وَالثَّانِيَةُ**: أَنْ لا تُحِبَّ زَوَالَهَا، وَلا تَكْرَهَ وُجُودَهَا وَدَوَامَهَا، وَلَكِنْ تَشْتَهِي لِنَفْسِكَ مِثْلَهَا، وَهَذِهِ تُسَمَّى غِبْطَةً، وَقَدْ يُخَصُّ بِاسْمِ الْمُنَافَسَةِ.
فَأَمَّا الْأَوَّلُ**: فَهُوَ حَرَامٌ مُطْلَقًا، كَمَا هُوَ الْمَشْهُورُ، أَوْ إِظْهَارُهُ كَمَا يَظْهَرُ مِنْ بَعْضِ الْأَخْبَارِ، إِلَّا نِعْمَةً أَصَابَهَا كَافِرٌ أَوْ فَاجِرٌ، وَهُوَ يَسْتَعِينُ عَلَى تَهْيِيجِ الْفِتْنَةِ وَإِفْسَادِ ذَاتِ الْبَيْنِ وَإِيذَاءِ الْخَلْقِ، فَلا يَضُرُّكَ كَرَاهَتُكَ لَهَا وَمَحَبَّتُكَ لِزَوَالِهَا، فَإِنَّكَ لا تُحِبُّ زَوَالَهَا مِنْ حَيْثُ إِنَّهَا نِعْمَةٌ، بَلْ مِنْ حَيْثُ هِيَ آلَةُ الْفَسَادِ، وَلَوْ أَمِنْتَ فَسَادَهُ لَمْ تَغْمُكَ تَنَعُّمُهُ.
🔸مرحوم علامه مجلسي:
و بدان که حسادت فقط نسبت به نعمتهاست.
پس اگر خداوند نعمتی به برادرت عطا کرد، تو در برابر آن دو حالت داری:
1. حالت اول: اینکه از وجود آن نعمت ناراحت شوی و آرزو کنی که آن نعمت از بین برود، چه بخواهی آن نعمت به تو برسد یا نه. این حالت را "حسد" مینامند.
2. حالت دوم: اینکه از وجود آن نعمت ناراحت نشوی و آرزوی زوالش را نداشته باشی، بلکه فقط آرزو کنی که خودت هم مثل آن را داشته باشی. این حالت را "غبطة" (غبطه) مینامند، و گاهی هم به آن "رقابت سالم" گفته میشود.
🔴 اما حالت اول (حسد) بهطور مطلق حرام است، همانطور که مشهور است. یا دستکم آشکار کردن آن حرام است، چنانکه از برخی روایات برمیآید.
❗️مگر اینکه نعمتی باشد که به یک کافر یا فاسق رسیده باشد و او از آن نعمت برای ایجاد فتنه، فساد در جامعه، و آزار مردم استفاده کند. در این صورت، ناراحتی تو از آن نعمت و آرزوی زوالش ضرری ندارد؛ چون تو از بین رفتن آن نعمت را نه بهخاطر اینکه نعمت است، بلکه بهخاطر اینکه ابزار فساد شده، دوست داری. و اگر مطمئن باشی که آن فرد با آن نعمت فساد نمیکند، دیگر از بهرهمندیاش ناراحت نمیشوی.
📚بحار الأنوار ج70، ص: 238
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونه حسادت باعث آتش زدن نیکیها میشود
🔺قَالَ «صلياللهعلیهوآله»:
الْحَسَدُ يَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.
🔸پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«حسد، حسنات (کارهای نیک) را میخورد، همانگونه که آتش، هیزم را میخورد.»
👇توضیح👇
🔺بيان: قال السيد رضي الله عنه في شرح هذا الخبر هذه استعارة و المراد أن الحسد مخرج لصاحبه إلى الإقدام على المعاصي و الارتكاس في المهاوي فيقع في الدماء الحرام و يحتطب في حمائل الآثام و يشرع في نقل النعم من أماكنها و إزعاجها عن مواطنها فيكون عقاب هذه المحظورات محبطا لحسناته و مسقطا لثواب طاعاته على المذهب الذي أشرنا إليه فيما تقدم فيصير الحسد الذي هو السبب في استحقاق العقاب و إحباط الثواب كأنه يأكل تلك الحسنات لأنه يذهبها و يفنيها و يسقط أعيانها و يعفيها.
و إنما شبه ع في أكله الحسنات بالنار التي تأكل الحطب لأن الحسد يجري في قلب الإنسان مجرى النار لاهتياجه و اتقاده و إرماضه و إحراقه و من هناك قال بعضهم ما رأيت ظالما أشبه بمظلوم من الحاسد نفس يتضور و زفير يتردد و حزن يتجدد
🔸سید رضی در شرح این حدیث میفرماید:
این تعبیر، استعاره است؛ و مقصود آن است که حسد، انسان را به سوی ارتکاب گناهان و سقوط در ورطههای هلاکت میکشاند؛ بهگونهای که ممکن است به خونهای حرام دست یابد، در بند گناهان گرفتار شود، و در انتقال نعمتها از جایگاههایشان و بیرون راندن آنها از صاحبانشان اقدام کند.
در نتیجه، کیفر این گناهان، باعث نابودی حسنات و از بین رفتن پاداش طاعات او میشود، بر اساس مذهبی که پیشتر به آن اشاره شد.
پس حسد، که عامل استحقاق عذاب و نابودی ثواب است، گویی همانند آتشی است که حسنات را میبلعد؛ زیرا آنها را از بین میبرد، نابود میسازد، حقیقتشان را ساقط میکند و آثارشان را محو مینماید.
و حضرت (علیهالسلام) حسد را در نابود کردن حسنات، به آتشی تشبیه کردهاند که هیزم را میخورد؛ زیرا حسد در دل انسان مانند آتش عمل میکند: شعلهور میشود، میسوزاند، دل را به درد میآورد و میگدازد.
از همینرو، برخی گفتهاند:
«ظالمی را ندیدم که به مظلوم شبیهتر از حسود باشد؛ نفسی که در عذاب است، آهی که پیوسته برمیخیزد، و اندوهی که مدام تازه میشود.»
📚 المجازات النبوية، ص: 211
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)24 ✍با وجود تدابیر سختگیرانه و حکومت نظامی شدیدی که عبیدالله بن زیاد در کوفه ب
➖عثمانیه در کربلاء)25
✍🏻با تمام حیلهها و ترفندهای عبیدالله بن زیاد برای مهار کردن کوفیان، آیا همهی کسانی که به نخیله اعزام شدند، جزئی از سپاه او شدند؟
پاسخ منفی است؛ شمار کسانی که در میانهی راه گریختند، بیش از کسانی بود که به مقصد رسیدند.
برای درک بهتر این موضوع، به دو گزارش زیر توجه کنید.
1. 🔺وَكَانَ الرَّجُل يبعث فِي ألف فلا يصل إلا في ثلاث مائة وأربع مائة وأقل من ذَلِكَ كراهة منهم لهذا الوجه.
🔸بلاذي نقل ميکند:
و در آن زمان عبیدالله بن زیاد، مردی را با هزار نفر میفرستادند، اما جز سیصد یا چهارصد نفر، یا حتی کمتر از آن، همراه او نمیرفتند؛ زیرا مردم از رفتن به این مأموریت ناخشنود بودند.
2. 🔺قالوا: وكان ابن زياد إذا وجه الرجل الى قتال الحسين في الجمع الكثير، يصلون الى كربلاء، ولم يبق منهم الا القليل، كانوا يكرهون قتال الحسين، فيرتدعون، ويتخلفون.
🔸ابن قتیه دینوري نقل ميکند:
گفتهاند: هرگاه ابن زیاد فرماندهی را همراه گروهی بزرگ برای جنگ با حسین علیهالسلام میفرستاد، آنان به کربلا میرسیدند، اما جز اندکی از آن جمع باقی نمیماند؛ زیرا بیشترشان از جنگ با حسین اکراه داشتند، پس باز میگشتند و از همراهی سرباز میزدند
👇نتیجه👇
با تدابیر سختگیرانه و امنیتیای که حکومت وقت اتخاذ کرده بود، هیچکس جرأت فرار نداشت؛ و ناگزیر، هر فردی که در کوفه بهعنوان نیروی نظامی شناخته میشد، باید در اردوگاه نخیله، تحت فرمان عبیدالله بن زیاد، حاضر میگشت. کوفه، شهری که روزگاری بهعنوان پایگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام شناخته میشد، با همه تلاشهای جریان عثمانی برای تغییر هویت آن، همچنان در دل خود شمار قابل توجهی از محبان و شیعیان آن حضرت را جای داده بود.
همین تعلق خاطر، سبب شد که بسیاری از مردم کوفه، با وجود اجبار حکومتی، از همراهی با سپاه یزید اکراه داشته باشند. از هر هزار نفر اعزامی، حدود ششصد نفر، بهسبب نفرت از مشارکت در قتل نوه پیامبر صلیاللهعلیهوآله، از مسیر گریختند.
📚منابع:
1: أنساب الأشراف 3 ص179
2: الأخبار الطوال ج 1 ص 254
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi