➖چگونه حسادت باعث آتش زدن نیکیها میشود
🔺قَالَ «صلياللهعلیهوآله»:
الْحَسَدُ يَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.
🔸پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«حسد، حسنات (کارهای نیک) را میخورد، همانگونه که آتش، هیزم را میخورد.»
👇توضیح👇
🔺بيان: قال السيد رضي الله عنه في شرح هذا الخبر هذه استعارة و المراد أن الحسد مخرج لصاحبه إلى الإقدام على المعاصي و الارتكاس في المهاوي فيقع في الدماء الحرام و يحتطب في حمائل الآثام و يشرع في نقل النعم من أماكنها و إزعاجها عن مواطنها فيكون عقاب هذه المحظورات محبطا لحسناته و مسقطا لثواب طاعاته على المذهب الذي أشرنا إليه فيما تقدم فيصير الحسد الذي هو السبب في استحقاق العقاب و إحباط الثواب كأنه يأكل تلك الحسنات لأنه يذهبها و يفنيها و يسقط أعيانها و يعفيها.
و إنما شبه ع في أكله الحسنات بالنار التي تأكل الحطب لأن الحسد يجري في قلب الإنسان مجرى النار لاهتياجه و اتقاده و إرماضه و إحراقه و من هناك قال بعضهم ما رأيت ظالما أشبه بمظلوم من الحاسد نفس يتضور و زفير يتردد و حزن يتجدد
🔸سید رضی در شرح این حدیث میفرماید:
این تعبیر، استعاره است؛ و مقصود آن است که حسد، انسان را به سوی ارتکاب گناهان و سقوط در ورطههای هلاکت میکشاند؛ بهگونهای که ممکن است به خونهای حرام دست یابد، در بند گناهان گرفتار شود، و در انتقال نعمتها از جایگاههایشان و بیرون راندن آنها از صاحبانشان اقدام کند.
در نتیجه، کیفر این گناهان، باعث نابودی حسنات و از بین رفتن پاداش طاعات او میشود، بر اساس مذهبی که پیشتر به آن اشاره شد.
پس حسد، که عامل استحقاق عذاب و نابودی ثواب است، گویی همانند آتشی است که حسنات را میبلعد؛ زیرا آنها را از بین میبرد، نابود میسازد، حقیقتشان را ساقط میکند و آثارشان را محو مینماید.
و حضرت (علیهالسلام) حسد را در نابود کردن حسنات، به آتشی تشبیه کردهاند که هیزم را میخورد؛ زیرا حسد در دل انسان مانند آتش عمل میکند: شعلهور میشود، میسوزاند، دل را به درد میآورد و میگدازد.
از همینرو، برخی گفتهاند:
«ظالمی را ندیدم که به مظلوم شبیهتر از حسود باشد؛ نفسی که در عذاب است، آهی که پیوسته برمیخیزد، و اندوهی که مدام تازه میشود.»
📚 المجازات النبوية، ص: 211
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)24 ✍با وجود تدابیر سختگیرانه و حکومت نظامی شدیدی که عبیدالله بن زیاد در کوفه ب
➖عثمانیه در کربلاء)25
✍🏻با تمام حیلهها و ترفندهای عبیدالله بن زیاد برای مهار کردن کوفیان، آیا همهی کسانی که به نخیله اعزام شدند، جزئی از سپاه او شدند؟
پاسخ منفی است؛ شمار کسانی که در میانهی راه گریختند، بیش از کسانی بود که به مقصد رسیدند.
برای درک بهتر این موضوع، به دو گزارش زیر توجه کنید.
1. 🔺وَكَانَ الرَّجُل يبعث فِي ألف فلا يصل إلا في ثلاث مائة وأربع مائة وأقل من ذَلِكَ كراهة منهم لهذا الوجه.
🔸بلاذي نقل ميکند:
و در آن زمان عبیدالله بن زیاد، مردی را با هزار نفر میفرستادند، اما جز سیصد یا چهارصد نفر، یا حتی کمتر از آن، همراه او نمیرفتند؛ زیرا مردم از رفتن به این مأموریت ناخشنود بودند.
2. 🔺قالوا: وكان ابن زياد إذا وجه الرجل الى قتال الحسين في الجمع الكثير، يصلون الى كربلاء، ولم يبق منهم الا القليل، كانوا يكرهون قتال الحسين، فيرتدعون، ويتخلفون.
🔸ابن قتیه دینوري نقل ميکند:
گفتهاند: هرگاه ابن زیاد فرماندهی را همراه گروهی بزرگ برای جنگ با حسین علیهالسلام میفرستاد، آنان به کربلا میرسیدند، اما جز اندکی از آن جمع باقی نمیماند؛ زیرا بیشترشان از جنگ با حسین اکراه داشتند، پس باز میگشتند و از همراهی سرباز میزدند
👇نتیجه👇
با تدابیر سختگیرانه و امنیتیای که حکومت وقت اتخاذ کرده بود، هیچکس جرأت فرار نداشت؛ و ناگزیر، هر فردی که در کوفه بهعنوان نیروی نظامی شناخته میشد، باید در اردوگاه نخیله، تحت فرمان عبیدالله بن زیاد، حاضر میگشت. کوفه، شهری که روزگاری بهعنوان پایگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام شناخته میشد، با همه تلاشهای جریان عثمانی برای تغییر هویت آن، همچنان در دل خود شمار قابل توجهی از محبان و شیعیان آن حضرت را جای داده بود.
همین تعلق خاطر، سبب شد که بسیاری از مردم کوفه، با وجود اجبار حکومتی، از همراهی با سپاه یزید اکراه داشته باشند. از هر هزار نفر اعزامی، حدود ششصد نفر، بهسبب نفرت از مشارکت در قتل نوه پیامبر صلیاللهعلیهوآله، از مسیر گریختند.
📚منابع:
1: أنساب الأشراف 3 ص179
2: الأخبار الطوال ج 1 ص 254
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖ویرانکننده ایمان چیست؟
🔺عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ الْكَذِبَ هُوَ خَرَابُ الْإِيمَانِ
🔸از امام باقر (علیهالسلام) نقل شده که فرمود:
همانا دروغ، ویرانکننده ایمان است.
👇توضیح👇
🔺الحمل للمبالغة فى السببية لان الكذب يخرب ايمان الكاذب و يذهب بصالح دينه و يورث النفاق و يمنع أن ينتقش فى النفس صورة الحق و الصدق و يسد باب الخير و كل ذلك سبب لزوال الايمان أو نقصانه.
🔸مرحوم ملاصالح مازندارني:
«این تعبیر (خراب کردن ایمان) برای مبالغه در سببیت به کار رفته است؛ زیرا دروغ، ایمانِ دروغگو را ویران میکند، دینِ نیکوی او را از بین میبرد، نفاق به بار میآورد، مانع نقش بستن تصویر حق و صدق در نفس میشود، و درِ خیر را میبندد.
و همه اینها موجب زوال یا نقصان ایمان است.»
📚منابع:
1: الکافي: ج 2 ص339
2:شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)، ج9، ص: 378
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖به مناسبت پخش سریال حضرت یوسف «علیهالسلام» 🔹 جزئیات و نکات ظریف: - [پیراهن حضرت یوسف چگونه پیرا
➖دفاع از حضرت یوسف«علیهالسلام» در برابر تهمت ناموسي
✍🏻دیشب، سکانس مشهور سریال حضرت یوسف علیهالسلام پخش شد که در آن، آیهی شریفهی زیر به تصویر کشیده شد:
«وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ»
(سوره یوسف، آیه ۲۴)
ظاهر این آیه چنین مینماید که حضرت یوسف علیهالسلام نیز قصدی نسبت به زلیخا داشتهاند؛ چنانکه در سکانس سریال نیز این برداشت تقویت شد و نشان داده شد که حضرت، پس از مشاهدهی چهرهی زشت زلیخا، از تصمیم خود پشیمان شدند. افزون بر این، بسیاری از ترجمههای رایج قرآن نیز همین معنا را منتقل کردهاند، مگر ترجمهی استاد انصاریان که تفسیری متفاوت ارائه میدهد.
🔺حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الصَّلْتِ الْهَرَوِيُّ قَالَ: لَمَّا جَمَعَ الْمَأْمُونُ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع أَهْلَ الْمَقَالاتِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ الدِّيَانَاتِ مِنَ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى وَ الْمَجُوسِ وَ الصَّابِئِينَ وَ سَائِرِ أَهْلِ الْمَقَالاتِ فَلَمْ يَقُمْ أَحَدٌ إِلَّا وَ قَدْ أَلْزَمَهُ حُجَّتَهُ كَأَنَّهُ أُلْقِمَ حَجَراً قَامَ إِلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَهْمِ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ تَقُولُ بِعِصْمَةِ الْأَنْبِيَاءِ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا تَعْمَلُ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل فِي يُوسُفَ وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها
فَإِنَّهَا هَمَّتْ بِالْمَعْصِيَةِ وَ هَمَّ يُوسُفُ بِقَتْلِهَا إِنْ أَجْبَرَتْهُ لِعِظَمِ مَا تَدَاخَلَهُ فَصَرَفَ اللَّهُ عَنْهُ قَتْلَهَا وَ الْفَاحِشَةَ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ يَعْنِي الْقَتْلَ وَ الزِّنَاء
🔸قاسم بن محمد برمکی نقل میکند که ابو صلت هروی گفت:
هنگامی که مأمون، علی بن موسی الرضا علیهالسلام را فراخواند و گروهی از صاحبان عقاید مختلف را از میان مسلمانان و پیروان دیگر ادیان همچون یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، صابئین و سایر اهل مذاهب گرد آورد، هیچکس از میان آنان نتوانست در برابر استدلالهای امام ایستادگی کند؛ بلکه هر یک چنان مقهور حجت او شدند که گویی سنگی در دهانشان نهاده شده بود.
در این میان، علی بن محمد بن جهم برخاست و خطاب به امام گفت:
ای فرزند رسول خدا، آیا به عصمت پیامبران باور داری؟
امام فرمود: آری.
او پرسید: پس با آیهی «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا» دربارهی حضرت یوسف علیهالسلام چه میکنی؟
امام پاسخ داد: زلیخا قصد ارتکاب گناه داشت، و یوسف نیز اگر او را به اجبار وادار میکرد، قصد کشتن او را داشت؛ چرا که شدت اضطراب و درگیری درونیاش بسیار عظیم بود. اما خداوند او را از قتل و فحشا بازداشت، و این همان معنای آیهی «كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ» است؛ یعنی خداوند او را از بدی (قتل، زیرا اگر زلیخا را ميکشت به دست عزیز مصر قصاص ميشد) و فحشا (زنا، زیرا زلیخا، حضرت یوسف «علیه السلام» را مجبور به این عمل ميکرد اگر درهای اتاق باز نميشدند) بازداشت.
📚عیون الاخبار ج 1 ص 193
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖ویرانکننده ایمان چیست؟ 🔺عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى عَنْ أَبِيهِ ع
➖«پرهیز از دروغ؛ حتی در شوخی و مزاح»
🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ص يَقُولُ لِوُلْدِهِ اتَّقُوا الْكَذِبَ الصَّغِيرَ مِنْهُ وَ الْكَبِيرَ فِي كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَذَبَ فِي الصَّغِيرِ اجْتَرَى عَلَى الْكَبِيرِ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا يَزَالُ الْعَبْدُ يَصْدُقُ حَتَّى يَكْتُبَهُ اللَّهُ صِدِّيقاً وَ مَا يَزَالُ الْعَبْدُ يَكْذِبُ حَتَّى يَكْتُبَهُ اللَّهُ كَذَّاباً.
🔸امام علی بن الحسین «علیهما السلام» به فرزندان خود میفرمود:
> «از دروغ، چه کوچک و چه بزرگ، در هر حال — چه جدی و چه شوخی — پرهیز کنید؛ زیرا اگر کسی دروغ کوچک بگوید، جرأت پیدا میکند که دروغ بزرگ هم بگوید.»
سپس افزود:
«آیا نمیدانید که رسول خدا «صلی الله علیه و اله» فرمود: بندهای که همواره راست بگوید، خداوند او را در شمار راستگویان مینویسد؛ و بندهای که پیوسته دروغ بگوید، خداوند او را در شمار دروغگویان ثبت میکند.»
📚 الكافي ج2، ص: 338
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)25 ✍🏻با تمام حیلهها و ترفندهای عبیدالله بن زیاد برای مهار کردن کوفیان، آیا همه
➖عثمانیه در کربلاء)26
✍️در بخش پیشین بیان شد که عبیدالله بن زیاد، مردم کوفه را گروهگروه به سمت نخلیه ــ محل تجمع سپاهیان یزید در بیرون شهر ــ اعزام میکرد. از هر گروه هزار نفری، تنها حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر به کربلا میرسیدند و باقی افراد در مسیر متواری میشدند.
در این زمینه دو پرسش اساسی مطرح است:
1. چه تعداد از نیروهای اعزامی در مسیر فرار میکردند؟
2. این افراد پس از فرار، به کجا میرفتند و چه سرنوشتی پیدا میکردند؟
طبق روایت امام سجاد علیه السلام تعداد لشکریان یزید 30 هزار نفر بودند.
🔺قَالَ علی بن الحسین(علیه السلام) لَا يَوْمَ كَيَوْمِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ازْدَلَفَ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ وَ هُوَ بِاللَّهِ يُذَكِّرُهُمْ فَلَا يَتَّعِظُونَ حَتَّى قَتَلُوهُ بَغْياً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً
🔸 «امام زین العابدین(علیهالسلام) فرمودند:
هیچ روزی مانند روز [شهادت] حسین نیست که سی هزار نفر علیه او جمع شدند و همه گمان میکردند از این امت هستند و همه میخواستند با ریختن خون او به خدا نزدیک شوند در حالی که حسین آنها را نصیحت میکرد، اما تاثیری نداشت تا اینکه او را از روی سرکشی و ظلم و دشمنی کشتند».
👇نتیجه👇
✍️اگر از هر هزار نفر اعزامی، تنها ۴۰۰ نفر به کربلا میرسیدند و ۶۰۰ نفر در مسیر فرار میکردند، با یک محاسبه سرانگشتی میتوان گفت شمار فراریان بسیار قابل توجه بوده است. حال اگر همین جمعیت انبوه، تنها با سردادن شعار «اللهاکبر» فضای کوفه و اطراف آن را پر میکردند، آیا کسی جرأت جسارت به ساحت مقدس امام حسین علیهالسلام را داشت؟
این شمار قابل توجه از فراریان امکان بازگشت به کوفه را نداشتند، چرا که عبیدالله بن زیاد آنان را به شدت مجازات میکرد. از اینرو، بسیاری از آنان در نخلستانها و مناطق اطراف کوفه پراکنده شدند و از ترس تعقیب و تنبیه، پنهانزیستی را برگزیدند.
اما پرسش مهم این است: این افراد در روز واقعه کربلا کجا بودند؟
🔺عن سعد بن عبیدة: إنَّ أشیاخاً مِن أهلِ الکوفَةِ لَوُقوفٌ عَلَی التَّلِّ یَبکونَ، و یَقولونَ: اللّهُمَّ أنزِل نَصرَکَ. قالَ: قُلتُ: یا أعداءَ اللّهِ! ألا تَنزِلونَ فَتَنصُرونَهُ
🔸راوی گوید: "برخی شیوخ کوفه، روی بلندی رفته و با گریه دعا میکردند که خدایا نصرتت را بر حسین نازل کن. من گفتم ای دشمنان خدا، چرا خودتان نمیروید یاریاش کنید؟!"
👇نتیجه👇
از اینرو، در واقعه کربلا میتوان سه گروه اصلی را شناسایی کرد:
1. یزیدیان: آنان که در صف ظلم و ستم ایستادند و در برابر حق شمشیر کشیدند.
2. حسینیان: یاران وفادار امام حسین علیهالسلام که تا پای جان در راه حقیقت ایستادگی کردند.
3. ندبهکنندگان تماشاگر: کسانی که با اشک و آه، نظارهگر صحنه بودند اما جرأت یا اراده همراهی با حق را نداشتن
📚منابع:
1: :امالی شیخ صدوق، ص۴۶۲
2: تاریخ طبری ج ۵ ص ۳۹۲
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)26 ✍️در بخش پیشین بیان شد که عبیدالله بن زیاد، مردم کوفه را گروهگروه به سمت نخ
این قسمت را خطبهخط و واژهبهواژه که میخوانی، احساسی در دل پدید میآید؛ گویی در طول تاریخ، همواره کوشیدهاند که این بخش از ماجرا سانسور شود و کسی از گروه سوم کربلا، یعنی «ندبهکنندگانِ تماشاگر»، سخنی به میان نیاورد.
**اللهم اجعل عواقب أمورنا خیراً**
✍🏻عیسوند
علم الحدیث
➖«پرهیز از دروغ؛ حتی در شوخی و مزاح» 🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ص
➖ «طعم شیرین ایمان، با ترک دروغ»
🔺عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ.
🔸امیرالمومنین «علیهالسلام فرمودند:
«بندهای طعم ایمان را نمیچشد، مگر آنکه دروغ را ترک کند؛ چه شوخی باشد و چه جدی.»
📚الکافي: ج2ص340
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖پشتپرده پیشگوئیها، چگونه دروغ مدعیان غیب را بر ملا کنیم
🔺ٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ آيَةَ الْكَذَّابِ بِأَنْ يُخْبِرَكَ خَبَرَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَإِذَا سَأَلْتَهُ عَنْ حَرَامِ اللَّهِ وَ حَلَالِهِ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ شَيْءٌ
🔸امام صادق علیهالسلام میفرمود:
نشانهی دروغگو آن است که از اخبار آسمان و زمین و مشرق و مغرب برایت سخن میگوید، اما هنگامی که از او دربارهی حلال و حرام الهی بپرسی، چیزی برای گفتن ندارد.»
👇توضیح👇
🔺كان الباء زائدة أو التقدير تعلم بأن يخبرك و إنما كان هذا آية الكذاب لأنه لو كان علمه بالوحي و الإلهام لكان أحرى بأن يعلم الحلال و الحرام، لأن الحكيم العلام من يفيض على الأنام ما هم أحوج إليه من الحقائق و الأحكام، و كذا لو كان بالوراثة عن الأنبياء و الأوصياء عليهم السلام، و لو كان بالكشف فعلى تقدير إمكان حصوله لغير الحجج عليهم السلام فالعلم بحقائق الأشياء على ما هي عليه لا يحصل لأحد إلا بالتقوى و تهذيب السر عن رذائل الأخلاق، قال الله تعالى:" وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ «1»" و لا يحصل التقوى إلا بالاقتصار على الحلال و الاجتناب عن الحرام، و لا يتيسر ذلك إلا بالعلم بالحلال و الحرام، فمن أخبر عن شيء من حقائق الأشياء و لم يكن عنده معرفة بالحلال و الحرام فهو لا محالة كذاب يدعي ما ليس له.
🔸علامه مجلسی:
و این ویژگی، نشانهی دروغگو است؛ زیرا اگر علم او از طریق وحی و الهام بود، سزاوارتر بود که از حلال و حرام نیز آگاه باشد.
چرا که **حکیم و دانای حقیقی کسی است که بر مردم چیزی را افاضه کند که آنان بیشتر به آن نیاز دارند، مانند حقایق و احکام.
همچنین اگر علم او از طریق وراثت از پیامبران و اوصیاء علیهمالسلام بود، یا اگر از طریق کشف به دست آمده باشد — البته اگر فرض کنیم کشف برای غیر از حجج علیهمالسلام ممکن باشد — باز هم علم به حقایق اشیاء آنگونه که هستند، جز از راه تقوا و پاکسازی باطن از رذائل اخلاقی حاصل نمیشود.
📖 چنانکه خداوند متعال فرموده است:
"وَاتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ"
و تقوا حاصل نمیشود مگر با محدود کردن خود به حلال و دوری از حرام، و این نیز ممکن نیست مگر با شناخت حلال و حرام.
پس کسی که از **حقایق اشیاء سخن میگوید ولی شناختی از حلال و حرام ندارد، بیتردید دروغگوست و ادعایی دارد که شایستهی آن نیست.
📚منابع:
1: الکافي: ج2ص340
2: مراة العقول ج10ص331
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖پشتپرده پیشگوئیها، چگونه دروغ مدعیان غیب را بر ملا کنیم 🔺ٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه
«این مشکل(کسانی که ادعاء غیب گوئی میکنند و فقط دنبال دورغ و سوء استفاده هستند)
در جامعه امروز بسیار رایج است، و بر اساس فرمایش معصومان علیهم السلام، حلال و حرام الهی نقطهی حساس و تعیینکنندهی معارف حقیقی دین به شمار میآید.»
➖همنشینی با دروغگو؛ نابودی اعتبار و اعتماد
🔺عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَجْتَنِبَ مُوَاخَاةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ يَكْذِبُ حَتَّى يَجِيءَ بِالصِّدْقِ فَلَا يُصَدَّقُ.
🔸امیرالمومنین علیه السلام:
«شایسته است که مرد مسلمان از دوستی با دروغگو پرهیز کند، زیرا او آنقدر دروغ میگوید که حتی وقتی راست میگوید، کسی سخنش را باور نمیکند.»
📚الکافي: ج2ص341
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)26 ✍️در بخش پیشین بیان شد که عبیدالله بن زیاد، مردم کوفه را گروهگروه به سمت نخ
➖عثمانیه در کربلاء)27
✍🏻ابن زیاد برای آنکه بتواند قیام کوفیان را در نطفه خنثی کند، ناگزیر بود در نخستین گام، چهرههای کلیدی و تأثیرگذار این حرکت را یا به زندان بیفکند یا از میان بردارد.
این اقدام، ضمن آنکه زمینهساز فروپاشی انقلاب میشد، نوعی زهر چشم نیز از نیروهای مردد و بیطرف جامعه میگرفت.
در این بخش، به سیاست زندانیکردن شیعیان در دوران حکومت عبیدالله بن زیاد، پیش از وقوع فاجعه جانسوز کربلا، اشاره خواهیم کرد.
🔺«قال ابو مخنف: فحدثني ابو جناب الكلبى ان كثيرا الفى رجلا منكلب يقال له عبد الأعلى بن يزيد، قد لبس سلاحه يريد ابن عقيل في بنى فتيان فأخذه حتى ادخله على ابن زياد فاخبره خبره فقال لابن زياد: انما أردتك، قال: و كنت وعدتني ذلك من نفسك فامر به فحبس)1
🔸طبری نقل میکند:
« ابو جناب كلبى گويد: كثير يكى از مردم كلب را بديد به نام عبد الاعلى بن يزيد كه سلاح بسته بود و با تنى چند از بنى فتيان آهنگ ابن عقيل داشت پس او را بگرفت و پيش ابن زياد برد. او به ابن زياد گفت: «آهنگ تو داشتم.» ابن زياد گفت: «با من وعده نهاده بودى؟» و بگفت تا او را زندانی کردند.»
🔺و خرج محمد بن الاشعث حتى وقف عند دور بنى عماره و جاءه عماره بن صلخب الأزدي و هو يريد ابن عقيل عليه سلاحه فأخذه فبعث به الى ابن زياد فحبسه.» 2
🔸طبری نقل میکند:
«گويد: محمد بن اشعث نيز برفت و به نزديك خانه هاى بنى عماره توقف كرد. عماره بن صلخب ازدى بيامد، آهنگ ابن عقيل داشت و سلاح بسته بود، وى را گرفت و پيش ابن زياد برد كه او را نیز زندانی کردند.»
🔺«قيل: و كان فيمن خرج معه المختار بن أبي عبيد و عبد الله بن الحارث بن نوفل فطلبهما ابن زياد و حبسهم» 3
🔸ابن اثیر نقل میکند:
«گفته شده و كسانى كه با او قيام و خروج كردند، مختار بن ابى عبيد و عبد الله بن حارث بن نوفل بودند. ابن زياد آن دو تن را گرفت و زندانی کرد.»
🔺و حبس جماعة من الوجوه استيحاشا منهم و فيهم الأصبغ بن نباته و الحارث الأعور الهمداني.» 4
🔸طبری نقل میکند:
«و گروهی از چهرههای سرشناس را به دلیل بدگمانی به آنان زندانی کرد، که در میانشان اصبغ بن نباته و حارث اعور همدانی نیز بودند.»
🔺«و خرج محمد بن الاشعث حتى وقف عند دور بنى عماره و جاءه عماره بن صلخب الأزدي و هو يريد ابن عقيل عليه سلاحه فأخذه فبعث به الى ابن زياد فحبسه)5
🔺طبری نقل میکند:
«گويد: محمد بن اشعث نيز برفت و به نزديك خانه هاى بنى عماره توقف كرد. عماره بن صلخب ازدى بيامد، آهنگ ابن عقيل داشت و سلاح بسته بود، وى را گرفت و پيش ابن زياد برد كه او را نیز زندانی کردند.»
📚منابع:
1: تاريخ الطبري، ج5، ص370
2: تاريخ الطبري، ج 5، ص 370
3: الكامل، ج4، ص 36 - إعلام الورى، ج1، ص445 – 44
4: تاريخ الطبري، ج5، ص370
5: تاريخ الطبري، ج 5، ص 370
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi